𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
نه منظورت چیه من روانی نیستم- ولی درمورد فرار کردن چی؟
آلاستور:
وای…
وای!
فرار کردن از کسی مثل آلاستور باید باحال باشه
ولی درمورد عواقب بعدش اصلاً اینطوری نیست…
اول باید یگم که زیادی سخته؛ باید وقتی رو پیدا کنی که سایه اش یا خودش تو رو تماشا نمیکنن.
مدت زمانی که این اتفاق ممکنه بیفته نهایتا 15 دقیقه است و تو همونقدر وقت داری.
فرض میکنیم با بدبختی و غیره بههرحال موفق میشی که بری.
اما رفتن تو حدودا… شاید ده دقیقه طول بکشه.
به محض اینکه سایه برگرده سر پستش و ببینه تو نیستی آلاستور خبر دار میشه
میاد سراغت حتی اگه وسط کار خاصی بوده باشه؛ تغییر اندازه خیلی شدیدی میده و نزدیکه که پنتاگرام رو برای پیدا کردن تو له کنه.
در نهایت وسط دویدن با فرم هیولا مانندش که یک ساختمون رو گرفته مواجه و درجا به خونه تلپورت میشی.
اونجا… آلاستور درمورد تنبیه کردنت در لحظه دریغ نمیکنه.
اولش با تهدید کلامی و آروم شروع میشه، درمورد نقص قرار دادت میگه
بعد به کشیدن قلاده و زنجیر و خفه کردنت میرسه... نمیمیری نترس این فقط یجور تجربه نزدیک به مرگ محسوب میشه.
چیزی برای اینکه یاد بگیری همچین چیزی رو بعداً تکرار نکنی
تا چند وقت ترس و انزوا و محدودیت شدید، بعدش شاید بهتر بشه.
آلاستور تظاهر میکنه آرومه اما از عمق وجودش اون لحظه که فهمید نیستی همزمان هم عصبانی شد هم نگران.
برای همین تغییر اندازه داد تا راحت تر بین جمعیت پیدات کنه♥
(چرا مال این گوزن عوضی یه صفحه کامل نوشتم-)
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
نه منظورت چیه من روانی نیستم- ولی درمورد فرار کردن چی؟
وکس:
برای فرار از دست ایشون باید خیلی ماهر و حساب کرده عمل کنی، مثل آلاستور نیست که فقط بر حسب شانس بتونی یه زمانی رو گیر بیاری نه!
اینجا اگه همه چیز رو برنامهریزی کنی شانس بالا تری داری
نصف شب، به نحوی موفق میشی از بالاترین طبقه برج که اتاق تو باشه بری پایین و فرار کنی؛ وقتی کل منطقه فناوری خاموش و ساکته اما به محض اینکه پات رو از محدوده دور تر بزاری آلارم هشدار ساعت مچی تو که به اتاق وکس وصله فعال میشه.
صبر نمیکنی و تا توان داری میدویی و به نحوی از شر گارد امنیتی هم خلاص میشی؟ خب در اون صورت بعدش با تمام پهپاد ها و دوربین های امنیتی درگیری و بعد از شاید یک روز پیدا میشی
بعدش تنبیه؛ وکس اصلاً نمیتونه بزاره از این قصر در بری♥
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
نه منظورت چیه من روانی نیستم- ولی درمورد فرار کردن چی؟
ولویت:
برای ولویت، فرار کردن راحته و از طرفی پیدا شدن هم همینطور.
اون هم مثل وکس بهکلی دوربین و تجهیزات امنیتی وکس تک دسترسی داره اما به نوعی بهت اعتماد داشت… البته تا قبل از اینکه بخوای فرار کنی.
نصف شب موفق میشی هر مانع امنیتی و صدا داری رو کنار بزاری و به طرز عجیبی بی صدا فرار کنی.
اونقدر در حقیقت بی صدا و ساکت بود که تعجب کردی اما به رفتن ادامه دادی.
درست موقعی که فکر میکنی فرار کردی یک نورافکن بزرگ روی صورتت روشن میشه و با صدای نچ نچ ولویت مواجه میشی.
بعد فقط برمیگردی به برج!
اما تا چند روز محرومی و دیگه اعتمادش رو نداری… در حقیقت بیشتر از عصبانی بودن ناراحته اما این رو نشون نمیده♥
#hazben_hotel
راستش فرار کردن از چارلی و وگی و آنجل داست به مراتب راحت تر از بقیه است.
البته قدرتشو دارن که کل جهنم رو دنبالت بگردن و اینکار رو میکنن.
برای آلاستور از همه سخت تره چون کم پیش میاد اون سایه ای که تو رو تماشا میکنه از سر پستش خارج بشه
تازه بخاطر قرارداد روحی که باهم بستید اگه دور بشی آلاستور بهرحال میفهمه🤷🏻♀️
ایبابا🌚
#نکته
اگه واقعا گوشی دستم نیومد که آرت های y/n x ام رو بزارم حتما بجاش یه قسمت دیگه هدکانون فناف میزارم😅✋🏻
(قول نمیدم-)
لفتی:
-شخصیتی واقعاً مرموز و ساکت داره.
-در نگاه اول اصلاً نمیشه بگی خطرناکه یا نه.
-فرض کنید شخصی قد بلند با موهای مشکی و چشم های دو رنگ صاف و محکم ایستاده و کاملاً سرد و ناخوانا به شما خیره شده.
-میتونی بفهمی قصدش چیه؟ نه.
-کاملاً کم حرف عه و فقط در صورت نیاز صحبت میکنه. اونم مختصر و در حد پاسخ های تک کلمه ای.
-حواس تقویت شده و قوی تری نسبت به بقیه داره که البته قابل درک عه.
-مسئولیت پذیر و منظم!
-زیاد به اینکه چرا یکی از چشم هاش به طور محسوسی با اونیکی متفاوته دقت نمیکنه، اما حداقل یک بار درموردش غر زده.
-دوست های خیلی مشنگی داره ( راک استار ها)
-رابطه اش با کارمند های رستوران یکم عجیبه، کسی جرئت نداره بهش کاری داشته باشه و متاقبلا اونم به کسی کاری نداره…
-با وجود اینکه آروم و صبور بنظر میرسه امتحان کردن صبرش بد ترین کاریه که میتونی انجام بدی.
-گلوی طرفی که جرعت همچین کاری رو داشته میگیره 3:
-صداش برای خوندن از راک استار فردی هم بهتره، از اونجایی که نسبتاً بم و عمیقه.
-ظاهری همیشه شیک و مرتب داره، پاپیون و یقه کت صاف، مو های مرتب و البته کت اش که فقط روی شونه هاش عه.
-لفتی مشخصا 90 درصد طرف قالب رابطه است.
توضیح بیشتری ندارم بدم…
-مو های نرم و لطیفی داره، البته یا باید روی چهار پایه وایسی یا اون خم شه تا بتونی اینو فیزیکی بفهمی.
-از اونایی عه که یهویی پیداش میشه.
-سرگرمی های انسانی رو درک نمیکنه اما سعی میکنه به اونایی که تو دوست داری یه نگاهی بندازه.
-به هنری احترام میزاره.
-همیشه گوش به زنگ و آماده است!
-محافظه کار عه، البته فقط در پشت صحنه.
-به اسکرپ بیبی و مولتن فردی چشم غره میره تا زبونشون رو گاز بگیرن…!
-بدون اینکه بفهمی از تو حمایت میکنه.
کیفی که قبل از رفتن مرتب شده، وسیله ای که گم اش کرده بودی سر جاش عه، موقعی که خوابت برد روت کت انداخته و…
-براش چندان اهمیتی نداره اگه واقعاً بفهمی اینطور مراقبته یا نه، همین که تو ایمن و خوشحال باشی براش کافیه.
-اما اگه بفهمی و تشکر کنی، فقط میتونم بگم وقتی از چشم بقیه دور شد یکم لبخند میزنه.
-گاهی یک نگاه کوچیکی به کتابخونه هنری میندازه.
-ماموریت داشته که پاپت رو بگیره اما بعد از دو سال و در حال حاضر لغو شده.
-ذهن و اراده قدرتمندی داره.
-چشم چپ اش یک اسکنر عه که برای تشخیص هدف از
بین جمعیت ساخته شده.
#fnaf