𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
بله، اهم. شما سعی میکنی توی دعوای فیزیکی مقابله به مثل کنی
لوسیفر:
راستش خیلی سخته که بخوای با پادشاه جهنم درگیری یا دعوای فیزیکی رو شروع کنی.
چون فقط پرواز میکنه به سمت بالا و یا جاخالی میده.
اون هم مثل چارلی سعی میکنه با حرف متقاعد ات کنه
تنها فرقش اینه که برخلاف پرنسس تو دستت به لوسیفر نمیرسه که حداقل کمی کتک اش بزنی،
بعلاوه! به اون قیافه اردکی و غمگین نگاه کن! اصلاً چطور میتونی همچین کاری رو انجام بدی؟؟
اگه بالاخره خسته بشی یا عقب بکشی میاد پایین و بال هاش رو دور تو حلقه میکنه تا بهت دلداری بده؛ اونجا تنها فرصتیه که میتونی بهش بزنی…
اگه اینکار رو انجام بدی ناراحت میشه و شاید حتی غرغر کنه و حس کنه فقط تظاهر کردی تسلیم شدی تا بکشیش پایین ولی حرف نمیزنه، تمرکزش روی آروم کردن توعه♥
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
بله، اهم. شما سعی میکنی توی دعوای فیزیکی مقابله به مثل کنی
آلاستور:
دعوای فیزیکی؟ با آلاستور؟ یک امر بهشدت غیر ممکنه…
اصلاً فرض کنیم که دعوا رو شروع کردی.
اون فقط به زوایای نامقدس خم میشه و میچرخه و از هرچیزی که میشه اسمش رو تلاش برای ضربه زدن گذاشت طفره میره
بعدش بهت میخنده:
“عصبانیت کوچیکت تموم شد عزیزم~؟”
یا ممکنه با اون شاخک های سایه ای روی مخ اش متوقف ات کنه.
تقریباً مثل وگی؛ آلاستور هم از بودن توی چنین موقعیت هایی راضی نیست و ترجیح میده حسابی سر جات بشونتت تا دیگه ادامه ندی. اما ناگفته نمونه که مخفیانه از این عصبانیت و تلاش ها لذت میبره
پس درنهایت کاملاً بی فایده است.
فقط داری خودت رو خسته و اون رو سرگرم میکنی. وقتی هم که تسلیم بشی با پیروزی میخنده و سرت رو نوازش میکنه♥
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
بله، اهم. شما سعی میکنی توی دعوای فیزیکی مقابله به مثل کنی
وکس:
دعوا فیزیکی با وکس… مسخره است (جر خوردن از خنده*)
اهم!
اولش ممکنه دست پاچه بشه و صدرصد جاخالی میده اما بههرحال حداقل یه ضربه بهش میخوره
اما زود عصبانی میشه و با دفع کردن یکی از حرکات سرکشانه ات یا نگه ات میداره تا بهت بگه آروم باشی
یا… از شوکر برقی روی گردنت استفاده میکنه.
چیز زیادی نیست اما حداقل به اندازه کافی بی حرکتت میکنه تا بتونه بغل بگیردتت ♥
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
بله، اهم. شما سعی میکنی توی دعوای فیزیکی مقابله به مثل کنی
ولویت:
برخلاف شخصیت معمولاً عصبانی اش آروم میمونه که یکم عجیبه.
نه دست پاچه میشه و نه حتی خشمگین؛ فقط لبخند میزنه و تماشا ات میکنه
البته این به این دلیله که میدونه وقتی یک نفر بهشدت عصبانیه باید چطور رفتار کرد برای همین آروم میمونه
اگه بهش بزنی فقط میخنده؛ اگه بفهمه قراره محکم بزنی جاخالی میده.
وقتی بالاخره خسته یا تسلیم بشی تصمیم میگیره بهت نزدیک بشه و دلداری ات بده
شاید در اون صورت از عصبانیتت کم بشه!
حتی پیشنهاد میکنه یکم کار برای اینکه آروم بشی انجام بدید
اما اگه همون لحظه پرخاشگری رو دوباره شروع کنی مثل یه والدین خسته فقط آه میکشه و بعد توی اتاق زندانی ات میکنه تا به قول خودش “آدم” شی.
همین♥
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
یک نقطه نرم…؟
چارلی:
نقطه نرم چارلی تقریباً همه چیزه، اما وقتی پر حرفی ها یا ایده های مسخره اش رو قبول کنی بهشدت نرم میشه!
در عوض، اگه تقلا یا مقاومت کنی پرنسس جهنم به شکل منفعلانه و ناراحتکننده ای میتونه خود خواه بشه!
پس اگه میخوای از نقطه ضعفی برای نرم کردنش استفاده کنی ازش بخواه یکی از موضوعات مورد علاقه اش رو برات توضیح بده یا به حرفاش گوش کن
اما چارلی از خیانت خیلی میترسه و بیزاره پس اگه از این نقطه نرم بد استفاده کنی بهشدت ناراحت میشه و بدون قرار نیست راحت از زیرش در بری♥
#hazben_hotel
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
یک نقطه نرم…؟
وگی:
نقطه نرم وگی وقتیه که ازش قدردانی میکنی.
از اونجایی که گاهی توی نشون دادن مراقبت و عشق میتونه ضعیف عمل کنه، اگه بابتشقدردانی کنی عمیقاً خوشحال میشه!
این یکی از معدود نقطه ضعف هایی هست که داره اما اگه بخوای از چیز قوی تری استفاده کنی ابراز عشقه.
وگی خیلی دوست داره ابراز متقابل عشق و دوست داشتن رو از طرف تو ببینه، مخصوصاً اینکه باعث میشه کمتر بابت دزدیدن و زندانی کردنت حس بدی داشته باشه…
اما اگه از این نقطه ضعف ها برای چیزی استفاده کنی که از چشم اون خیانت باشه عصبانی میشه و باهات حرف نمیزنه ♥
#hazben_hotel