خب حالا ما یچیزی داریم به اسم سناریو و هدکانون.
سناریو چیه؟
یه شرایطی، یه حرفی یا هرچی رو در نظر میگیریم و اتفاقی که میفته یا واکنش یه شخصیت رو نسبت بهش مینویسیم، این شد سناریو~
ولی چیزی که خودم بیشتر دوستش دارم هدکانون عه. به فارسی معنی نداره اما کلا وقتی بشینی جزئیات یه سناریو یا اخلاقیات یک شخصیت رو لیست کنی (بصورت تیتر وار*) میشه هد کانون 3:
خودم خیلی هدکانون نوشتن دوست دارم و از شخصیت های مورد علاقه ام از فناف کلی هدکانون های بلند بالا دارم😅🤣
#توضیحات
اینجا دیگه آزادم، هر ایده ای رو روی کاغذ میریزم و به رشته تحریر در میارم >:)))))
اینجا، یکم سناریو داریم درمورد موضوعات مختلف.
برای مثال اولیش اینه:“یک شب رو بخوابید و صبح بیدار بشید”
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اینجا، یکم سناریو داریم درمورد موضوعات مختلف. برای مثال اولیش اینه:“یک شب رو بخوابید و صبح بیدار بشی
چارلی مورنینگ استار:
اتاق های جدا؟ عذرخواهی میکنم! شاهزاده جهنم امکان نداره طاقت جدا بودن اتاق خواب هاتون رو داشته باشه، شما دو تا فقط روی یه تخت و یه اتاق مجلل و خفن میخوابید~
و برای شما اگه میخواید هر نقطه ضعف شخصی رو اونجا درموردش پیدا کنید… اون قبلاً همه چیز رو بهتون گفته و هیچ چیزی نیست که بشه از استفاده کرد، من کاملاً جدی هستم.
قبل از خواب حتماً پیشونی ات رو میبوسه یا محکم بغلت میکنه، موقع خواب هم ممکنه کاملاً اتفاقی دستش رو دورت حلقه کنه همین.
چارلی وقتی که بیدار میشه؛ توی اون خواب بیداری تو بهت صبح بخیر میگه و میره تا صبحونه آماده کنه. فقط وقتی میاد و بیدارت میکنه که صبحونه آماده شده باشه♥
#hazben_hotel