eitaa logo
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
23 دنبال‌کننده
24 عکس
0 ویدیو
0 فایل
به، سلام 3: اینجا بنده کمی فن فیکشن و آرت y/n x میزنم، درخواستی هم البته که قبوله >:) خلاصه هرچی شما بگی👍🏻 اینم لینک~ https://abzarek.ir/service-p/msg/2516802
مشاهده در ایتا
دانلود
... بلخخخخخ امروز دارم فکر میکنم آرت هم بزارم. همینجوری سناریو خشک و خالی زشته تخه اهه پس خلاصه اگه ایده دارید واسه هد کانون (توضیحش سنجاقه*) یا آرت یا سناریو و هرچیزی خوشحال میشم بشنوم (لینک ام سنجاقه*) با اینکه امروز اصلا بیکار نیستم ولی خب 🤣🤌🏻
اوه اوه خواهرم در شرف بیدار شدنه من بفرستم مال هازبین هتلو...
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اینجا، یکم سناریو داریم درمورد موضوعات مختلف. برای مثال اولیش اینه:“یک شب رو بخوابید و صبح بیدار بشی
اگه اونا شروع کرده باشن به گریه کردن؟ عااااااااا- آلاستور حساب نیست، اون عوضی گریه نمیکنه (حالا بیاید بگید نهههه اونم قلب داره! باید بگم نداره*) منو بخاطر اینکه اینم درمورد گریه اس نزنید-
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اگه اونا شروع کرده باشن به گریه کردن؟ عااااااااا- آلاستور حساب نیست، اون عوضی گریه نمیکنه (حالا بیای
چارلی: یه روز سخت و وحشتناک رو پشت سر گذاشته. عملاً در طول کل روز میتونستی حلقه های سیاه پای چشمش رو ببینی. وقتی داشت مثل همیشه پشت سر هم حرف میزد و چرت می‌گفت بالاخره زد زیر گریه اولش مدام داشت تلاش میکرد خودش رو جمع کنه و عذرخواهی میکرد که جلوی تو داره گریه میکنه و باید چقدر رقّت انگیز باشه. اما وقتی تو بغلش کردی یا دلداری اش دادی تعجب کرد و ساکت شد. حالا چارلی ترجیح میده فقط ساکت باشه و بدون چرت گفتن گریه کنه♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اگه اونا شروع کرده باشن به گریه کردن؟ عااااااااا- آلاستور حساب نیست، اون عوضی گریه نمیکنه (حالا بیای
وگی: خیلی خیلی کم پیش میاد که این دختر گریه کنه. حتی اگه این اتفاق بیفته هم کسی قرار نیست بفهمه. اما فرض کن نصف شبه؛ تو با صدای هق هق از خواب بلند میشی و میفهمی داره گریه میکنه به محض دیدنت اشک هاش رو پاک میکنه و با خستگی و دستپاچگی لبخند میزنه. “ه-هی… چرا بیداری؟” تو آه میکشی و به‌جای جواب دادن میری جلو تا بغلش کنی. بهش اطمینان بدی نیاز نیست مثل یه سرباز نظامی باشه و میتونه آزادانه گریه کنه… حداقل جلوی تو وگی با احساس داشتن حمایت عاطفی و درک شدن لبخند میزنه اما دیگه گریه نمیکنه. هنوز هم از اینکه تو اینطوری دیدیش به‌شدت پشیمونه و معتقده اون باید شخصیت قوی و هدایت گر باشه اما خب… کیه که به یکم حمایت نیاز نداشته باشه؟ بعد از اون هر دو بر میگردید و میخوابید♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اگه اونا شروع کرده باشن به گریه کردن؟ عااااااااا- آلاستور حساب نیست، اون عوضی گریه نمیکنه (حالا بیای
لوسیفر: خیلی پیش میاد، بله البته چرا که نه. پادشاه جهنم افسرده و غمگین فقط میتونه وسط جوجه اردک درست کردن گریه اش بگیره. اما از چارلی کمتر آسیب پذیره و حدوداً مثل وگی نمیخواد که تو این رو ببینی پس وقتی متوجه میشی با ضایع بازی و جوک های مسخره سعی میکنه بپوشونه … اصلاً تأثیری نداره. وقتی بفهمه گیر افتاده آه میکشه و روش رو اونطرف میکنه. اما تو شروع میکنی دلداری دادن، و این باعث میشه حس خوبی داشته باشه. برمیگرده و بغلت میکنه و قطعاً دوباره میزنه زیر گریه، اینبار از خوشحالی♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اگه اونا شروع کرده باشن به گریه کردن؟ عااااااااا- آلاستور حساب نیست، اون عوضی گریه نمیکنه (حالا بیای
آنجل داست: آنجل وقتی گریه میکنه که تازه از استادیو، از زیر دست کار های وحشیانه والنتینو برگشته باشه. خودش رو میندازه روی تخت کنار تو یا روی کاناپه و یه چیزی رو بغل میگیره تا آروم شه. برخلاف بقیه اصلاً براش مهم نیست اگه جلوی تو گریه اش بگیره، اما چون تاحالا اتفاق نیفتاده انتظار هرچیزی رو داره. مسخره اش کنی یا شاید نادیده بگیری یا… بری جلو و بغلش کنی؟ اولش با یه چیز دیگه اشتباهش میگیره اما بعد وقتی فقط میفهمه میخوای دلداری بدی، و به طرز جالبی اینو از خودش بهتر بلندی لبخند خسته ای میزنه. “… ممنونم توتس” ♥
(توتس یه لقبه که دیدم آنجل داست توی خود انیمیشن ازش استفاده میکنه، معنیشو نمیدونم والا🤷🏻‍♀️) ؟
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اگه اونا شروع کرده باشن به گریه کردن؟ عااااااااا- آلاستور حساب نیست، اون عوضی گریه نمیکنه (حالا بیای
وکس: باید اتفاق وحشتناک و غیرقابل تحملی بیفته تا گریه کنه. اما قطعاً اشکش در میاد، بیشتر از عصبانیه تا غم ولی به‌هرحال اتفاق میفته. اولش که متوجه میشی شیطان درونت میخواد به حال خودش رهاش کنی برای تاوان اون همه دفعاتی که باعث شد مثل چی گریه کنی. اما فقط… نمیتونی و یاد دلداری های بعدش میفتی و از طرفی میخوای نشونش بدی که از اون توی اینچیزا بهتری پس میری جلو، یه نفس عمیق میکشی و دست هات رو دور بدنش حلقه میکنی. اولش یخ میزنه و ساکت میشه، اما بعد مثل یه عروسک پارچه ای میچسبونتت به خودش و غرغر میکنه. اما خوشحاله♥
𝓯𝓪𝓷 𝓯𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷
اگه اونا شروع کرده باشن به گریه کردن؟ عااااااااا- آلاستور حساب نیست، اون عوضی گریه نمیکنه (حالا بیای
ولوت: ولوت هم مثل وکس، درصورتی گریه اش درمیاد که خیلی خیلی عصبانی شده باشه. اونوقت توی اوج عصبانیتش قرار میگیره و خیلی خطرناکه چون به همه چیز و همه‌کس حمله میکنه و پرخاشگر میشه. تو میترسی بهش نزدیک بشی، اما شاید همین الآن بهترین وقته برای متوقف کردن و دلداری دادنش پس میپری وسط هیاهو و صورتش رو بغل میگیری. اولش مثل یه بچه جیغ میزنه و تکوّن میخوره اما وقتی بفهمه تویی متعجب و ساکت میشه. تو فقط چند تا کلمه زمزمه میکنی: ریمل هات خراب شدن… ولوت غرغر میکنه و بعد لبخند میزنه تا بغل ات کنه♥
بخش چهارم بدون آلاستور ✋🏻
مرتیکه معلومه کاملا که قرار نیست گریه کنه دیگه، چرا بیخودی زور بزنم به دلیلش فکر کنم؟؟