eitaa logo
فانوس
124 دنبال‌کننده
33 عکس
4 ویدیو
1 فایل
با زبانی سوخته در ظلمت کابوس ها قصه از خورشید می بافیم ما فانوس ها ارتباط با ادمین: @mkorehpaz
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از وحید یامین پور
🔴 در سوریه چه اتفاقی افتاده است؟ سوریه امروز با شرایطی بحرانی مواجه است که نتیجه سیاست‌ها و فشارهای متعددی است. فشارها و تنگ‌نظری‌های بشار اسد نسبت به جبهه مقاومت، تحت تأثیر شرایط تحمیلی امارات و عربستان سعودی که وعده حمایت مالی به سوریه داده بودند، باعث شد اسد با دست خود، دوستان واقعی‌اش را محدود کند و آن‌ها را در موقعیتی دشوار قرار دهد. این تصمیمات نادرست به شکل‌گیری وضعیتی انجامید که اکنون نظام سوریه را در آستانه بحرانی جدی قرار داده است. از جمله عوامل تشدیدکننده این بحران می‌توان به اجبار جبهه مقاومت به تخلیه اماکن استراتژیک، انحلال نیروهای دفاع وطنی - که به‌عنوان یک نیروی مردمی با حمایت ایران شکل گرفته بود - و کاهش شدید نیروی انسانی محور مقاومت در سوریه اشاره کرد. علاوه بر این، پذیرش دستورات تحمیلی تحت نظارت اسرائیل از سوی امارات و روسیه، همراه با وعده پرداخت‌های میلیارد دلاری، نقش مهمی در تضعیف موقعیت سوریه ایفا کرده است. در کنار این موارد، عدم انجام اصلاحات سیاسی جدی و بی‌توجهی به راهکارهای پیشنهادی ایران، به‌ویژه در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی، مزید بر علت شده است. همچنین، فروپاشی اقتصادی ناشی از تحریم‌های شدید جهانی و ناتوانی دولت در برقراری گفت‌وگو با مردم و توجیه و همراه کردن آن‌ها در تحمل این فشارهای سنگین، نظام سوریه را به نقطه بحرانی رسانده است. ✍️حسین کازرونی
هدایت شده از حامد موفق بهروزی
❇️چرا ایران در این دوره وارد سوریه نشد 🔹 زمانی که داعش در سوریه ظهور کرد و شرایط امنیتی برای سوریه سخت شد دولت این کشور طی روندی رسمی از جمهوری اسلامی ایران درخواست کمک کرد. حضور ایران در سوریه نیز مبتنی بر چارچوب اقدامات مستشاری بود و این یعنی ارتش سوریه و نیروهای نظامی این کشور در برابر تروریست ها ایستاده بودند و نیروهای مستشاری ایران بنا نبود به جای سوری ها بجنگند. هرچند ایران در مقاطعی از جنگ بنا به شرایطی مجبور به اعزام نیروهای نظامی محدود نیز شد اما چارچوب اصلی همان حضور مستشاری بود. 🔹داعش در آن زمان به نحوی پیشروی میکرد که مردم سوریه نیز از جنایات این گروه احساس خطر کردند و زمانی که نیروهای حامی اسد وارد میدان شدند از آنها استقبال کردند. استقبال مردمی، حضور ارتش در میدان و تلاش مستشاری ایران به درخواست رسمی سوری ها سبب شد فتنه داعش خاموش شود. بعد از نابودی داعش به طور طبیعی حضور مستشاری ایران در سوریه کاهش یافت؛ البته درخواست دولت سوریه نیز این بود که نیروهای سوری، خود تامین امنیت کشورشان را بر عهده بگیرند. 🔹شرایط سوریه اما در این اواخر به مرور تغییرات جدی کرد. این تغییرات در چند بخش بود. 🔻اول اینکه تروریست ها جهش ژنتیکی پیدا کردند و دست از خشونت برداشتند و ژست دیپلماتیک به خود گرفتند. مردم سوریه نیز دیگر به مانند قبل از ارتش سوریه در قبال تروریست ها حمایت نمیکردند. حتی در برخی بخش ها مانند حلب، درب برخی خانه به روی روی شورشیان گشوده بود و به روی ارتشی ها بسته! 🔻دوم اینکه ارتش سوریه نیز به دلایل مختلف از جمله ضعف های اعتقادی، اقتصادی و روحیه و ... دیگر به مانند قبل انگیزه مقابله در برابر تروریست ها را نداشت. اگر در دوره قبل مستشاران ایرانی برای کمک به نیروهای نظامی سوریه شتافتند این بار اساسا نیروهای نظامی سوری دیگر انگیزه ای هم برای جنگ نداشتند و با اولین درگیری ها بخش اصلی و شیرازه لشکرها و گردان هایشان از هم می‌پاشید. 🔻اما مهمترین مسئله و مهمترین تغییر در خود بشار اسد بود. آخرین دیدار بشار اسد با رهبرانقلاب حاوی نکته مهمی بود. رهبرانقلاب 10 خرداد امسال تذکری به بشار دادند و فرمودند: « غربی‌ها و دنباله‌های آنها در منطقه قصد داشتند با جنگی که علیه سوریه به راه انداختند، نظام سیاسی این کشور را ساقط و سوریه را از معادلات منطقه حذف کنند اما موفق نشدند و اینک نیز قصد دارند با شیوه‌های دیگر و از جمله وعده‌هایی که هیچگاه به آنها عمل نخواهند کرد، سوریه را از معادلات منطقه خارج کنند.» 🔹این تذکر ناشی از شناخت واقعی از صحنه بود. جمهوری اسلامی ایران پیش از آغاز جنگ در لبنان، بارها تذکرات لازم را درباره تقویت قوای تروریست ها به اسد اعلام کرده و حتی پیشنهادات لازم را به صورت رسمی به او داده بود اما این تذکرات و پیشنهادات مورد توجه قرار نگرفت. ادامه این روند تا آخرین ساعات سقوط اسد نیز ادامه داشت. حضور بالاترین رده مقامات ایرانی برای مذاکره با اسد نشان دهنده عزم جدی ایران برای تقویت اسد بود اما یک خطای راهبردی سبب شد اسد در سراشیبی سقوط قرار گیرد و آن همان تذکر رهبرانقلاب بود؛ اسد دلخوش به وعده های جریان عربی و غربی منطقه شد. 🔹جمهوری اسلامی ایران نیز زمانی که عدم تمایل اسد را برای حمایت میدانی دریافت کرد بنا را بر عدم دخالت گذاشت اما تلاش خود را برای متقاعد کردن اسد تا آخرین لحظه ادامه داد اما اسد زمانی متوجه توخالی بودن وعده های دشمنان خود شد که کار از کار گذشته بود. عضویت در کانال حامد موفق بهروزی http://t.me/hamedmovafag http://eitaa.com/hamedmovafag
هدایت شده از شیخ مهدی صارمی
خبر ۶ روز پیش: آمریکا و امارات با بشار اسد رایزنی کردند که تحریم‌های سوریه را در قبال فاصله گرفتن از ایران بردارد! قرار بود ۱۲ روز دیگر این تحریم‌ها برداشته شود. نتیجه اعتماد به غرب و پشت کردن به آرمان‌های جبهه مقاومت 🔜 @mahdisaremi
هدایت شده از ایتا توییت
قولی که فرماندهان مسلحین سوریه به شیعیان این کشور دادند ➺ @Twitter_eita [عضویت]
5.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام خامنه‌ای: از تطبیق علائم ظهور باید به شدت پرهیز کرد. ⚡️کانال فانوس 🕯 @fanousedez 🕯
جمعه ۱۴ دی‌ماه ۱۴۰۳ زهرای کوچکم نمی‌دانم چه تقدیری است که باید در این روز و این سال پا به این دنیا بگذاری. در زمانی ‌که پدرت بیش از تمام عمرش داغدار است. داغ شهادت حاج قاسم داغ شهادت زاهدی داغ شهادت رئیسی و امیرعبداللهیان داغ شهادت هنیه و سنوار داغ شهادت ابراهیم عقیل و فواد شکر داغ شهادت نصرالله و صفی‌الدین داغ سوریه و لبنان و غزه ... دخترکم حتی وقتی دستم را با انگشتان کوچک و لطیفت می‌فشاری من به یاد نوزادان بیمارستان النصر غزه‌ام. هیچگاه انقدر غم و لبخند برایم نزدیک به هم نبوده است. خوش آمدی گل زندگی! بیا و مرهمی بر این بغض سنگین باش ⚡️کانال فانوس 🕯 @fanousedez 🕯
🔻 چرا تحریرالشام رفتنی است؟ ✍ محمد کوره‌پز اینکه چرا وضعیت فعلی در سوریه دوام نخواهد داشت متکی بر یک اصل ساده است و آن هم اینکه دشمن مستقر خیلی ضعیف‌تر از دشمن مهاجم است. مثلا گروهک ریگی با چند ده نفر عضو تا سال‌ها مهمترین معضل امنیتی جنوب شرق کشور بودند. اما کارکرد گروهک جندالله نیز در همین حد بود و نه بیشتر. یعنی به فرض محال اگر این گروه به قدرت می‌رسید از اداره زابل و زاهدان هم عاجز بودند. در حال حاضر نیز کاری که تحریرالشام انجام می‌دهد مملکت‌داری نیست. هرچ و مرج و بی‌ثباتی به زودی این گروه را از پا در خواهد آورد. الگوی فعلی آنان امتیازدهی به دیگران برای حفظ وضعیت فعلی است. از تامین امنیت حرمین تا بی‌تفاوتی به تجاوزات رژیم صهیونیستی در این الگو قابل فهم است. ⚡️کانال فانوس 🕯 @fanousedez 🕯
🔻 جای شهدا خالی است ... ✍ محمد کوره‌‌پز این عکس را خیلی دوست دارم. انگار نتیجه ۱۵ ماه مقاومت و حماسه و خون در یک قاب خلاصه شده باشد. هرچند که در این بهار جای‌شان خیلی خالی است. راستی دیرباوران تحقق پیش‌بینی سیدعلی خامنه‌ای را دیدند؟ "براساس وعده‌های تردیدناپذیر یاری خداوند و برمبنای تجربیات مقابله پیروز حزب‌الله و حماس در دهه‌های گذشته، حوادث اخیر قطعاٌ پیروزی جبهه‌ حق و مقاومت را به دنبال خواهد داشت." (دیدار با اعضای مجلس خبرگان-۱۷ آبان‌ماه ۱۴۰۳) برادران و خواهران دردمندم در غزه مظلوم؛ نصرت الهی و پیروزی شما بر جنایتکارترین سفاکان تاریخ مبارکتان باد. قلوبنا معکم ... ⚡️کانال فانوس 🕯 @fanousedez 🕯
هدایت شده از نوشته های خودمانی
بسم الله الرحمن الرحیم 📘بعد از اعلام خبر افتتاح پل معلق و زیپ لاین در ساحل رودخانه دزفول و پیش بینی اوضاع ضد اخلاقی که آنجا پیش خواهد آمد لاجرم خانواده های مذهبی و مقید باید قید رفتن به ساحل رودخانه را هم بزنند و آرام از آنجا مثل سایر مناطق گردشگری و تفریحی عقب نشینی نمایند و محروم شوند. 🔷بعد از واگذاری بدون برنامه مناطق گردشگری وتفریحی به طبیعت گردان و اعمال سیاست توسعه دزفول از راه طبیعت گردی، کم کم نام دارالمومنین از ردیف شهرهای مقصد گردشگری دفاع مقدس، باستانی و مذهبی و علمی حذف شد، بقاع متبرکه رها ، آثار باستانی ویران و آثار دفاع مقدس فراموش گردیدند تا دارالمومنین تبدیل به یک خاطره شود. 🔷آنتالیا سازی دزفول، نتیجه این سیاست غلط است که متاسفانه کور کورانه توسط مدیران شهری با هر سلیقه ای و دیانتی دنبال می شود، بدون آنکه بدانند باد می کارند و بعد طوفان درو می نمایند. 👈آقایان مسئول و تصمیم گیر : خداکند در نامه عملتان ثبت نشود که از دارالمومنین، آنتالیای جدیدی ساختید، ✍سیدمحمد هاشمی نیا https://eitaa.com/smhashminia
هدایت شده از فلسطین جنوبی
🔹 روایت حمید داوودآبادی نویسنده دفاع مقدس از دیدار روز گذشته با رهبر انقلاب همزمان با تشییع شهید سیدحسن نصرالله روز یکشنبه حمید داودآبادی از نویسندگان دفاع مقدسی دیداری با رهبر انقلاب داشته‌ که آن را روایت کرده است: داغون بودم،‌ خسته و کلافه ... ششم مهر ۱۴۰۳ که خبر شهادت سیدحسن نصرالله را شنیدم، همه احوال داغونم، صد برابر شد. هیچ‌وقت حتی در خواب هم باور نمی‌کردم خبر شهادت سید را بشنوم. ۵ ماه بُغض، داغ، سوز و ... زبانم بند آمده بود. فقط به تصاویر سیدخندان و خوش‌سیما می نگریستم و با خود می‌گفتم: خدا کند دروغ باشد و همه خبرها و شایعه‌هایی که می‌گویند سید زنده است، راست باشد! ولی دنیا به کام من ‌نچرخید. قرار شد سید را ۵ اسفند ماه تشییع کنند. یعنی دیگر همه امید زنده بودن سید، تمام شد. چند روز پیش گفتند: روز یک‌شنبه ۵ اسفند، تو و مسعود ده‌نمکی، بیایید برای نماز خدمت حضرت آقا. خدا را شکر. خیلی خوشحال شدم. می‌توانستم بغضم را با کسی تقسیم کنم. هرشب، در خواب و رویای خودخواسته، خویش را در آغوش آقا می‌دیدم‌ که می‌گریم و بغض چندماهه می‌گشایم! صبح یک‌شنبه، باران عالم و آدم را طراوت و زیبایی بخشده بود که مسعود که آمد دنبالم، نیم ساعت قبل از اذان ظهر وارد اتاقی شدیم که قرار بود آقا بیاید. (درست ۲۶ سال پیش، در همین اتاق، غروب بعد عیدفطر، در جمعی شش-هفت نفره، نماز مغرب‌وعشا را به امامت آقا خواندیم و نشستیم ساعتی به گفت‌وگو با آقا و لذت دنیا و آخرت بردن!) جمعی شاید حدود صدنفر که خانواده‌هایی هم بودند، صفوف نماز را تشکیل دادند که چندین بچه کوچک، شاد و بی‌توجه به همه،‌ میان صفوف می‌دوبدند و محافظین برایشان بیسکوئیت و سرگرمی می‌آوردند. اذان که دادند، آقا تشریف آوردند و نماز به امامت ایشان اقامه شد.‌ همه‌ش با خودم می‌گفتم: - حتما الان امروز که تشییع سیدعزیز است، آقا مثل من، بدجوری حالش گرفته است، خسته است و عزادار. نماز که به پایان رسید، برخلاف تصور من، آقا صحبت نکرد و آمد به حال‌واحوال با حاضرین. به ما که رسید، با تبسمی زیبا با مسعود صحبت کرد که مسعود درباره کتاب‌های اخیرش که منتظر انتشار هستند، صحبت کرد که آقا فرمودند نمونه‌هایی را که فرستادی، دیدم. آقا، نگاهی محبت‌آمیز به من انداخت ‌و با لبخندی زیبا فرمود: - باز که چاق شدی ... و زدیم زیر خنده. مانده‌ام با این شکم ورقُلُمبیده چی‌کار کنم. کاشکی می‌شد قبل از دیدار، پیچ‌هایش را باز کنم و گوشه‌ای پنهان کنم‌ که هربار مورد لطف آقا قرار نگیرد و شرمنده‌ نشوم! رو در رو که شدم با آقا،‌ چشم درچشم، نگاه انداختیم و خندیدیم. وقتی فرمودند: - شما چطورید؟ چیکار می‌کنید؟ همان اول، کتاب "راز احمد" آخرین سفر بی‌بازگشت حاج احمد متوسلیان، چاپ نشر یازهرا (س) را به آقا هدیه دادم، توضیح کوتاهی دادم و خواستم تورق کنند. سر دلم باز شد. بغضم داشت می‌ترکید. شروع کردم به نالیدن: - آقا، خسته‌ام، حالم خوب نیست، دارم کم‌ میارم ... آقا چشمانش را در نگاهم دوخت و با تعحب گفت: - چیزی نشده که، شما دیگه چرا کم میارید، خبری نیست، الحمدلله همه چیز خوب است ... نالیدم: آقا، سید رفت، بغض دارم، دعا کنید خدا این‌ آرامش قلب شما را به من هم بدهد ... - همه چیز خوبه و همه ‌کارها به روال خودش دارد پیش می‌رود. امیدت به خدا باشد ... می‌خندید و می‌خندیدم. وقتی از امید گفت، قربانش رفتم ‌و ناخواسته می‌گفتم: ای جانم ... جانم ... خدا همین امید و اطمینان قلبی شما را‌ به من هم عطا کند ... واقعا از آرامش و اطمینان قلبی ایشان، همه ناامیدی و خستگی‌ام به یکباره فرو ریخت و بر فنا رفت و همه آن اطمینان قلب که همواره از خدا طلب می‌کردم،‌ همچون‌خورشیدی بر قلبم تابیدن گرفت و آرامم کرد. دقیقا دنبال همین بودم که امروز با یاد سیدعزیز که بر دوش آزادگان جهان بدرقه شد تا آغوش خدا، بر دستان حضرت آقا بوسه زدم و خدا را شکر کردم‌ که این ‌نعمت الهی بر سرمان‌ می‌تابد. یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳ | 📣 ایتا | بله | روبیکا @felestin_jonubi
. کاسبان تحریم یا تاجران باقالی! تا چند وقت پیش که وجود چیزی به نام «مکانیزم ماشه» را در برجام از بیخ منکر میشدند تا اینکه عراقچی وجودش را رسما تایید کرد. حق هم داشتند. پذیرفتن اینکه یک نفر قراردادی را امضا کند و بندی را در آن بپذیرد که اگر طرف مقابل هم به تعهداتش عمل نکرد و تو اعتراض کردی، خود به خود تو محکوم شوی، انقدر ناباورانه است که نمی‌خواستند زیر بار چنین انگ حماقتی بروند. حالا که دیگر تشت رسوایی‌شان از بام افتاده، سرنا را از سر گشادش می‌نوازند که چرا از مکانیزم ماشه نمی‌ترسید و زودتر یک کاری نمی‌کنید؟ بعد پیشنهادشان برای آن «کار» که باید بعد از «ترسیدن» انجام دهیم چیست؟ اینکه دوباره به نسخه همان‌هایی که چنین بند احمقانه‌ای را پذیرفتند عمل کنیم! بعد که به رویشان می‌آوری که عموجان انقدر حماقت اذیتت نمی‌کند، طلبکار می‌شوند که اصلا شما چرا ناراحتید؟ فوق فوقش مملکت برمی‌گردد به شرایط قبل از برجام دیگر! جل الخالق! آدمیزاد انقدر وقیح نوبر است به خدا! ده سال مملکت را علاف کردند. ده سال عمر مردم را تلف کردند. ده سال دروغ گفتند و منکر شدند و به منتقدان کاسب تحریم گفتند. ده سال فرصتی که می‌توانست خرج پیشرفت و مقابله با تحریم شود را صرف شرطی شدن اقتصاد و جامعه کردند. برای امضای چنین حماقتی صدتا صدتا سکه گرفتند. سالها زحمات دانشمندان کشور را به باد دادند و حالا با وقاحت می‌گویند چیزی نشده، برمیگردیم به ده سال قبل! به یکی گفتند زیاد باقالی نخور برای عقلت ضرر دارد. گفت من سه تا خانه داشتم فروختم، همه را باقالی خریدم و خوردم هیچ طوریم هم نشد! ماهبندان | محمدرضا شهبازی @mahbandan