درس ستایش، صفحه 9
یاد تو
1- ای نام تو، بهترین سرآغاز
ای خدا نام تو بهترین نام برای آغاز هر کاری است.
بی نام تو، نامه کی کنم باز؟
بدون ذکر نام تو هیچگاه کتابم را باز نمی کنم؟
2- ای یاد تو، مونس روانم
ای خداوند، نام و یاد تو همدم روح و جان من است.
جز نام تو، نیست بر زبانم
تنها نام تو همیشه بر زبانم جاری است.
3- ای کارگشای هرچه هستند
ای خداوندی که حلّال و بر طرف کننده ی تمام مشکلات هستی
نام تو، کلید هرچه بستند
نام تو مانند کلیدی است که درهای بسته را باز می کند.
4- ای هست کُنِ اساس هستی
ای خداوندی که پایه و اساس جهان را به وجود آورده ای،
کوته ز درت، دراز دستی
دست ستمگران و متجاوزان به درگاهت نمی رسد.
5- هم قصّهٔ نانموده، دانی
خدایا تو از داستان ها و سرنوشت هایی که آشکار نشده است با خبر هستی.
هم نامهٔ نانوشته، خوانی
و کتاب ها و نامه هایی که نوشته نشده است را می خوانی.
6- هم تو، به عنایت الهی
ای خداوند با لطف و توجه خداوندی ات،
آنجا، قَدَمَم رسان که خواهی
من را به راهی که خودت سزاوار و شایسته می دانی برسان.
7- از ظلمتِ خود، رهایی ام ده
مرا از تاریکی خواهش های نفسانی ام رها کن.
با نورِ خود آشنایی ام ده
و با نور معرفت خودت آشنایم کن.
نظامی گنجه ای
بزرگترین شاعر داستانسرای قرن ششم آثارش: مخزن الاسرار،لیلی ومجنون، خسرو و شیرین، هفت پیکر و اسکندرنامه
برای حفظ کردن حرف اول هر کتاب را کنار هم بگذاریم می شود(ملخ ها)
ستایش
الهی، دلی ده که در کار تو جان بازیم؛ جانی ده که کار آن جهان سازیم، دانایی ده که از راه نیفتیم، بینایی ده تا، در چاه نیفتیم، دست گیر که دست آویز نداریم، توفیق ده تا، در، دین استوار شویم، نگاه دار تا، پریشان نشویم.
معنی: خداوندا، شهامتی و شجاعتی به ما ببخش که در انجام دستورات تو فداکاری کنیم. روح و جانی عطا کن که برای آخرت خود عمل خیری انجام دهیم.دانش و آگاهی به ما بده که گمراه نشویم.بینش و شناختی به ما ببخش که در چاه جهل و گمراهی نیفتیم.ما را یاری کن زیرا هیچ یاوری جز تو نداریم. کمک کن تا در راه دین پایدار شویم .حافظ ما باش تا آشفته و سرگردان نشویم.
الهی نامه: خواجه عبداللّه انصاری
# ابواسماعیل عبدالله بن ابیمنصور محمد (زادهٔ ۲ شعبان ۳۹۶ ه. ق/ ۳۸۵ ه.ش / ۱۰۰۶ م. در شهر هرات درگذشتهٔ ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه. ق/ ۴۶۷ ه.ش / ۱۰۸۸ م) در هرات معروف به «پیر هرات» و «پیر انصار» و «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک هراتی بود. او به عنوان یکی از نوابغ ادبی و چهرههای شاخص هرات افغانستان و خراسان قدیم در قرن ۱۱ میلادی/ ۵ ه.ق شناخته میشود که به عنوان مفسر قرآن، محدث، اهل فن جدل و استاد اخلاق، دستی بر آتش داشتهاست. عمده شهرت وی به خاطر فن سخنوری، اشعار و متون نغز و بی مانندش، بخصوص در مدح و ثنای خداوند به زبانهای عربی و فارسی بودهاست.
خواجه عبدالله انصاری
انصاری شعر میسرود ولیکن بیشتر شهرت وی به جهت رسالات و کتب مشهوری است که تألیف کردهاست و از آن جملهاست ترجمهٔ املاء طبقاتالصوفیهٔ سلمی به لهجه هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشفالاسرار قرار گرفتهاست.
از رسائل منثور او که به نثر مسجع نوشته مناجاتنامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبتنامه، هفتحصار، رسالهٔ دل و جان، رسالهٔ واردات و الهینامه را میتوان نام برد.#
لغات مهم درس ستایش و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری
سر آغاز: اول هر چیزی / شروع
نامه: دراینجا به معنی کتاب است
دانایی: خردمندی اگاهی
کوته: مخفف کوتاه
بینایی: توانایی درک حقیقت بصیرت
مونس: همدم یار
دست آویز: آنچه از آن کمک می گیرند
دراز دستی: ستمگری زورگویی
استوار: محکم و پا بر جا
روان: جان روح
نانوشته: نوشته نشده
پریشان: آشفته و نگران
کار گشا: برطرف کننده مشکل، حلّال
عنایت: بخشایش لطف توجه احسان
هست کن: به وجود آورنده
ظلمت: تاریکی
اساس: پایه وبنیان
متن بین دو علامت#...# جهت مطالعه بیشتر است.
صفحه 11
جهان جمله فروغ روی حق دان حق اندر وی زپیدایی است پنهان
گلشن راز: شیخ محمود شبستری
تمام جهان، جلوه و فروغی از روی خداوند هست، از بس نور خداوند در جهان آشکار است دیده نمی شود.
توضیح:
جهان چیزی جز خدا نیست، پس خدا کاملاً پیداست اما اگر کسی جهان و خدا را دو وجود مستقل و جدا از هم فرض کند و در این جهان که خودش جلوه خداست، دنبال خدا بگردد، طبیعی است که خدا از چشم او پنهان خواهد بود. درست مانند ماهی که در آب باشد اما به این مسأله آگاه نباشد و دنبال آب بگردد.
جمله: تمام، همه، کُل
فروغ: نور، جلوه
حق: خداوند
اندر وی: در آن
دان: فعل امر، بدان
بین پیدا و پنهان، آرایه ی تضاد
هرگاه دو کلمه که از نظر معنایی مخالف هم باشند را در بیت یا جمله ای به کار ببریم، به آن آرایه تضاد یا طباق می گویند.
زنگ آفرینش
درس اول
صفحه 12
قالب شعر: چهارپاره
شاعر قیصر امین پور
واژه نامه
گرم: مشغول، سرگرم
غوغا: آشوب و فریاد، همهمه
انگار: گویی
موضوع: مطلب
ذره ذره: کم کم
غلتید: از پهلویی به پهلوی دیگر چرخید.
انشای کوچک: انشای کوتاه
اَبَد: زمانی که آن را نهایت نباشد، جاودان، همیشگی
دلتنگ: ناراحت، غمگین
فارغ: آسوده، راحت
افق: کرانه ی آسمان
پیغمبر: پیام آور
گلدسته: مناره
گنبد: سقف بزرگ که به شکل نیمکره است٬ مثل سقف مسجد
زائر: دیدار کننده، زیارت کننده
حرم: مکان زیارتی و مقدس
زنجره: نوعی حشره که از خود صدا
تولید می کند، سیرسیرک، جیرجیرک
کام: آرزو، میل، خواسته
معنی:
صبح یک روز نوبهاری بود
روزی از روز های اول سال
صبح یک روز زیبای سال نو(اول بهار)
بود.
بچه ها در کلاس جنگل سبز
جمع بودند دور هم خوشحال
بچه های جنگل سبز، با خوشحالی، در
کلاس دور هم جمع بودند.
بچه ها گرم گفت و گو بودند
باز هم در کلاس غوغا بود
بچه ها مشغول صحبت بودند و دوباره
کلاس شلوغ بود.
هر یکی برگ کوچکی در دست
باز انگار زنگ انشا بود
هرکدام برگ کوچکی در دست داشت.
انگار دوباره ساعت انشا بود
تا معلم ز گرد راه رسید
گفت با چهره ای پر از خنده:
همین که معلم وارد شد با لبخند گفت:
باز موضوع تازه ای داریم
آرزوی شما در آینده
دوباره موضوع تازه ای داریم
موضو ع آرزوی شما در آینده است.
شبنم از روی برگ گل برخاست
گفت: می خواهم آفتاب شوم
شبنم(قطره ی صبحگاهی)از روی برگ
گل بلند شد گفت: من دوست دارم
مانند آفتاب شوم.
ذره ذره به آسمان بروم
ابر باشم دوباره آب شوم
کم کم به آسمان بروم و مانند ابری
شوم و دوباره به باران تبدیل گردم.
دانه آرام برزمین غلتید
رفت و انشای کوچکش را خواند
دانه آهسته روی زمین غلت خورد،
رفت وانشای کوچک خودرا خواند،
گفت باغی بزرگ خواهم شد
تا ابد سبز سبز خواهم ماند
گفت: من به باغی بزرگ تبدیل می شوم و برای همیشه شاداب می مانم.
غنچه هم گفت گرچه دلتنگم
مثل لبخند باز خواهم شد
غنچه گفت: اگرچه غمگینم، دوباره
مثل لبخند، شکوفا می شوم.
با نسیم بهار و بلبل باغ
گرم راز و نیاز خواهم شد
با نسیم بهاری و بلبل باغ، مشغول
گفت وگو می شوم.
جوجه گنجشک گفت: می خواهم
فارغ از سنگ بچه ها باشم
جوجه گنجشک گفت: من می خواهم
از دست آزار بچه ها در امان و آسوده باشم.
روی هر شاخه جیک جیک کنم
در دل آسمان رها باشم
روی شاخه های درخت مشغول جیک
جیک کردن(آواز خواندن)باشم و در دل آسمان آزاد و آسوده پرواز کنم.
جوجه ی کوچک پرستو گفت:
کاش با باد رهسپار شوم
جوجه ی کوچک پرستو گفت: ای کاش
من هم با باد همراه و همگام شوم.
تا افق های دور کوچ کنم
باز پیغمبر بهار شوم
تا کرانه های آسمان پرواز کنم و
دوباره پیام آور فصل بهار شوم.
جوجه های کبوتران گفتند:
کاش می شد کنار هم باشیم
جوجه کبوتر ها گفتند: کاش ما هم در
کنار همدیگر جمع می شدیم.
توی گلدسته های یک گنبد
روز و شب زائر حرم باشیم
روز و شب در داخل گلدسته های
یک مکان مقدس، مشغول
راز و نیاز (زیارت کردن) باشیم.
زنگ تفریح را که زنجره زد
باز هم در کلاس غوغا شد
همین که جیرجیرک زنگ استراحت را زد٬ دوباره کلاس پر از سر و صدا شد.
هر یک از بچه ها به سویی رفت و معلم، دوباره تنها شد
بچه ها٬ هریک به سویی رفتند و دوباره معلم در کلاس تنها ماند.
با خودش زیر لب چنین می گفت
آرزو هایتان چه رنگین است!
معلم با خودش زیر لب، زمزمه می کرد: چه قدر آرزو های شما زیبا است!
کاش روزی به کام خود برسید
بچه ها آرزوی من این است
بچه ها، تنها آرزوی من این است که شما در آینده به آرزویتان برسید.
پیام شعر:
تصویر یک کلاس خیالی است که در آن دانش آموزان به کمک معلم درباره ی آرزو هایشان حرف می زنند. آرزوهایی که پاک و به دور از هرگونه ظاهر سازی مادی است. هرکدام از بچه ها می خواهند که در خیال خود و به دور از دردسرهای مادی به آرزو های خود برسند.
تمام این اتفاقات در یک جنگل خیالی
پیش آمده است.
دکتر قیصر امینپور در دوم اردیبهشت ماه38در گُتوند خوزستان به دنیا آمد.وی را به عنوان یک شاعر انقلابی می شناسند،در آبان ماه 86 در تهران درگذشت.
آثارش: به قول پرستوها، تنفس صبح، در کوچه های آفتاب، آینه های ناگهان و مثل چشمه مثل رود.
شعر زنگ آفرینش پر از آرایه ی تشخیص است
تشخیص:دادن ویژگی های انسان به غیر انسان را، تشخیص می گویند.
در بیت«غنچه هم گفت گرچه دلتنگم مثل لبخند باز خواهم شد»آرایه ی تشبیه وتشخیص دارد.
حرف زدن غنچه:آرایه تشخیص
باز شدن غنچه مثل لبخند: تشبیه
غنچه:مشبه
لبخند:مشبه به
بازشدن:وجه شبه
مثل:ادات
تشبیه:مانند کردن کلمه ای به کلمه ی دیگر به دلیل شباهت است.
ارکان تشبیه:1-مشبه یاطرف(رکن)اول تشبیه2- مشبهٌ به(طرف دوم)3-وجه شبه(طرف سوم)4- ادات تشبیه
توجّه:کلماتی مانند«مثل،گویی،
چون، همچون گویا، مانند و ...»
ادات تشبیه هستند.
نکته:مشبهٌ به معمولا بعداز ادات تشبیه می آید.
خود ارزیابی های درس 1 صفحه 14
1. چه کسانی در کلاس جنگل سبزآرزو های خود را مطرح کردند؟ شبنم، دانه، غنچه، جوجه گنجشک، جوجه پرستو، جوجه های کبوتران و معلم.
2. منظورشبنم ازجمله ی(می خواهم آفتاب شوم)چيست؟
منظورش اين است که می خواهم با گرمای خورشيد بخار شوم و به آسمان بروم وباخورشيد یکی شوم.
3. معلم برای بچه ها چه آرزویی کرد؟
آرزو کرد همه ی بچه ها به آرزوهايشان برسند.
4- اگر شما در جنگل سبز بوديد چه آرزويی می کرديد؟
آرزوی اینکه جنگل سبز همیشه سبز و شاداب باقی بماند.
راهکارهای حفظ شعر:
حفظ کردن شعرهای قافیهدار
۱.شعر را بارها با صدای بلند بخوانید
باید همیشه یادتان باشد که تمامی اشعار، به وجود آمدهاند تا به زبان بیایند و شنیده شوند
شعر ویژگیهای خاصی دارد؛ از ترتیب قافیهها گرفته تا وزن و آهنگ. همین ویژگیها به افرادی که به خوبی سواد خواندن نداشتند کمک میکرد تا به راحتی شعری را بخوانند و روند شعر و داستان را پیگیری کنند.
پیش از اینکه تلاشتان را برای حفظ کردن شعر شروع کنید، آن را چند بار با صدای بلند برای خودتان بخوانید. سعی کنید شعر را روی یک کاغذ بنویسید یا آن را تایپ کنید.
اینطور نباشد که صرفا کلمات را از رو بخوانید؛ بلکه سعی کنید جوری شعر را بخوانید که انگار دارید داستان آن را برای عدهای تعریف میکنید. هر جا که لازم است، تُن صدایتان را پایین بیاورید و آرام بخوانید و هر جا که تأکید لازم است، با صدای بلند و محکم آن را ادا کنید. از حرکات دست برای قطعات اصلی و مهم استفاده کنید. خلاصه اینکه نمایش بازی کنید!
خیلی مهم است که شعر را با صدای بلند بخوانید، نه در دلتان! شنیدن شعر با گوشهای خودتان به شما کمک میکند قافیه و ریتم را درک کنید و در نتیجه بهتر شعر را حفظ کنید.
۲.معنای کلماتی را که نمیدانید، پیدا کنید
اگر قرار است یک شعر نسبتا قدیمی را حفظ کنید، به احتمال زیاد با کلمات قدیمی و ناآشنا مواجه میشوید یا با دستور زبان قدیمی روبهرو خواهید شد و شاید در موردش چیزی ندانید و درکش نکنید. معنای این کلمات و جملهها را جستوجو کنید؛ این کار در حفظ شعر به شما کمک میکند. مثلا:
این چه ژاژ است و چه کفر است و فشار؟
پنبهای اندر دهان خود فشار
چارق و پاتابه لایق مر تو راست
آفتابی را چنینها کی رواست
توجه داشته باشید که گاهی این معنی خود کلمه نیست که مشکل ایجاد میکند، بلکه کاربرد استعارهای آن است که ممکن است فهمیدن را با مشکل روبهرو کند.
۳.داستانی را که در دل شعر وجود دارد، بفهمید و درک کنید
وقتی تمام کلمات ناآشنا و طرز نگارشی و بیانی را که نمیدانستید فهمیدید، لازم است ماجرای نهفته در شعر را هم درک کنید. اگر ندانید که شعر در مورد چه چیزی حرف میزند، مشکل زیادی در حفظ کردن آن خواهید داشت چون گویی سعی دارید زنجیرهای از کلماتی بیربط را حفظ کنید که مفهومی برایتان ندارد. پیش از اینکه سعی کنید شعری را به خاطر بسپارید، باید بتوانید داستانش را به راحتی و کاملا در ذهنتان خلاصه کنید. در این مرحله، لازم نیست حتما از کلمات بهکاربرده شده در شعر استفاده کنید؛ تنها خلاصهای از آن کافی است
۴.بین بندها یا قسمتهای شعر، ارتباط پیدا کنید
روشن است که تمام شعرها، روایی نیستند و داستان واضحی را دنبال نمیکنند اما همهی شعرها تقریبا در مورد چیزی حرف میزنند و بهترین شعرها، یعنی همانهایی که با عنوان «حفظ کنیم» انتخاب شدهاند، بالاخره موضوعی دارند و دربارهی همان هستند. حتی اگر هیچ طرح و سوژهای در شعر پیدا نکردید، سعی کنید معنا یا پیام شعر را با درک ارتباط میان بندها دریابید.
شعر را چند بار بخوانید تا آهنگ و ریتم آن، که شامل تنوعات وزنی میشود، درست مانند آهنگ مورد علاقهتان عادی و قابل پیشبینی شود.
5.ساختار منظم شعر را حفظ کنید
یک شعر منظم، که به آن آهنگین هم گفته میشود، شعری است که الگویی از ترکیب قافیه، طول بند و وزن را دنبال میکند. شما دیگر میدانید وزن چیست، اما حالا باید ترتیببندی قافیهها را یاد بگیرید، تا بفهمید در هر قطعه، چند مصرع وجود دارد.
با حفظ کردن ساختار منظم شعر، وقتی سعی دارید شعری را از بر بخوانید، می توانید حافظهتان را برای چیزی که قرار است پشت سر هم بخواند آماده کنید.
6.باز شعر را چند بار با صدای بلند بخوانید
این بار، تجربهای متفاوت دارید، زیرا حالا دیگر فهمی بسیارعمیقتر از ماجرای شعر، پیام آن، معنایش، ریتمش، ساختار منظمش و… دارید.
شعر را آرام و نمایشگونه بخوانید، تمام دانش جدیدتان از شعر را در اجرایتان نشان دهید. هر چه بهتر بتوانید شعر را اجرا کنید، شعر راحتتر در مغزتان جای خواهد گرفت.
هر وقت دیدید کلمات و مصرعهای شعر، بدون اینکه لازم باشد به نوشته نگاه کنید، خودشان بر زبانتان جاری میشوند، بیشتر و بیشتر آن را از بر بخوانید.
اگر لازم بود به نوشته نگاه کنید، ایرادی ندارد. میتوانید از آن به عنوان راهنمایی برای جهت دادن به حافظهتان استفاده کنید.
هر چه بیشتر شعر را با صدای بلند بخوانید، خواهید دید کلمات و سطرهای بیشتری هم به یادتان میآید.
حالا دیگر وقت آن است که اجازه دهید شعر خودش به خاطرتان بیاید تا اینکه به نوشته نگاه کنید.
بعد از اینکه موفق شدید شعر را کاملا از حفظ بخوانید، این کار را دستکم ۵ تا ۶ بار دیگر هم ادامه دهید تا مطمئن شوید که آن را کاملا حفظ شده اید.
دانش های زبانی و ادبی صفحه 16
جمله: کلمه یا مجموعه ای از کلمات است که پیامی را از یک شخص به
دیگران می رساند.
1/ جمله شماری:
تعداد جمله از فرمول زیر به دست می آید.
تعداد فعل های ذکر شده + تعداد فعل های حذف شده + شبه جمله
مثال: ای مردم! بدانید ملتی که تلاش کند و پشتکار داشته باشد هم به برخورداری می رسد و هم به موفقیت.
ای مردم + بدانید + تلاش کند + داشته باشد + می رسد + می رسد (که حذف شده)
شبه جمله + فعل + فعل + فعل + فعل +(فعل حذف شده)
گاهی در جمله عبارتی شبیه به فعل می آید که هرگز فعل نیست.
مانند مصدر ها، بنابراین، این گروه هرگز در شمارش، جمله محسوب نمی شوند.
مثال: هنگام رفت و آمد از خیابان احتیاط کن. (یک جمله)
(رفت و آمد) در اینجا به معنی رفتن و آمدن(تردّد) است.
کار کردن وتلاش کردن رمز موفقیت است. (یک جمله)
نکته: گاهی فعل ها به صورت مخفف می آیند.
در شمارش، جمله، محسوب می شوند.
مثال: من آن نی ام که تو را رها کنم. (من آن کسی نیستم که تورا رها کنم )
دو جمله
*تشخیص شکل صحیح حروف و درست نویسی از اهداف املاست.
*در هنگام نوشتن املا از به کار بردن واژه های "هم آوا" به جای یکدیگر پرهیز شود.
کلمات هم آوا (مُتَشابه): به کلماتی می گویند که به یک صورت تلفّظ و خوانده می شوند اما املا و معنای آ ن با هم فرق دارد.
مانند :
خار: تیغ گُل
خوار : ذِلَّت : پَستی ذلیل
صَفَر: نامِ ماهِ دوّمِ قَمَری
سَفَر: از جایی به جایِ دیگر رفتن
اساس: بنیاد ، پایه
اَثاث: لوازمِ خانه
حَیات: زندگی
حَیاط: مُحَوَّطه ی خانه
خاست: بلند شد
خواست:طَلَب کردن،خواستن
خان: مرد بزرگ، سرا
خوان: سُفره
خُرد: کوچکی
خورد: میل کردن
خویش: خود، فامیل
خیش: گاو آهن
رازی : اهلِ ری
راضی: خشنود
اَمَل: آرزو
عَمَل: کار
ثواب: پاداش، اَجر
صَواب: صَحیح، دُرُست
صَبا: نامِ بادی که از شرق می وَزَد. سَبا: نامِ سرزمینی در یَمَن در داستانِ حضرت سُلیمان (ع)
پرتقال: یک نوع میوه
پرتغال: نامِ کشوری در اروپا
اَرز: پولِ خارجی
اَرض: زمین
عَرض: پهنا
نوشتن صفحه 16
1-واژه صحیح را با توجه به معنی جمله در جای خالی قرار دهید.
الف)مسلمانان دو ماه محرم و صفر را گرامی می دارند. سفر- صفر
ب)هیچ کس او را نمی شناسد: او در اینجا غریب است. قریب- غریب
2-با حروف زیر چهار کلمه بنویسید که ارزش املایی داشته باشد. م-ح-ر-ز-ت-ی
1-تیز ، تمیز
2-حرمت، حریم
3-ترحیم
4- زحمت
معنی واژه های حکایت درس اندرز پدر صفحه 17
ایام: روزها
طفولیت: خردسالی
متعبد: عبادت کننده
دیده: چشم
گویی: انگار مصحف: کتاب آسمانی/قرآن
طایفه: گروه
رحمة الله علیه: خداوند او را رحمت کند
دوگانه: نماز صبح
به: بهتر
بگزارد :به جای آورد
در پوستین خلق افتادن کنایه از غیبت کردن است
سربر نمیدارد: کنایه از بیدار نمیشود
گلستان سعدی، نثر آمیخته به نظم
نوع نثر مسجع، دارای هشت باب
درس اندرز پدر
صفحه 17
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبّد و شب خیز بودم
در دوران کودکی عبادت کننده و شب بیدار(شب زنده دار) بودم
همه شب دیده برهم نبسته
تمام شب بیدار بودم
مُصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه اى گرد ما خفته.
قرآن کریم کنارم بود و گروهی اطراف ما خواب بودند.
پدر را گفتم:
به پدر گفتم:
از اینان یکى سر برنمى دارد که دوگانه اى بگزارد.
از اینها یکی بلند نمی شود که دو رکعت نماز بخواند.
چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند.
آنچنان در خواب بی خبری رفته اند که انگار نخوابیده اند بلکه از دنیا رفته اند.
گفت: تو نیز اگر بخفتى، به از آن که در پوستین خلق افتى.
پدر گفت: تو هم اگر خواب بودی، بهتر از اینکه غیبت کنی.
درس دوم چشمه ی معرفت
صفحه 18
معنی لغات:
کنجکاوی: جستجو برای یافتن چیزی
هیجان: برانگیختگی و التهاب درونی
معرفت: شناخت
گورا: خوشایند لذت بخش
یقین: اطمینان کامل/قطعی
عظمت: بزرگی شکوه
جاذبه: به سوی خود کشنده/ جذب کننده
اعجاز: کاری شگفت و عجیب انجام دادن
مذاب: ذوب شده /گداخته
سیراب: آنچه به اندازه آب خورده است
دیرینه: قدیمی
آداب دان: آگاه به راه ورسم معاشرت زندگی
وداع: خداحافظی
معصوم: بی گناه و پاک
زمزمه: خواندن آرام و زیر لب
غرور: احساس سربلندی به سبب موفقیت
برگ در ختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتر ی است معرفت کردگار
از نظر انسان های باهوش، هر برگ سبز درخت، همانند کتابی است که انسان را به شناخت خداوند می رساند.
در این بیت سعدی این نکته را بیان کرده است که انسان اگر به یک برگ درخت با دقّت نگاه کند به وجود خداوند پی خواهد برد. همانگونه که وقتی انسان به یک خانه یا یک وسیله ی دیگری نگاه می کند و بدون این که سازنده ی آن راببیند به وجود آن سازنده پی می برد.
از کتاب کویر نوشته دکتر علی شریعتی
دیگر آثار: فاطمه فاطمه است،
اسلام شناسی
خودارزیابی صفحه 21
خودارزیابی درس 2 صفحه 21
1. درکلاس درس طبيعت چه زیبایی هایی را می توان درک کرد؟
عظمت، جلال و جاذبه ی خالق را می توان درک کرد.
2. اين دوبيت (مولوی) باکدام بخش ازدرس ارتباط دارد؟
اين درختانند هم چون خاکيان
دست ها برکرده اند از خاکدان
با زبان سبز و با دست دراز
از ضميرخاک می گويند راز
بر روی سبزه ها و کشته های سيراب، درختان سرسبز باغ و صحرا را ديديم که شاخه ی دست های خويش را به آسمان برافراشته بودند و دعا می کردند.
3. نمونه های دیگری زیبایی های آفرينش را بيان کنيد.
گلزارها، ستارگان، رنگين کمان، بيابان ها،
4. يک تشبيه و يک تشخيص در درس پيدا کنيد و بنويسيد.
تشبيه: نسيم مانند مادری مهربان و آداب دان به کودکان خويش، حق شناسی وادب می آموزد.
تشخيص: آب با گام های استوار و اميد وار، شتابان می رفت.
دانش های زبانی وادبی
درس دوم صفحه 21
نکته اول:
انواع جمله
جمله: کلمه یا مجموعه ای از کلمات است که پیامی را از یک شخص به
دیگر می رساند.
جمله از نظر پیام و مفهوم یا شیوه ی بیان :
1 ـ خبری: خبری را به ما می رساند. (علامت این نوع جمله ( .) می باشد.)
سال تحصیلی با مهر آغاز می شود.
2 ـ امری: کاری را درخواست می کند. (علامت این نوع جمله (.) می باشد.)
فعل امر دو ساخت دارد
1)دوم شخص مفرد بدون شناسه مانند
برو/ بخوان/ بنشین گاهی نشانه "ب"از اول فعل امر حذف میشود.
مانند رو که در خانه ی خود بسته ایم برو فعل امر
دوم شخص جمع مانند: بروید/ بخوانید/ بنشینید
3 ـ پرسشی: سؤالی را مطرح می کند. (علامت این نوع جمله (؟) می باشد.) جمله پرسشی به دو گونه می آید همراه با نشانه های پرسشی آیا؟ چگونه؟ چرا؟ مگر؟ کدام؟ کدامین؟ و هیچ؟ مانند آیا درس خوانده ای؟
بدون نشانه های پرسشی و مانند درس خوانده ای؟
در این جمله ها از طریق تغییر لحن و آهنگ متوجه می شویم که جمله پرسشی است.
4 ـ عاطفی: یکی از عواطف انسان مانند: تعجّب، تأسف، آرزو، دعا، نفرین و...را بیان می کند.(علامت این نوع جمله ( ! ) می باشد.)
* جمله هایی که به وسیله ی آنها برای کسی دعا می کنیم،« جمله ی دعایی »
نامیده می شوند.فعل این نوع جملات معمولاً «باد ـ مباد ـ مبادا ـ بادا»می باشد و
این جمله ها«جملات عاطفی» هستند.
تمرین:
نوع جمله های زیر را از لحاظ پیام و محتوا مشخص کنید.
1. بر ورق سبز برگ، خط خدا را بخوان
2. آفرین جان آفرین پاک را!
3. مردم بالا دست چه صفایی دارند!
4. با بهاری که میرسد از راه
سبز شو تازه شو بهاری شو
با خودش زیر لب چنین می گفت:
5. آرزوهایتان چه رنگین است
6. شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی
7. چه فرهادها مرده در کوه ها
چه حلاج ها رفت بر دارها
1/ امری 2و3 و5و7/ عاطفی 4/امری 6/خبری
نکته دوم:
کلمات هم خانواده:
واژه هایِ هم ریشه که با هم ارتباطِ معنایی دارند را هم خانواده گویند.
در هم خانواده لغات عربی سه حرفِ اصلی کلمه باید به ترتیب در کلماتِ دیگر تکرار شوند تا بتوانند با یکدیگر هم خانواده باشد.
ظالِم: ظُلم، مَظالِم، مَظلوم، ظُلُمات، ظُلمَت
مسائل: مسأله، سؤال، سائِل و..
شاهد: شهید ،شُهدا ، مشهد و
ظاهِر: تظاهُر، مُتَظاهر، مَظاهر، ظَواهِر، مَظهَر،ئظُهورو..
مُتَعال: تَعالی، مُتَعالی، عالی، اعلا، علیا و...
جماعت: جُمعه،جامِع ،اجتماع، جمیع، مجتمع، جوامع و...
نکته
در فعل ها، بن فعل، چه بن ماضی و چه بن مضارع می تواند به عنوان
هم خانواده به کار رود. مانند:
روان : رفتار، روش، رفته، رونده و
دیدار: بینا،بینش،دیده،دیده بان، بیننده و...
املا در دوره متوسطه، شامل دو بخش است:
متن املا به صورت تقریری
فعالیت های که هدف تقویت املا و درست نویسی دارند.
نوشتن صفحه 22
1. کلمه ها و ترکیب های مهمّ املایی درس را بنویسید. غرق فهمیدن، چشمه های معرفت، اعجاز، زلال، کشته های سیراب، سبزه های معصوم، ساقه، غرور، مذاب، لطیف
2. برای هر کلمه، یک هم خانواده بنویسید.
اعجاز -> معجزه
غرق -> غریق
نقطه -> نقاط
معصوم -> معصومه
3. در متن زیر چند غلط املایی وجود دارد؛ آنها را پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.
کودکان بر نشاط گل بوته ها و نوجوانان امیدوار زرّت ها در گوش نسیم عامین می گفتند و من با قرور و مهربانی و خشنودی، باغ و سحرا را تماشا می کردم.
4غلط: ذرّت،آمین، غرور، صحرا