هدایت شده از متوسطه اول (آموزش تعطیل نیست)
25.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تدریس فارسی هشتم فصل 5 درس 12 شیر حق
تمرین قواعد درس 9 فارسی: از درس 9 فارسی 7 عدد گروه اسمی استخراج کنید و هسته اسمی و وابسته های اسمی و انواع وابسته ها را مشخص کنید. با تشکر احمدیانی
درس ۹ صفحۀ ۶۸ تا ۷۲
" نوجوان باهوش"
نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کزو ماند سرای زرنگار (سعدی)
معنی: اگر خوشنامی از انسان به یادگار بماند، بهتر از آن است که از او خانههای مجلّل و اشرافی بر جای بماند.
نام نیکو: موصوف و صفت، ترکیب وصفی
به: بهتر است. یک جمله
سرای زرنگار: ترکیب وصفی
بیت سه جمله است.
میرزا ابوالقاسم قائم مقام (۱۱۵۸ خورشیدی در هزاوه اراک - ۱۲۱۴ خورشیدی در تهران)
«میرزا محمد تقیخان فراهانی» (زاده: ۱۱۸۶، درگذشته:۲۰ دی ۱۲۳۰) مشهور به امیرکبیر، یکی از صدر اعظم های ایران در دورۀ ناصرالدّین شاه قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود. وی مؤسس دارالفنون بود که برای آموزش دانش و فناوری جدید به فرمان او در تهران تأسیس شد. همچنین انتشار روزنامه وقایع اتّفاقیه از جمله اقدامات وی بهشمار میآید. امیرکبیر پس از این که با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در حمّام فین به دستور ناصر الدّین شاه به قتل رسید. پیکر وی در شهر کربلا به خاک سپرده شدهاست.
ارادت: دوستی از روی اعتقاد و ایمان
سرشار: لبریز، پر
از قضا: اتّفاقاً
سرشناس: معروف، شناخته شده
استعداد: توانایی، آمادگی
شاهد: حاضر، گواه، محبوب و معشوق، خدای تعالی
انیس: یار و همدم، اُنس گیرنده
شیوع: همهگیر شدن، آشکار شدن، متداول شدن
بهانه: دست آویز، عذر بیجا
صدراعظم: نخست وزیر
پشتکار: پایداری در پیش بردن و اتمام کاری
طراوت: شادابی، تازگی
تعارف: خوش آمد گفتن به یکدیگر، پیشکش دادن
فلسفه: علمی که در بارۀ حقایق موجودات و علل وجود آنها بحث می کند.
جهل: نادانی
لهجه: زبان، طرز سخن گفتن و تلفّظ، شکلی از یک زبان که با تغییراتی در یک ناحیه تکلّم شود. مثل: گیلکی، لری و...
حکمت: دانش، دانایی، عدل، راستی لیاقت شایستگی، سزاوار، درخور بودن
حلاوت: شیرینی
مکث: درنگ کردن
خرافات:سخنان بیهوده، افسانه، آنچه اساس علمی و معنوی نداشته باشد.
منشأ: محلّ پیدایش، اصل
خطاب: رویاروی سخن گفتن
مونس: یار، همدم
درد: رنج، ناخوشی، بیماری
وجد: خوشی بسیار، ذوق و شوق
درمان: علاج، دارو، چاره، دوا
هلهله :فریاد شادی، صدای درهم و برهم مردم
ذکاوت: تیز هوشی، زیرکی
رسا: بلند، رسنده
رمیده: ترسیده، گریخته
زهر: سم
ساقی: کسی که نوشیدنی به دیگری دهد.
اشعار: جمع شعر
مطالب: جمع مطلب
سرشناس: مشهور
مجالس: جمع مجلس
مکث کرد: توقف کرد، درنگ کرد
فوق العاده: بسیار عالی
شاهد: زیبارو
ساقی: کسی که نوشیدنی تعارف میکند
ارادت: دوستی
خرم: شاد
لهجه: لحن سخن گفتن
حکمت: دانش و معرفت
نامدار: مشهور
آبله: نوعی بیماری واگیر همراه با تاول پوستی
نامی: معروف
هیاهو: سرو صدا
ذکاوت: هوش و استعداد
لب گزید: لبش را گاز گرفت
صدر اعظمی: نخست وزیری
منشأ: سرچشمه
وجد: شادی درونی
رمیده: رم کرده، ترسیده
انیس: دوست نزدیک
مونس: همراه
خواجه: اقا، سرور
لقب: اسم دوم
لیاقت: شایستگی
رسا: واضح و روشن
نکات برجستۀ درس و معنی بیتهای درس:
کاغذ ذهن: ترکیب اضافی، اضافۀ تشبیهی. ذهن به کاغذ تشبیه شده است که در آن چیزی مینویسند.
قلّک ذهن: اضافۀ تشبیهی. ذهن به قلّک تشبیه شده است که در آن چیزی میریزند.
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
معنی: شادابی و سرزندگی من در این جهان هستی، به این دلیل است که جهان ساختۀ دست اوست (خدا) و شادابیش را از او میگیرد. من عاشق تمام مخلوقات عالم هستم زیرا همۀ هستی را او خلق کرده است.
به حلاوت بخورم که شاهد ساقی است
به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست (سعدی)
معنی: زهر را به شیرینی و شادی تمام سر میکشم (مینوشم)زیرا ساقی، معشوق زیبارو و حقیقی (خدا) است. هر دردی را با اشتیاق میپذیرم و تحمّل میکنم زیرا که درمان درد نیز نزد همان طبیب (خدا) است.
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیدۀ ما را انیس و مونس شد (حافظ)
معنی: ستارهای بیمانند شروع به درخشیدن کرد و همچون ماه تابان، روشنگر مجلس شد و برای دلهای ناآرام و وحشتزدۀ ما، یار و همدم مناسبی گردید.
اشاره به تولّد رسول اکرم (ص) دارد که به عنوان برگزیدهترین انسان، پا به جهان هستی نهاد.
امیرکبیر، فرهاد حسنزاده
داستانهایی از زندگی امیرکبیر، محمود حکیمی
خودارزیابی صفحه ۷۳ درس ۹
۱. سوالات قائم مقام فراهانی برای آزمایش فرزندانش چه بود؟
این شعر از کیست؟
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیدۀ ما را انس و مونس شد
کاشف الکل که بود؟
۲. ویژگیهای مشترک امیرکبیر و قائم مقام فراهانی چیست؟ هر دو به مقام صدراعظمی رسیدند.
آنها باهوش و ذکاوت بودند و با تلاش و کوشش خود به دانش و مقام بالایی دست پیدا کردند.
آنها توانستند با جهل موجود در جامعه مبارزه کنند.
۳. خدمات قائم مقام فراهانی و امیرکبیر به ایران چه بود؟ قائم مقام قراردادهای مهم و ارزشمندی برای ایران بست. امیرکبیر برای اولین بار مدارسی به نام دارالفنون که شبیه به مدارس امروزی بود تأسیس کرد. گروهی از دانشجویان را برای تحصیل به خارج از کشور اعزام کرد و جلوی ریخت و پاش درباریان را گرفت.
۴. اگر به جای امیر کبیر بودید چه میکردید؟ به جای فرستادن اندک دانشجویان به خارج، دانشگاهی در ایران تأسیس کرده و استادان فرهیخته را به آن میآوردم تا دانشجویان بیشتری به تحصیل بپردازند.
صفت بیانی
هرگاه بخواهیم برای اسمی توضیحی بیاوریم؛ مثلاً رنگ، اندازه، جنس و...آن را بیان کنیم بعد از نقشنمای اضافه(کسره)از صفت بیانی استفاده میکنیم، در این صورت یک گروه اسمی شامل هسته و صفت بیانی خواهیم داشت. درنمونههای زیر برای قلم(هسته)چند صفت بیانی آوردهایم.
واژههای بعد از قلم، صفت بیانی هستند:
قلمِ آبی - قلمِ بزرگ - قلمِ چوبی - قلمِ خوب قلمِ زیبا - قلمِ شکسته
صفت بیانی معمولاً وابستۀ پسین است؛ یعنی بعد از هسته آورده میشود.
توضیح۱: به گروه اسمی شامل هسته و صفت، ترکیب وصفی میگویند.
توضیح۲: اگر پس از هسته و نقشنمای اضافه، کلمهای غیر صفت بیانی(اسم یاضمیر) بیاوریم، به آن کلمه مُضافالیه میگویند. در این حال، مجموع هسته و مضافالیه را ترکیب اضافی میگویند؛
مثال: قلمِ معلم(در این مثال قلم «هسته»، معلّم «مضافٌالیه» و مجموع دو کلمۀ«قلمِ معلّم»،ترکیب اضافی است.)
فعالیتهای نوشتاری
جواب۱: انتخاب کلمات سخت به انتخاب دانشآموز
جواب۲: اندیشمند، عزیز، موثر، درخشان، سبز، گرم
جواب۳: مطالب جالب، کاشف بزرگ، لهجهی زیبا دریای پهناور
همزه(ء) یکی از حرفهای الفبای زبان فارسی است. این حرف مانند سایر حرفها در خطّ فارسی، حرکتگذاری نمیشود؛ بنابر این بهتر است بنویسیم "قائم" و نه "قائِم"؛ "مؤدّب" و نه "مؤَدّب".
در املای کلماتی مانند"جزءِ اول" و "شیءنورانی" نشانۀ، " -ِ " کسره نیست؛ به این نشانه، نقشنمای اضافه" میگویند.
در نوشتن کلمات عربی همزهدار نیز باید توجّه و دقّت کافی داشت؛ مانند "شأن، رؤیا، مؤسس، لؤلؤ، رئوس، توطئه، انشاءالله."