معنی لغات فارسی هشتم
معانی لغات درسهای ۱ الی ۹ فارسی هشتم
نوبت اول
درس اول: پیش از اینها
طنین: آهنگ، صدا
توفندهاش: پرخروش، خروشان
بیریا: ساده و بی آلایش
کُنه: باطن
بوریا: حصیری از نوعی نی
درس دوم: خوب جهان را ببین!
اَسرار: ج سر، رازها
حکیمانه: عالمانه، از روی دانایی
چونان: مانند
متناسب: به اندازه
خزان: پاییز
زرِّ ناب: طلای خالص
جلوه: شکل، ظاهر
خاص: ویژه
شعر صورتگر ماهر
حیران: متعجب
نژند: سرد و بی روح، غمناک
نغز: نیکو، زیبا
تماثیل: جمع تمثال
شوق: شور و اشتیاق
هجر: دوری
بدین سان: به این شکل، بدین گونه
درس سوم: ارمغان ایران
بس: بسیار
کهن: قدیمی
دیری: زمان طولانی
درازنای: طول
لیک: اما
برمیکشد: بالا میبرد
سپند: پاکی
فر: شکوه
فرزانگی: دانایی
فرهیختگی: علم آموختگی
داد: عدالت
آزادگان: جوانمرد
تیره رای: بد فکر
ارجمند: با ارزش، بالا مقام
خرد: عقل و دانایی
خامه: قلم
پیراسته: پاک شده
آلایش: کثیفی
پلشتی: ناپاکی
ددی: وحشیگری
بخرد: دانا
روشن رایان: روشن فکران
گُرد: پهلوان
یلان: پهلوانان
پُردل: شجاع
نامدار: مشهور
مینازیم: افتخار میکنیم
همگنان: همنوعان
سربرمیافرازیم: سر بلند میکنیم، افتخار میکنیم
بن جان: ته دل
تبار: نژاد
نژاده: با اصل، اصیل
تابناک: روشن
پرفروغ: روشن
نستوه: خستگی ناپذیر
بسنده: کافی
گرانی: سنگینی
ستبر: قوی
دریغ نورزد: کوتاهی نکند
خیرگی: تعجب
بهروزی: روز خوب
زدود: پاک کرد
هان و هان: بدان و آگاه باش
خوار مدار: پست و فرومایه نکن
برهان: آزاد کن
بیشه: دشت سر سبز
بپوی: جستجو کن
برگزید: انتخاب کرد
بیگزند: بی صدمه، بدون بلا و آسیب
درس چهارم: سفر شکفتن
پند: نصیحت، اندرز
انرژی: قدرت
رویایی: خیالی
آرمان: آرزو/ امید
منطقی: آنچه از روی منطق باشد
استعداد: توانایی
جدید: نو
طراوت: شادابی
مهار: کنترل
نفرت: متنفربودن از کسی
نصیب: قسمت
تصویر: شکل
مبادا: هرگز
اصول: جمع اصل
بنیاد: ریشه
فراز: بلندی
نشیب: سرازیری
حکیمی: دانشمندی
سرشار: پر
خاص: ویژه
آداب :جمع ادب: شیوه، رسم
آراسته: زیبا
اطلاع: خبر
نامدار: مشهور
شیوع: فاش شدن، پراکنده شدن
جهل: نادانی
طفل: کودک، نوزاد
رسا: واضح
آبله: نوعی بیماری که بهصورت تاول روی
پوست ظاهر میشود
درس ششم: راه نیک بختی
خوانش: خواندن
موثر: اثر گذار
درک: فهم
پیکارگرانه: باجنگاوری
فروتنی: خاکساری
محتوا: شامل، درون مایه
لحن: آهنگ
حماسی: شجاعانه
گونهای: نوعی
سعادت: نیک بختی
خرسند: راضی
میکوش: کوشش کن
چابکی: زرنگی، چالاکی
زنهار: پرهیز کن
تامّل: اندیشه کردن
نشمار: به شمار نیاور
درس هفتم: آداب نیکان
عارفان: بزرگان
مریدان: شیفتگان، شاگردان
طلب: خواستن
ارشاد: راهنمایی
طعام: خوراک
برخاست: بلند شد
مرشد: راهنما
مستمعان: شنوندگان
آداب: قواعد
دامنش بگرفت: کمک خواست
دعوی: ادعا کردن
معترف: اعتراف کردن
فرع: جزء
نیت: قصد
رضا: رضایت
حسد: حسودی
خلق: آفریده
مستمع: شنونده
طلب کنید: بخواهید
پیوسته: پی در پی
زیست: زندگی
دستاورد: اختراع
استعداد: توانایی
آسایش: آسودگی
بیفزاید: اضافه کند
چرتکه: وسیلهای که در روزگار گذشته برای شمارش اعداد از آن استفاده میشد
چاپار: پیک، نامه بر
اسطرلاب:ابزاری که دانشمندان علم ستاره شناسی در روزگار قدیم برای تعیین وضعیت ستارگان از ان استفاده می کردند
داد و ستد: خرید و فروش
پایبند: ایستاده، معتقد
هنجار: روش
حریم: قلمرو
متناسب: مناسب، به اندام
معیار: وسیلهای برای اندازه گیری
حصار: دیوار
آراسته: مرتب
نسنجیده: فکر نکرده
هویت: شخصیت
حرمت: احترام
رهاورد: نتیجه، سوغات، هدیه سفر
تمدن: فرهنگ
مظاهر: ج مظهر، نمونه
روح انگیز: جلا دهنده روح
کمال: اوج
متعالی: عالی شدن
اسارت: اسیر بودن
هیاهو: فریاد
غوغایی: شلوغی
فضایل: خوبی های اخلاقی
ویرانگر: خراب کننده
غفلت: فراموش کردن
پاس داشتن: مراقبت کردن
جلوه: ظاهر
معرفت: شناخت
حکایت: سرگذشت
جولاهه: بافنده
درس هشتم: آزادگی
خارکش: حمال خار، خارکن
دلق: نوعی لباس پشمی زبر که فقیران میپوشند
درشت: زبر، خشن
پشته: توده
فرازنده: برپا کننده
نوازنده: نوازش کننده
رُخَم: صورتم
بُگشادی: باز کردی
عزت: ارجمندی، مقام
حد: مرز، لیاقت، شایستگی
ثنا: ستایش کردن
سفتن: سوراخ کردن
مغرور: خود بینی
شکرگزاریش: تشکر کردن او
خرف: کم عقل
بالین: بالش
زین سان: این چنین
دولت: اقبال، خوشبختی
خواری: پستی
زین: از این
فلان: بهمان، اشاره به شخص نامعلوم
خس: شخص پست و فرومایه
پشته: توده
چاشت: یک قسمت از چهار قسمت روز که در آن چیزی بخورند
افتادگی: ناتوانی
عز: سربلندی، عزت
نژند: غمگین
آزادگی: جوانمردی
درس نهم: نوجوان با هوش
اشعار: جمع شعر
مطالب: جمع مطلب
سرشناس: مشهور
مجالس: جمع مجلس
مکث کرد: توقف کرد، درنگ کرد
فوق العاده: بسیار عالی
حلاوت: شیرینی
شاهد: زیبارو
ساقی: کسی که نوشیدنی تعارف میکند
ارادت: دوستی
خرم: شاد
لهجه: لحن سخن گفتن
حکمت: دانش و معرفت
نامدار: مشهور، نامی
هدایت شده از متوسطه اول (آموزش تعطیل نیست)
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تدریس ماده درسی فارسی هشتم فصل 4 درس11 پرچمداران
هدایت شده از متوسطه اول (آموزش تعطیل نیست)
25.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تدریس فارسی هشتم فصل 5 درس 12 شیر حق
تمرین قواعد درس 9 فارسی: از درس 9 فارسی 7 عدد گروه اسمی استخراج کنید و هسته اسمی و وابسته های اسمی و انواع وابسته ها را مشخص کنید. با تشکر احمدیانی
درس ۹ صفحۀ ۶۸ تا ۷۲
" نوجوان باهوش"
نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کزو ماند سرای زرنگار (سعدی)
معنی: اگر خوشنامی از انسان به یادگار بماند، بهتر از آن است که از او خانههای مجلّل و اشرافی بر جای بماند.
نام نیکو: موصوف و صفت، ترکیب وصفی
به: بهتر است. یک جمله
سرای زرنگار: ترکیب وصفی
بیت سه جمله است.
میرزا ابوالقاسم قائم مقام (۱۱۵۸ خورشیدی در هزاوه اراک - ۱۲۱۴ خورشیدی در تهران)
«میرزا محمد تقیخان فراهانی» (زاده: ۱۱۸۶، درگذشته:۲۰ دی ۱۲۳۰) مشهور به امیرکبیر، یکی از صدر اعظم های ایران در دورۀ ناصرالدّین شاه قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود. وی مؤسس دارالفنون بود که برای آموزش دانش و فناوری جدید به فرمان او در تهران تأسیس شد. همچنین انتشار روزنامه وقایع اتّفاقیه از جمله اقدامات وی بهشمار میآید. امیرکبیر پس از این که با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در حمّام فین به دستور ناصر الدّین شاه به قتل رسید. پیکر وی در شهر کربلا به خاک سپرده شدهاست.
ارادت: دوستی از روی اعتقاد و ایمان
سرشار: لبریز، پر
از قضا: اتّفاقاً
سرشناس: معروف، شناخته شده
استعداد: توانایی، آمادگی
شاهد: حاضر، گواه، محبوب و معشوق، خدای تعالی
انیس: یار و همدم، اُنس گیرنده
شیوع: همهگیر شدن، آشکار شدن، متداول شدن
بهانه: دست آویز، عذر بیجا
صدراعظم: نخست وزیر
پشتکار: پایداری در پیش بردن و اتمام کاری
طراوت: شادابی، تازگی
تعارف: خوش آمد گفتن به یکدیگر، پیشکش دادن
فلسفه: علمی که در بارۀ حقایق موجودات و علل وجود آنها بحث می کند.
جهل: نادانی
لهجه: زبان، طرز سخن گفتن و تلفّظ، شکلی از یک زبان که با تغییراتی در یک ناحیه تکلّم شود. مثل: گیلکی، لری و...
حکمت: دانش، دانایی، عدل، راستی لیاقت شایستگی، سزاوار، درخور بودن
حلاوت: شیرینی
مکث: درنگ کردن
خرافات:سخنان بیهوده، افسانه، آنچه اساس علمی و معنوی نداشته باشد.
منشأ: محلّ پیدایش، اصل
خطاب: رویاروی سخن گفتن
مونس: یار، همدم
درد: رنج، ناخوشی، بیماری
وجد: خوشی بسیار، ذوق و شوق
درمان: علاج، دارو، چاره، دوا
هلهله :فریاد شادی، صدای درهم و برهم مردم
ذکاوت: تیز هوشی، زیرکی
رسا: بلند، رسنده
رمیده: ترسیده، گریخته
زهر: سم
ساقی: کسی که نوشیدنی به دیگری دهد.
اشعار: جمع شعر
مطالب: جمع مطلب
سرشناس: مشهور
مجالس: جمع مجلس
مکث کرد: توقف کرد، درنگ کرد
فوق العاده: بسیار عالی
شاهد: زیبارو
ساقی: کسی که نوشیدنی تعارف میکند
ارادت: دوستی
خرم: شاد
لهجه: لحن سخن گفتن
حکمت: دانش و معرفت
نامدار: مشهور
آبله: نوعی بیماری واگیر همراه با تاول پوستی
نامی: معروف
هیاهو: سرو صدا
ذکاوت: هوش و استعداد
لب گزید: لبش را گاز گرفت
صدر اعظمی: نخست وزیری
منشأ: سرچشمه
وجد: شادی درونی
رمیده: رم کرده، ترسیده
انیس: دوست نزدیک
مونس: همراه
خواجه: اقا، سرور
لقب: اسم دوم
لیاقت: شایستگی
رسا: واضح و روشن
نکات برجستۀ درس و معنی بیتهای درس:
کاغذ ذهن: ترکیب اضافی، اضافۀ تشبیهی. ذهن به کاغذ تشبیه شده است که در آن چیزی مینویسند.
قلّک ذهن: اضافۀ تشبیهی. ذهن به قلّک تشبیه شده است که در آن چیزی میریزند.
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
معنی: شادابی و سرزندگی من در این جهان هستی، به این دلیل است که جهان ساختۀ دست اوست (خدا) و شادابیش را از او میگیرد. من عاشق تمام مخلوقات عالم هستم زیرا همۀ هستی را او خلق کرده است.
به حلاوت بخورم که شاهد ساقی است
به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست (سعدی)
معنی: زهر را به شیرینی و شادی تمام سر میکشم (مینوشم)زیرا ساقی، معشوق زیبارو و حقیقی (خدا) است. هر دردی را با اشتیاق میپذیرم و تحمّل میکنم زیرا که درمان درد نیز نزد همان طبیب (خدا) است.
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیدۀ ما را انیس و مونس شد (حافظ)
معنی: ستارهای بیمانند شروع به درخشیدن کرد و همچون ماه تابان، روشنگر مجلس شد و برای دلهای ناآرام و وحشتزدۀ ما، یار و همدم مناسبی گردید.
اشاره به تولّد رسول اکرم (ص) دارد که به عنوان برگزیدهترین انسان، پا به جهان هستی نهاد.
امیرکبیر، فرهاد حسنزاده
داستانهایی از زندگی امیرکبیر، محمود حکیمی