eitaa logo
فارسی هشتم
506 دنبال‌کننده
3 عکس
12 ویدیو
7 فایل
ادبیات متوسطه اول
مشاهده در ایتا
دانلود
صرف فعل در زمان‌های (ماضی (گذشته)، مضارع (حال) و مستقبل(آینده)) درپایه‌های هفتم وهشتم ونهم اجزای فعل هر فعل دو جزء اصلی دارد: ۱. بن ۲. شناسه بن فعل بن فعل از مصدر گرفته می‌شود. بن قسمتی از فعل است که معنی اصلی فعل یعنی انجام کار یا داشتن و پذیرفتن حالت مربوط به آن است و هنگام صرف در صورت‌های شش‌گانه ثابت است: دیدم، دیدی، دید، دیدیم، دیدید، دیدند (بن: دید) می‌بینم، می‌بینی، می‌بیند، می‌بینیم، می‌بینید، می‌بینند (بن: بین) دو نوع بن در زبان فارسی وجود دارد که در ساخت فعل و اسم و انواع واژه کاربرد دارد: . بن ماضی ۲. بن مضارع بن ماضی در ساخت فعل‌های ماضی و مستقبل و واژه‌های دیگر به کار می‌رود و اینگونه ساخته می‌شود:  مصدر - -َن = بن ماضی (دید)، می‌دید، خواهددید، دیدار، بازدید بن مضارع در ساخت فعل امر و فعل‌های مضارع و بعضی واژه‌ها به کار می‌رود و بدین‌گونه درست می‌شود:  امر - ب = بن مضارع (بین)، می‌بیند، ببین، بینش، بینا، تیزبین شناسه شناسه قسمتی از فعل است که شناساننده شخص و شمار است و هنگام صرف در صورت‌های شش‌گانه عوض می‌شود: دیدم، دیدی، دید، دیدیم، دیدید، دیدند می‌بینم، می‌بینی، می‌بیند، می‌بینیم، می‌بینید، می‌بینند خواهم‌دید، خواهی‌دید، خواهد‌دید، خواهیم‌دید، خواهید‌دید، خواهند‌دید فعل ماضی و ویژگی‌های آن فعل ماضی از بن ماضی ساخته می‌شود و نشانگر زمان گذشته است. فعل ماضی انواعی دارد: ماضی ساده:  دیدم، دیدی ، دید، دیدیم ، دیدید، دیدند ساده‌ترین نوع ماضی > بن + شناسه در زمان گذشته یک با انجام گرفته و تمام شده‌است. ماضی استمراری:  می دیدم ،می دیدی ، می دید، می دیدیم ، می دیدید، می دیدند می + ماضی ساده = ماضی استمراری ماضی نقلی: دیده‌ام ، دیده‌ای، دیده‌است، دیده‌ایم، دیده‌اید، دیده‌اند در زمان گذشته انجام گرفته اثر یا نتیجه آن تا زمان حال باقی مانده‌است. بن ماضی + ه + ام، ای، است، آیم، اید، اند ماضی بعید: دیده‌بودم، دیده‌بودی، دیده‌بود، دیده‌بودیم، دیده‌بودید، دیده‌بودند در زمان گذشته پیش از فعل دیگری انجام گرفته‌است. بن ماضی + ه + بودم، بودی، بود، بودیم، بودید، بودند ماضی التزامی: دیده‌باشم، دیده‌باشی، دیده‌باشد، دیده‌باشیم، دیده‌باشید، دیده‌باشند. در زمان گذشته همراه با شک و التزام انجام گرفته‌است. بن ماضی + ه + باشم، باشی، باشد، باشیم، باشید، باشند ماضی مستمر: داشتم‌می‌دیدم، داشتی‌می‌دیدی، داشت‌می‌دید، داشتیم‌می‌دیدیم، داشتید‌می‌دیدید، داشتند‌می‌دیدند. وقوع فعلی در گذشته در حال انجام را می‌رساند. ماضی ساده داشتن + ماضی استمراری فعل مورد نظر نکته: سوم شخص مفرد فعل‌های ماضی غیر از ماضی التزامی، بدون شناسه است. فعل مضارع و ویژگی‌های آن فعل مضارع از بن مضارع ساخته می‌شود و بر زمان حال و آینده دلالت دارد و مثل ماضی، انواعی دارد: مضارع ساده: بینم، بینی، بیند، بینیم، بینید، بینند بن مضارع + شناسه مضارع اخباری: می‌بینم، می‌بینی، می‌بیند، می‌بینیم، می‌بینید، می‌بینند می + بن مضارع + شناسه مضارع التزامی: ببینم، ببینی، ببیند، ببینیم، ببینید، ببینند ب + بن مضارع + شناسه مضارع مستمر:  دارم می‌بینم، داری می‌بینی، دارد می‌بیند، داریم می‌بینیم، دارید می‌بینید، دارند‌می بینند مضارع ساده + مضارع اخباری فعل مورد نظر  شناسه‌های فعل مضارع مثل مستقبل است:   -َم، - ی، -َد ، - یم، - ید، -َند فعل مستقبل و ویژگی های آن فعل مستقبل از بن ماضی ساخته می‌شود و بر زمان آینده دلالت دارد و شناسه‌های این فعل نیز مثل مضارع است و به این روش ساخته می‌شود:  خواه + شناسه + بن ماضی: خواهم‌دید، خواهی‌دید، خواهد‌دید، خواهیم‌دید، خواهید‌دید، خواهند‌دید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
معنی لغات فارسی هشتم معانی لغات درسهای ۱ الی ۹ فارسی هشتم نوبت اول درس اول: پیش از اینها طنین: آهنگ، صدا توفنده‌اش: پرخروش، خروشان بی‌ریا: ساده و بی آلایش کُنه: باطن بوریا: حصیری از نوعی نی درس دوم: خوب جهان را ببین! اَسرار: ج سر، رازها حکیمانه: عالمانه، از روی دانایی چونان: مانند متناسب: به اندازه خزان: پاییز زرِّ ناب: طلای خالص جلوه: شکل، ظاهر خاص: ویژه شعر صورتگر ماهر حیران: متعجب نژند: سرد و بی روح، غمناک نغز: نیکو، زیبا تماثیل: جمع تمثال شوق: شور و اشتیاق هجر: دوری بدین سان: به این شکل، بدین گونه درس سوم: ارمغان ایران بس: بسیار کهن: قدیمی دیری: زمان طولانی درازنای: طول لیک: اما برمی‌کشد: بالا می‌برد سپند: پاکی فر: شکوه فرزانگی: دانایی فرهیختگی: علم آموختگی داد: عدالت آزادگان: جوانمرد تیره رای: بد فکر ارجمند: با ارزش، بالا مقام خرد: عقل و دانایی خامه: قلم پیراسته: پاک شده آلایش: کثیفی پلشتی: ناپاکی ددی: وحشیگری بخرد: دانا روشن رایان: روشن فکران گُرد: پهلوان یلان: پهلوانان پُردل: شجاع نامدار: مشهور می‌نازیم: افتخار می‌کنیم همگنان: هم‌نوعان سربرمی‌افرازیم: سر بلند می‌کنیم، افتخار می‌کنیم بن جان: ته دل تبار: نژاد نژاده: با اصل، اصیل تابناک: روشن پرفروغ: روشن نستوه: خستگی ناپذیر بسنده: کافی گرانی: سنگینی ستبر: قوی دریغ نورزد: کوتاهی نکند خیرگی: تعجب بهروزی: روز خوب زدود: پاک کرد هان و هان: بدان و آگاه باش خوار مدار: پست و فرومایه نکن برهان: آزاد کن بیشه: دشت سر سبز بپوی: جستجو کن برگزید: انتخاب کرد بی‌گزند: بی صدمه، بدون بلا و آسیب درس چهارم: سفر شکفتن پند: نصیحت، اندرز انرژی: قدرت رویایی: خیالی آرمان: آرزو/ امید منطقی: آنچه از روی منطق باشد استعداد: توانایی جدید: نو طراوت: شادابی مهار: کنترل نفرت: متنفربودن از کسی نصیب: قسمت تصویر: شکل مبادا: هرگز اصول: جمع اصل بنیاد: ریشه فراز: بلندی نشیب: سرازیری حکیمی: دانشمندی سرشار: پر خاص: ویژه آداب :جمع ادب: شیوه، رسم آراسته: زیبا اطلاع: خبر نامدار: مشهور شیوع: فاش شدن، پراکنده شدن جهل: نادانی طفل: کودک، نوزاد رسا: واضح آبله: نوعی بیماری که به‌صورت تاول روی پوست ظاهر می‌شود درس ششم: راه نیک بختی خوانش: خواندن موثر: اثر گذار درک: فهم پیکارگرانه: باجنگاوری فروتنی: خاکساری محتوا: شامل، درون مایه لحن: آهنگ حماسی: شجاعانه گونه‌ای: نوعی سعادت: نیک بختی خرسند: راضی می‌کوش: کوشش کن چابکی: زرنگی، چالاکی زنهار: پرهیز کن تامّل: اندیشه کردن نشمار: به شمار نیاور درس هفتم: آداب نیکان عارفان: بزرگان مریدان: شیفتگان، شاگردان طلب: خواستن ارشاد: راهنمایی طعام: خوراک برخاست: بلند شد مرشد: راهنما مستمعان: شنوندگان آداب: قواعد دامنش بگرفت: کمک خواست دعوی: ادعا کردن معترف: اعتراف کردن فرع: جز‌ء نیت: قصد رضا: رضایت حسد: حسودی خلق: آفریده مستمع: شنونده طلب کنید: بخواهید پیوسته: پی در پی زیست: زندگی دستاورد: اختراع استعداد: توانایی آسایش: آسودگی بیفزاید: اضافه کند چرتکه: وسیله‌ای که در روزگار گذشته برای شمارش اعداد از آن استفاده می‌شد چاپار: پیک، نامه بر اسطرلاب:ابزاری که دانشمندان علم ستاره شناسی در روزگار قدیم برای تعیین وضعیت ستارگان از ان استفاده می کردند داد و ستد: خرید و فروش پایبند: ایستاده، معتقد هنجار: روش حریم: قلمرو متناسب: مناسب، به اندام معیار: وسیله‌ای برای اندازه گیری حصار: دیوار آراسته: مرتب نسنجیده: فکر نکرده هویت: شخصیت حرمت: احترام رهاورد: نتیجه، سوغات، هدیه سفر تمدن: فرهنگ مظاهر: ج مظهر،  نمونه روح انگیز: جلا دهنده روح کمال: اوج متعالی: عالی شدن اسارت: اسیر بودن هیاهو: فریاد غوغایی: شلوغی فضایل: خوبی های اخلاقی ویرانگر: خراب کننده غفلت: فراموش کردن پاس داشتن: مراقبت کردن جلوه: ظاهر معرفت: شناخت حکایت: سرگذشت جولاهه: بافنده درس هشتم: آزادگی خارکش: حمال خار، خارکن دلق: نوعی لباس پشمی زبر که فقیران می‌پوشند درشت: زبر، خشن پشته: توده فرازنده: برپا کننده نوازنده: نوازش کننده رُخَم: صورتم بُگشادی: باز کردی عزت: ارجمندی، مقام حد: مرز، لیاقت، شایستگی ثنا: ستایش کردن سفتن: سوراخ کردن مغرور: خود بینی شکرگزاریش: تشکر کردن او خرف: کم عقل بالین: بالش زین سان: این چنین دولت: اقبال، خوشبختی خواری: پستی زین: از این فلان: بهمان، اشاره به شخص نامعلوم خس: شخص پست و فرومایه پشته: توده چاشت: یک قسمت از چهار قسمت روز که در آن چیزی بخورند افتادگی: ناتوانی عز: سربلندی، عزت نژند: غمگین آزادگی: جوانمردی درس نهم: نوجوان با هوش اشعار: جمع شعر مطالب: جمع مطلب سرشناس: مشهور مجالس: جمع مجلس مکث کرد: توقف کرد، درنگ کرد فوق العاده: بسیار عالی حلاوت: شیرینی شاهد: زیبارو ساقی: کسی که نوشیدنی تعارف می‌کند ارادت: دوستی خرم: شاد لهجه: لحن سخن گفتن حکمت: دانش و معرفت نامدار: مشهور، نامی
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تدریس ماده درسی فارسی هشتم فصل 4 درس11 پرچمداران
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
25.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تدریس فارسی هشتم فصل 5 درس 12 شیر حق
هدایت شده از فارسی نهم
base.apk
حجم: 3.5M
کلمات مترادف
هدایت شده از فارسی نهم
base.apk
حجم: 1.5M
آموزش کامل قالب های شعرفارسی
سلام. قواعد درس 9 فارسی:
تمرین قواعد درس 9 فارسی: از درس 9 فارسی 7 عدد گروه اسمی استخراج کنید و هسته اسمی و وابسته های اسمی و انواع وابسته ها را مشخص کنید. با تشکر احمدیانی