eitaa logo
فصل فرهنگ | فلاح شیروانی
2.6هزار دنبال‌کننده
547 عکس
259 ویدیو
18 فایل
فضیلت «خوش خیالی» : «تاب بنفشه می‌دهد، طُرّۀ مُشک سای تو. پردۀ غنچه می‌درد، خنده دلگشای تو. شاه‌نشین چشم من، تکیه گه خیال توست، جای دعاست، شاه من! بی تو مباد جای تو!»(حافظ) @Adminfaslefarhang
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
..:: ::.. ∆ پیغمبر اكرم ص فرمود: «اِنّی لا اَخافُ عَلی اُمَّتِیَ الْفَقْرَ وَ لكِنْ اَخافُ عَلَیْهِمْ سوءَ التَّدْبیرِ». همانا نگرانی من بر امتم از ناحیه فقر نیست, لکن بر ایشان بابت بی‌تدبیری نگرانم. ▪️تنگه هرمز نعمتی استراتژیک برای ایران است که مدیریت آن فراتر از موضوعات مالی، نیازمند طراحی یک رژیم مدیریتی و حقوقی دقیق توسط مسئولان می‌باشد. ▫️ضروری است با بهره‌گیری از مطالعات فنی و کنوانسیون‌های بین‌المللی، طرحی جامع برای احقاق حقوق ملی در این آبراه مهم تدوین و با جدیت دنبال شود. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ..:: ::.. ●|| معارفی از «سورۀ فتح» ||● بخش دوم • شدّت عمل با دشمنان خدا .. عقلانیّت واقعی ««اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» که این حرکت عظیمی [بود] که جوانهای ما انجام دادند. سیزدهم آبان مظهر استکبارستیزی ملّت ایران بود. استکبار جامع همه‌ی زشتی‌ها و بدی‌ها و شیطنت‌ها است. بنابر‌این، ستیزه‌گری با این استکبار، با این پدیده، عین عقلانیّت است. حالا بعضی‌ها میگویند «آقا! این خلاف عقلانیّت است، خلاف تدبیر است»؛ نه، خلاف تدبیر نبود؛ این درست عین عقلانیّت بود؛ تسلیم شدن و زیر بار رفتن، ضدّ عقلانیّت بود. شروع‌کننده هم ما نبودیم؛ یعنی این جور نبود که اوّل [ما] شروع [کنیم] ـ در قرآن کریم هم اتّفاقاً در یک موردی عین همین وجود دارد: «وَ هُم بَدَءوکُم اَوَّلَ مَرَّة»(توبه،۱۳) ـ آنها شروع‌کننده بودند»(۱۳۹۹/۰۸/۱۳) .. اشدّاء علی المؤمنین! «ما نصیحت می‌کنیم این کشورهایی را، این دولتهایی را که فراموش می‌کنند قرآن از آنها چه خواسته است، یادشان می‌رود. همین آیاتی که تلاوت کردند: وَ الَّذینَ مَعَه، اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»(فتح،۲۹) اینها «اشدّاء علی المؤمنین رحماء مع الکفّار» هستند؛ عکس(!) اینها مسلمانند؟ هر جایی که یک روز سیاستهای انگلیس، و امروز آمریکا در کشورهای اسلامی وارد شد، پا گذاشت، از این فتنه‌انگیزی‌ها به وجود آمد؛ هم بین کشورهای اسلامی اختلاف ایجاد می‌کنند، نفرت و نقار ایجاد میکنند، هم در یک کشور. شما ببینید لیبی چه خبر است! چرا باید در یک کشور مسلمان، دو گروه خون یکدیگر را بریزند در حالی که هر دو مال یک کشورند، مال یک خاکند، مال یک آبند، مصالحشان به هم گره‌خورده است؟ چه کسی اینها را دارد تحریک می‌کند؟ چرا باید یک کشوری مثل یمن مسجدش بمباران بشود، بازارش بمباران بشود، بیمارستانش بمباران بشود، دبستانش بمباران بشود، زیرساخت‌های عمرانی و آبادانی کشورش بمباران [بشود]؛ چرا؟ به وسیله‌ی چه کسی بمباران میشود؟ به وسیله‌ی کسی که مدّعی اسلام است، کشوری که او هم یک کشور اسلامی است، مردمش مسلمانند. با بهانه‌های واهی بر طبق میل دشمنان اسلام در دل دنیای اسلام کار می‌کنند، تلاش می‌کنند؛ اشکال ما اینجا است»(۱۳۹۸/۰۳/۱۵) • نقش مهم تقوی ««اِتَّقُوا الله»(بقرة، ۱۸۹) یعنی ملاحظه‌ی خدا را بکنید، پروا داشته باشید از خدای متعال. یک خطّ مستقیمی به شما نشان داده است در این حرکت عظیم حیات بشری که محفوف به مشکلات است. تقوا موجب هدایت است، وقتی تقوا پیشه کردید، مشکلات، کوره‌راه‌ها از جلوی شما عقب خواهد رفت و راه درست برای شما روشن خواهد شد. وقتی ما پایبند تقوا شدیم، از قدرت خدا پروا می‌کنیم، از قدرتهای غیر خدا پروا نمی‌کنیم؛ «پروا نمی‌کنیم» یعنی ملاحظه‌ی آنها را نمی‌کنیم. نه اینکه حواسمان را جمع نمی‌کنیم؛ چرا، باید حواسمان جمع باشد امّا از آنها نمی‌ترسیم. اینها همه راه‌های پیروزی یک ملّت است‌، یعنی در یک امّت اسلامی وقتی تقوا بود، و این جور اندیشیدن، و این جور عمل‌ کردن بود، قهراً شکوفایی پیش می‌آید، حرکت پیش می‌آید و پیشروی، اعتلا، ارتقا، و آن وقت « لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّه»(فتح، ۲۸) می‌شود که [از سوی] خدای متعال، مکرّر و چند بار در قرآن آمده است»(۱۳۹۸/۰۲/۲۴) 🔻
..:: ::.. این را هم ببینید، با مزه است. ┄┅••؛••┅┄ ●|| اثر انگشت روانی؛ چرا واکنش ما به بحران و صلح شبیه هم نیست؟ ||● ✍️ متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی ؛ @matsa_ir • روان‌شناسی به ما می‌گوید: واکنش انسان‌ها در مواجهه با تروما (چه در دل طوفان و چه پس از آن)، ترکیب پیچیده‌ای از مکانیزم‌های دفاعی مختلف است که برای هر فرد، مانند اثر انگشت او، شکلی منحصربه‌فرد به خود می‌گیرد. با این حال، همه این واکنش‌های ظاهراً متفاوت، ریشه در چند الگوی اصلی دارند. 🔶 بخش اول: واکنش‌ها در دل بحران (روزهای جنگ) در زمان احساس خطر، مغز با منطق کار نمی‌کند، بلکه سیستم بقا را روشن می‌کند. سیستم بقای آدم‌ها با هم فرق دارد: 🔸تیپ عملیاتی (جنگنده): این افراد در بحران به شدت منطقی می‌شوند. چمدان می‌بندند، آب ذخیره می‌کنند و مدیریت را به دست می‌گیرند. آن‌ها ترس خود را در پشت «عمل‌گرایی» پنهان می‌کنند. 🔸تیپ منجمد (فریز شده): این افراد در زمان خطر می‌خوابند، سکوت می‌کنند یا ساعت‌ها به یک نقطه خیره می‌شوند. اطرافیان فکر می‌کنند آن‌ها «بی‌خیال» هستند، اما در واقع سیستم عصبی آن‌ها از شدت فشار ترس، «خاموش» شده تا روانشان متلاشی نشود. 🔸تیپ مضطرب (فراری): با صدای بلند گریه می‌کنند، مدام راه می‌روند و نیاز دارند ترسشان را ابراز کنند. آن‌ها با بیرون ریختن هیجان، از سکته روانی جلوگیری می‌کنند. 🔶 بخش دوم: واکنش‌ها پس از بحران (روزهای آتش‌بس) حالا که خطر موقتاً رفع شده، واکنش‌ها دوباره تغییر می‌کند و اینجاست که بیشترین قضاوت‌ها شکل می‌گیرد: 🔸بازگشت‌کنندگان سریع: این افراد از همان روز اول صلح، لباس کار می‌پوشند، کرکره مغازه را بالا می‌دهند و حتی ممکن است جوک بگویند. *چرا؟* چون روانِ آن‌ها برای احساس امنیت، به شدت نیازمند «روتین و عادی‌سازی» است. 🔸فروپاشیدگان با تأخیر: این‌ها کسانی هستند که در طول جنگ مثل کوه محکم بودند و به بقیه دلداری می‌دادند، اما درست روزی که آتش‌بس اعلام می‌شود، فرو می‌ریزند و گریه می‌کنند. چرا؟ چون تازه حالا که محیط امن شده، مغزشان اجازه پیدا کرده آدرنالین را پایین بیاورد و عزاداری کند . 🔸ترمیم‌کنندگان وسواسی: شروع می‌کنند به تمیز کردن دیوانه‌وار خانه یا شستن ماشین. چرا؟ چون در روزهای گذشته هیچ کنترلی روی اتفاقات بیرون نداشتند، حالا با تمیز کردن محیط کوچک خود، حس «کنترل بر زندگی» را پس می‌گیرند. 🔶 چه باید بکنیم؟ (قوانین احترام به روان) ۱. مقایسه درد ممنوع: ظرفیت روانی آدم‌ها برای تحمل درد با هم متفاوت است. ۲. به شیوه عزاداری هم احترام بگذاریم: اگر دوستی نیاز دارد مدام درباره روزهای سخت حرف بزند، گوش باشیم؛ و اگر دوستی می‌خواهد فعلاً همه‌چیز را فراموش کند و از طبیعت حرف بزند، او را مجبور به یادآوری نکنیم. ۳. به خودمان حق بدهیم: اگر واکنش شما شبیه بقیه نیست، احساس گناه نکنید. شما نه ضعیف هستید، نه سنگدل. شما فقط در حال استفاده از مکانیزم دفاعی مخصوص مغز خودتان هستید. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ●|| ضرورت تشکیل ستاد تامین اجتماعی و بازسازی عادلانه اجتماعی-اقتصادی جنگ ||● ✍🏻 دکتر محمدصادق تراب‌زاده جهرمی | پژوهشگر رصدخانه عدالت اجتماعی ▪️ جنگ از یک سو، تخریب و آسیب به همراه دارد و از سوی دیگر، فرصتی برای ساخت مجدد، تحرک و فرصت های جدید خواهد بود. جنگ جهانی دوم برای آمریکای جنایتکار، سرمنشأ تغییرات بسیاری در جهت‌گیری علوم و نیز موجی از تحرک اقتصادی به واسطه جنگ شد. و البته دفاع مقدس در ایران اسلامی نیز در عین اینکه همراه با خسارت‌های گسترده انسانی و مادی بود اما سرمنشأ تحولات، خودباوری و شکوفایی گسترده نیز شد که یکی از آنها، صنعت موشکی کشور است. به عبارت دیگر، ققنوس پیشرفت را می‌توان از دل خاکستر جنگ، دوباره متولد کرد. ▫️ اما بخشی از آسیب‌های دوران سازندگی در کشور و انحراف جهت‌گیری توسعه در دهه هفتاد، به خاطر طراحی غلط در بازسازی و آبادانی کشور پس از جنگ و نیز تمایل جامعه به تسریع در ظواهر مادی زندگی بود. با این مقدمه، سؤال این است که الگوی توسعه اجتماعی- اقتصادی از درون شرایط جنگ و پس از آن، چگونه باید باشد؟ ▪️ به نظر می‌رسد تأمین اجتماعی جنگ، یعنی بسیج ظرفیت‌های حاکمیتی و غیرحاکمیتی به نحو اولاً هماهنگ، ثانیاً جامع و ثالثاً بیش از شرایط عادی برای مواجهه با آسیب‌ها و حمایت از آسیب دیده‌ها به نحوی که شرایط زندگی، سریع‌تر به روال مناسب برگردد؛ با این وجود توجه به اقتضائات بلندمدت توسعه اجتماعی- اقتصادی ایران حتما ضروی است. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ●|| ضرورت تجلی تنوع فرهنگی ایران در تجمعات ||● ✍🏻 سیدحسین شهرستانی ؛ ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ • امشب چند دقیقه‌ای در خدمت مردم شریف شهر در استان بودم و از گستره‌ی تأثیر و برکت خون شهید جاویدمان گفتم. اینکه خون مطهر امام شهیدمان، در کوچه‌ها و خیابان‌های سراسر ایران جاری شده و همه‌جا را تطهیر کرده است. این فضای پرابهام و غبارآلود این چندروزه نیز به برکت خون شهیدان و خون دل خانواده هایشان می‌گذرد و به تعبیر آن بزرگ، طعم پیروزی چشیده خواهد شد ان‌شاءالله! • از محسنات اجتماع مردم عزیز کردکوی این بود که نیمی از مراسم به برگزاری آیین‌های بومی شهرستان اختصاص داشت. این بسیار ارزشمند است که زیست بوم‌های محلی ویژگیهای فرهنگی خود را فراموش نکرده و بدین ترتیب تجمعات در سراسر کشور جلوه‌گاه تنوع فرهنگی محلات و شهرها و اقوام مختلف باشد. • در اجتماع کردکوی مراسم سنتی «جوش‌زنی» با اشعاری متناسب با این ایام برگزار شد که بسیار اصیل و پرشور بود. • امید که این رویکرد فرهنگی بوم‌محور و محله‌گرا، در سراسر کشور رواج پیدا کند تا به‌جای تکرار یک الگوی تجمع و مناسک شبه‌تهرانی، شاهد به میدان آمدن همه ظرفیت‌های متکثر ملی در جهتی واحد باشیم. ان‌شاءالله! ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ●|| گنج در ویرانه است ||● ✍️ استاد اصغر طاهرزاده، در «رادیو وارستگی» • همۀ آنچه انسان گمان می‌کرد بنیاد و مایۀ اطمینان اوست، فرو خواهد ریخت • ما با نوعی «ایمان» مواجهیم که هیچ تعریفی برنمی‌تابد و اینجاست که پیوند میان «امّی‌بودن» و «بعثت» آشکار می‌شود • یکی از وظایف بنیادین ما این است که آنچه بر جانِ مردم گذشته است فهم کنیم و با آنان در میان بگذاریم، تا بدانند که درکشان می‌کنیم. ما با سه سنخ انسان و نگاه به رخدادها روبه‌رو هستیم که می‌توان آن‌ها را برای اهل فکر مطرح کرد. • سنخ اول، اساساً اهل تفکر نیستند و توان درکِ حقایق عمیق را ندارند. آن‌ها مصداق آیۀ «خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِم» هستند. • سنخ دوم، صاحبان فهم‌اند. کسانی که فهمی «متافیزیکی» دارند. این نوع فهم، توانِ جستجوی «افق» را ندارد. بسیاری از مدعیان اندیشه در این زمره جای می‌گیرند. این سطح از فهم، کافی نیست؛ ارزشمند است و توانایی‌هایی دارد، اما خطر بزرگ آنجاست که در این سطح متوقف شویم و اهل فکر را صرفاً به این گروه تقلیل دهیم. • سنخ سوم، انسان‌های بزرگی هستند که باید آنان را فهم کرد. افرادی مانند امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب از این سنخ هستند. اینان متفاوت از کسانی‌اند که صرفاً استعداد و اطلاعات علمی دارند. (من به هیچ روی منکر تلاش‌های علمی و دینیِ شخصیت‌های بزرگمان نیستم و حتی انکار آنان را ناروا می‌دانم. باید مراقب بود که تمایل ما برای حضور در ساحتی دیگر، منجر به انکار ایشان نشود. انکارنکردن به معنای تأییدِ مطلق نیست. تفکر متافیزیکی ناخودآگاه انسان را به وادی «جدال» می‌کشاند، در حالی که حقیقت از متن جدال بر نمی‌خیزد. شاید مراد از «وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» نیز در برخی مواضع، سکوت در برابر چنین افرادی باشد.) • ما باید سنخ سوم را فهم کنیم. این‌ها کسانی‌اند که مسئله‌شان این نیست که شما آن‌ها را بفهمید یا نه، بلکه چنان در وجود خویش مستقر گشته‌اند که نیازی به تبیین ندارند. من واژۀ «استقرار» را بسیار ارجمند می‌دارم. نمی‌دانم آیا می‌توان آن را با مفهوم «اگزیستانس» تطبیق داد یا خیر. اما برای من، تحققِ وجود، همان «استقرار» است. این ساحت، نه تعریفی دارد و نه کلامی؛ صرفاً «هست». خواه با نگاه هایدگری به آن بنگرید، خواه با نگاه صدرایی. • پرسش اینجاست که جایگاه ما و مخاطبان‌مان کجاست؟ نظر من این است که باید به تمامی تیپ‌های فکری احترام بگذاریم، اما نه خود را در آن محدوده‌ها محصور کنیم و نه مخاطب را در آن سطح نگه داریم. اگر مخاطب به این نحو از «حضور» عادت ندارد، نباید با او به ستیز برخاست. باید بابی گشود تا مخاطب دریابد که اگر در پی بقا و استقرارِ خویش است، ما او را می‌فهمیم. • آیا ما می‌توانیم بابی به نام «فهمِ فهمِ یکدیگر» بگشاییم؟ در اینجا دیگر مسئله این نیست که شما فلان آیه را می‌خوانید یا خیر؛ بلکه پرسش این است که آیا فهمِ شما از آیه، فهمی است که یک «شخصیت» را به جلو می‌راند و ساحتی نو می‌گشاید؟ در این مقام، آنچه اهمیت دارد نه «چگونگی»، بلکه فهمِ یک «حضور» و توجه به مسئلۀ «نسبت» است. • معتقدم مردم در پیوند با رهبر معظم انقلاب، از منظرِ «انسانیت» خویش به ایشان می‌نگرند. برای مردم، مسئله صرفاً رعایتِ فقهیِ ظواهر نیست، بلکه آنان در این نسبت، «بودِ» خویش را جست‌وجو می‌کنند. این جست‌وجویی است مستمر برای تجربۀ خود در بسترِ تاریخ. من بر این باورم که آینده باید کسانی باشند که حس کنند پیوندشان با رهبری، بیش از آنکه ناشی از اشتراکات مذهبیِ متعارف باشد، به اعتبارِ «انسانیت» است. بشر جدید که گرفتار روزمرگی شده، تنها راه نجات خود را در حضورِ فردایی می‌بیند که به اکنون او معنا و زندگی ببخشد. اکنون یک شور معنوی در ازای حضور در آن فردای خاص، به‌سراغ مردم آمده است. همین شور است که هیمنۀ استکبار و اسرائیل را ذوب می‌کند. ما در حال تجربۀ یک «بودِ» بزرگ هستیم. شوری معنوی که در آن، اکنونِ خود را در پیوند با آن فردای متعالی حس می‌کنیم. باید این‌ها را به درستی فهم کرد. • معرفت قرآنی «مفهومی» نیست، بلکه لازمه‌اش امی‌بودن و آمادگی ایمانی است انسان باید در این «نسبت»، حقیقتِ خویش را در مواجهه با «انسان کامل» بازخوانی کند. جالب اینجاست که به ‌محض آنکه بخواهید این معنا را در قالبِ «فهمِ حصولی» درآورید، از کف می‌رود. ..:: Fa_Farhang ::..
محمد حسین پویانفر1_23341544171.mp3
زمان: حجم: 2.2M
..:: ::.. ●|| اینجا مملکت امام زمانه ||● 🎙 محمدحسین پویانفر (بعد از خواندن توضیحات حداقل ٢۰ دفعه پشت سر هم گوش کنید!) عقل شیعه، عقل ویژه‌ای است، برتر از همۀ عقلهای تمدن‌ساز شناخته شده، به ویژه در دوران مادیّت‌زده و وبازدۀ امروز. عقلانیّت شیعی عقلانیّت مترقی پیشنهادی به بشر امروز است تا از دام شیطان و شیطان‌صفتان برهد و جان خود را از معرکۀ تباهی گسترده‌ای که برای او فراهم نموده‌اند، به در ببرد. این عقلانیّت سطور متعددی دارد که تحت عنوانهای «انضباط راهبردی» و «انضباط قدسی» به تدریج به آن اشاره خواهیم نمود. بشر با عقل دین‌گریز تمدن مادّی غرب می‌توانست به بدبختی امروز برسد که رسیده است. حالا زمان ارائۀ یک عقلانیّت نوین است. عقلانیّت نوین، عقلانیت اسلامی با قرائت اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام؛ یعنی «عقلانیّت شیعی» است. با این باورداشت نورانی، متعالی، تجربه‌شده، رشدآفرین، شخصیت‌بخش و انسان‌ساز می‌توان از مخمصه‌ها نجات پیدا کرد. این همان «وَ مَنْ يَتَّقِ اَللّٰهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»﴿الطلاق‌، ٢﴾ است. «با ما اگر دشمن بشود تمام زمانه، این مملکت مملکتِ امام زمان عج است» «اینجا شیعه‌خانه موسی ابن جعفره!» با این عقل می‌توان از دام سفاهتهای پیشنهادی تربیت‌یافتگان فرهنگ مستضعف‌پرور غربی، رهید و در فضایی پر از خلاّقیّت و واقع‌بینی و دشمن‌شکاری به زندگی پرافتخار و پرعزت یک شیعه پرداخت. در برابر آن این است: «إِنَّمٰا ذٰلِكُمُ اَلشَّيْطٰانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيٰاءَهُ»﴿آل‌عمران‌، ١٧۵﴾ این همان شیطان است که فقط پیروان خود را می‌ترساند. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ●|| انضباط شیعی ||● ١ • انضباط یعنی ضابطه‌پذیری و این یک رشد است. • ضابطه‌ها از کجا آمده است؟ ممکن است این ضابطه محصول عقل باشد یا تجربه شده باشد. در عین حال ممکن است این ضابطه‌ها تراویده از عقل قدسی (قرآن و روایات) باشد یا متکی به آن در یک افق راهبردی تولید شده باشد. این ضابطه‌پذیری(انضباط) قطعاً یعنی رشد و همان «تقوی» است که «راه» را می‌گشاید و مسیر نجاتی از مضیقه‌ها پیش روی انسان قرار می‌دهد. «وَ مَنْ يَتَّقِ اَللّٰهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»﴿الطلاق‌، ٢﴾ • عقل اسلامی کلی سخنان متفاوت و «شِفٰاءٌ لِمٰا فِي اَلصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ» ﴿يونس‌، ۵٧﴾ دارد که باید با اشتیاق و صمیم جان دنبال کرد بر دیده گذاشت و بیماری دنیازدگی و رکود و بدفهمی و ... را بدان‌وسیله درمان نمود. • این آموزه‌ها را تحت دو عنوان «انضباط قدسی» و «انضباط راهبردی» به تدریج خدمت عزیزان تقدیم می کنیم. ▫️ ١ • امام شهید : «سورۀ فتح بخوانید!» (از خدا) ٢ • امام شهید : «دعای چهاردهم صحیفۀ سجادیّه را بخوانید!» (تا خدا) ٣ • امام شهید : «دعای توسّل بخوانید!» (با وسیله) ▫️ ١ • «با ما اگر دشمن بشود تمام زمانه، این مملکت مملکتِ امام زمان عج است» ٢ • «فرمانده ما(امام زمان عج) در جنگ حاضر است!» ... در حال تکمیل. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ١۰٨ ::.. ●|| چرا مذاکرات محکوم به شکست هستند؟ ||● ✍️ دکتر رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو • برخلاف تصور عمومی، شکست آتش‌بس‌های اخیر (از جمله توافق اسرائیل-لبنان و بازگشایی موقت هرمز) ناشی از دیپلماسی ضعیف نیست؛ بلکه ریشه در ماهیت «مجموع-صفر» این نبرد دارد. در این ساختار، هرگونه عقب‌نشینی به معنای یک شکست استراتژیک مطلق برای یک طرف و پیروزی برای طرف مقابل است؛ بنابراین سیستم همواره به سمت تنش بازمی‌گردد. • مسئله هسته‌ای ایران قلب این بن‌بست است. هیچ «حد وسطی» وجود ندارد: ایران یا توانمندی هسته‌ای در آستانه سلاح را حفظ می‌کند یا نمی‌کند. برای آمریکا، پذیرش این توانمندی به معنای پایان توازن قدرت سنتی است و برای ایران، رها کردن آن تحت فشار به معنای پذیرش آسیب‌پذیری دائمی و تهدید بقا است. این تضادی است که با چانه‌زنی تدریجی حل نمی‌شود. • تنگه هرمز از یک گذرگاه بین‌المللی به یک اهرم «کنترل مشروط» برای ایران تبدیل شده است. آمریکا با محاصره دریایی به دنبال باز نگه داشتن آن است و ایران با اعمال حاکمیت نظامی. واقعیت این است که هرمز نمی‌تواند همزمان هم یک مسیر آزاد بین‌المللی باشد و هم تحت فرمان ایران؛ این نبرد بر سر کنترل یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های جهان، بازی‌ای است که تنها یک برنده می‌تواند داشته باشد. • طرفین درگیری از آستانه مهمی عبور کرده‌اند: اکنون هر دو طرف به این نتیجه رسیده‌اند که «هزینه جنگیدن» از «هزینه باختن» کمتر است. به همین دلیل، تشدید تنش‌ها نه از روی اکراه، بلکه یک «انتخاب آگاهانه» است. گذار آمریکا از محاصره به توقیف مستقیم تانکرها و پاسخ متقابل ایران، نشان‌دهنده ترجیح هر دو طرف برای پذیرش هزینه‌های درگیری به جای پذیرش شکست استراتژیک است. • نتیجه‌گیری نهایی این است که آتش‌بس‌ها در این مقطع صرفاً «وقفه‌هایی کوتاه» در مسیر یک رقابت بزرگتر هستند، نه راهی به سوی صلح. ساختار فعلی جنگ نه به سمت ثبات، بلکه به سمت «تنگ‌تر شدن» و سخت‌تر شدن درگیری‌ها حرکت می‌کند. هر گام، فضا را برای خویشتن‌داری کوچک‌تر کرده و احتمال یک رویارویی مستقیم و گسترده‌تر را افزایش می‌دهد. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ١۰۹ ::.. ●|| جستاری پیرامون رژه دختران جان فدا ||● ✍️ سیده آمنه موسوی امیرآباد • رخدادهایی مانند رژه بانوان مسلح (موسوم به دختران جان فدا) که روز گذشته در حد فاصل میدان آئینی امام حسین (ع) تا میدان ولیعصر (عج) انجام شد؛ را نمی‌توان تنها یک «نمایش» یا «ابتکار لحظه‌ای» دانست. این اتفاقات منعکس‌کننده‌ی لایه‌های عمیق‌تری از تحولات هویتی و اجتماعی‌اند که جامعه امروز ایران را شکل می‌دهند. آنچه در خیابان‌های این روزها می‌بینیم، نه فقط نمایش اقتدار یا جلب توجه رسانه‌ای، بلکه نمایی واقعی از تلاقی روایت‌ها و نوعی بازتولید هویت در فضای عمومی است. • بخشی از جامعه و حتی مسئولان، ممکن است نگران شوند که نشانه‌هایی مثل «تفنگ صورتی» یا پوشش‌های متفاوت، مبادا حجاب یا معنای جهاد زنانه را قربانی کنند و رژه را به سکویی برای ترویج کنش‌های هنجارشکنانه یا حتی «نمایشی» شدن هویت زنانه بدل سازند. اما نادیده گرفتن همین نشانه‌ها، یعنی دیدن مسئله فقط از منظر فردی و سلیقه‌ای نه کلان و یا حتی عقیدتی! لذا این امر می‌تواند ما را از فهم واقعیت پیچیده اجتماع محروم می‌کند. • امروز جامعه ما دوقطبی است. اما این دوقطبی شدگی ماحصل یک روند مدت‌دار بوده است. این یک واقعیت جاری است و نباید آن را مخفی کرد. این دوقطبی نه فقط بر سر حجاب و عفاف، بلکه بر سر تعریف زنانگی، نقش‌ها و حتی کنش اجتماعی شکل گرفته است. بخشی از جامعه هنوز «زن» را صرفاً در قامت مادر می‌بینند و ظهور هر نماد جدید، برایشان به منزله‌ی از دست رفتن سنگرهای هویت اسلامی زن است. اما همین پدیده‌ای که بعضاً تقبیح می‌شود، نشانه‌ای از حرکت جامعه به سوی بازتعریف پیوسته‌ی خودش است. • حضور نمادین یا حتی مورد انتقاد برخی از دختران و زنان جوان در رژه دختران جان فدا، مثل دختران کم‌حجاب یا تفنگ‌های رنگی، نه پایان زنانگی است و نه طغیان علیه هویت دینی! این حضور می‌تواند فرصتی برای مشاهده‌ی تکثر جامعه نه در صورتی به هم ریخته که در راستای وحدت اسلامی باشد. این امر می‌تواند آغازی برای بازاندیشی درباره تعریف نقش زن باشد. • اگر مسئولیت اصلی زن را فقط در محدوده خانه و مادری ببینیم، پرسشی اساسی پیش می‌آید: «بانوان دیروز که دوشادوش مردان در دفاع ملی بوده‌اند، چگونه امروز باید تنها به چادر و خلوت خانه محدود شوند؟»؛ «جمعیت دختران نوجوان و جوان چگونه نقش و هویت اجتماعی خود را بیابند و به سلامت از دوره بلوغ اجتماعی خود و شناخت هویت شأن بگذرند؟» • تاریخ ما نشان می‌دهد که زن ایرانی، همواره در عرصه‌های مختلف ظاهر شده؛ گاه در لباس چادر، گاه با تفنگ، گاه به عنوان معلم و گاه در نقش فرمانده. رژه بانوان اگر هم نقدی داشته باشد، باید نقد به بطن باشد؛ نه به ظواهر و نشانه‌های ظاهری. شکاف واقعی، زمانی ایجاد می‌شود که ما تلاش کنیم همه را به یک الگو محدود یا همه تفاوت‌ها را بی‌اهمیت جلوه دهیم. حتی اداره مردان بر برخی بخش‌ها یا «مدیریت از پشت صحنه»، نشانی از راهِ پیش رو برای توسعه ظرفیت‌های مدیریتی زنان است، نه ضعف یا خیانت. • باید پرسید: آیا واقعاً حضور زنان در هر قالب جدید، به معنای از دست رفتن سنگرهای هویتی است یا میتواند نشانه‌ی بلوغ و گسترش آن هویت در جامعه چندلایه امروز؟ تکثر زنان در صحنه‌های جدید، واقعیتی اجتماعی است که اگر جدی گرفته نشود با روایات تقلیل‌گرایانه یا سانسورآمیز، نه تنها مشکلات جدید را حل نمی‌کند بلکه جامعه را مستعد شکاف‌های عمیق‌تر و سوءبرداشت‌های فراتر می‌کند. امروز اصلی‌ترین مسئولیت ما، تقویت قدرت تحلیل و روایت درست است. • نباید اجازه داد تا تصویر زن در فضای عمومی صرفاً محصول ذوق‌زدگی رسانه‌ای یا واکنش‌های احساسی باشد؛ بلکه لازم است نگاهی کلان، چندبُعدی، عاقلانه و عادلانه به این پدیده‌ها داشته باشیم. زنان حق دارند میان چادر و کمربند نظامی که نماد آمادگی برای حضور در میدان جهاد است و نمادهای متنوع که به عنوان نقش آنان در جامعه اسلامی پذیرفته شده است؛ انتخاب داشته و این انتخاب را تجربه کنند. • همه موارد مذکور، اگر از عمق جامعه بجوشد و مسئولانه بنابر تدبیر اسلامی هدایت شود، خطر نیست؛ نشانه پویایی است. رژه بانوان اگر هشداری در خود داشته باشد، هشداری است به جریاناتی که می‌خواهند نقش زن را به یک قاب محدود و تک‌بعدی تقلیل دهند و به راحتی بانو حدیدچی دباغ را سانسور می‌کنند. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ١١۰ ::.. ●|| پنج خدمت بزرگ آمریکا به ایران ||● ✍️ محمود فتحی، از چهره‌های اخوانی مصری نزدیک به محمد مرسی و مقیم در استانبول شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان، @shouba • اگرچه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران باعث تضعیف تصویر آمریکا و نشان دادن ناتوانی آن در مقابله با پیامدهای جنگ شد، و ترامپ به فردی متناقض تبدیل گردید که در یک روز حرف‌هایی مخالف هم می‌زد، آمریکا در عین حال پنج خدمت بزرگ به نظام جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد که بدون آن‌ها، ایران قادر به دستیابی به چنین نتایجی نمی‌بود: 1️⃣ تقویت پشتوانه داخلی مردم ایران برای حمایت از نظام. پیش از جنگ، بخش زیادی از مردم علیه حکومت تظاهرات می‌کردند، اما این جنگ باعث شد تا مردم ایران، حتی کسانی که معترض بودند، به طور ناخواسته به نظام نزدیک شوند. همچنین، این جنگ اختلافات داخلی میان جناح‌های مختلف سیاسی (اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران) را کاهش داد و باعث اتحاد بیشتر در داخل حکومت شد. 2️⃣ جنگ موجب تسهیل روند انتقال قدرت در ایران شد. یکی از بزرگ‌ترین معضلات نظام جمهوری اسلامی، موضوع جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر عالی کشور بود. با مرگ آیت‌الله خامنه‌ای، انتقال قدرت به پسرش، مجتبی خامنه‌ای، بدون هیچ گونه مشکل یا چالش جدی انجام شد. در حالی که آمریکا برای تغییر طالبان در افغانستان ۲۰ سال زمان نیاز داشت، در ایران این تغییر در عرض ۳ روز به طور موفقیت‌آمیز انجام شد. 3️⃣ جنگ باعث بهبود جایگاه ایران در دنیای عرب شد. پیش از جنگ، ایران به دلیل حمایت از رژیم بشار اسد در سوریه، محبوبیت زیادی در میان کشورهای عربی نداشت. اما پس از شروع جنگ، ایران به دلیل مقابله با آمریکا و اسرائیل و همچنین اصلاح سیاست‌ها و گفتمانش نسبت به کشورهای عربی، محبوبیت خود را در این منطقه افزایش داد. 4️⃣ مشکلات اقتصادی ایران در مقابل مردم کاهش یافت. مردم بیشتر به مسائل امنیتی و تهدیدات جنگی توجه کردند و در نتیجه، نگرانی‌ها از مشکلات اقتصادی کمتر شد. علاوه بر این، اگر مذاکرات موفقیت‌آمیز می‌شد، رفع تحریم‌ها و آزادسازی پول‌های مسدود شده در آمریکا و اروپا امکان‌پذیر می‌شد. 5️⃣ تهدیدات ایران برای بستن تنگه هرمز و حمله به اسرائیل با موشک‌ها، در نهایت ثابت کرد که ایران قادر به انجام این تهدیدات است. جنگ نشان داد که ایران نه تنها قادر به تهدیدات نظامی خود است، بلکه تاثیرات اقتصادی این تهدیدات می‌تواند بر اسرائیل و حتی بر اقتصاد جهانی تأثیر زیادی بگذارد. • نتیجه‌گیری: گرچه ایران پس از حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به پایگاه‌ها و تأسیسات انرژی خود آسیب دید، اما قبل از جنگ ایران به دنبال نفوذ و سلطه منطقه‌ای بود. پس از جنگ، ایران به یک قدرت منطقه‌ای کاملاً تثبیت‌شده تبدیل شد. در این وضعیت، آمریکا نه تنها نتوانست از کشورهای عربی که ادعا می‌کرد از آن‌ها محافظت می‌کند، حمایت کند، بلکه موجب تقویت موقعیت ایران در منطقه شد. حالا چه مذاکرات به نتیجه برسد و چه جنگ ادامه یابد، همه کشورهای منطقه باید با ایران طبق واقعیت جدید و قدرت فزاینده آن تعامل کنند. ؟. سوالی که باقی می‌ماند: چه زمانی امت اسلامی یک پروژه مشترک و مستقل از آمریکا و اسرائیل خواهد داشت که نه تنها از وابستگی‌ها و خیانت‌ها به دور باشد، بلکه قادر به وحدت امت و جلوگیری از درگیری‌ها و تجاوزات بین کشورهای اسلامی باشد؟ ..:: Fa_Farhang ::..