eitaa logo
دانلود
بین الحرمین نت رایگان داره
🌿 سفر عشق؛ از قم تا دیار کربلا 🗓 عصر جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، حوالی ساعت ۵:۳۰از گناباد به قم رسیدیم. 🏡 توقفی کوتاه در منزل پسرم، کربلایی حسین داشتیم و ساعت ۱۸ به سمت ملایر یا داماد و اختر و نوه ها حرکت کردیم تا شب را آنجا استراحت کنیم. 🚗 قرار بود مستقیم به سوی مرز حرکت کنیم، اما به دلیل اشکال جزئی که برای خودروی برادرم پیش آمده بود، در یکی از موکب‌های بین راه توقف کردیم. 🌅 روز دوم | حرکت به سوی مرز مهران 🗓 شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، با دمیدن سپیده‌دم و پس از اقامه نماز صبح، مسیر را به سمت مرز مهران ادامه دادیم. ⛺ موکب ها در مرز برای اسکان و مذیرایی آماده شده بود و از نظر محل استراحت و وسایل خواب، شرایط بسیار مناسبی داشت. ☀️ درست هنگام اذان ظهر به مرز رسیدیم؛ گرمای شدید هوا و شلوغی جمعیت، نخستین چالش سفرمان بود. 💡 از همان ابتدا تجربه‌ای ارزشمند به دست آمد: بهتر بود کارهای مقدماتی مثل تهیه دینار و خرید وسایل ضروری، حتی چیز کوچکی مثل کلاه آفتاب‌گیر، را از شهر خودمان انجام می‌دادیم؛ چرا که در شلوغی مرز، تهیه کوچک‌ترین وسایل هم دشوار و زمان‌بر می‌شود. 🍽 امکانات پذیرایی مناسب بود، اما شدت گرما طبیعتاً بچه‌ها را خسته و بی‌قرار می‌کرد. 👨‍👩‍👧‍👦 برادرم به همراه خانواده‌اش در مرز منتظر ما بودند. آن‌ها برای هر نفر، یک مینی‌بوس به مقصد کربلا با هزینه ۸ دینار هماهنگ کرده بودند. هرچند برنامه اولیه ما این بود که ابتدا به نجف برویم، اما برای همراهی با آن‌ها، مسیرمان را به سمت کربلا تغییر دادیم. 💔 جای همسرم در این سفر بسیار خالی بود. قرار بود ایشان نیز همراه ما باشند، اما به دلیل کسالت دخترم، این توفیق از ایشان سلب شد. 🤲 در هر مکانی که برای زیارت می‌رویم، بعضی از دوستانی که پیوند قلبی با آن‌ها داریم، در یاد ما هستند و نایب‌الزیاره همه دوستان و بزرگواران هستیم؛ به‌ویژه اینکه این نخستین سفری است که پدرم در قید حیات نیست. یاد همه اموات، بستگان، عزیزان و دوستانی که التماس دعا گفته بودند، همراه ماست. 🌙 ورود به کربلا 🕯 پس از پشت سر گذاشتن مسیری طولانی، پاسی از شب گذشته به کربلا رسیدیم. بی‌درنگ به زیارت حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس (ع) که نزدیک اتراق ما در خیابان بود رفتیم. 🕑 حوالی ساعت ۲ بامداد** بود که خستگی بر بچه‌ها غلبه کرد. در کوچه‌های پشت حرم، با دعوت و مهمان‌نوازی یک برادر عراقی، به خانه‌اش راهنمایی شدیم. 🏠 خانه‌ای خنک، باصفا و آرام، در نزدیکی امامزاده حمزه، که خستگی راه را از تنمان بیرون کرد. ❤️ واقعاً عراقی‌ها مردمی مهمان‌نواز هستند و در لحظه‌های خاص زندگی‌شان، خود را وقف زائران حضرت اباعبدالله الحسین (ع) کرده‌اند. 🌞 روز سوم | موکب گنابادی‌ها 🗓 یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵، دومین روز حضورمان در عراق، پس از زیارت حرم امام حسین (ع)، به سمت موکب گنابادی‌ها حرکت کردیم. امسال چون زودتر اومده بودیم به عتبات حرم‌های مقداری خلوت‌تر بود و امکان عرض ادب بیشتر بود. ❣ گاهی در محضر اهل بیت فقط یه درخواست باید داشته باشیم و اینکه آقا جان ما رو ببین . چون اگر مورد نظر آنها قرار بگیریم همه چیز حله. ❣ شهدای کربلا کسانی بودند که مورد نظر اهل بیت قرار گرفتند و در تاریخ ماندگار شدند. ❣ خصوصاً در کربلا وقتی انسان می‌خواد آب بخوره یه مقداری سخته یاد عطش علی اصغر و لب‌های خشکیده شش ماهه که انسان می‌افتد خودش یک روضه هست. 🗺 با اینکه طبق نقشه، مسیر رسیدن به هیئت رزمندگان گناباد حدود ۲۵ دقیقه بود، اما به دلیل ازدحام جمعیت و گرمای طاقت‌فرسا، و وجود چه‌ها در مسیر حرکت حدود دو ساعت در راه بودیم. 🍛 در مسیر، از ناهار موکب‌ها بهره‌مند شدیم و پس از رسیدن، تا حدود ساعت ۸ شب استراحت کردیم. هنوز اعضای اصلی موکب نرسیده بودند. 🌃 مسیر برگشت به سمت بین‌الحرمین، با صرف شام و بازی بچه‌ها در بین راه همراه شد و حدود دو ساعت و نیم طول کشید. 🕊 پس از عرض ارادت دوباره در آستان شریف امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع)، آماده شدیم تا ساعت ۲ نیمه‌شب، سفرمان را به سمت کاظمین و سامرا ادامه دهیم. 🌌 روز چهارم | کاظمین، سید محمد و سامرا 🗓 دوشنبه ۵ مرداد، ساعت ۲ بامداد به سمت کاظمین حرکت کردیم و پس از حدود دو ساعت به آنجا رسیدیم. برای هر نفری ۱۳ دینار گرفته بودند. 🕌 برای زیارت در کاظمین، حدود دو ساعت فرصت داشتیم. 💭 واقعاً برای کاظمین، دو ساعت زمان کمی بود؛ هرچند برعکس سال‌های گذشته، ورود موبایل آزاد شده بود، اما ورود کالسکه بچه‌ها ممنوع شده بود که علتش برای ما روشن نشد. و مشکلاتی برای ما فراهم کردند 📍 در ادامه مسیر، به امامزاده سید محمد رفتیم و حدود دو ساعت نیز آنجا فرصت توقف داشتیم؛ فرصتی که برای استراحت دوستان هم مناسب بود.
✨ سپس پس از ادامه مسیر، وارد سامرا شدیم و مشتاقانه به زیارت امامین عسکریین (ع) مشرف شدیم. ❗️ سامرا و سرداب احساس ضور امام زمان و در محضرش بودن را بیشتر انسان حس می‌کند. ❗️ انسان در سامرا بیشتر دنبال گمشده خودش می‌چرخد و واقعاً وقتی ما به زیارت پدر امام زمان رفتیم آقا جان نمی‌خوای خوش آمد بگی؟ 🕯 چهار ساعت فرصت، زمان بسیار خوبی بود تا در آن مکان مقدس، به محضر امام زمان (عج)، پدر بزرگوارشان، پدربزرگشان و مادر مکرمه‌شان عرض ادب داشته باشیم. 🚐 پس از پایان زیارت، به سمت کربلا بازگشتیم و حدود ساعت ۵:۳۰ عصر به آنجا رسیدیم. 🌃 شب آخر در کربلا 🌙 این، سومین شب اقامت ما در کربلا بود. بین‌الحرمین، بار دیگر فرصتی شد برای عرض ادب، نجوا، وداع و دل‌سپردن... چرا که این شب، آخرین شب استقرار ما در کربلا بود. 🌄 پایان سفر | نجف اشرف 🗓 صبح زود، ساعت ۷ به سمت نجف حرکت کردیم؛ همان جایی که قرار بود در آغاز سفر، نخستین زیارت ما در آنجا باشد. ❗️راننده از هر کدوم از ماها ۵ دینار گرفت ما را به نزدیک‌ترین محل حرم امیرالمومنین علی علیه السلام رساند. 🕌 اما لطف الهی چنین رقم زد که پیش از اذان ظهر و بار دیگر پیش از اذان مغرب، دو نوبت توفیق حضور و عرض ادب در محضر امیرالمؤمنین علی (ع) نصیبمان شود. ❗️ امسال موکب مشترک گنابادی‌ها با اهالیه مکان مناسبی برای استراحت فراهم کرده بود و بعضی از دوستان گنابادی مثل حجت الاسلام حسن نیا و پدرشان و دوستان خالصانه در اونجا مشغول خدمت بودند. ❗️ دل کندن از فضای اهل بیت بسیار برای انسان سخت است اما در نهایت سفر یک برنامه موقتی است که بایست انسان یک پایانی برای آن ترسیم کرده باشد. 💚 و این‌گونه بود که سفر کوتاه اما پربرکت ما به عراق به پایان رسید. ❗️ وارد مرز مهران که شدیم هزاران نفر در حال خروج از ایران بودند و صحنه بسیار مناسبی مثل روز محشر برای ما فراهم شده بود بعضی‌ها می‌رفتند و بعضیا می‌آمدند. 🗣 شیخ عباس @abasali_fatemi
سفرنامه عمره https://eitaa.com/fatemi414/720 سفرنامه پیاده روی عتبات https://eitaa.com/fatemi414/942 مهر ۴۰۴ https://eitaa.com/fatemi414/898