eitaa logo
نفوس مطمئنه
733 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.3هزار ویدیو
123 فایل
🌸🍃﷽🍃🌸 تقدیم به روح همه شهدا خصوصا شهید عارف(فاطمی) 🌸رفاقت با شهدا https://eitaa.com/fatemi48/279 🌸داستانهای شهدا https://eitaa.com/fatemi48/280 🌸روایتگری شهدا https://eitaa.com/fatemi48/979 سایر کانال https://eitaa.com/fatemi222/10600 @a_f_133
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻قاضی شهید محمد مقیسه مردی ساده زیست از اهالی روستای مقیسه شهرستان داورزن •ایام نوروز ۱۴۰۳ از تهران به روستای مقیسه آمدم. پنجشنبه بود و جمعیت زیادی برای زیارت اهل قبور به آرامستان روستا آمده بودند. شنیدم قاضی مقیسه در روستا مشغول کشاورزی ست. باورم نمی شد که یک قاضی بلند پایه کشور در روستایی مشغول بیل زدن باشد . کنجکاوی باعث شد به همراه همسرم به دیدن او بروم . همسرم مرا به جنوبی ترین قسمت روستا برد. بعد از خانه پدری قاضی مقیسه ، باغ پدری شان بود .آنهم یک باغ کوچک و خانه‌ هم ، بسیار معمولی ساده زیستی قاضی اولین دریافتی من بود. قاضی مقیسه با چکمه های کشاورزی در حال بیل زدن بود. با چشم میدیدم ولی پذیرش آن با عقل سازگار نبود. به قاضی که نزدیک شدم ، قاضی مقیسه بیل را در زمین فرو کرد و او هم با لبخند به طرف ما می آمد . دستم را به سوی او دراز کردم . وقتی دستهای زمخت او در دستان من قرار گرفت ، آن زمختی دست های پر قدرت خیلی حرف ها داشت. بعد از یک سلام علیک و خوش و بش و خوشامد گویی ، تمام جسارتم را جمع کردم و از قاضی پرسیدم شما و بیل زنی؟ لبخندش بیشتر شد و گفت من با افتخار یک روستا زاده ام . دوباره از او پرسیدم آخه یک قاضی بلند پایه آن هم بدون محافظ در همچین جایی .. حرفم را قطع کرد و با همان لبخند خیلی آرام گفت : من نگران نیستم شما هم نگران نباش ، شهادت نقل و نبات نیست که نصیب هر کس شود.
🌟صورتها از دم سه تیغه تراش، سبیل ها تاب داده رو به بالا و سینه ها و بازوهایشان کلکسیونی بودند از انواع خال کوبی. همان طور که محو تماشای این بسیجی های تازه وارد بودم، مأمور تقسیم نیروها که از نفرات واحد پرسنلی لشکر بود، به طرفم آمد و گفت: حاج آقا همت گفته اند که این نیروها را به گردان حمزه تحویل بدهیم. پرسیدم: موضوع چیست؟ چرا این جماعت، این تیپی اند؟! مرا به گوشه ای کشید و با صدایی خفه، طوری که اطرافیان نشوند گفت: اینها هشتاد نفر از زندانی های سابق زندان قصر تهران هستند که خودشان داوطلب شده اند تا به جبهه بیایند. حالا هم این هشتاد نفر، تحویل شما، آنها را ببرید و در گردان حمزه، سازماندهی کنید... جالب اینکه وقتی اتمام حجت, برادر حسن زمانی فرمانده گردان حمزه تمام شد، آنها با همان حالت داش مشدی، با صدای بلند به حسن گفتند: ایول داش، دمت گرم با مرام، خاک کف پاتیم سالار... و بعدها خیلی از آنها مانند فیلم "اخراجی ها" شهید شدند.... کتاب ره یافتکان حسینی, ناصر کاوه
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای شهید، دستی انداز، و ما قبرستان نشینان را از این منجلاب بیرون کش....
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۶. ما معتقدیم بهترین الگو برای قدم برداشتن برای ظهور 🌹 شهدا 🌹 هستند و بهترین چهره هایی که باهاشون میشه دل جوون هامون رو به امام زمان عج الله فرجه گره بزنیم هم 🌹 شهدا 🌹 هستند ⬅️ پس بیاید ❤️ قدمی برای ظهور ❤️ برداشتن رو ...
مادر شهید امروز سر مزار شهید مجید قربانخانی بود و می گفت که" مجید من هیچ وقت نگاه دخترا که حجاب درستی در تلویزیون نداشتن نمی کرد!🙃 شهید مدافع حرم، شهیدی که حر مدافعان حرم هست💔 سالگرد شهادت 💚🌱 شادی روحش من یقرا فاتحه مع الصلوات🕊
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹گفت؛«من زشتم! اگه شهید بشم هیچ‌کس برام کاری نمی‌کنه! تو یه پوستر برام بزن معروف بشم» و خندید… 🌹وحالا همه جا پوسترش هست 🌹شهیدمدافع حرم هادی ذوالفقاری ✅داستان‌های شهدا https://eitaa.com/fatemi48/280
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ورقی از جنگ از دوربین بعثی‌ها ✅داستان‌های شهدا https://eitaa.com/fatemi48/280
🔴 با کلی عکس مستهجن وارد حیاط شد،بیشتر که دقت کردم دیدم یه تعداد مجله هست که روشون عکس چندتا زن با وضع نا مناسب هست. بهش گفتم احمد اینا چیه مادر؟ گفت مامان داشتم از کنار دکه روزنامه فروشی محل رد میشدم دیدم اینا رو گذاشته جلو دکه واسه فروش بهش گفتم مرد حسابی اینا چیه؟همه جوون ها رو به گناه میندازه... هرچی باهاش بحث کردم که اینا رو جمع کنه راضی نشد!🙄 آخر سر مجبور شدم کلشون رو بخرم ازش و بیارم تو حیاط خونه آتیش بزنم. گفتم مامان با کدوم پول خریدی؟ گفت با پس اندازم ! گفتم مگه نمیخواستی با اون پول موتور بگیری؟😲 گفت مامان آخه هرجور فکر کردم دیدم موتور تهش منو تا سرکوچه میبره... ولی اینجوری میتونم تا بهشت برم.☺️ ✅نقل قول از مادر شهید احمد کشوری ✍️غیرت شهدا کجا و غیرت مسئولینی که فضای ولنگار مجازی و مستهجن نگاری آینده جوانان و نوجوانان را تباه میکنند، برای آنها فرش قرمز پهن میکنند، فیلترشکن ها به صورت مجانی منتشر میشود و با مافیای آن برخورد نمیشود. این هم نوعی نهی از منکره که با بذل مال جلوی گناه رو گرفت. 😭 ✅🌹 یاد و نام شهدا با ذکر فاتحه مع الصلوات
💞⚜️💞⚜️💞⚜️ 🔺مقصد رو فراموش نکنیم ، ما باید بتونیم از شهدا و اهل بیت به خدا برسیم ... گاهی وقتا تو مسیر قرار میگیریم اما اونقدر غرق یه ماجرا میشیم که از خدا غافل میشیم ... @fatemi48
⚪️خاطره ای از عملیات والفجر ۲ 🌿 نبردی که در آن، و نیروهایش دست به مقاومت جانانه‌ای زدند،!!! ❌ تنگه‌ احدی که تکرار نشد! ⚪️ ۴۰۰ نفر بودند که تپه «بردزرد» را فتح کردند. کار سختی نبود، اسیر هم گرفتند اما سختی کار تازه بعد از مستقر شدن گردان فجر روی تپه شروع شد. عراق نمی‌خواست تپه را از دست بدهد، اما بچه‌های گردان فجر مقاومت کردند، آن هم بدون آب و غذا. ▫️چهار پنج روز مقاومت کردند تا نیروی کمکی رسید و تپه حفظ شد. اما دیگر خبری از گردان فجر نبود؛ گردان شده بود گروهان و کم‌کم گروهان هم شده بود دسته؛ آخر از ۴۰۰ نفر فقط ۱۸ نفر مانده بودند! ▪️آنقدر شهید زیاد شده بود، که می‌گفتند تعداد اسرای عراقی از تعداد رزمنده‌های ایرانی بیشتر شده است! گردان رفته بود و دسته برگشته بود، بله باورش سخته اما مرتضی جاویدی در عملیاتی سخت و طاقت‌فرسا به نام والفجر ۲، در منطقه عملیاتی حاج عمران، به همراه نیروهایش در محاصره‌ی دشمن مقاومت جانانه‌ای کرد. ▫️درحالی‌که ۴ شب و ۳ روز در ۴۰ کیلومتری خاک عراق با دشمن درگیر بودند، وقتی فرمانده وقت سپاه به او اجازه عقب‌عقب نشینی می‌دهد، او پشت بی‌سيم می‌گوید: نمی‌گذارم اُحد دیگری تکرار شود و ما تنگه را ترک نمی‌کنیم، به همین علت او را به عنوان سردار احد هم می‌شناسند. ▪️پس از پیروزی این عملیات اکثریت فرماندهان و رزمندگان نزد حضرت‌ امام به تهران رفتند و سرلشکر رضایی موضوع را با حضرت امام در میان می‌گذارد. و حضرت امام بر پیشانی این شهید بوسه می‌زند. {{خاطره ای به یاد فرمانده شهید مرتضی جاویدی (مشهور به ) ‌‌‍‌‎‌•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• https://eitaa.com/fatemi48