11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۶. ما معتقدیم بهترین الگو برای قدم برداشتن برای ظهور 🌹 شهدا 🌹 هستند و بهترین چهره هایی که باهاشون میشه دل جوون هامون رو به امام زمان عج الله فرجه گره بزنیم هم 🌹 شهدا 🌹 هستند
⬅️ پس بیاید #از_شهدا_یاد_بگیریم ❤️ قدمی برای ظهور ❤️ برداشتن رو ...
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹گفت؛«من زشتم! اگه شهید بشم هیچکس برام کاری نمیکنه! تو یه پوستر برام بزن معروف بشم» و خندید…
🌹وحالا همه جا پوسترش هست
🌹شهیدمدافع حرم هادی ذوالفقاری
✅داستانهای شهدا
https://eitaa.com/fatemi48/280
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ورقی از جنگ از دوربین بعثیها
✅داستانهای شهدا
https://eitaa.com/fatemi48/280
🔴 با کلی عکس مستهجن وارد حیاط شد،بیشتر که دقت کردم دیدم یه تعداد مجله هست که روشون عکس چندتا زن با وضع نا مناسب هست.
بهش گفتم احمد اینا چیه مادر؟
گفت مامان داشتم از کنار دکه روزنامه فروشی محل رد میشدم دیدم اینا رو گذاشته جلو دکه واسه فروش
بهش گفتم مرد حسابی اینا چیه؟همه جوون ها رو به گناه میندازه...
هرچی باهاش بحث کردم که اینا رو جمع کنه راضی نشد!🙄
آخر سر مجبور شدم کلشون رو بخرم ازش و بیارم تو حیاط خونه آتیش بزنم.
گفتم مامان با کدوم پول خریدی؟
گفت با پس اندازم !
گفتم مگه نمیخواستی با اون پول موتور بگیری؟😲
گفت مامان آخه هرجور فکر کردم دیدم موتور تهش منو تا سرکوچه میبره...
ولی اینجوری میتونم تا بهشت برم.☺️
✅نقل قول از مادر شهید احمد کشوری
✍️غیرت شهدا کجا و غیرت مسئولینی که فضای ولنگار مجازی و مستهجن نگاری آینده جوانان و نوجوانان را تباه میکنند، برای آنها فرش قرمز پهن میکنند، فیلترشکن ها به صورت مجانی منتشر میشود و با مافیای آن برخورد نمیشود.
این هم نوعی نهی از منکره که با بذل مال جلوی گناه رو گرفت.
#شهدا_مردان_بی_ادعا😭
#شهادت_هنر_مردان_خداست✅🌹
یاد و نام شهدا با ذکر فاتحه مع الصلوات
#اللهم_صل_علی_محمدﷺ_و_آل_محمدﷺ_و_عجل_فرجهم
💞⚜️💞⚜️💞⚜️
#تلنگر
🔺مقصد رو فراموش نکنیم ، ما باید بتونیم از شهدا و اهل بیت به خدا برسیم ...
گاهی وقتا تو مسیر قرار میگیریم اما اونقدر غرق یه ماجرا میشیم که از خدا غافل میشیم ...
#برایم_دعای_شهادت_ڪنید
@fatemi48
⚪️خاطره ای از عملیات والفجر ۲
🌿 نبردی که در آن، #شهید_مرتضی_جاویدی و نیروهایش دست به مقاومت جانانهای زدند،!!!
❌ تنگه احدی که تکرار نشد!
⚪️ ۴۰۰ نفر بودند که تپه «بردزرد» را فتح کردند. کار سختی نبود، اسیر هم گرفتند اما سختی کار تازه بعد از مستقر شدن گردان فجر روی تپه شروع شد. عراق نمیخواست تپه را از دست بدهد، اما بچههای گردان فجر مقاومت کردند، آن هم بدون آب و غذا.
▫️چهار پنج روز مقاومت کردند تا نیروی کمکی رسید و تپه حفظ شد. اما دیگر خبری از گردان فجر نبود؛ گردان شده بود گروهان و کمکم گروهان هم شده بود دسته؛ آخر از ۴۰۰ نفر فقط ۱۸ نفر مانده بودند!
▪️آنقدر شهید زیاد شده بود، که میگفتند تعداد اسرای عراقی از تعداد رزمندههای ایرانی بیشتر شده است! گردان رفته بود و دسته برگشته بود، بله باورش سخته اما مرتضی جاویدی در عملیاتی سخت و طاقتفرسا به نام والفجر ۲، در منطقه عملیاتی حاج عمران، به همراه نیروهایش در محاصرهی دشمن مقاومت جانانهای کرد.
▫️درحالیکه ۴ شب و ۳ روز در ۴۰ کیلومتری خاک عراق با دشمن درگیر بودند، وقتی فرمانده وقت سپاه به او اجازه عقبعقب نشینی میدهد، او پشت بیسيم میگوید: نمیگذارم اُحد دیگری تکرار شود و ما تنگه را ترک نمیکنیم، به همین علت او را به عنوان سردار احد هم میشناسند.
▪️پس از پیروزی این عملیات اکثریت فرماندهان و رزمندگان نزد حضرت امام به تهران رفتند و سرلشکر رضایی موضوع را با حضرت امام در میان میگذارد. و حضرت امام بر پیشانی این شهید بوسه میزند.
{{خاطره ای به یاد فرمانده شهید مرتضی جاویدی (مشهور به #اشلو )
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
https://eitaa.com/fatemi48
💠 شهید طمراس چگینی، یل ایلیاتی دلاور و از فرماندهان بزرگ لشگر المهدی (عج)
🔹 در اوج عملیات کربلای پنج مجروح شد و انگشتان یک دستش قطع شد
ولی راضی نشد به عقب برگردد و گفته بود اگر دو دستش هم قطع شود جبهه جنگ را رها نمی کند و در همان عملیات به مقام والای شهادت رسید
... و مزد اخلاص و استقامت عاشورایی خود را از پروردگار دریافت کرد
🌷 شهادت: ۶ بهمن ۱۳۶۵ - شلمچه، عملیات کربلای ۵
https://eitaa.com/fatemi48
*🚫نه به #رانت حتی رانت يك قوطی كمپوت گيلاس!*
🌹گرامیداشت 25 اسفند سالروز شهادت آقا مهدی باکری🌺
خاطرهای از شهيد باكری كه اكنون با وجود برخی دولتمردان و نمايندگان باصطلاح انقلابی و منبریها و تریبون داران حکومتی، کمتر کسی باورش ميكند!
🔸یکروز گرم تابستوني در آن گرمای وحشتناک خوزستان که از محور عملیاتی به قرارگاه برمیگشت برایش یک کمپوت گیلاس خنک باز کردن! حاجي کمپوت را در دست گرفت، خنکای فلز سرد را حس کرد، خواست که بالا ببرد، از رزمنده پرسید: همه بسیجیها کمپوت خوردهاند؟
رزمنده گفت نه در جیره نبود، فقط یک کمپوت بود چه کسی بهتراز شما فرمانده لشگر، شما میل کنید
حاج مهدی نخورد و گفت
🔸اگر همه خوردند من هم میخورم!
و در گرمای تابستان خوزستان نخورد!
⭕️چه میشود شیطان نمیتواند یک کمپوت اضافه به خورد باکری بدهد اما حالا، فاصله نجومی كارگزاران باصطلاح انقلابی نظامی كه با خون اين شهدا به ثمر رسيد چنان با مردم عميق است كه اثری از انقلاب اسلامی كه هيچ، حتی نشانی از جمهوری اسلامی هم ديده نميشود
🗓 به مناسبت ۹ بهمن، سالروز شهادت سردار حسن باقری (حسین افشردی)، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه (۱۳۶۱ ه. ش)
🔰نابغه دفاع مقدس
✍ وصیت نامه شهیدحسن باقری
🍃《اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم》
🔸️ فعلا انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای تمام مستکبران در آمده است و یاوری برای همه مستضعفین جهان.
🔸 ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان سرجنگ داریم و در رابطه با این هدف، جنگ با صدام یزید فقط مقدمه است.
🔸️ در این موقعیت زمانی و مکانی، جنگ ماجنگ کفراست و هر لحظه مسامحه و غفلت، خیانت به پیامبراکرم (ص) و امام زمان (عج)، و پشت پازدن به خون شهدا
🔸️ ملت ما باید خودش را آماده هر گونه فداکاری بکند.
✅ در چنین میدان وسیع و این هدف رفیع انسانی و الهی، جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پاافتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام را با خلوص نیت پیدا کنیم.
🔸️ در مورد درآمدها چیزی به آن صورت ندارم و همین بضاعت مزجات را هم خمسش را داده ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند.
🍃 درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، امام خمینی.
🍃 اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عج)
🖊 غلامحسین افشردی ساعت ۱۲ شب.
________________
📖 داستانک (۱)
📍 جلسه فرماندهان ارتش و سپاه در پشت جبهه تشکیل شد.
🔹 ابتدای جلسه جوانی حدودا ۲۳ ساله برخاست و کولر را خاموش کرد. گفت به یاد رزمنده که در خط مقدم و زیر آفتاب داغ میجنگند.
👤 آن جوان ۲۳ ساله، نابغه و اعجوبه دفاع مقدس، شهید حسن باقری بود.
✅ این گفتمان انقلاب است. این مفهوم عدالت است؛ که هیچوقت فرمانده و مسئول به خودش اجازه نمیدهد که در رفاه باشد، ولی نیروهای تحت امرش در سختی باشند.
📖 داستانک (۲)
🔹 آشنایی من با شهید حسن باقری قبل از عملیات خیبر در دوکوهه صورت گرفت. قبل از این آشنایی من فقط نام ایشان را با عنوان فرماندهی سختگیر و عصبانی از نیروها و یا کادر بعضی از گردانها شنیده بودم.
🔹 سه ماه قبل از عملیات خیبر وقتی عازم دوکوهه شدیم برادری با لباس مرتب نظر من را به خود جلب کرد. کم کم در عرض چند روز محبت ایشان در قلب من جا گرفت و اینکه دیگر برادران ایشان را به عنوان فرمانده چنین و چنان معرفی نموده بودند، بنده در ایشان چنین چیزی نمیدیدم.
🔹 یک شب که قرار بود شام بخوریم، نمیدانم چطور شد که من به یاد حسن باقری افتادم. بیاختیار جهت دعوت او به شام به اطاق ایشان رفتم. در را چند بار زدم چون جوابی نشنیدم در را باز کرده و با صحنه عجیبی که الان هم موهایم سیخ میشود مواجه شدم. شهید باقری نانهایی را که نیروها اسراف کرده و دور ریخته بودند و به خاطر گلی بودن زمین نان هم گلی شده بود جدا نموده و تمیز میکرد و میخورد. بیاختیار اشک از چشمهایم جاری شد.
❓ شهید وقتی این حالت را از من دید، به سرعت خودش را مرتب نمود و از من سوال کرد با من کاری دارید؟
♻️ در جواب گفتم: آمدم که با ما شام بخورید.
🔹 گفت: من شام خوردهام ولی برای چای به اطاق شما میآیم.
📖 داستانک (۳)
🟡 شهید حسن باقری سرباز که بود، دو ماه صبحها تا ظهر آب نمیخورد. نماز نخوانده هم نمیخوابید. میخواست یادش نرود که دوماه پیش یک شب نمازش قضا شده بود.
📚 منبع: یادگاران، جلد چهار، کتاب حسن باقری
✅داستانهای شهدا
https://eitaa.com/fatemi48/280