eitaa logo
نفوس مطمئنه
731 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.3هزار ویدیو
123 فایل
🌸🍃﷽🍃🌸 تقدیم به روح همه شهدا خصوصا شهید عارف(فاطمی) 🌸رفاقت با شهدا https://eitaa.com/fatemi48/279 🌸داستانهای شهدا https://eitaa.com/fatemi48/280 🌸روایتگری شهدا https://eitaa.com/fatemi48/979 سایر کانال https://eitaa.com/fatemi222/10600 @a_f_133
مشاهده در ایتا
دانلود
دنبال شهرتیم و پی اسم و رسم و نام غافل ازینکه فاطمه (س) گمنام می‌خرد... 📸 در ۶ -۷ سال اخیر کسی که حامل چرخ بلندگوهای دسته عزای سیدالشهدا علیه‌السلام در روز عاشورا از مسجد جامع صاحب‌الزمان علیه‌السلام بود، ، فرمانده موشکی نیروی هوافضای سپاه بود. دشمن هرگز نمی‌فهمد فرماندهان‌ و مردم ما، این نیروی متصل و مدام را چطور کسب می‌کنند؟
خلاصه کتاب پروتکل های یهود.pdf
حجم: 12.3M
🔶 رهبر معظم انقلاب: از خواندن کتاب "پروتکل‌های دانشوران صهیون" غفلت نکنید. 🔶 کتاب پروتکل‌های صهیون، توسط گروه اتاق تحلیل خلاصه شده و در قالب یک فایل پی‌دی‌اف، تقدیم عزیزان می شود. 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 حتما ملاحظه بفرمایید
کتاب «فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور» اثر برگزیده جایزه کتاب سال دفاع مقدس به قلم مهناز فتاحی است که به روایت خاطرات زنی شجاع می‌پردازد که در روز‌های جنگ تحمیلی و مقاومت در برابر نیرو‌های بعث عراق توانست سرباز دشمن را اسیر کند و نیروی دشمن را به خاک و خون بکشاند. خاطرات زندگی این زن مجاهد مورد توجه ویژه رهبر انقلاب هم بود و ایشان در سفرشان به کرمانشاه به این بانوی بزرگ اشاره کرده بودند و بر ثبت خاطراتش تاکید داشتند. فرنگیس حیدرپور زنی کرمانشاهی است که در روستایی نزدیک گیلان‌غرب زندگی می‌کند. او در دوران دفاع مقدس پس از حمله عراق به روستای اوازین، زمانی که فقط ۱۸ سال داشت و همه مردم روستایشان به دره‌های اطراف پناه برده بودند، با پدر و برادرش برای تهیه غذا به روستا برمی‌گردند، اما پدر و برادرش در درگیری با نیرو‌های بعثی به شهادت می‌رسند. فرنگیس با تبر پدرش با دوتا از سربازان عراقی درگیر می‌شود، یکی را کشته و دیگری را اسیر می‌کند و به مقر فرماندهی ارتش تحویل می‌دهد. با توجه به موقعیت جغرافیایی محل سکونت فرنگیس و خانواده‌اش، او صحنه‌هایی از دوران دفاع مقدس را روایت می‌کند که جزو وقایع اصلی جنگ در آن دوران محسوب می‌شدند. از جمله بمباران‌های بی‌وقفه روستا‌های اطراف گیلان‌غرب، حمله منافقین به اسلام آباد و عملیات مرصاد و دیگر وقایعی که جزو حوادث فراموش نشدنی آن دوران هستند. فرنگیس را انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۹۶ چاپ کرد؛ کتابی ۳۵۸ صفحه‌ای که در ۱۲ فصل از دوران کودکی فرنگیس تا سفر رهبر انقلاب به کرمانشاه و دیدارش با ایشان را روایت می‌کند. https://eitaa.com/fatemi48
سمیه کردستان کیست؟ اوایل زمستان ۱۳۶۰ به شدت بیمار شد و برای درمان به درمانگاه مرکزی شهرستان سنندج مراجعه کرد. اما دیگر به منزل بازنگشت، بزودی ضد انقلاب ربایش ناهید را به خانواده وی خبر داد و آنها را تهدید کرد که اگر با سپاه و نیروهای پیشمرگ مسلمان همکاری کنند بقیه فرزندانشان را خواهند کشت. خبر گرداندن دختری در روستاهای کردستان با دستانی بسته و سری تراشیده همه جا پخش شد. اسارت و شکنجه ناهيد به دست «کومله» ها ادامه داشت تا اين که سنگ دلي و گرگ صفتي به اوج خود مي رسد و زنده به گور کردن دختران در سايه جاهليت مدرن اتفاق مي افتد. «کومله» ها ناهيد ۱۶ ساله بي گناه را شبانه به بيابان هاي اطراف روستا مي برند و جلو چشمان مظلوم و پاکش برايش قبر حفر مي کنند و او را زنده زنده دفن مي‌کنند. وقتي او را زنده زنده دفن مي‌کردند ناهيد فقط ۱۶سال داشت؛ او را به شدت شکنجه کرده بودند. موهاي سرش را تراشيده بودند. هيچ ناخني در دست و پا نداشت. جاي جاي سرش کبود و شکسته. ناهيد نوجواني اش را فداي ارزش هايي کرد که به آن اعتقاد داشت و تا آخرين لحظه پشتيبان رهبرش، امام خميني(ره)، بود. گفته بودند آزادت نمی کنیم مگر به خمینی توهین کنی https://eitaa.com/fatemi48
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از منبرک فاطمی
🌸🍃﷽🍃🌸 🇮🇷طرح مشارکت قربانی؛ 🔺دفع جنگ وبلا از عموم مردم 🔺 سلامتی رهبر معظم انقلاب 🔺سلامتی نیروهای نظامی کشور 🔺پیروزی جبهه اسلام بر کفر جهانی 🔰مرحله اول دو گوسفند به قیمت ۲۲ میلون تومان خریداری شد و در بین نیازمندان توزیع شد. 🔰در این مرحله گوسفند سوم ذبح میشود. 🔰جهت این گوسفند. مبلغ ۴ میلون تومان تابحال جمع شده. ✅مشارکت هر قربانی از ۵۰ هزار تومان تا ....شروع می شود 👈 👈 عزیزان هر مقدار در توان دارند واریز کنند. شماره کارت طلاب جهادی '
6037-9979-5020-8331
روی شماره بزنید کپی میشود👆 ..................... 🔰با تشکر از مساعدت همه بزرگواران 👌ارسال جهت سایر علاقه مندان 🇮🇷 @fatemi222
حُبّ الحسین(علیه‌السلام) در دلی بیدار می‌شود که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا گذشته باشد... |شهیدآسِدمُرتِضیٰ‌آوینی| https://eitaa.com/fatemi48
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیادبود خادم الشهدا، شادروان کربلایی محمد جعفرزاده که هرساله در راهیان نور،پای کار شهدا بود،چه به عنوان عوامل اجرایی کاروان و چه به عنوان زائر راهیان نور. روحش شاد.🙏
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸معجزه ای که شهید حاج کاظم رستگار هدیه کرده به مادرش از بهش🌹 🔸ماجرا رو از زبان مادر شهید در کلیپ ببینین🌹 ماجرایی در مورد شهید کاظم رستگار و مادرش نقل می‌شود که در آن مادر این شهید پس از شهادت پسرش که سواد خواندن قرآن را نداشت، در خواب پسرش را می‌بیند که به او می‌گوید بعد نماز قرآن را بردارد و بخواند. خواب مادر و درخواست او: مادر شهید در خواب پسرش را می‌بیند که به او می‌گوید در بهشت جای خوبی دارد و از او می‌پرسد که چه چیزی برایش بفرستد. مادر شهید از او می‌خواهد که به او قرآن خواندن یاد بدهد تا بتواند در جلسات قرآن خوانی شرکت کند و خجالت نکشد. توصیه شهید: شهید در خواب به مادرش می‌گوید که بعد از نماز صبح قرآن را بردار و بخوان. مادر شهید پس از نماز این کار را می‌کند و متوجه می‌شود که می‌تواند قرآن را بخواند. آزمایش و تأیید: این موضوع به برادر شهید اطلاع داده می‌شود و او این کرامت را نزد آیت‌الله نوری همدانی مطرح می‌کند. آیت‌الله نوری همدانی از مادر شهید می‌خواهد که قرآن را بخواند و او بدون مشکل قرآن را می‌خواند. سپس آیت‌الله نوری همدانی قرآنی را به او می‌دهد که در آن صفحات خاصی متن غیر از قرآن وجود دارد. مادر شهید آن صفحات را نمی‌تواند بخواند و این نشان می‌دهد که خواندن قرآن توسط او یک معجزه بود که پس از شهادت شهید رستگار اتفاق افتاده است
4_6019582989615243774.aac
حجم: 11.8M
روایتگری مهندس ناصرکاوه از خدمات سردار سرلشگر پاسدار، شهید امیرعلی حاجی زاده، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴ مسجد الهادی(ع)، تهران
Amir Kermanshahi [ PapilMusic.ir ]4_5852665154444991721.mp3
زمان: حجم: 6.1M
کلیپ «صدق الله» امیر کرمانشاهی، بی نظیر و تکرار نشدنی، التماس دعا
فرمانده‌ای که مخفیانه لباس نیرویش را می‌شُست... من بچه‌ی شمالِ‌شهرِ مشهد بودم و مادرم لباس‌هام رو می‌شُست. وقتی به جبهه اعزام شدم هنوز توی همون حال و هوای خونه‌ی خودمون بودم... یه روز محمدرضا بهم گفت: لباس‌هات چه خوشبوئه... بهش گفتم: مادرم لباس‌های منو با صابون لوکس می‌شوره... گذشت و یه‌ بار با هم رفتیم ارومیه. محمدرضا رو به من کرد و گفت: اسم صابونی که مادرت لباس‌هاتو باهاش می‌شُست چی بود؟ گفتم: صابون لوکس. بعد از این قضیه من که عادت نداشتم لباس‌هام رو بشویم، می‌دیدم همیشه لباسهایم تمییزه. به این فکر افتادم که کار چه کسی می‌تونه باشه، تا اینکه یاد سفرم به ارومیه همراه با محمدرضا افتادم. احتمال دادم که کار ایشونه... یه بار هم بهش گفتم: چه کسی لباس‌های منو شسته؟ ایشونم گفت: حالا یه کسی پیدا شده و لباس‌هات رو شسته؛ شما چیکار داری؟ چون لو نداد؛ تصمیم گرفتم شبها کشیک بدم تا ببینم ماجرا از چه قراره... یه شب متوجه شدم که یه نفر داره آب گرم می‌کنه تا لباس‌های کثیف رو بشوید. اما همون زمان خوابم برد؛ ولی بعدها فهمیدم که محمدرضا لباس‌هام رو می‌شوره... 🕊🌹 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ https://eitaa.com/fatemi48