سمیه کردستان کیست؟
اوایل زمستان ۱۳۶۰ به شدت بیمار شد و برای درمان به درمانگاه مرکزی شهرستان سنندج مراجعه کرد.
اما دیگر به منزل بازنگشت، بزودی ضد انقلاب ربایش ناهید را به خانواده وی خبر داد و آنها را تهدید کرد که اگر با سپاه و نیروهای پیشمرگ مسلمان همکاری کنند بقیه فرزندانشان را خواهند کشت.
خبر گرداندن دختری در روستاهای کردستان با دستانی بسته و سری تراشیده همه جا پخش شد. اسارت و شکنجه ناهيد به دست «کومله» ها ادامه داشت تا اين که سنگ دلي و گرگ صفتي به اوج خود مي رسد و زنده به گور کردن دختران در سايه جاهليت مدرن اتفاق مي افتد.
«کومله» ها ناهيد ۱۶ ساله بي گناه را شبانه به بيابان هاي اطراف روستا مي برند و جلو چشمان مظلوم و پاکش برايش قبر حفر مي کنند و او را زنده زنده دفن ميکنند.
وقتي او را زنده زنده دفن ميکردند ناهيد فقط ۱۶سال داشت؛ او را به شدت شکنجه کرده بودند. موهاي سرش را تراشيده بودند.
هيچ ناخني در دست و پا نداشت. جاي جاي سرش کبود و شکسته. ناهيد نوجواني اش را فداي ارزش هايي کرد که به آن اعتقاد داشت و تا آخرين لحظه پشتيبان رهبرش، امام خميني(ره)، بود. گفته بودند آزادت نمی کنیم مگر به خمینی توهین کنی
https://eitaa.com/fatemi48
هدایت شده از منبرک فاطمی
🌸🍃﷽🍃🌸
🇮🇷طرح مشارکت قربانی؛
🔺دفع جنگ وبلا از عموم مردم
🔺 سلامتی رهبر معظم انقلاب
🔺سلامتی نیروهای نظامی کشور
🔺پیروزی جبهه اسلام بر کفر جهانی
🔰مرحله اول دو گوسفند به قیمت ۲۲ میلون تومان خریداری شد و در بین نیازمندان توزیع شد.
🔰در این مرحله گوسفند سوم ذبح میشود.
🔰جهت این گوسفند. مبلغ ۴ میلون تومان تابحال جمع شده.
✅مشارکت هر قربانی از ۵۰ هزار تومان تا ....شروع می شود
👈 👈 عزیزان هر مقدار در توان دارند واریز کنند.
شماره کارت طلاب جهادی
'
6037-9979-5020-8331روی شماره بزنید کپی میشود👆 ..................... 🔰با تشکر از مساعدت همه بزرگواران 👌ارسال جهت سایر علاقه مندان 🇮🇷 @fatemi222
•
حُبّ الحسین(علیهالسلام)
در دلی بیدار میشود که
از خود و آنچه دوست دارد
در راه خدا گذشته باشد...
|شهیدآسِدمُرتِضیٰآوینی|
https://eitaa.com/fatemi48
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیادبود خادم الشهدا، شادروان کربلایی محمد جعفرزاده که هرساله در راهیان نور،پای کار شهدا بود،چه به عنوان عوامل اجرایی کاروان و چه به عنوان زائر راهیان نور.
روحش شاد.🙏
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸معجزه ای که شهید حاج کاظم رستگار هدیه کرده به مادرش از بهش🌹
🔸ماجرا رو از زبان مادر شهید در کلیپ ببینین🌹
ماجرایی در مورد شهید کاظم رستگار و مادرش نقل میشود که در آن مادر این شهید پس از شهادت پسرش که سواد خواندن قرآن را نداشت، در خواب پسرش را میبیند که به او میگوید بعد نماز قرآن را بردارد و بخواند.
خواب مادر و درخواست او:
مادر شهید در خواب پسرش را میبیند که به او میگوید در بهشت جای خوبی دارد و از او میپرسد که چه چیزی برایش بفرستد. مادر شهید از او میخواهد که به او قرآن خواندن یاد بدهد تا بتواند در جلسات قرآن خوانی شرکت کند و خجالت نکشد.
توصیه شهید:
شهید در خواب به مادرش میگوید که بعد از نماز صبح قرآن را بردار و بخوان. مادر شهید پس از نماز این کار را میکند و متوجه میشود که میتواند قرآن را بخواند.
آزمایش و تأیید:
این موضوع به برادر شهید اطلاع داده میشود و او این کرامت را نزد آیتالله نوری همدانی مطرح میکند. آیتالله نوری همدانی از مادر شهید میخواهد که قرآن را بخواند و او بدون مشکل قرآن را میخواند. سپس آیتالله نوری همدانی قرآنی را به او میدهد که در آن صفحات خاصی متن غیر از قرآن وجود دارد. مادر شهید آن صفحات را نمیتواند بخواند و این نشان میدهد که خواندن قرآن توسط او یک معجزه بود که پس از شهادت شهید رستگار اتفاق افتاده است
4_6019582989615243774.aac
حجم:
11.8M
روایتگری مهندس ناصرکاوه از خدمات سردار سرلشگر پاسدار، شهید امیرعلی حاجی زاده، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴ مسجد الهادی(ع)، تهران
Amir Kermanshahi [ PapilMusic.ir ]4_5852665154444991721.mp3
زمان:
حجم:
6.1M
کلیپ «صدق الله» امیر کرمانشاهی، بی نظیر و تکرار نشدنی، التماس دعا
فرماندهای که مخفیانه لباس نیرویش را میشُست...
من بچهی شمالِشهرِ مشهد بودم و مادرم لباسهام رو میشُست. وقتی به جبهه اعزام شدم هنوز توی همون حال و هوای خونهی خودمون بودم... یه روز محمدرضا بهم گفت: لباسهات چه خوشبوئه... بهش گفتم: مادرم لباسهای منو با صابون لوکس میشوره...
گذشت و یه بار با هم رفتیم ارومیه. محمدرضا رو به من کرد و گفت: اسم صابونی که مادرت لباسهاتو باهاش میشُست چی بود؟ گفتم: صابون لوکس. بعد از این قضیه من که عادت نداشتم لباسهام رو بشویم، میدیدم همیشه لباسهایم تمییزه. به این فکر افتادم که کار چه کسی میتونه باشه، تا اینکه یاد سفرم به ارومیه همراه با محمدرضا افتادم. احتمال دادم که کار ایشونه... یه بار هم بهش گفتم: چه کسی لباسهای منو شسته؟ ایشونم گفت: حالا یه کسی پیدا شده و لباسهات رو شسته؛ شما چیکار داری؟ چون لو نداد؛ تصمیم گرفتم شبها کشیک بدم تا ببینم ماجرا از چه قراره... یه شب متوجه شدم که یه نفر داره آب گرم میکنه تا لباسهای کثیف رو بشوید. اما همون زمان خوابم برد؛ ولی بعدها فهمیدم که محمدرضا لباسهام رو میشوره...
#شهید_محمدرضا_مهدیزاده_طوسی 🕊🌹
https://eitaa.com/fatemi48
سخت است
برای آنکه مَرد باشد
دستش بسته باشد...
🔹گروهی از اسرای ایرانی پس از عملیات عراق در البیضا
https://eitaa.com/fatemi48
مردی که برای شهادت، دست همسرش را میبوسید
🔹شهید حسین تقی کاکو مردی بود که زندگیاش را با افق شهادت تنظیم کرده بود. همسرش مرضیه میگوید حسین حتی در لحظات دلخوریهای سادۀ خانوادگی، صبح دست او را میبوسید تا با دل صاف از خانه بیرون برود، چون معتقد بود باید شایستۀ شهادت باشد.
🔹برای حسین، شهادت یک خواسته نبود، یک سبک زندگی بود؛ سعی میکرد با احترام عمیق به پدر و مادر، ولایتپذیری خالصانه و جبران خطاهای روزمره، به این هدف نزدیک شود.
🔹مرضیه، حالا با ۴ فرزند کوچک، هم باید جای پدر را پر کند، هم تکیهگاه عاطفی باشد. با دلی آرام میگوید: «به بچهها یاد دادم هر وقت دلتنگ شدند، از بابایشان بخواهند بغلشان کند».
🔹در خانهشان، آغوش پدر حالا نامرئی اما همیشگی است. حسین برای آرامش این خاک رفت و در دلتنگیهای خانوادهاش ماندگار شد.
🖼اما چطور همسر شهید از همان لحظه اول، دلش آرام گرفت؟ اینجا بخوانید
https://eitaa.com/fatemi48