eitaa logo
نفوس مطمئنه
731 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.3هزار ویدیو
123 فایل
🌸🍃﷽🍃🌸 تقدیم به روح همه شهدا خصوصا شهید عارف(فاطمی) 🌸رفاقت با شهدا https://eitaa.com/fatemi48/279 🌸داستانهای شهدا https://eitaa.com/fatemi48/280 🌸روایتگری شهدا https://eitaa.com/fatemi48/979 سایر کانال https://eitaa.com/fatemi222/10600 @a_f_133
مشاهده در ایتا
دانلود
روحانی شهید محمد رضوانی سال ۱۳۴۷، در شهرستان تربت حیدریه به دنیا آمد. پدرش علی اکبر و مادرش زلیخا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. سپس به فراگیری علوم دینی و حوزوی تا سطح (مقدمات) پرداخت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سی ام اردیبهشت ۱۳۶۵، در حاج عمران عراق به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است. https://eitaa.com/fatemi48/42
🔸چند خاطره از شهید شهید عقیل خلیلی‌زاده... 🌼|۱۲بهمن بدنیا اومد. توی خونه می‌گفتیم:امام آمد؛ عقیل آمد. خودش هم به شوخی می‌گفت: هیچوقت روز تولدم رو فراموش نمی‌کنید، چون حضرت امام(ره) به وطن اومد. شهادتش هم چند روز بعد از سالگرد رحلت امام بود. 🌼 |قبل از اينكه به مأموريت بره، دست من و مادرش رو می‌بوسيد. یه بار هم مادرش رو با اصرار زیاد مجبور کرد بنشینه، و پایش رو بوسید. 🌼|به دوستاش گفته بود ازم عکس شهدایی بگیرید.بعد هم زیرش نوشت: شهید حاج‌عقیل خلیلی‌زاده 🌼|قبل از رفتن به سپاه قدس به قرآن تفال زد؛ آیه اومد: اين راه دشواريست؛ اما سرانجام شهيدان شاهد را بهمراه خواهد داشت. رفت سپاه و با رسیدن به حد قهرمانی در ۱۱رشته ورزشی تونست جزو نيروهای ويژه سپاه قدس قرار بگيره. 🌼|با حاج قاسم دیدار داشتیم، ازم پرسید: مادرش هستید؟ گفتم: بله! با لبخند گفت: می‌شناسمش... حاج‌قاسم توی یادواره مسجد بلال هم از عقيل بعنوان شهدای پيش‌قراول مدافعان حرم ياد كرد و گفت: به علت محفوظات عمليات نمی‌تونستيم تلاش اينگونه‌ افراد را ذکر كنيم. 🌼|همرزمانش و مستشاران توی سوريه می‌گفتند: به عقيل افتخار كنید؛ چون توی تمام پيروزيهای موشكیِ نيروی مقاومت در لبنان و سوريه سهيم بود. اگه روزی اسرائيل نابود بشه، قطعاً عقيل در آن سهم به‌سزايی داره. _____https://eitaa.com/fatemi48/42
، خدا ، خدا ، همه چیز دست خداست . تمام‌مشکلات بشر بخاطر دوری از خداست . ما باید مطیع محض باشیم . او از سود و زیان ما خبر دارد ، هر چھ گفته باید قبول‌کنیم خیروصلاح ما درهمین است. این آیه رو ببین ؛ ألیس الله بکافٍ عبده آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟! :))) روایتی‌از_شهید_ابراهیم_هادی .♥️🌸 🕊 @fatemi48
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• ″تنبیــه متجــاوز″ صحبت رهبرشهیدانقلاب، امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه در مورد جهاد علیه دشمنان «باید در مقابل دشمنان خدا ایستاد، تا بینی دشمنـان خـدا را بر خـاک مالید و شمـا مردم تا امروز ایستادید...» 🕊 @fatemi48
مادر شهید: بابک جوان امروزی بود اما غیرت دینی داشت. همین غیرت دینی بود که او را به زیـنـبیـه و کــربـلای امــام حــســیــنــی رساند.از آن دست جوانان‌های امروزی که غیرت دینی دارند. می‌گفـت: خـانـم حضرت زینب(س) من را طلبیده، باید بـروم، تـاب مـانـدن نـدارم. بـلـه، بـابکم تـیـپ امـروزی داشـت. پـسـرم هـمیشه می‌خندید،خوش‌تیپ بود و زیبا. بابک پر از شادی بود و پر از شور زندگی اما فـرزنـدم بـه خـاطـر اعـتـقـاداتش و برای پــیـوستن به خدا از همه اینها گذشت و عــاشـــقـــانه پـــر کـشــــیــــد... 🕊 @fatemi48
مسئول ارتباطات رسانه‌ای حزب الله. ‌یادمه اولین کنفرانس خبری رو ‌کنار خانه‌ی بمباران شده مردم برگزار کرد. ‌همینطور که با حوصله جواب خبرنگارا رو می‌داد، خبرنگار یکی از رسانه‌های غربی با دلخوری گفت ‌چرا به من جواب نمیدی؟ ‌گفت بین ما و چشم و زبان شیطان گفتگویی نیست! 🕊 @fatemi48
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدرکه آلوده اش شوم و خویشتن را گم وفراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شھید شدن، حسین وار زیستن و حسین وار شھید شدن را دوست میدارم..♥️! 🌸 ‌🕊 @fatemi48
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ماجرای تَرَک‌های استخوانِ پای شهید محمد سعید ایزدی (حاج رمضان) خاطره‌ای عجیب از زبانِ دخترِ شهید ‌‌‌‌🕊 @fatemi48
🔸فرمانده‌ای که مخفیانه لباس نیرویش را می‌شُست... |من بچه‌ی شمالِ‌شهرِ مشهد بودم و مادرم لباس‌هام رو می‌شُست. وقتی به جبهه اعزام شدم هنوز توی همون حال و هوای خونه‌ی خودمون بودم... یه روز محمدرضا بهم گفت: لباس‌هات چه خوشبوئه... بهش گفتم: مادرم لباس‌های منو با صابون لوکس می‌شوره... گذشت و یه‌ بار با هم رفتیم ارومیه. محمدرضا رو به من کرد و گفت: اسم صابونی که مادرت لباس‌هاتو باهاش می‌شُست چی بود؟ گفتم: صابون لوکس. بعد از این قضیه من که عادت نداشتم لباس‌هام رو بشویم، می‌دیدم همیشه لباسهایم تمییزه. به این فکر افتادم که کار چه کسی می‌تونه باشه، تا اینکه یاد سفرم به ارومیه همراه با محمدرضا افتادم. احتمال دادم که کار ایشونه... یه بار هم بهش گفتم: چه کسی لباس‌های منو شسته؟ ایشونم گفت: حالا یه کسی پیدا شده و لباس‌هات رو شسته؛ شما چیکار داری؟ چون لو نداد؛ تصمیم گرفتم شبها کشیک بدم تا ببینم ماجرا از چه قراره... یه شب متوجه شدم که یه نفر داره آب گرم می‌کنه تا لباس‌های کثیف رو بشوید. اما همون زمان خوابم برد؛ ولی بعدها فهمیدم که محمدرضا لباس‌هام رو می‌شوره... 👤خاطره‌ای از زندگی سردار شهید محمدرضا مهدی‌زاده طوسی 📚 منبع: نوید شاهد [بنیادشهید و امور ایثارگران] ▫️۲۲خرداد؛ سالروز شهادت محمدرضا مهدی‌زاده طوسی گرامی‌باد ‌‌‌‌ 🕊 @fatemi48
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شهیدی که اول او آیه‌ی معروفِ آقای سخنگو را خواند... " و من النصر..." را از زبان خود شهید بشنوید؛ جالبه... ‌ . 🕊 @fatemi48
خانواده شهید بلباسی از اتفاقی که توی خان‌طومان افتاد صحبت کردن مدافعان حرم داشتن جاده اصلی حلب دمشق رو که خیلی جاده حیاتی‌ای بودش رو میگرفتن و شرایط برای داعش خیلی سخت شده بود میرن سمت آتش‌بس آتش‌بس چندروزه میدن تو همین چند روز کلی نفرات و ادوات نظامی میارن قبل آتش بس دوطرف ۲۰۰ تا نیرو داشتن و مدافعان خیلی قوی‌تر بودن بعد آتش‌بس داعش و بقیه تروریست‌ها میشن 2_3هزار نفر با کلی تجهیزات جدید دیدم چقدر شبیه الانه
تعریف می‌کرد به حاج قاسم گفتن اینجا آتش بسه ولی ظاهرا دارن ادوات میارن و نیروی نظامی ممکنه مجدد حمله کنن و... حاج قاسم به ظریف زنگ زد و گفت اینجا اینطوریه، گفتن آتش بس ولی دارن خودشون رو مجهز میکنن اینا پایبند نیستن آتش بس رو بهونه کردن تا مجدد سنگین‌تر حمله کنن باید با ترکیه یه تماس بگیرید مشکل حل میشه. ظریف گفت نه بابا نگران نباشید اتفاقی نمیفته یعنی تو کربلای خان‌طومان هم باز نقش ظریف و رفقاشون مشخصه...