eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
130 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
من اگر روضه‌خوان بودم برای شب تاسوعا، روضه را از آخرِ واقعه می‌خواندم! آرام و غمگین جوری که غصه توی صورتم موج بزند رو به مستمع‌ها می‌گفتم: این زن‌ها و بچه‌ها که از دور دیده بودند اباعبدالله چطور قدمهایش را روی زمین می‌کشیده و خودش را با چه ضرب و زوری به چادر علمدار رسانده، با همان دهان‌های خشک و قلبهایی که نزدیک بوده از جا کنده شود، سرجایشان ایستاده‌ و فقط تماشا کرده‌اند. اول با این مقدمه دلشوره به جان مستمع می‌انداختم و بعد خواهش می‌کردم این صحنه را تصور کنند، چشم هشتاد زن و بچه از دور تا دورِ خیمه‌گاه به حسین دوخته بوده، ابی‌عبدالله با آن کمری که از داغ عباس شکسته، زیر سنگینیِ این نگاههای منتظر چطوری قرار بوده خودش قاصد ماجرا شود و خبر را به حرم بدهد؟ تمنا می‌کردم مستمعها با خودشان حساب کنند آن لحظه‌ی ابی‌عبدالله چقدر سنگین بوده؟ چقدر نفس‌گیر؟ و بعد فرصت می‌دادم تا با دهانهایی باز و چشمهای مضطرب چند لحظه فقط نگاهم کنند و در دل تکرار کنند: چقدر سنگین؟ چقدر نفس‌گیر؟ و بعد ادامه می‌دادم: ابی‌عبدالله بی هیچ حرفی، بدون حتی یک کلمه صحبت، دست گرفته به عمودِ خمیه و با یک تکان، عمود و چادر را روی زمین انداخته. با فروافتادن چادر و تکانی که باد به پَرَش انداخته یک‌مرتبه دلهای این بچه‌ها فروریخته و همینکه عمود کوبیده شده روی زمین و صدایش در پهنه‌ی دشت پیچیده، انگار مُهرِ سکوت از خیمه‌گاه برداشته شده و یکدفعه وِلوِله افتاده توی حرم. حالا این حسینی که چند لحظه پیش داغی به آن سنگینی دیده چجوری باید به حرم تسکین می‌داده؟ با این صحبتها اول دل مستمع را خوب ورز می‌دادم و بعد اینطور گریز می‌زدم به شروع واقعه: آخر اصلا قرارِ جنگ نبوده که حسین اینجور بد، تلفات داده! قرار فقط برای آوردن آب بوده، پس چی شده که حسین شهید داده؟ با این سوالها دل جمع را می‌لرزاندم ولی باز هم سمت شرح واقعه نمی‌رفتم. آخر روضه‌ی عباس روضه‌ی مردهاست، جایی که زن و بچه نشسته باید فقط با استعاره حرف زد. آخر حسین خودش روضه‌ی عباس را اینجوری خوانده، گریه‌های بلند بلندش را کنار علقمه وسط مردها کرده ولی سمت زنها که رسیده هیچ کس حتی صدایش را نشنیده! همینقدر جگرسوز، آرام و بی سر و صدا فقط سوخته! من اگر روضه‌خوان بودم برای مثل امشبی فقط با دل مستمع بازی می‌کردم و سمت مقتل نمی‌رفتم. همه‌ی سعیم را می‌کردم تا مستمع را به حالی دچار کنم که ابی‌عبدالله در آن ساعتِ سختِ فروافکندنِ خیمه‌ی عباس داشته. می‌گفتم برای ما از کنار علقمه و گریه‌های حسین زیاد گفته‌اند، از افتادنِ دستهای عباس، از عمود آهنی و فرق ابالفضل، از مشک پاره و ناامیدی علمدار، از زمین خوردن حسین و از داد برآوردنش، از هلهله‌ی لشکر و از انکسار حسین زیاد خوانده‌اند، اما برای ما روضه‌ی "حالا چطوری خبر را به بچه‌ها بدهم" کمتر خوانده‌اند! هیچ مردِ پُر عاطفه‌ای غیر از حسین در یک صبح تا عصر اینهمه مجبور به خبر بد دادن به اهل و عیال نشده، هیچ مردی غیر از حسین زیر بارِ شرم از نگاه هشتاد زن و بچه اینطور لِه نشده... غیر از حسین هیچ داغ‌دیده‌ای خودش، همه‌ی زحمتها را به دوش نکشیده... من اگر روضه‌خوان بودم شب تاسوعا بیشتر از ماجرای عباس، مردم را برای ماجرای حسین می‌گریاندم... آرام، بی سر و صدا با شرحِ حالِ حسین جگرها را به آتش می‌کشاندم... بعد هم می‌گفتم زنها را بفرستید بروند، فقط مردها بمانند، می‌خواهم کمی از علقمه بخوانم... ✍ملیحه سادات مهدوی ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
▪️به ژولیده نیشابوری گفتند یک در وصف حضرت (علیه السلام) بگو که پنج بار کلمه "چشم" داشته باشد ▫️او شعری گفت که ده تا کلمه «چشم» داشت : ها از هیبت چشمم، به پیچ و تاب بود محو چشمم چشم ها و چشم من بر آب بود چشم گفتم چشم دادم چشم پوشیدم ز آب من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود
shab6_063238_1.mp3
زمان: حجم: 5M
دو دمه شهید محمد رضا توکل(شهدای حمله اسراییل) در هیأت میثاق با شهدا ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم در ره عشق جگر دار تر از صد مردیم هر زمان شور خمینی به سر افتادما را دور سید علی خامنه ای می گردیم عرض سلام و تسلیت خدمت همسنگران بزرگوار به نظر می رسد در این چند شب باقیمانده، پرداختن به زوایای جنگ تحمیلی، توهین و تهدید امام جامعه و نقش و جایگاه مهم علمدار امروز امت اسلامی حضرت امام خامنه ای جزو بدیهیات است. لذا جا دارد در سخنرانی ها، اشعار و نوحه های حماسی به این امر پرداخته شود. التماس دعا ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
صاحب عزا کجایی https://eitaa.com/fatemi8/580 امشب شب اناالیه راجعون است https://eitaa.com/fatemi8/581 چقدر نام تو زیباست https://eitaa.com/fatemi8/582 دارم به سر هوای تو یا ایها الغریب https://eitaa.com/fatemi8/583 مقتل شب عاشورا https://eitaa.com/fatemi8/1496 مقتل بدنهای شهدا و اسبها https://eitaa.com/fatemi8/1497 لحظه آخر https://eitaa.com/fatemi8/1498 اتمام حجت حضرت https://eitaa.com/fatemi8/1499 برگشت ذوالجناح https://eitaa.com/fatemi8/1501 دو جا صورت به صورت گذاشت https://eitaa.com/fatemi8/1503 لحطات آخر امام https://eitaa.com/fatemi8/1506
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ ⛔️شبهه⛔️ در هیچ منبعی نیامده است که دستان حضرت عباس را قطع کردند ❇️ پاسخ ❇️ ❕مساله شهادت مظلومانه حضرت نه تنها در مقاتل یاد شده است بلکه بر زبان مبارک امام عصر نیز جاری شده است و درباره ایشان می فرماید: 🛑 «سلام بر ابوالفضل عباس فرزند امیر مومنان ؛از خود در گذرنده با جان برای برادرش ؛کوشنده برای رساندن آب به او و «کسی که دست هایش بریده شد»» 📚زیارت ناحیه مقدسه 💢 شیخ صدوق روایت می کند که امام سجاد فرمود: «خداوند عباس را رحمت کند بی هیچ تردیدی ایثار کرد و خود را فدای برادرش کرد تا آن که دستانش قطع شد و خداوند به جای آنها دو بال برایش قرار داد که با آنها همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند» 📚امالی صدوق ص547 📚بحار الانوار ج44 ص298 💢 ابی حنیفه نعمان نقل می کند: «عباس بن علی پس از آنکه حسین را از آب بازداشتند به دشمن حمله برد و آنها را می شکافت و خود را به آب فرات می رساند و حسین و یارانش را سیراب می کرد .وی را سقا نامیده بودند و میان فرات و قتلگاه حسین کشته شد و قبر او نیز همانجا است .در آن روز دشمنان دست و پاهای او را قطع کردند» 📚المناقب و المثالب ص309 🔷ابن شهر آشوب در مناقب خود می آورد: «عباس به طرف آب می رفت دشمن را متفرق ساخت .زید بن ورقای جهنی در پشت درخت خرمایی به کمین او نشست و حکیم بن طفیل نیز او را یاری داد و بر دست راست عباس ضربه زد و آن را قطع کرد .عباس شمشیر را به دست چپ گرفت و به آنها حمله برد و رجز می خواند:«به خدا سوگند اگر دست راستم را قطع کنید من همیشه از دینم حمایت می کنم». ❗️آن گاه جنگید تا ناتوان شد .حکیم بن طفیل از پشت درخت خرما به او کمین زد و بر دست چپش ضربه ای زد و آن را قطع کرد.سپس با عمود آهنین به او ضربه زد و او را به شهادت رساند» 📚مناقب ابن شهر اشوب ج4 ص108 📚بحار الانوار ج45 ص40 🗯در کتاب شرح الاخبار چنین آمده است: «پس از آن که برادران عباس که همراه او قصد آوردن آب را داشتند کشته شدند عباس به تنهایی و با مشک آب باز می گشت و به یاران عبیدالله که بین او و آب فاصله انداخته بودند حمله می برد و انان را می کشت تا از شریعه آب کنار روند .آن گاه به فرات وارد شد و مشک را پر کرد و می برد تا به حسین و یارانش رساند اما دشمنان بر او هجوم بردند و او را کشتند و دست ها و پاهایش را قطع کردند از این رو بود که او را سقا نام نهادند» 📚شرح الاخبار ج3 ص191 ❗️این مضمون را دیگران از علما و مقتل نویسان نیز نقل کرده اند از جمله: 📚الثقات ابن حبان ج2 ص310 📚تاریخ طبری ج5 ص448 📚الکامل فی التاریخ ج2 ص570 📚الارشاد ج2 ص109 📚اعلام الوری ج1 ص466 📚مثیر الاحزان ص170 📚لهوف ص170 ❗️و... منبع: پرسمان اعتقادی ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
سلام ای خاک پای زائرت از کیمیا بهتر دوباره میهمانم کن کجا از کربلا بهتر مرا تدبیر کن آنگونه‌ای که دلبخواه توست تویی که می‌شناسی بی گمان از من مرا بهتر من و امید آغوشت، من و ترس جداماندن کجا داریم در عالم، از این خوف و رجا بهتر ندارد طفل جز آغوش مادر خانه‌ی امنی اگر آشفته شد دنیا، کجا از روضه‌ها بهتر اگر درمان نمی‌خواهم دلیلش لذت اشک است وگرنه نیست در عالم ازین دارالشفا بهتر بیا و تا ابد دست از سر ما بر ندار ای دوست کجا پیدا کنم دیگر  از این دام بلا بهتر دعای شمر یا نفرین تو ؟ حر پاسخش را داد حسینا هست نفرین تو از صدها دعا بهتر اگر در کوفه بسیار ادعای دوستی کردند عیار دوستان معلوم شد در کربلا بهتر چراغ خیمه شد خاموش و تکلیف همه روشن حبیب اما به غیرت گفت، از اینجا کجا بهتر نخواهم رفت زیر بیرقی جز بیرقت ای شاه نمی‌بینم من از تو در جهان فرمانروا بهتر هزاران مرحبا عابس، هزاران مرحبا بر جون جنون از مصلحت بهتر، عمل از ادعا بهتر شریعت با محبت فرق دارد فرق بسیاری وهب بود از هزاران شیعه‌ی پر مدعا بهتر تو که هل من معین گفتی علی اصغر تلظی کرد به روی دست تو تفسیر شد قالو بلا بهتر تو پیر از داغ اکبر بودی و اصغر خضاب آورد در آئین تو آری می‌شود خون از حنا بهتر خدا اینسان تو را می‌خواست زخمی، غرق خون، عریان خدا از خود برای تو ندارد خون‌بها بهتر تو را ای آیه‌ی تطهیر، آنان با وضو کشتند خدا دیگر چه باید می‌نوشت از إنما بهتر نمی‌دانم چه کرد آن تیر، آخر با تو ای مظلوم برای قلب تو آن زخم بدتر بود یا بهتر دلت پیش حرم، اما سرت یک سو، تنت یک سو تو را از تو سوا کردند ای از ماسوا بهتر کسی حرف تو را نشنید در آشوب آن گودال به تاریخ از فراز نی رسید اما صدا بهتر در آن دیدار اول با دل راهب چها کردی تو اصلاً کیستی ای از هزاران آشنا بهتر! ✍ ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
✔️مدح و روضه و مقتل ◾️شب عاشورا https://eitaa.com/fatemi8/579 ◾️امام حسین علیه السلام https://eitaa.com/fatemi8/628 ◾️حضرت زینب https://eitaa.com/fatemi8/614
هدایت شده از منبرک فاطمی
اللهمَّ اجْعَل قائدنا و سَیدنا السَیّد علی الخامنه ای فی دِرعِکَ الحَصینَةِ الَّتی تَجْعَلُ فیها مَن تُرید. (لطفاً ۳ مرتبه بخوانید و نشر دهید) الّلهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ‌فَرَجهُم 🇮🇷 @fatemi222
تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری تو از تنهایی اولاد پیغمبر خبر داری تو همچون نور در صُلب حسین ابن علی بودی تو از سوزِ دل صدیقه‌ی اطهـر خبر داری عموی کوچک تو قاتل خـود را ندیـد اما تو خود از آن‌چه پیش آمد به پشت در، خبر داری تو می‌دانی علی با چاه کوفه شب چه‌ها می‌گفت تو از ناگفته‌غم‌های دلِ حيدر خبر داری تو اشک خجلت عباس را در علقمـه دیدی تو از آن کشته‌ی بی چشم و دست و سر، خبر داری تو با جد غریبِ خود به دشت کربلا بودی تو از قلب وی و داغ علی‌اکبر خبر داری تو روی شانه‌ی خورشید دیدی ماه کوچک را تو از پیکان و ذبحِ حنجر اصغر خبر داری تو دیدی عمه‌ات زینب کنـار قتلگاه آمد تو از بوسیدن آن نازنین‌حنجر خبر داری تو می‌دانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازد تو از این بنده‌ی بی دست و پا، بهتر خبر داری ✍ ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
شام غریبان 👇 مه مبارک در ابر آرمیده بیا https://eitaa.com/fatemi8/637 عالم همه محزون حسین هست🌿 https://eitaa.com/fatemi8/638 سر نیزه کتاب را می‌برد https://eitaa.com/fatemi8/639 بعد این پنجاه سال. https://eitaa.com/fatemi8/640 بیش از ستاره «زخم» و فلک در نظاره بود https://eitaa.com/fatemi8/641 نترس دختر خوبم https://eitaa.com/fatemi8/642 در مغربی که طبل اسارت https://eitaa.com/fatemi8/643 عصر ذر آتش خیمه https://eitaa.com/fatemi8/644 خیمه ها میسوزد https://eitaa.com/fatemi8/645
🌸🍃﷽🍃🌸 🔰احکام ؛ چند نکته در باره پوشش 🔰موضوع؛ 🔺پیروزی در کربلا 🔺پنج دلیل ماندگاری عاشورا 🔰چند خط روضه امشب؛ بیش از ستاره «زخم» و فلک در نظاره بود دامان آسمان ز غمش پُر ستاره بود التماس دعا کلمات آبی کلیک بشه ارسال به ارادتمندان باتشکر 🙏
✅جایگاه امیرکبیر ✅ آقای اراکی فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم: چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت: خیر سؤال کردم: چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟ جواب داد: هدیه مولایم حسین است! گفتم: چطور؟ با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! دو تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد. آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم. 📚 آخرین گفتارها 📍اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi222/6620