✍️
روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله
باز این چه شورشست که در خانه علیست
این سوز گریههای غریبانه ی علیست
*از تو خانه علی فقط صدای گریه میاد، بچههای فاطمه دارن میبینن. مادر گوشه بستر داره لحظه به لحظه آب میشه و آب میشه، چه خبره تو خانه علی؟..*
خورشید آسمان و زمین کنج بسترست
این خانه بعد فاطمه ویرانهٔ علیست
*این خانه تا فاطمه بود خانه بود براعلی اما دیگه از فردا خانه بی فاطمه قبر علیه، ویرانهست، خدا کسی رو به این درد مبتلا نکنه مادر جوون از دنیا بره بچهها بمانن، تا این داغ رو ندیده باشه نمیفهمه.. مادر میتونه خانه رو جمع کنه.. مادر میتونه خانواده رو حفظ کنه.اما اگه مادر از دنیا بره همه پخش میشن همه آواره ان دیگه کسی نیست همه رو دور هم جمع کنه، اونم چه مادری مادری که بچه چهار ساله داره دختر پنج ساله داره..*
حیدر چرا به شانهٔ دیوار سر نهد
سرهای قدسیان همه بر شانهٔ علیست
*علی خودش ستون عرش خداست خود علی تکیهگاه عالمه،پیغمبر تکیه میزد به علی در همه مشکلات. حالا کار عالم به جایی رسیده علی سر به دیوار گذاشته و های های گریه میکنه.آخه گفت بعد از پیغمبر همه تکیهگاهم فاطمه بود حالا که فاطمه داره میره علی چه کنه..*
باز این چه نوحه و چه عزا و چه شیون است
این جان حیدر است که در حال رفتن است
*یه نگاه کرد به فاطمش.. فاطمه جان!*
دیدی چگونه قامت یک پهلوان شکست
در را که دید فاتح خیبر زمین نشست
جانِ علی به گوشه بستر چه میکنی؟
پر میزنی و با دل حیدر چه میکنی
از کار من همیشه گره باز کردهای
تنها تو در به روی علی باز کردهای
*از فردا دیگه کی میخواد درو رو علی باز کنه، کی میخواد سلام علی رو جواب بده، وای به دل علی، امام صادق این روضه رو اینجوری خوانده،این جملهها و این روضهها مال امام صادقه فرمود:لحظههای آخر عمر مادر ما خیلی سخت گذشت، نمیدانم داخل خانه مریض داری کردی؟ مریض داشتی؟ آدم وقتی مریض داره خودشم مریض میشه، خصوصاً اگه مادر تو بستر افتاده باشه، همه کار خونه لنگ میشه همه چی به هم میریزه، مادر مریض بشه همه پریشون میشن، قربونت برم بی بی جان عبارت اینه امام صادق عین عبارتو نوشتم چیزی اضافه نکنم حضرت فرمود:"لزمت الفراش" یعنی دیگه نمیتونست از جا بلند شه. "و نحل جسمها "یعنی کم کم جسم خانم آزرده شد ضعیف شد. یه مادری که باردار بود بچه از دست داده، پهلوش آزرده، سیلی خورده.امام صادق میگه روز آخر "لزمت الفراش و نحل جسمها، و ذاب لحمها"یعنی همه گوشت تنش آب شده بود، "و صارت کالخیال"امام صادق میگه مادر ما مثل یه شبح شده بود مثل یه خیال، اصلاً انگار دیگه فاطمهای نمونده بود. بمیرم برات، چه گذشت فردا و امشب به دل علی، فردا را بگم تا ظهر بی بی تو بستر از این پهلو به اون پهلو درد داشت اما نمیتونست دردشو به علی بگه، نمیتونست دردشو به بچههاش بگه به کی بگه؟به زینب پنج ساله بگه به حسین هفت بگه به حسن هشت ساله بگه؟ الله اکبر امیرالمومنین و فرستاد مسجد علی جان برو مسجد نماز و اقامه کن، میخواست راحت جون بده لحظههای آخر، نماز ظهرشو خون امیرالمومنین تو مسجد بود خبر از خانه نداشت مشغول نافله بود، داشت نافله میخوند یه دفعه دید صدای بچههاش از دم در داره میاد. نافلشو قطع کرد بلند شد اومد دم در مسجد، نگاه کرد دید حسن و حسین دست همو گرفتن دو دستی دارن به سر میزنن و لطمه میزنن اومد جلو صدا زد چی شده بچهها حسنینم عزیزان من ؟الله اکبر تو رو خدا اوج روضه همینه، اگر بمیریم با این روضه جا داره ،
فردا دم ظهر امام مجتبی پسر بزرگ خبر داد. صدا زد بابا بیا بی مادر شدیم، تا خبر داد از مادر. سلمان میگه تا امیرالمومنین شنید فاطمه از دنیا رفته "وسقط علی وجهه"جلو بچههاش با صورت خورد زمین، وای از دل علی وای تا حالا دیده علی زمین بخوره؟ کسی ندیده بود نه تو جنگها نه تو میدان ..*
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
شعر فاطمی👇
https://eitaa.com/fatemi8/2368
وقتی صدایم میزنی، مثل بهارم بیشتر
برگشته روحم تا کمی باشی کنارم بیشتر
شرمنده ام، از دست تو دستم جدا شد یا علی!
شرمنده ام مولای من! یک جان ندارم بیشتر
مظلوم تویی نه فاطمه، تازه شروع شد غربتت
من از تو که تنها شدی باید ببارم بیشتر
از شانه کردن عاجزم، اما برای اشک هات
این دست های بی رمق آمد به کارم بیشتر
در شب مرا غسلم بده، در شب مرا در خاک کن
در ظلمت شب میشود پنهان مزارم بیشتر
شب ها کمی آب خنک بگذار پهلوی حسین
چون تشنه میگردد علی این یادگارم بیشتر
غصه نخور محبوب من! مهدی کند خونخواهی ام
من از تمام عاشقان در انتظارم بیشتر
#زینب_باقری
هدایت شده از منبرک فاطمی
در باره این اطلاعیه مضاربه امروز بعضی اعضای کانال سوالاتی داشتند که آیا هنوز ادامه داره ؟
بله ادامه دارد .. توضیحات
👇
https://eitaa.com/fatemi222/14647
#حضرت_زهرا_س_بعد_از_شهادت
قرار من! چه کسی بعد تو قرار علیست؟!
پس از تو بانوی خانه! که خانهدار علیست؟!
تو جسم و جان منی، بین قبر خوابیدی
و این مزار، مزار تو نه، مزار علیست
دلیل خیسی این خاک، اشک نیست فقط
کمی هم از عرق رویِ شرمسار علیست
تو یاس بودی و در باغ، پرپرت کردند
عجیب نیست اسیر خزان، بهار علیست...
پس از تو آنچه سپید است، گیسوی حسن است
پس از تو آنچه سیاه است، روزگار علیست
غذای دیشبمان دستپخت زینب بود
چنان تو و پدرت، دخترت کنار علیست
دری که سوخته، دارد هنوز میسوزد
چرا که مستمع روضههای یار علیست
✍ #محمدعلي_بياباني
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضه جانسوز حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) از زبان حاج آقا قرائتی
التماس دعا
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ اولین کسی که در منزلش روضه خونگی گرفت امام صادق علیه السلام بود امام به ابو هارون مکفوف که روضه خوان این مجلس بود فرمود...
🎤🔸️حجتالاسلام مسعود عالی
با رفتنت خالی مکن دور و برم را
پاشیده تر از این مگردان لشگرم را
ای نیمه ی مجروحِ من،ای کاش با تو
در خاک بگذارند نیمِ دیگرم را
بعد از تو ای سرو شکسته تا قیامت
از خجلتم بالا نمی گیرم سرم را
باور نمی کردم که روزی پیش چشمم
از پا بیندازد غلافی همسرم را
تو بینِ آتش رفتی و من گُر گرفتم
حالا بیا و جمع کن خاکسترم را
هرشب حسن در خواب می گوید:مغیره
دست از سرش بردار کُشتی مادرم را
دیروز اگر در پیشِ طفلانم حرم سوخت
فردا بسوزانند با طفلان حرم را
*صَلَّ اللهُ عَلَی العُریان، صَلَّ اللهُ عَلَی العَطشان....*
از کربلا دیشب صدایی را شنیدم
انگار طفلی گفت: عمه! معجرم را...
اللهم الرزقنا حرم.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
اللهم الرزقنا حرم آرزومه کربلا برم😭
نکنه میخوای بگی که برات نوکر نمیشم
نکنه میخوای بگی که از این بهتر نمیشم
نکنه میخوای بگی که دیگه عذرم رو میخوای
نکنه میخوای بگی که دیگه منو نمیخوای
خدا اون روزو نیاره که برات گریه ام نگیره
خدا اون روزو نیاره بی تو بختم میشه تیره
نگو نمیشه کربلا بیام رومو زمین نزن همین
آقا توی صحن و سرا بیام رومو زمین نزن همین
جلو ضریح با صفات بیام رومو زمین نزن همین
اللهم الرزقنا حرم آرزومه کربلا برم
حسین جان
@fatemi8
#حضرت_فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها
#مصیبت_درودیوار
)بسیار کاربردی – حفظ کنید حتما(
دخت پیغمبر اگر بیمار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
پیشمرگ حیدر کرار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
از کنیز خویش می گیرد مدد
تا از این پهلو به آن پهلو شود
چاره ساز خلق کارش زار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
دیگر از آیینه اش رو میگرفت
شب که می شد پهلوی او میگرفت
بارها از درد آن بیدار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
در هجوم دشمن و وقت خطر
کی شنیده زن بیاید پشت در
در دفاع از مرتضی ناچار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
من نمی گویم ، ز میخ در بپرس
از گل نشکفته پرپر بپرس
سینه زهرا چرا خونبار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
یاس ما را جوهر نیلی زدند
آنچنان بر صورتش سیلی زدند
هر دو چشم مادر ما تار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
داغ شد میخ در و بیراهه رفت
بعد از مادر سوی شش ماهه رفت
راه شش ماهه کُشی هموار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
گر نمی شد کشته محسن پشت در
بین خون اصغر نمیزد بال و پر
تیر کین هم دست با مسمار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
از مدینه تیر آمد بی هوا
خورد بر قلب غریب کربلا
ناله زد هرچه به ما آزار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
تیغ قنفذ از غلاف آمد برون
گودی گودال شد دریای خون
قطعه قطعه سیدالاحرار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
آتش این خانه وقتی گُر گرفت
کربلا بر دامن و چادر گرفت
عمه سادات کارش زار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
با همان دستی که مادر را زدند
کربلا تا شام دختر را زدند
فاطمیه باز هم تکرار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
پشت در که مادر سادات رفت
روضه تا دروازه ساعات رفت
بین کوچه صحبت از بازار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
https://eitaa.com/fatemi8/724
#عبدالحسین_میرزایی
اگرچه شمع وجود تو گرم سوختن است
بخند..،خنده ی تو التیام دردِ من است
منم، عمیقترین زخمِ پایدار ؛ علی
منم، غریبترین مردِ روزگار ؛ علی
پُر است غربت من از همین تَجَلّی ها
چِقَدر بیمَحَلی دیدم از مَحَلّی ها
به رغمِ بی رَمَقی ، عزمِ همکلامی کن
تو لااقل به منِ مرتضی سلامی کن
دلیل شادی من! همنشین غم شده ای
شبیه پیرزنِ سالخورده خم شده ای
مرا به ماتم دستاسها دچار نکن
خودم برای تو نان می پَزَم..،تو کار نکن
تنورِ گرم ، برای پرت خطر دارد
برای سوخته هر شعله ای ضرر دارد
شکوه کاخ امیدش خراب شد حیدر
تو آب رفته ای..،از شرم آب شد حیدر
غروب آمد و خورشیدوار دور شدی
رشیده بودی و یک دفعه جمع و جور شدی
بیا به خواهش من گوش کن..،بلند نشو
به التماس حسن گوش کن..،بلند نشو
هنوز چشم حسن مثل ابر می بارد
هنوز تکّه ی آن گوشواره را دارد
میان کوچه..،همین اوج ماجرایش بود:
تمام صورت تو نصفِ دستهایش بود
چه ضربه ای به تو زد آن حرامزادهی پست
سه ماه رد شده امّا هنوز رَدَّش هست
سه ماه می شود این صحن ، بی رواق شده
سه ماه می شود این خانه ، بی چـراغ شده
ببخش فاطمه جان..،پشت در تک افتادی
تمام هستی خود را برای من دادی
یکی نگفت به دیوار..،بیپناهی تو
یکی نگفت به مسمار..،پابهماهی تو
شکست آینه ات..،سنگ شد مصمم تر
اشاره کرد به قنفذ..،مغیره! محکم تر
حریمِ سبز تو را باغ یاس خواهم کرد
برای ماندن تو التماس خواهم کرد
قسم به خشکی هر لحظه ی زبانِ حسین
نمی شود که بمانی..،تو را به جان حسین!
تو را به جان حسینی که بعد چندین سال
کشان،کشان بدنش می رسد تهِ گودال
زمان غارت او ، احترام می میرد
یکی لباس تنش را به زور می گیرد
خدا کند که نبینی سنان چه خواهد کرد
غروب روز دهم..،ساربان چه خواهد کرد
بردیا محمدی
https://eitaa.com/fatemi8/724
✍
روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها
مگه میشه علی قهرمان خیبر زمین خورد عمار اومد سلمان اومد مقداد اومد ریختن دور علی علی رو بغل کردن آقا جان چیزی نشده بریم خانه حتماً بی بی تو بستره، امیرالمومنین به سمت خانه رفت. امام صادق نقل میکنه، میگه وقتی آمد وارد خانه که شد. اسما بچهها رو از علی گرفت برد تو حیاط خانه به مولا اشاره کرد آقا فاطمه تو حجره است. میتونید برید داخل تنها باشید مولا وارد حجره شد یه نگاه کرد دید رو به قبله خوابیده، پارچه سفید رو فاطمه کشیدن، اینجا نوشته امام صادق میگه."فَأَلْقَی الرِّدَاءَ عَنْ عَاتِقِهِ"عباشو از رو دوشش انداخت زمین،."وَ الْعِمَامَةَ عَنْ رَأْسِهِ"عمامه اشو برداشت زد زمین دیگه زانوهاش رمق نداشت افتاد رو زمین، دیگه نتونست آرام بگیره، عبا رو انداخت عمامه رو انداخت، علی کوه صبره اما داغ فاطمه صبر علی رو تمام کرد.امیرالمومنین آمد تو خانه دید کار از کار گذشته ... با زانو اومد تا کنار فاطمهش، امام صادق میگه: سر زهرا رو بغل کرد، آروم درِ گوشش گفت: یا بنت محمد المصطفی! ای دختر پیغمبر! جواب نداد، یا ام الحسنینی کلمینی! جواب نداد.یا فاطمه کلمینی! هی صداشو میبرد بالاتر ، هی روضه داغتر میشد با من حرف بزن جواب نداد یه مرتبه دیدن علی دیگه نتونست آروم بگه. بلند گفت یا فاطمه من علیام."انا بن عمک علی بن ابیطالب"من پسر عموت علیام چشماتو باز کن. خدا رحمت کنه حاج آقا فاطمینیا میگفت، گریه میکرد والله میگفت من اعتقادمه تا قیامت میگفت پای این حرف وایمیسم، که اگه فاطمه چشماشو اون لحظه باز نکرده بود علی هم کنار فاطمه جون میداد.میگفت کار علی تموم شده بود، میگفت اگه فاطمه جواب نمیداد علی همونجا دق کرده بود، تا صدای علی بلند شد"أنا بن عمک" من پسر عموت علیم.امام صادق میگه همونجا مادر ما چشمشو باز کرد.انگار به امر خدا، جون برگشت.فاطمه چشمشو باز کرد دید علی بالا سرش عین ابر بهار داره گریه میکنه
آروم دستشو آورد بالا...*
چشمای من پُر اشکه که تو چشماتو میبندی
حالا حسرت به دل موندم برام یک بار میخندی
تو افتادی ز پا اما، علی رو روبراه کردی
دیدی آخر تو این خونه، پای تابوتُ وا کردی
*باورم نمیشه داری میری..حلالم کن دم آخر...آخ بمیرم این یه حرفش خیلی فاطمه رو اذیت کرد. گفت علی اینجوری حرف نزن، چی گفت؟...*
مگه از یاد من میره به سنگ غم محک خوردی
حلالم کن سر من از کس و ناکس کتک خوردی
*فاطمه علی رو حلال کن.فاطمه جان داری میری یه سوال دارم ازت، پیغمبر بهم گفت علی اگه فاطمه ازت راضی باشه خدا ازت راضیه. بهم بگو از من راضی بودی حلالم کردی؟ فاطمه گفت علی، من باید این سوالو ازت بپرسم، علی جان شرمنده اتم هر کاری کردم دستتو نبندن نشد علی،چه کردن این زن و شوهر، یه جمله بگم حرف آخرو زدن..صدا زد فاطمه جان..*
برو اما قراره ما غروب روز عاشورا
*یه قرار با هم گذاشتن امشب آخر با هم یه قرار گذاشتن*
کنار پیکر بیسر ته گودال، توی صحرا
*امیرالمومنین با همه سختی داغ، امشب و فردا سر زهرا رو بغل کرد تونست بیاد با فاطمش وداع کنه، حرفهای آخرش رو بزنه. اما امان از دل زینب، کربلا میخواست بیاد سر حسینو بغل بگیره، اما وقتی رسید دید...*
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند که نباشد سر برادر زینب
*زینب اومد مثل باباش سرو بغل کنه وداع کنه اما شمر جلوتر بود، دیر رسید سر و بردن، کجا بردن بماند، چه کردن بماند، اما نتونست، سر بغل کردن قسمت زینب نبود.زین العابدینم نتونست سر باباشو بغل کنه.میخوای بگم سر قسمت کی شد؟این سر رفت رفت رفت بالاخره تو خرابه دختر سه ساله، سر باباشو بغل گرفت، هی لباشو بوسه زد، لباشو گذاشت رو لبها..بگو حسین...*
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
https://eitaa.com/fatemi8/724