11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ اولین کسی که در منزلش روضه خونگی گرفت امام صادق علیه السلام بود امام به ابو هارون مکفوف که روضه خوان این مجلس بود فرمود...
🎤🔸️حجتالاسلام مسعود عالی
با رفتنت خالی مکن دور و برم را
پاشیده تر از این مگردان لشگرم را
ای نیمه ی مجروحِ من،ای کاش با تو
در خاک بگذارند نیمِ دیگرم را
بعد از تو ای سرو شکسته تا قیامت
از خجلتم بالا نمی گیرم سرم را
باور نمی کردم که روزی پیش چشمم
از پا بیندازد غلافی همسرم را
تو بینِ آتش رفتی و من گُر گرفتم
حالا بیا و جمع کن خاکسترم را
هرشب حسن در خواب می گوید:مغیره
دست از سرش بردار کُشتی مادرم را
دیروز اگر در پیشِ طفلانم حرم سوخت
فردا بسوزانند با طفلان حرم را
*صَلَّ اللهُ عَلَی العُریان، صَلَّ اللهُ عَلَی العَطشان....*
از کربلا دیشب صدایی را شنیدم
انگار طفلی گفت: عمه! معجرم را...
اللهم الرزقنا حرم.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
اللهم الرزقنا حرم آرزومه کربلا برم😭
نکنه میخوای بگی که برات نوکر نمیشم
نکنه میخوای بگی که از این بهتر نمیشم
نکنه میخوای بگی که دیگه عذرم رو میخوای
نکنه میخوای بگی که دیگه منو نمیخوای
خدا اون روزو نیاره که برات گریه ام نگیره
خدا اون روزو نیاره بی تو بختم میشه تیره
نگو نمیشه کربلا بیام رومو زمین نزن همین
آقا توی صحن و سرا بیام رومو زمین نزن همین
جلو ضریح با صفات بیام رومو زمین نزن همین
اللهم الرزقنا حرم آرزومه کربلا برم
حسین جان
@fatemi8
#حضرت_فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها
#مصیبت_درودیوار
)بسیار کاربردی – حفظ کنید حتما(
دخت پیغمبر اگر بیمار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
پیشمرگ حیدر کرار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
از کنیز خویش می گیرد مدد
تا از این پهلو به آن پهلو شود
چاره ساز خلق کارش زار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
دیگر از آیینه اش رو میگرفت
شب که می شد پهلوی او میگرفت
بارها از درد آن بیدار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
در هجوم دشمن و وقت خطر
کی شنیده زن بیاید پشت در
در دفاع از مرتضی ناچار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
من نمی گویم ، ز میخ در بپرس
از گل نشکفته پرپر بپرس
سینه زهرا چرا خونبار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
یاس ما را جوهر نیلی زدند
آنچنان بر صورتش سیلی زدند
هر دو چشم مادر ما تار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
داغ شد میخ در و بیراهه رفت
بعد از مادر سوی شش ماهه رفت
راه شش ماهه کُشی هموار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
گر نمی شد کشته محسن پشت در
بین خون اصغر نمیزد بال و پر
تیر کین هم دست با مسمار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
از مدینه تیر آمد بی هوا
خورد بر قلب غریب کربلا
ناله زد هرچه به ما آزار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
تیغ قنفذ از غلاف آمد برون
گودی گودال شد دریای خون
قطعه قطعه سیدالاحرار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
آتش این خانه وقتی گُر گرفت
کربلا بر دامن و چادر گرفت
عمه سادات کارش زار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
با همان دستی که مادر را زدند
کربلا تا شام دختر را زدند
فاطمیه باز هم تکرار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
پشت در که مادر سادات رفت
روضه تا دروازه ساعات رفت
بین کوچه صحبت از بازار شد
هرچه شد بین در و دیوار شد
https://eitaa.com/fatemi8/724
#عبدالحسین_میرزایی
اگرچه شمع وجود تو گرم سوختن است
بخند..،خنده ی تو التیام دردِ من است
منم، عمیقترین زخمِ پایدار ؛ علی
منم، غریبترین مردِ روزگار ؛ علی
پُر است غربت من از همین تَجَلّی ها
چِقَدر بیمَحَلی دیدم از مَحَلّی ها
به رغمِ بی رَمَقی ، عزمِ همکلامی کن
تو لااقل به منِ مرتضی سلامی کن
دلیل شادی من! همنشین غم شده ای
شبیه پیرزنِ سالخورده خم شده ای
مرا به ماتم دستاسها دچار نکن
خودم برای تو نان می پَزَم..،تو کار نکن
تنورِ گرم ، برای پرت خطر دارد
برای سوخته هر شعله ای ضرر دارد
شکوه کاخ امیدش خراب شد حیدر
تو آب رفته ای..،از شرم آب شد حیدر
غروب آمد و خورشیدوار دور شدی
رشیده بودی و یک دفعه جمع و جور شدی
بیا به خواهش من گوش کن..،بلند نشو
به التماس حسن گوش کن..،بلند نشو
هنوز چشم حسن مثل ابر می بارد
هنوز تکّه ی آن گوشواره را دارد
میان کوچه..،همین اوج ماجرایش بود:
تمام صورت تو نصفِ دستهایش بود
چه ضربه ای به تو زد آن حرامزادهی پست
سه ماه رد شده امّا هنوز رَدَّش هست
سه ماه می شود این صحن ، بی رواق شده
سه ماه می شود این خانه ، بی چـراغ شده
ببخش فاطمه جان..،پشت در تک افتادی
تمام هستی خود را برای من دادی
یکی نگفت به دیوار..،بیپناهی تو
یکی نگفت به مسمار..،پابهماهی تو
شکست آینه ات..،سنگ شد مصمم تر
اشاره کرد به قنفذ..،مغیره! محکم تر
حریمِ سبز تو را باغ یاس خواهم کرد
برای ماندن تو التماس خواهم کرد
قسم به خشکی هر لحظه ی زبانِ حسین
نمی شود که بمانی..،تو را به جان حسین!
تو را به جان حسینی که بعد چندین سال
کشان،کشان بدنش می رسد تهِ گودال
زمان غارت او ، احترام می میرد
یکی لباس تنش را به زور می گیرد
خدا کند که نبینی سنان چه خواهد کرد
غروب روز دهم..،ساربان چه خواهد کرد
بردیا محمدی
https://eitaa.com/fatemi8/724
✍
روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها
مگه میشه علی قهرمان خیبر زمین خورد عمار اومد سلمان اومد مقداد اومد ریختن دور علی علی رو بغل کردن آقا جان چیزی نشده بریم خانه حتماً بی بی تو بستره، امیرالمومنین به سمت خانه رفت. امام صادق نقل میکنه، میگه وقتی آمد وارد خانه که شد. اسما بچهها رو از علی گرفت برد تو حیاط خانه به مولا اشاره کرد آقا فاطمه تو حجره است. میتونید برید داخل تنها باشید مولا وارد حجره شد یه نگاه کرد دید رو به قبله خوابیده، پارچه سفید رو فاطمه کشیدن، اینجا نوشته امام صادق میگه."فَأَلْقَی الرِّدَاءَ عَنْ عَاتِقِهِ"عباشو از رو دوشش انداخت زمین،."وَ الْعِمَامَةَ عَنْ رَأْسِهِ"عمامه اشو برداشت زد زمین دیگه زانوهاش رمق نداشت افتاد رو زمین، دیگه نتونست آرام بگیره، عبا رو انداخت عمامه رو انداخت، علی کوه صبره اما داغ فاطمه صبر علی رو تمام کرد.امیرالمومنین آمد تو خانه دید کار از کار گذشته ... با زانو اومد تا کنار فاطمهش، امام صادق میگه: سر زهرا رو بغل کرد، آروم درِ گوشش گفت: یا بنت محمد المصطفی! ای دختر پیغمبر! جواب نداد، یا ام الحسنینی کلمینی! جواب نداد.یا فاطمه کلمینی! هی صداشو میبرد بالاتر ، هی روضه داغتر میشد با من حرف بزن جواب نداد یه مرتبه دیدن علی دیگه نتونست آروم بگه. بلند گفت یا فاطمه من علیام."انا بن عمک علی بن ابیطالب"من پسر عموت علیام چشماتو باز کن. خدا رحمت کنه حاج آقا فاطمینیا میگفت، گریه میکرد والله میگفت من اعتقادمه تا قیامت میگفت پای این حرف وایمیسم، که اگه فاطمه چشماشو اون لحظه باز نکرده بود علی هم کنار فاطمه جون میداد.میگفت کار علی تموم شده بود، میگفت اگه فاطمه جواب نمیداد علی همونجا دق کرده بود، تا صدای علی بلند شد"أنا بن عمک" من پسر عموت علیم.امام صادق میگه همونجا مادر ما چشمشو باز کرد.انگار به امر خدا، جون برگشت.فاطمه چشمشو باز کرد دید علی بالا سرش عین ابر بهار داره گریه میکنه
آروم دستشو آورد بالا...*
چشمای من پُر اشکه که تو چشماتو میبندی
حالا حسرت به دل موندم برام یک بار میخندی
تو افتادی ز پا اما، علی رو روبراه کردی
دیدی آخر تو این خونه، پای تابوتُ وا کردی
*باورم نمیشه داری میری..حلالم کن دم آخر...آخ بمیرم این یه حرفش خیلی فاطمه رو اذیت کرد. گفت علی اینجوری حرف نزن، چی گفت؟...*
مگه از یاد من میره به سنگ غم محک خوردی
حلالم کن سر من از کس و ناکس کتک خوردی
*فاطمه علی رو حلال کن.فاطمه جان داری میری یه سوال دارم ازت، پیغمبر بهم گفت علی اگه فاطمه ازت راضی باشه خدا ازت راضیه. بهم بگو از من راضی بودی حلالم کردی؟ فاطمه گفت علی، من باید این سوالو ازت بپرسم، علی جان شرمنده اتم هر کاری کردم دستتو نبندن نشد علی،چه کردن این زن و شوهر، یه جمله بگم حرف آخرو زدن..صدا زد فاطمه جان..*
برو اما قراره ما غروب روز عاشورا
*یه قرار با هم گذاشتن امشب آخر با هم یه قرار گذاشتن*
کنار پیکر بیسر ته گودال، توی صحرا
*امیرالمومنین با همه سختی داغ، امشب و فردا سر زهرا رو بغل کرد تونست بیاد با فاطمش وداع کنه، حرفهای آخرش رو بزنه. اما امان از دل زینب، کربلا میخواست بیاد سر حسینو بغل بگیره، اما وقتی رسید دید...*
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند که نباشد سر برادر زینب
*زینب اومد مثل باباش سرو بغل کنه وداع کنه اما شمر جلوتر بود، دیر رسید سر و بردن، کجا بردن بماند، چه کردن بماند، اما نتونست، سر بغل کردن قسمت زینب نبود.زین العابدینم نتونست سر باباشو بغل کنه.میخوای بگم سر قسمت کی شد؟این سر رفت رفت رفت بالاخره تو خرابه دختر سه ساله، سر باباشو بغل گرفت، هی لباشو بوسه زد، لباشو گذاشت رو لبها..بگو حسین...*
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
https://eitaa.com/fatemi8/724
✍
روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها
چه کرده با پر و بالش غلاف، بعد سه ماه
هنوز حالش از آن ضربه جا نیامده است
چنان زدند که هر روز و شب صدایی جز
صدای گریه ی خیرالنسا نیامده است
*دیگه از امشب به بعد کسی صدای گریه ی بی بی رو نمیشنوه ، اما یه صدای گریه ای از توخونه ی علی بلنده، میدونی کی داره گریه می کنه، اسبغ بن نباته میگه خانومم صدام کرد از خواب بیدارم کرد نیمه های شب، اسبغ بلند شو ببین صدای گریه ی کیه از تو خونه ی علی ، صدا میاد.تو دل شب، بلند شدم گفتم خانوم، بالاخره اینا مادر از دست دادن، بایدم گریه کنند گفت نه، این صدای گریه فرق داره، شبونه اومدم در خونه ی مولا رو زدم ،دیدم امیرالمومنین چشمها گریون، در و باز کرد چی میگی اسبغ این موقع شب، آقاجان،خوابم نمیبره صدا گریه از خونه اتون میاد صدا زد اسبغ ببخش مارو، تا فاطمه ام بود فاطمه ام گریه می کرد حالام که فاطمه ام رفته بچه هام از گریه نمی خوابند اسبغ فقط همینو برات بگم وقتی من گریه می کنم بچه ها منو آروم می کنند.زینب میاد اشک بابارو پاک می کنه باباجان نمیخواد گریه کنی، مرد که گریه نمی کنه.. اسبغ وقتی من گریه می کنم بچه ها من رو آرومم می کنن وقتی حسن گریه می کنه من حسنو آروم می کنم زینب گریه می کنه زینبو آروم می کنم. اما وقتی حسین گریه می کنه بهونه ی مادرشو میگیره هیچ کی نمیتونه حسینو آروم کنه، حسینم خیلی مادری بود
آخه شبها از خواب بیدار میشه وقتی مادرش بود متوجه میشد میگفت چیه چی شده عزیز دلم؟ چیزی میخوای بدخواب شدی؟ نه مادر تشنمه.. وقتیم که میخواست بره سفارش کرد علی جان حسینمو یادت نره، حسینم از وقتی در رحمم بود از اون موقع تشنه می شد هی میگفت:" انا العطشان"، ابن عباس میگه امیرالمومنین ،بچه هارو همه رو میخوابوند همه رو یکی یکی می خوابوند تودل شب، تنهایی راه می افتاد می رفت سر مزار فاطمه اش، یه شب منم دنبالش راه افتادم. رفتم دیدم امیرالمومنین تا رسید به مزار فاطمه ش، شروع کرد حرف بزنه تو همین درد و دلا یهو دیدم علی ساکت شد تا نگاه کردم دیدم سر به این قبر گذاشته خوابش برده. هر شب کارمون این بود تو همین حین دیدم از خواب پرید بیدار شد ابن عباس بریم گفتم کجا؟هنوز صبح نشده آقا،میگفتین شب چقدر زود میگذره کاش بیشتر با فاطمه حرف میزدم. نه الان خواب فاطمه رو دیدم صدا زد علی بدو برو خونه، حسین از خواب بیدار شده کسی نیست حسینمو آروم کنه، دلت کجا رفت؟؟چه خبره یه یتیم بهونه گرفته، بی بی جان کجا بودی کربلا..*
بعد تو بستر تو ارث به حیدر برسد
منتظر مانده علی تا اجلش سر برسد
جمع ما جمع نشد چونکه تو را کم دارد
*واقعا هم همینطوره، مادر که از خونه بره دیگه از هم می پاشه، دیگه جمع جمع نمیشه، مادر همه رو جمع می کنه..*
ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم
دیده از دیدار رخسارش منور داشتیم
هر کسی جسم عزیزش روز بردارد ولی
ما که جسم مادر خود را به شب برداشتیم
جمع ما جمع نشد چونکه تو را کم دارد
بیشتر از همه ی ما حسنت غم دارد
حرف کم می زند و خیره به در می ماند
بیشتر دست به زانو و کمر می ماند
مانده در خانه هنوز عطر تو زهرا چه کنم
تک و تنها تو بگو با غم دنیا چه کنم
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
https://eitaa.com/fatemi8/724
✍
فاطمیه
آفتاب جلوه ات از کهکشانها هم سر است
وسعت تابندگیِ تو تعجبآور است
طبقِ نَصِّ : ما عَرَفنا قَدرَکِ...،اثبات شد:
درک شأنَت از شعورِ هر بشر بالاتر است
شرطِ ختمالمُرسلینی ، دستبوسیِ تو بود
قدردانی از تو تنها کار یک پیغمبر است
کِسوَتِ اُمِّ اَبیهایی فقط مخصوص توست
کیست مانند تو که هم مادر و هم دختر است
حول دستاس تو می چرخد زمین و آسمان
گردش ایّامِ ما بر پایه ی این محور است
روح اَسما را تنور خانه ی تو شکل داد
نانِ گرمِ سفره ی سبزِ تو خادمپرور است
مات و مبهوت وقار فاطمی ات مریم است
هاج و واج اقتدار هاشمیات هاجر است
کمترین لطف تو بیش از ظرفیتهای گداست
بخششِ حدِّاَقلیِّ تو حدِّاکثر است
بینیازی از فدکهای زمینی،فاطمه!
در خورِ مهریهی تو چشمه،چشمه کوثر است
تکسواریِ تو در صبح قیامت دیدنیست...
بهترین تصویر در قاب عظیم محشر است
سایهی روی سرِ ما چادر خاکی توست
میتوان پس گفت : ایران، زیر چتر مادر است!
مادر هر کس که بابایش علی باشد..،تویی
بچّهشیعه نسل پشت نسل بر این باور است
عالمی پابند تو بود و تو پابندِ علی
کُلِّ فکر و ذکر تو در هر زمانی، حیدر است
این شبِ جمعه مرا با خود ببر پیشِ حسین
کربلایِ شاه رفتن ، آرزوی نوکر است
یک دقیقه گریه کردن بر مصیبتهای تو
فیض آن بالاتر از صدها هزاران منبر است
▪️
ای که روی صورتت گلبرگ هم رد می گذاشت
زیر پلکت جای ضربِ سیلی آن کافر است
تیزیِ مسمارِ کجرفتار با پهلو چه کرد؟!...
قاتل هر ساله ی ما روضه ی میخ در است
بردیا محمدی
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
https://eitaa.com/fatemi8/724
VID_20251117_185510_323_۱۷۱۱۲۰۲۵.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
#کجایند_فاطمیون؟
روز محشر کار ما با فاطمه است
نقش پشاني ما يا فاطمه است
از کرامت بر جبين ما همه
ثبت کن هذا محب الفاطمه
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
✍️
فاطمیه
قاری حسین(ع) و گریه کنِ فاطمه(س)؛ خداست
در خانهٔ علی(ع) چه عزاخانه ای به پاست
جانم فدایِ مجلسِ ختمی غریب که
مهمان ندارد و پُر از اندوهِ بیصداست
حتی "در"ی که سوخته، مرثیه خوان شده
با اشک، همنشین شده و صاحبِ عزاست
شاید حسن(ع) به زینبِ(س)آشفته حال گفت:
گریه نکن! که رفتنِ مادر خودش شفاست
در شهر؛ یک نفر به علی(ع) تسلیت نگفت
این رسم ناسپاسیِ دنیایِ بی وفاست
زهرا(س) کجاست؟! تا که ببیند هنوز هم
ردّ طناب، دورِ دو دستانِ مرتضاست(ع)
حرفش نداشت هیچ خریدار بعد از این*
سنگِ صبورِ روز و شبِ مرتضی(ع) کجاست؟!
مادر کجاست؟ تا بشود حالِ خانه؛ خوب
مادر که نیست، خانه نفس-گیر و بی صفاست
عالم عزا گرفته برایش ولی بدان
صدّیقة الشهیده؛ عزادارِ نینواست
قلبش هنوز میشود آرام با حسین(ع)
آرامگاهِ مادرِ سادات؛ کربلاست
هر روزِ هفته؛ بر لبِ گودالِ قتلگاه
گریانِ پیکری ست که مابینِ بوریاست!
* وَكَانَ لِعَلِيٍّ وَجْهٌ مِنَ النَّاسِ حَيَاةَ فَاطِمَةَ؛ فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ فَاطِمَةُ انْصَرَفَتْ وُجُوهُ النَّاسِ عَنْ عَلِيٍّ
تا فاطمه زنده بود، مردم به امیرالمؤمنین علی(ع) روی خوش نشان میدادند؛ پس با وفات [شهادت] فاطمه(س) [مردم] به او پشت کردند.
📚 صحیح بخاری، ج۴، ص۱۵۴۹
مرضیه عاطفی
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
https://eitaa.com/fatemi8/724