eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
130 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
🌟 تا که گردیدم آشنای سحر شددلم وادی صفای سحر بین سجاده تربتم گل شد با نم اشک و گریه های سحر دست خالی نمی رود هرگز آن کسی که شده گدای سحر تو امام شکسته دل هایی صاحب سفره عطای سحر بوی وصل تو می کنم احساس از نفس های جان فزای سحر چشم امید ما گنه کاران بوده بر سوز یک دعای سحر ریشه مشکلات ما این است دلمان نیست مبتلای سحر گره از کار واکند بی شک ناله های گره گشای سحر شب شب همزبانی یار است درد ما غفلت از تو دلدار است 🖌قاسم نعمتی 🔰 @fatemi8
آورده‌ام امشب غم پنهانی خود را بر شانه شب قدر پریشانی خود را بعد از تو زمین سوخت در اندوه محمد پوشید زمان جامه‌ی حیرانی خود را با کوثر غمگین تو، خون خورد و سحر کرد تاریخ، شب غربت طولانی خود را رفتی و نگفتیم همین قدر که داریم از برکت دست تو مسلمانی خود را در سجده نبخشیده کسی چون تو به این خاک در راه خدا گرمی پیشانی خود را اسلام نگه داشته چون حرمت قرآن در خاطر خود خاطره‌ی بانی خود را یک عمر به امید عطای تو نشستیم پس جمع مکن سفره‌ی مهمانی خود را پنهان مکن ای ماه دعا در دل این شب از دختر خود صورت بارانی خود را بر چهره‌ی زهرای خودت خوب نظر کن بسپار به خاطر غم پایانی خود را ✍ اشعار حضرت خدیجه https://eitaa.com/fatemi8/1878
به خدا بعد عروج تو پرم می‌سوزد مادر من! تو نباشی، جگرم می‌سوزد چه کنم با غم فقدان تو که می‌دانم بی‌تو قلب من و قلب پدرم می‌سوزد خواستی تا که عبایش کفنت باشد؛ آه این خبر را به پیمبر ببرم می‌سوزد همه دارایی تو خرج در اسلام شده پای بخشندگی‌ات دست کرم می‌سوزد می‌روی نیستی آن‌روز ببینی که چطور سرم آن لحظه که در پشت درم می‌سوزد شعله آن‌قدر زیاد است در آن هنگامه از نفس‌های پر آهم پسرم می‌سوزد سال‌ها می‌گذرد... کرب‌وبلا وقت غروب با همین شعله دل اهل حرم می‌سوزد ✍ اشعار حضرت خدیجه https://eitaa.com/fatemi8/1878
اسیر حسن تو برگ گل است، شبنم هم دخیل عصمت تو آسیه‌ست، مریم هم ز هر دمت همه سر می‌رود عصارهٔ وحی که با رسول خدا همسری و همدم هم تو کیستی؟ جبل‌النور خانهٔ احمد! که تکیه کرده به نور تو کوه محکم هم زلال چشمهٔ تطهیر از تو جاری شد گواه پاکی تو کوثر است، زمزم هم دمید در برهوت حجاز، یاس از تو بهشت می‌شود از برکتت جهنم هم همین مقام تو کافی که دخترت زهراست فدای دختر تو عالم است و آدم هم به دست زهرهٔ منظومهٔ مطهر توست فقط نه چرخش دستاس، هر دو عالم هم... از آن بزرگی و ثروت، فقط برای تو ماند عقیق عشق محمد، نگین خاتم هم تو با رسول هم‌آیینه‌ای و هم‌آهی برای درد دلش محرمی و مرهم هم کلید قلب نبی دست توست، با این گنج دگر نیاز نداری به اسم اعظم هم به یک تبسمت از طور سینهٔ یاسین ملال می‌رود، اندوه می‌رود، غم هم... ز رنج شعب ابی‌طالب آسمان خم شد ولی تو هیچ نیامد به ابرویت خم هم فقط نه مادر زهرا، تو مادر همه‌ای تویی به مادریِ مؤمنین مقدم هم نفاق خواست که ناخن کشد به ماه رخت ولی نشد ز مقام تو ذره‌ای کم هم نفاق خواند تو را پیرزن، جوان بودی رسول خواند تو را شیرزن، مکرم هم برای یاری حق، مال دادی و جان نیز به محضر کرم تو گداست حاتم هم پس از تو فاطمه دیگر غریب ماند، غریب فقط نه فاطمه، حتی رسول اکرم هم به شرح حال رسول و بتول بعد از تو فغان کم است، تأسف کم است، ماتم هم ✍ اشعار حضرت خدیجه https://eitaa.com/fatemi8/1878
به نام آنکه به‌نامش به نان و نام رسیدم که تشنه بودم و با او به فیض جام رسیدم پریدم از سر خاک و به اوج بام رسیدم سلام دادم و سویش به یک سلام رسیدم دلیل خلقت عالم رسول خالق سرمد همو که حامد و محمود و احمد است و محمد خدا که بود خودش نیز بی‌قرار محمد گذاشت کار جهان را به اختیار محمد یقین که باز نمی‌شد گره ز کار محمد اگر نبود زنی چون خدیجه یار محمد به شعب رفت پیمبر، خدیجه بود پناهش نگو نداشت سپاهی، خدیجه بود سپاهش خدیجه هستی خود را فدای یار خودش خواست نخواست پر بزند در هوای یار خودش؟ خواست هر آنچه خواست ز خالق برای یار خودش خواست تمام ثروت خود را به پای یار خودش خواست قوام دین خدا زیر دین همت او بود دوام یافت اگر دین ز بذل ثروت او بود ز هر مناره بلند است اگر اذان مساجد اگر که نام خدا می‌برند عابد و زاهد دلیل دارد و آن نیست جز همین که معابد تمام خورده به نام خدیجه بنت خویلد سپرد هستی خود را به عشق و هیچ ندارد رواست هرچه که دارد خدا، به او بسپارد یگانه یار محمد، خدیجه بود ولاغیر انیس و مونس احمد، خدیجه بود ولاغیر زنی همیشه سرآمد، خدیجه بود ولاغیر زنی مؤید ایزد، خدیجه بود ولاغیر به رتبه و به مقامش خدیجه مثل ندارد بگو به منکر نامش: خدیجه مثل ندارد چه رنج‌ها که به جانش خرید و شد متحمل سزای این همه، او را چه عزتی شده شامل برای فاطمه مادر فقط خودش شده قابل نشسته‌ام بنویسم، به او شدم متوسل مرا که نیست لیاقت ولی نتیجه گرفتم که شعر امشب خود را من از خدیجه گرفتم ✍ اشعار حضرت خدیجه https://eitaa.com/fatemi8/1878
حال خوش ما برکتی از حال خدیجه است https://eitaa.com/fatemi8/1877 با دل به سویش آمده https://eitaa.com/fatemi8/1876 دو خط روضه https://eitaa.com/fatemi222/2761 عزای حضرت حوا https://eitaa.com/fatemi222/2762 روضه https://eitaa.com/fatemi8/1880 روضه حضرت خدیجه https://eitaa.com/fatemi8/1879 آن زن که عقل و عشق را پیوسته https://eitaa.com/fatemi8/1883 پیش دلت ثروت دنیا رقمی نیست https://eitaa.com/fatemi8/1882 فهرست قبلی https://eitaa.com/fatemi8/1878 به نام آنکه به نامش به نام و نان رسیدم https://eitaa.com/fatemi8/2545 اسیر حسن تو برگ گل است https://eitaa.com/fatemi8/2544 به خدا بعد عروج تو پرم می‌سوزد https://eitaa.com/fatemi8/2543 آورده‌ام امشب غم پنهانی خود را https://eitaa.com/fatemi8/2542
ای مهربان بانوی پیغمبر خدیجه ای محو خلق و خوی پیغمبر خدیجه ای قدرت بازوی پیغمبر خدیجه ای قوت زانوی پیغمبر خدیجه مداح تو پیغمبر و زهرا و حیدر تو کیستی بانو!؟ هزار الله اکبر در اول وصفت زبان از پای افتاد در مدح تو عقلم به جایی قد نمی‌داد مثل تو در اسلام الهی بیشتر باد سلمان، ابوذر، مالک و عمار و مقداد مدیون تو هستند دینداری‌ِّشان را از نان تو دارند نام جاودان را مدح تو را باید که پیغمبر بگوید یا غیر او صدیقۀ اطهر بگوید شاعر چرا گوید؟ چرا ابتر بگوید؟ شاعر دگر خاموش تا حیدر بگوید ای مادر حوریۀ دنیا! خدیجه! زهرا در آغوش تو شد زهرا؛ خدیجه! وقتی رسول‌الله در میدان جنگ است، در پشت جبهه یاوریِّ تو قشنگ است گفتی به ما دنیای بی اسلام، ننگ است دل بی علی دل نیست آری تکه‌سنگ است ثروت اگر که خرج دین باشد می‌ارزد وقف امیرالمؤمنین باشد می‌ارزد اسلام اگر بعد از هزار و چارصد سال امروز بیش از هر زمان دارد پر و بال امروز اگر داریم حبّ احمد و آل امروز اگر از ترس، کافر می‌شود لال امروز اگر تدبیر دشمن بی‌نتیجه‌ست از لطف نام حیدر و نان خدیجه‌ست درد رسول‌الله را تسکین تو بودی در عاشقی هم قابل تحسین تو بودی بیداری اسلام را تضمین تو بودی الگوی زهرا در دفاع از دین تو بودی ایثار کردی فاطمه ایثارگر شد وقتی برای جان مولایش سپر شد زهرا در آتش سوخت تا حیدر بماند تا فتنه‌های دشمنان ابتر بماند در شعله‌ور شد، محسن و مادر... بماند مرثیۀ مکشوف میخ در بماند اف بر تو ای دنیا که هستم از تو خسته دستان حیدر بسته شد، زهرا شکسته زهرا به زینب داد درس استقامت تا او شود الگوی صبرِ در مصیبت اما امان از لحظه‌های تلخ غارت زینب تک و تنهاست؛ آن هم در اسارت یک دست بر سر داشت تا معجر نیفتد دست دگر بر ناقه تا دختر نیفتد ✍️حمید_رمی @fatemi8
به خدا بعد عروج تو پرم می‌سوزد مادر من! تو نباشی، جگرم می‌سوزد چه کنم با غم فقدان تو که می‌دانم بی‌تو قلب من و قلب پدرم می‌سوزد خواستی تا که عبایش کفنت باشد؛ آه این خبر را به پیمبر ببرم می‌سوزد همه دارایی تو خرج در اسلام شده پای بخشندگی‌ات دست کرم می‌سوزد می‌روی نیستی آن‌روز ببینی که چطور سرم آن لحظه که در پشت درم می‌سوزد شعله آن‌قدر زیاد است در آن هنگامه از نفس‌های پر آهم پسرم می‌سوزد سال‌ها می‌گذرد... کرب‌وبلا وقت غروب با همین شعله دل اهل حرم می‌سوزد ✍
زنی که خواست مَردش، رَحمة للعالمین باشد سزاوار است در القابَـــش أمُّ المؤمنین باشد مُحمّد در حرا مبعوث شد، امّا قرار این بود از اوّل خانه‌ی پُر برکت او مَهـدِ دین باشد خدیجه ذکرِ لب‌های محمّد بود و این یعنی چِقدر این اِسمِ زیبا می‌تواند دلنشین باشد لغت نامه نوشته معنی اش را ”اَبرِباران زا» که نام نامی اش با بَرکت و رحمت قرین باشد اَمانت بود نور فاطمه در باطنش، آری اَمینه می تواند مادرِ بنتُ الأمین باشد از این مادر که کوثر پرورانده دامن پاکش تَوقّع می‌رود تا حشر عصمت آفرین باشد قسم بر وصله‌های چادر زهرای مظلومه نخی از ریشه‌های چادرش حَبلُ المتین باشد شهادت می‌دهد حکّاک، زهرا دوست می‌دارد عقیقی را که نام مادرش، نقشِ نگین باشد تنم جای کفن در حُلّه‌ای از نور می‌خوابد اگر مُهر غلامـی اش مرا نقش جبین باشد برای مریم عذرا چه فخری برتر از اینکه به رضوان با خدیجه همکلام و همنشین باشد اگرچه سال‌ها پیش از غدیر از این جهان رفته شهادت داده که حیدر امیرالمؤمنین باشد شبیهِ مادرش، زهرا مصیبت دیده‌ی طفل است رُباب از خرمِن داغِ خدیجه خوشه چین باشد خدیجه رفته، چون مادر ندارد تاب این را که ببیند در جوانی دخترش نقش زمین باشد خدایا چادری که یادگار مادر زهراست نباید زیر دست و پای نامردی لعین باشد https://eitaa.com/fatemi8/2550
پیروزی ما به اذن حق نزدیک است هنگام جزا به اذن حق نزدیک است باشید مهیّای مجازاتی سخت پایان شما به اذن حق نزدیک است مباحث بیشتر👇👇 https://eitaa.com/ammaar_gonabad
فرشتگان میناب صبح شنبه کلاس برپا شد همه هستند محوِ درس و کتاب در دل شهر زندگی جاری‌ست نُه اسفند... مدرسه... میناب... زنگ تفریح می‌خورد حالا بچه‌ها در حیاط خوشحال‌اند لحظه‌ای بعد دانش‌آموزان همه شاگرد اولِ سال‌اند دفتر مشقشان شده قرمز مدرسه در هجوم دود سیاه... دسته دسته کبوتران سپید پر کشیدند از دبستان... آه... آرزوهای رنگی و زیبا زیر آوار مانده‌اند امروز درس امروز درس ایران بود درس را خوب خوانده‌اند امروز آه پروانه‌های خندان در شعله‌های ستم، شهید شدند بنویسید هم‌کلاسی‌ها دست در دست هم شهید شدند مادران چشمشان به راه است و دختران برنگشته‌اند هنوز دسته‌جمعی و بی‌خبر رفتند همگی سوی آسمان امروز «زنگ آخر» رسید و از میناب شاخه شاخه گل بهشتی چید یک دبستان سادهٔ کوچک شد گلستانِ کودکانِ شهید ✍ نگار_رفیعی 🏴 @fatemi8
Kheybar Kheybar ~ UpMusic1_19019730738.mp3
زمان: حجم: 5.9M
خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد قادمون