eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
130 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
منتظر مانده‌ام از دور نگارم برسد آرزوی همه‌ی ایل و تبارم برسد دلم عمری‌ست گرفتار زمستان شده است دارم امید همین جمعه بهارم برسد رَبَّنا تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَــــوْعا خواندم کاش کاری بکند دوست، که یارم برسد مرگ هم چشم به راهی مرا پایان نيست که بپا خیزم اگر او به مزارم برسد "منتَظَر"، منتَظِرِ یک "لَکَ لَبَیکْ" وَ من کاری از پیش نبردم که کنارم برسد چارده قرن گذشته‌ست و صبوری کردم چارده قرن قرار است قرارم برسد ✍ 📍اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi222/6620
✍ مناجات السّلامُ عَلی السَّیفِ الشّاهِر و القَمَر الزّاهِر و النّورِ الباهِر گذری نیست در این باغ ، که دیوار نشد کلبه ای نیست در این دشت ، که آوار نشد سینه‌ی تنگ من از دوده‌ی اندوه پُر است غُصّه‌ای در دلم اینگونه تلنبار نشد آخر و عاقبت دوری یوسف ، کوری ست بی جهت دیده‌ی یعقوبِ نبی ، تار نشد سعی کردم که دلم را بخری ، سود نداشت بخت با ظرف ترک‌خورده‌ی من یار نشد گیر افتاده ام از دست گناهان خودم هیچ‌کس مثل من این‌قدر گرفتار نشد آبروریزی من قلب تو را درد آورد آه! این پست کجا مایه‌ی آزار نشد؟! با همین بی خِرَدی سخت هواخواهِ تواَم عاشقت جذبِ زبان‌بازی اغیار نشد خواب دیدم که کف پای تو را می بوسم حیف شد دیدن رویای تو تکرار نشد شُغل اجدادی من گریه بر اجداد شماست چشمم از داغ تو یک ثانیه بی کار نشد در سرم عطر شبستان نجف پیچیده هیچ صحنی ، حرم حیدر کرار نشد لب به انگور ضریحش نَزَنم ، می میرم خواستم ترک شود عادتم ، انگار نشد! قبل مُردن برسانید مرا پیش حسین تا نگویند که او لایق دیدار نشد جان آن ساقی لب‌تشنه‌ی بی دست ،بیا... یَلی اندازه ی او اُسوه‌ی ایثار نشد ▪️ ▪️ پسر اُمّ بَنین آب شد از داغِ فرات عرق شرم به پیشانی اش انکار نشد قَدِ عباس سرآخر قَدِ اصغر شده بود... هرچه کردند ، بدن ، شکلِ علمدار نشد بردیا محمدی 📍اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi222/6620
هدایت شده از منبرک فاطمی
📚 طرح زندگی با آیه ها - اهمیت حق مداری و حق گویی 🌙مسابقه روز ماه مبارک رمضان منتشر شد! 🔰پیام جزء هشتم: 🔹وإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ ۖ 🔸و هنگامی که سخن گویید، عدالت ورزید هر چند درباره خویشان باشد. 📌بسته معرفتی دعا و احکام و تدبر روز ماه مبارک رمضان: https://eitaa.com/fatemi222/16100 تاریخ شروع: ۱۴۰۳/۱۲/۱۹ ساعت ۰۰:۰۱ مهلت شرکت: ۱۴۰۳/۱۲/۱۹ ساعت ۲۳:۵۹ مجموع جوایز امروز : ۳,۰۰۰,۰۰۰ ریال 👈 مشاهده کامل: https://yarketab.com/competition/1259/show
عبد ضعیف، تابِ قهر و تشر ندارد جز آستانِ ربّش، جایی دگر ندارد بنده رسیده اما با کوله‌بار خالی نزد رئوس الأشهاد، جز چشمِ تر ندارد بیچاره‌تر کسی از این تحبسُ الدعا نیست درد است که دعایم دیگر اثر ندارد لطفی مرا کشانده بر آستان توبه این لطف از کجا بود؟! روحم خبر ندارد حُسن توکلم بر دست دعای زهراست گرچه محبی از من آلوده‌تر ندارد خیر و صلاح طفلِ خورده زمینِ خود را هرگز شبیه مادر، کس در نظر ندارد شب‌زنده‌دار بودن، کار علی و زهراست جز اقتدا به عشقش، عاشق هنر ندارد آقایی علی را هر سائلی چشیده او از گناهکاران هم چشم برندارد مستیِ ناب، از چیست؟ انگور مرقد او حتی درخت فردوس، چون آن ثمر ندارد راه نجات یعنی کرب و بلا، زیارت قلبم جز آن حوالی، شوق سفر ندارد فیض سحر تماماً از گریه بر حسین است بی فیضِ ذکر روضه، فیضی سحر ندارد :: زهرا رسیده نزد جسم حسینش اما جسم عزیز زهرا، ای وای سر ندارد ✍ ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
با دل به سویش آمده، تنها نه با مالَش جان داده، در راهِ پیمبر، در رهِ آلش با عشق وصلت کرده، با سرچشمه‌ی خوبی، زهرایِ اطهر، دخترش شد؛ خوش به احوالش عشقِ محمد، ثروتِ بی انتهای اوست، این است، در دنیای خاکی، کلِ آمالش پر می‌زند سویِ خدا، از دامنِ دنیا، بانوی ایمان را شده، این عاشقی بالَش بگذار هرکس خواسته، طعنه زند او را هرگز نمی‌ترسد زِ کفر، از قیل و از قالش ... امشب، کفن، از عرش، بهرش آمد و حالا افتاده‌ام، یادِ حسین و یادِ گودالش شاعر: ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
حال خوش ما برکتی از حال خدیجه است امشب شب خیراتِ سر سالِ خدیجه است تنها نه پیمبر که خداوند تعالی در هر دو سرا در پی اجلال خدیجه است احمد برسد در صف محشر به نجاتش در بندگی اش هر که به دنبال خدیجه است ای اهل سحر، اهل مناجات بدانید حتی نمک سفره ی ما مال خدیجه است او مادری اش منحصراً مختص شیعه است حب علی انگیزه ی غربال خدیجه است زهرا چه یتیمانه کنار تن مادر گریه کن آشفتگیِ حال خدیجه است در وقت سفر چشم نبی ملتمسانه خیره سوی بستر به پر و بال خدیجه است والله قسم راز حسینی شدن ما یک گوشه ای از برکت اموال خدیجه است شاه دو سرا گفت: أنا إبنُ خدیجه تا خلق بدانند که از آل خدیجه است هر جا کفنی بود بگریید بر ارباب این سیره تأسیِ بر اعمال خدیجه است هر مرثیه خوانِ نوه اش خوب بداند بر روی لبش روضه ی گودال خدیجه است شاعر: ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
حال خوش ما برکتی از حال خدیجه است https://eitaa.com/fatemi8/1877 با دل به سویش آمده https://eitaa.com/fatemi8/1876 دو خط روضه https://eitaa.com/fatemi222/2761 عزای حضرت حوا https://eitaa.com/fatemi222/2762 روضه https://eitaa.com/fatemi8/1880 روضه حضرت خدیجه https://eitaa.com/fatemi8/1879 آن زن که عقل و عشق را پیوسته https://eitaa.com/fatemi8/1883 پیش دلت ثروت دنیا رقمی نیست https://eitaa.com/fatemi8/1882 به نام آنکه به نامش به نام و نان رسیدم https://eitaa.com/fatemi8/2545 اسیر حسن تو برگ گل است https://eitaa.com/fatemi8/2544 به خدا بعد عروج تو پرم می‌سوزد https://eitaa.com/fatemi8/2543 آورده‌ام امشب غم پنهانی خود را https://eitaa.com/fatemi8/2542
🔰روضه کوتاه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) 🔸مجلس اول: اي ز صد هاجرت درود و سلام كرده مريم به محضر تو قيام همسر مصطفي درود، درود مادر فاطمه سلام، سلام همتت وقف مكتب توحيد ثروتت پشتوانه اسلام هم سلام تو را رسانده خدا هم به تو فخر كرده خير الانام وقتی پیغمبر از معراج برگشت به جبرئیل فرمود آیا از من خواسته ای داری انجام بدم؟ عرضه داشت یا رسول الله خواسته من اینه سلام خدا وسلام من جبرئیل رو به خدیجه برسان. پانهادي فراتر از مريم در جلال و كمال و قدر و مقام از سر عالمي كشيدي دست با رسول خدا شدي همگام دخترت كوثر رسول خدا پسرانت به جن و انس امام با ادب بايد از تو گفتن مدح با وضو بايد از تو بردن نام تو به اسلام مادري كردي تو به توحيد ياوري كردي عصمت از دامنت چنان جوشيد كه به مريم برابري كردي تويي آن شير زن كه مردانه ايستادي و حيدري كردي تا كني دلبري زپيغمبر اول از خلق دل، بري كردي با محمد ز هست و بود جهان دست شستي و همسري كردي دخت طاها ام ابيها را اين تو بودي كه مادري كردي مشرق يازده ستاره شدي بلكه خورشيد پروري كردي دل ها رو روانه کنیم کنار قبرستان ابو طالب در شهر مکه کنار قبر مظلوم و بی شمع و چراغ حضرت خدیجه اون خانمی که خیلی محبتش تو دل پیغمبر جا گرفته بود «و کان لها محبها» عاشق خدیجه بود پیغمبر بعد از رحلت خدیجه تا مدت ها هر وقت اسم خدیجه پیش پیامبر میومد اشک پیغمبرجاری می شد می فرمود «این مثل خدیجة» دیگه کی مثل خدیجه میشه؟ اون خانمی که وقتی پیغمبر به امر خدا قبل از ولادت زهرای مرضیه 40 روز عبادت می کرد از خانواده کنار گرفته بود خدیجه از اینکه چند روز پیغمبر رو ندیده خیلی ناراحت شده بود پیغمبر عمار یاسر رو فرستاد پیش خدیجه پیغام برسونه خدیجه «لاتظنی ان انقطاعی عنک هجرة و لا قلی» خدیجه نکنه خیال کنی من اگه از تو دور شدم با تو قهر کردم «فان الله عز و جل لیباهی بک کرام ملائکته کل یوم مرارا» خدا هر روز برای ملائکه به وجودی بنده ای مثل تو مباهات می کنه یعنی میگه آی ملائکه آسمان ببینید عبادت خدیجه رو چطور در محراب عبادت ایستاده سال دهم هجرت دو حامی بزرگ پیغمبر رو تنها گذاشتن اول ابوطالب از دنیا رفت مدت زیادی نگذشت وقت فراق خدیجه با پیغمبر رسید پیغمبر اسم اون سال رو عام الحزن گذاشت می فرمود: «تا ابو طالب و خدیجه زنده بودن غم به دل من غالب نشد» همون خانمی که زن های مکه باهاش قهر کردن وقت به دنیا اومدن فاطمه تنهاش گذاشتن همه رو رها کرد به خاطر پیغمبر همون خانمی که همه دار و ندارشو در اختیار پیغمبر گذاشت عرضه داشت یا رسول الله «البیت بیتک و أنا أمتک» آقا جان خونه خونه خودته منم کنیز تو ام همون خانمی که امیر المومنین در رثا و مصیبت او شعر روضه گفته در مثل روز دهم ماه رمضانی امروز خونه پیغمبر خونه عزا است پیغمبر ناله می زنه همه دارن برای خدیجه گریه می کنن اما بین همه فاطمه یه جور دیگه ناله میزنه آخه تک دختر خدیجه است بچه های دیگه ای داشت همه از دنیا رفتن فقط فاطمه براش موند فاطمه است که مونس مادر بود یه دختر 5 ساله دور پیامبر می گرده هی صدا می زنه یا أبتاه أین أمی بابا مادرم کجاست؟ پیغمبر مونده چطور خبر رو به فاطمه برسونه اما این قدر گریه فاطمه دل اهل آسمان رو به درد آورد جبرئیل نازل شد یا رسول الله به فاطمه بگو خدا می فرماید سلام ما رو به فاطمه برسون و می فرماید فاطمه مادرت الان تو خونه های بهشتی کنار مریم و آسیه است. عرضه بداریم بی بی جان این جا جبرئیل از آسمون اومد شما رو دلداری داد اما لا یوم کیومک یا ابا عبد الله من یه دختری می شناسم تا به عمه می گفت عمه بابام کجاست؟ عمه تو دلش می گفت دخترم چی بگم بدن قطعه قطعه ش رو خاک کربلا افتاده سرش روی نیزه ها «الجسم منه بکربلاء مضرج و الرأس منه علی القناة یدار» ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
🔰روضه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) 🔸مجلس دوم: نوشتن این لحظات آخر اسما اومد به عیادت خدیجه خدیجه گریه می کرد اسما دلداریش می داد فرمود اسما من برای این گریه می کنم زهرا تنها میشه هر دختری شب عروسی به مادرش نیازمنده حرف دلش رو به مادرش می زنه فاطمه پنج سال بیشتر نداره وقت عروسیش نیستم کمکش کنم اسما اینجا قول داد به خدیجه اگه من زنده بودم شب عروسی به جای تو برای زهرا مادری کنم. شب عروسی زهرا و علی شد پیغمبر دستور داد همه بیرون برن اما نگاهی کرد دید هنوز اسما گوشه خونه نشسته فرمود اسما مگه نگفتم همه بیرون برن اسما گفت من یه همچین قولی به خدیجه دادم شب عروسی برا زهرا مادر باشم پیغمبر گریه کرد اسما رو دعا کرد اما یا رسول الله چه کسی فکر می کرد مدتی نمی گذره همین اسما شاهد وصیت زهرا باشه ... اسما! چون روز آخر بود کار خانه کردم گیسوی زینب را دوباره شانه کردم دیدی چه حالی در نمازم بود اسما این آخرین راز و نیازم بود اسما فرمود بستر رو وسط اتاق رو به قبله بیاندازن اگه اومدی صدا زدی جوابتو ندادم برو علی رو خبر کن ... روضه حضرت خدیجه 👇 https://eitaa.com/fatemi8/1878
هدایت شده از منبرک فاطمی
📚 طرح زندگی با آیه ها - اتحاد و همبستگی 🌙مسابقه روز دهم ماه مبارک رمضان منتشر شد! 💠پیام جزء دهم: 🔸 وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ انفال ۴۶ 🔹با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بد دل می شوید، و قدرت و شوکتتان از میان می رود؛ و شکیبایی ورزید؛ زیرا خدا با شکیبایان است. تاریخ شروع: ۱۴۰۳/۱۲/۲۱ ساعت ۰۰:۰۱ مهلت شرکت: ۱۴۰۳/۱۲/۲۱ ساعت ۲۳:۵۹ مجموع جوایز: ۳,۰۰۰,۰۰۰ ریال منبع: اینجا 👈 مشاهده کامل: https://yarketab.com/competition/1261/show
پیش دلت، ثروت دنیا، رقمی نیست گو برود مال، یار هست و غمی نیست مُلک دلت را زدی به نام محمد ثروت تو چیست؟ یک سلام محمد تاجر خوش‌ذوق، ذوق سیم و زرش نیست جز خود یوسف، حواله‌ی دگرش نیست روح از این دام، رها ساخته‌ای تو بُرده‌ای آن روز، که دل باخته‌ای تو روح، رها ساختن، این است تجارت مثل تو دل باختن، این است تجارت در دلت آیات کوثر است، خدیجه! چار نوه داری و چقدر نتیجه در رخ سادات، همچنان اثر توست این همه نور، از نتایج سحر توست :: اشک ملائک، کنار جسم تو رود است آه! یتیمی برای فاطمه زود است ای که در ایمان، تو مادر همه بودی! کاش شب ازدواجِ فاطمه بودی جان جهان، بر سر بالین تو آمد گفت که مدیون مهر توست، محمد جای کفن، پیرهن آورد برایت سبقت از احمد، ولی گرفت خدایت ما به فدای تنی که در کفنی نیست بر تن صد چاک او، پیرهنی نیست ✍ ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
آن زن که عقل و عشق را پیوسته با هم داشت شأنی فرا از هاجر و حوا و مریم داشت ذات زلالش محو در نور الهی بود روح صبورش ریشه در جسمی مُکّرم داشت در روزگاری که جهان در جهل خود گم بود اندیشه‌ای روشن‌تر از ادراک عالم داشت صبحی که حرف از بندگی و حق پذیری بود نور خدیجه سِبقه و جانی مقدم داشت زخم زبان می‌دید اما کم نمی‌آورد بر یاری پیغمبرش عزمی مصمّم داشت هر گاه پیغمبر میان کوچه زخمی بود می‌آمد و در دست‌هایش مهر و مرهم داشت تا بود او، پیغمبر از غم‌ها نمی‌رنجید تا بود او، پشت و پناهی قرص و محکم داشت هر جا که دشمن فکر تکذیب حقیقت بود ختم رسل امید تنها بر دو مَحرم داشت اول امیرالمؤمنین دلگرمی او بود آنگاه ام المؤمنين قدری مسلم داشت شِعب ابی طالب گواه دردهای اوست اویی که چشمی خیس‌تر از چشم زمزم داشت دارایی‌اش را نذر ترویج حقیقت کرد آن ثروتی را که به دست خود فراهم داشت از ثروتش قدر کفن باقی نماند آخر از بس که لطف و بخشش و جود دمادم داشت دلخوش به لبخند پیمبر بود از این عالم با بودن او از جهان چیزی مگر کم داشت! دلدارِ هم، غمخوارِ هم، آرام هم بودند در پیش یکدیگر کجا دل‌هایشان غم داشت پرورد در آغوش خود آیات کوثر را گل بود و بر دامان خود پاکی شنبم داشت افسوس قدرش را زمینی‌ها نفهمیدند نشناختند او را که جا در عرش اعظم داشت بین عبا پیچید و دفنش کرد پیغمبر شاخه گلی را که شمیم یاس و مریم داشت زهرا کنارش گریه می‌کرد و رسول الله وقت وداعش چشم‌هایی خیس و نم‌نم داشت بگذار پایان گیرد این شعر سراسر غم بگذار پنهان ماند آن رازی که خاتم داشت ✍ ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100