eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
131 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
لشکری سنگ زد و تیر به ترفند آمد حرمله خیر نبینی! نفسش بند آمد شمر لبخند زد و غائله از تب افتاد خاک عالم به سرم! شاه ز مرکب افتاد لشکر کفر از این صحنه به تکبیر افتاد شاه تنها، ته گودال بلاگیر افتاد تشنگی، تشنه‌ی تسبیح و سجودش می‌کرد نیزه‌ای پیله به لب‌های کبودش می‌کرد زیر سنگینی یک چکمه تقلا می‌کرد مجتبی‌زاده‌ای از دور تماشا می‌کرد سایه‌ی تیغ جفا، زیر گلویش که رسید یادگار حسنش داخل گودال دوید پا برهنه، جگرش را به سر دست گرفت نعره‌ای زد؛ مدد از ساقی سرمست گرفت بانگ برداشت، زبان‌ها ز سخن افتادند کینه‌توزان جمل یاد حسن افتادند دست خالی به هواداری عشق آمده بود با لبی تشنه به غمخواری عشق آمده بود بی‌سپر بود، ولی عزم یداللهی داشت بابت زخم فدک نیت خون‌خواهی داشت تیغ اگر داشت، چه درسی به جنم‌ها می‌داد پاسخ شبهه‌ی صلح پدرش را می‌داد لحظه‌ای کار قدم‌هاش به لرزش نکشید هیچ‌کس بر سر او دست نوازش نکشید در عوض، جای نوازش به غمش خندیدند به غرور پدر بی‌حرمش خندیدند هاتفی گفت: یتیم است، مراعات کنید! نیزه‌ای گفت: حسینی‌ست، مجازات کنید! تیغِ بیرون ز غلافی به تکاپو افتاد عاقبت قرعه به افتادن بازو افتاد نوه‌ی فاطمه را از سر کینه کشتند! به همان شیوه‌ی مرسوم مدینه کشتند ✍ متن اشعار دهه محرم https://eitaa.com/fatemi8/484
✔️شب ششم محرم ای داغدار اصلی این روضه ها بیا https://eitaa.com/fatemi8/525 ای حرمت خانۀ معمور دل https://eitaa.com/fatemi8/526 از خیمه بیرون آمده آیینه‌ی قرص قمر https://eitaa.com/fatemi8/543 ابناءِ مجتبی همه بر این عقیده‌اند https://eitaa.com/fatemi8/542 نوحه حضرت قاسم عليه السلام https://eitaa.com/fatemi8/541 چند_خط_روضه... https://eitaa.com/fatemi8/540 قصد میدان کند قاسم مه جبین https://eitaa.com/fatemi8/539 آمد از خیمه همچو قرص قمر https://eitaa.com/fatemi8/538 تا تنهایی عمو رو دید اومد https://eitaa.com/fatemi8/537 چند نکته در میدان رفتن حضرت قاسم قابل تأمل است https://eitaa.com/fatemi8/536 منم قاسم حسن را نور عینم https://eitaa.com/fatemi8/534 تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند https://eitaa.com/fatemi8/533 بی‌زره رفت به میدان که بگوید حسن است https://eitaa.com/fatemi8/531 دستت افتاده لب افتاده و سر افتاده https://eitaa.com/fatemi8/530 هزار شُکر سَرم زیرِ پرچمِ حسن است https://eitaa.com/fatemi8/529 می رود مثل حسن، حیدر دیگر باشد https://eitaa.com/fatemi8/528 دشمنانش همه درمانده و نیرنگ زدند https://eitaa.com/fatemi8/527 روضه حضرت قاسم https://eitaa.com/fatemi222/1425 تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند https://eitaa.com/fatemi222/1426 منم قاسم حسن را نور عینم https://eitaa.com/fatemi222/1427 چند نکته در میدان رفتن حضرت قاسم قابل تأمل است: https://eitaa.com/fatemi222/1429 او بود یک لشکر ولی لشکر چه کردند https://eitaa.com/fatemi222/215
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
••♡ هر جا دلت اسیر بلا شد بگو حسین قلبت تهی زشور و صفا شد بگو حسین نام حسین نسخه درمان دردهاست دردت اگر به ذکر دوا شد بگو حسین اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَـیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 🚩
مقتل شب ششم سید مهدی حسینی 🎤 صدا زد یا عَمّاه اُنادیکَ مِن تَحت حَوافِر الغیول از زیر سُم اسب داری صدای منو میشنوی از اول اذان صبح روز عاشورا تا غروب تنها وتنها سیدالشهدا دست به شمشیر برده یکبار مجبور شده قبل از میدان رفتن خودش نه...بالا سر عباس نه ..بالا سر علی اکبر نه فقط اینجا دست به شمشیر شد دید صدای غریبانه بلنده ...میگن یاد مادرش افتاد تن و بدن حسین لرزید اینجا آقای ما شمشیر کشید سَمِعَ الحسینُ صَوتَ التَکثّرَ عِظامِ القاسم میگن صدای خرد شدن استخوانهای قاسم و شنید تو مقتل میگه ابی عبدالله اصلا دیگه نفهمید...یه جوری عین باز شکاری رفت سمت لشکر ... مقتل نوشته : وَجهُ قاسِم سُعِد تحتَ مِحال الخیون صورت قاسم زیر نعل اسب .... حتی لا یُعرفُ انفُه مِن عَینِ میگن بینی از چشماش شناخته نمیشد ... حتی تَبدّلَت اعضا وجهِ قاسم تحتَ محال الخیون میگن این بدن زیر اسبها جابجا شد .. کِل بکشید تازه دامادم بین دست و پا قَد کشیده کِل بکشید شاخ شمشادم زیر مرکبها قَد کشیده 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 ✍️تایپ سرکار خادمه احمدی مقتل شب ششم سید مهدی حسینی 🎤 صدا زد یا عَمّاه اُنادیکَ مِن تَحت حَوافِر الغیول از زیر سُم اسب داری صدای منو میشنوی از اول اذان صبح روز عاشورا تا غروب تنها وتنها سیدالشهدا دست به شمشیر برده یکبار مجبور شده قبل از میدان رفتن خودش نه...بالا سر عباس نه ..بالا سر علی اکبر نه فقط اینجا دست به شمشیر شد دید صدای غریبانه بلنده ...میگن یاد مادرش افتاد تن و بدن حسین لرزید اینجا آقای ما شمشیر کشید سَمِعَ الحسینُ صَوتَ التَکثّرَ عِظامِ القاسم میگن صدای خرد شدن استخوانهای قاسم و شنید تو مقتل میگه ابی عبدالله اصلا دیگه نفهمید...یه جوری عین باز شکاری رفت سمت لشکر ... مقتل نوشته : وَجهُ قاسِم سُعِد تحتَ مِحال الخیون صورت قاسم زیر نعل اسب .... حتی لا یُعرفُ انفُه مِن عَینِ میگن بینی از چشماش شناخته نمیشد ... حتی تَبدّلَت اعضا وجهِ قاسم تحتَ محال الخیون میگن این بدن زیر اسبها جابجا شد .. کِل بکشید تازه دامادم بین دست و پا قَد کشیده کِل بکشید شاخ شمشادم زیر مرکبها قَد کشیده 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 ✍️تایپ سرکار خادمه احمدی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️