فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙 #شور_ابدی| بستهٔ دوم مداحی محرم ۱۴۰۵
متن اشعار دهه محرم
https://eitaa.com/fatemi8/484
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن_ع_شهادت
لشکری سنگ زد و تیر به ترفند آمد
حرمله خیر نبینی! نفسش بند آمد
شمر لبخند زد و غائله از تب افتاد
خاک عالم به سرم! شاه ز مرکب افتاد
لشکر کفر از این صحنه به تکبیر افتاد
شاه تنها، ته گودال بلاگیر افتاد
تشنگی، تشنهی تسبیح و سجودش میکرد
نیزهای پیله به لبهای کبودش میکرد
زیر سنگینی یک چکمه تقلا میکرد
مجتبیزادهای از دور تماشا میکرد
سایهی تیغ جفا، زیر گلویش که رسید
یادگار حسنش داخل گودال دوید
پا برهنه، جگرش را به سر دست گرفت
نعرهای زد؛ مدد از ساقی سرمست گرفت
بانگ برداشت، زبانها ز سخن افتادند
کینهتوزان جمل یاد حسن افتادند
دست خالی به هواداری عشق آمده بود
با لبی تشنه به غمخواری عشق آمده بود
بیسپر بود، ولی عزم یداللهی داشت
بابت زخم فدک نیت خونخواهی داشت
تیغ اگر داشت، چه درسی به جنمها میداد
پاسخ شبههی صلح پدرش را میداد
لحظهای کار قدمهاش به لرزش نکشید
هیچکس بر سر او دست نوازش نکشید
در عوض، جای نوازش به غمش خندیدند
به غرور پدر بیحرمش خندیدند
هاتفی گفت: یتیم است، مراعات کنید!
نیزهای گفت: حسینیست، مجازات کنید!
تیغِ بیرون ز غلافی به تکاپو افتاد
عاقبت قرعه به افتادن بازو افتاد
نوهی فاطمه را از سر کینه کشتند!
به همان شیوهی مرسوم مدینه کشتند
✍ #وحید_قاسمی
متن اشعار دهه محرم
https://eitaa.com/fatemi8/484
✔️شب ششم محرم
ای داغدار اصلی این روضه ها بیا
https://eitaa.com/fatemi8/525
ای حرمت خانۀ معمور دل
https://eitaa.com/fatemi8/526
از خیمه بیرون آمده آیینهی قرص قمر
https://eitaa.com/fatemi8/543
ابناءِ مجتبی همه بر این عقیدهاند
https://eitaa.com/fatemi8/542
نوحه حضرت قاسم عليه السلام
https://eitaa.com/fatemi8/541
چند_خط_روضه...
https://eitaa.com/fatemi8/540
قصد میدان کند قاسم مه جبین
https://eitaa.com/fatemi8/539
آمد از خیمه همچو قرص قمر
https://eitaa.com/fatemi8/538
تا تنهایی عمو رو دید اومد
https://eitaa.com/fatemi8/537
چند نکته در میدان رفتن حضرت قاسم قابل تأمل است
https://eitaa.com/fatemi8/536
منم قاسم حسن را نور عینم
https://eitaa.com/fatemi8/534
تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند
https://eitaa.com/fatemi8/533
بیزره رفت به میدان که بگوید حسن است
https://eitaa.com/fatemi8/531
دستت افتاده لب افتاده و سر افتاده
https://eitaa.com/fatemi8/530
هزار شُکر سَرم زیرِ پرچمِ حسن است
https://eitaa.com/fatemi8/529
می رود مثل حسن، حیدر دیگر باشد
https://eitaa.com/fatemi8/528
دشمنانش همه درمانده و نیرنگ زدند
https://eitaa.com/fatemi8/527
روضه حضرت قاسم
https://eitaa.com/fatemi222/1425
تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند
https://eitaa.com/fatemi222/1426
منم قاسم حسن را نور عینم
https://eitaa.com/fatemi222/1427
چند نکته در میدان رفتن حضرت قاسم قابل تأمل است:
https://eitaa.com/fatemi222/1429
او بود یک لشکر ولی لشکر چه کردند
https://eitaa.com/fatemi222/215
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
••♡
#اَلسَّلامُعَلَیْڪَیااَباعَبْدِاللَّهِﷺ
هر جا دلت اسیر بلا شد بگو حسین
قلبت تهی زشور و صفا شد بگو حسین
نام حسین نسخه درمان دردهاست
دردت اگر به ذکر دوا شد بگو حسین
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَـیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
🚩
مقتل شب ششم
سید مهدی حسینی 🎤
صدا زد یا عَمّاه اُنادیکَ مِن تَحت حَوافِر الغیول
از زیر سُم اسب داری صدای منو میشنوی
از اول اذان صبح روز عاشورا تا غروب تنها وتنها سیدالشهدا دست به شمشیر برده یکبار مجبور شده قبل از میدان رفتن خودش نه...بالا سر عباس نه ..بالا سر علی اکبر نه
فقط اینجا دست به شمشیر شد دید صدای غریبانه بلنده ...میگن یاد مادرش افتاد تن و بدن حسین لرزید
اینجا آقای ما شمشیر کشید
سَمِعَ الحسینُ صَوتَ التَکثّرَ عِظامِ القاسم
میگن صدای خرد شدن استخوانهای قاسم و شنید
تو مقتل میگه ابی عبدالله اصلا دیگه نفهمید...یه جوری عین باز شکاری رفت سمت لشکر ...
مقتل نوشته : وَجهُ قاسِم سُعِد تحتَ مِحال الخیون
صورت قاسم زیر نعل اسب ....
حتی لا یُعرفُ انفُه مِن عَینِ
میگن بینی از چشماش شناخته نمیشد ...
حتی تَبدّلَت اعضا وجهِ قاسم تحتَ محال الخیون
میگن این بدن زیر اسبها جابجا شد ..
کِل بکشید تازه دامادم بین دست و پا قَد کشیده
کِل بکشید شاخ شمشادم زیر مرکبها قَد کشیده
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
✍️تایپ
سرکار خادمه احمدی
#التماس_دعای_فرج
مقتل شب ششم
سید مهدی حسینی 🎤
صدا زد یا عَمّاه اُنادیکَ مِن تَحت حَوافِر الغیول
از زیر سُم اسب داری صدای منو میشنوی
از اول اذان صبح روز عاشورا تا غروب تنها وتنها سیدالشهدا دست به شمشیر برده یکبار مجبور شده قبل از میدان رفتن خودش نه...بالا سر عباس نه ..بالا سر علی اکبر نه
فقط اینجا دست به شمشیر شد دید صدای غریبانه بلنده ...میگن یاد مادرش افتاد تن و بدن حسین لرزید
اینجا آقای ما شمشیر کشید
سَمِعَ الحسینُ صَوتَ التَکثّرَ عِظامِ القاسم
میگن صدای خرد شدن استخوانهای قاسم و شنید
تو مقتل میگه ابی عبدالله اصلا دیگه نفهمید...یه جوری عین باز شکاری رفت سمت لشکر ...
مقتل نوشته : وَجهُ قاسِم سُعِد تحتَ مِحال الخیون
صورت قاسم زیر نعل اسب ....
حتی لا یُعرفُ انفُه مِن عَینِ
میگن بینی از چشماش شناخته نمیشد ...
حتی تَبدّلَت اعضا وجهِ قاسم تحتَ محال الخیون
میگن این بدن زیر اسبها جابجا شد ..
کِل بکشید تازه دامادم بین دست و پا قَد کشیده
کِل بکشید شاخ شمشادم زیر مرکبها قَد کشیده
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
✍️تایپ
سرکار خادمه احمدی
#التماس_دعای_فرج
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین_اهل_بیت
آمد به میدان، لشکر غم را خبر کرد
از خیمه نه، از سن و سالش هم گذر کرد
آه بلندش در دل آهن اثر کرد
کوچک نخوانش، این پسر کار پدر کرد
بغض جمل را بین دشمن شعله ور کرد
با نعره ی ابن الحسن عزم خطر کرد
مانند قاسم دشت را زیر و زبر کرد
سقا شد آنجا که عمویش را نظر کرد
چشم تمام خیمه را ناگاه تر کرد
امد جلو خود را بلا گردان سر کرد
⬅️عبدالله دوید سمت میدان اومد بالاسرش یه وقت دید ابن کعب ملعون ایستاده
یه مرتبه رجز امام حسنی خوند
میخوای عموی منو بکشی؟
تا شمیر وآورد همچین که نانجیب زد استخوان دست شکست..یه دفعه یاد مدینه افتاد صدا زد وا اماه😭
یه مرتبه انگار هرچی باباش در گوشش میخوند ..عبدالله نبودی جلو چشمم مادرم زمین افتاد
حالا خود عبدالله هم داره میبینه جلو چشمش عموش رو زمین افتاد
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم ...
بارگاهی که شده عرش خدا کفش کنَش
لشکری پای نهادند به روی بدنش
ای حسیییین😭😭
این حسین است که مانده است تنش روی زمین
یا روی خاک به لب آمده جانِ حسنش
یک نفر در صدد غارتِ عمامه ی اوست
یک نفر آمده تا که ببَرد پیراهنش
دور تا دور حَرم دست حرامی ها بود
وارد معرکه شد شیر یلِ صف شکنش
رجز شیر جَمل نعره ی مستانه ی اوست
یاحسن بود که میریخت ز کنج دهنش
بی وضو آنکه نبرده است نام عمو
بود باشمر در آن مَهلکه روی سخنش
هی میگه بی ادب....
به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه
جایِ دلهای عزیز است به هم بر مَزنش
⬅️تومیدونی چه شبهایی مادرم زهرا بادست شکسته این موهارو شونه میزد...حالا موهای عمو مو تودست گرفتی نامرد😭
▪️ساربانان سرِ من سهم تو اما عوضش
▪️دست بردار از انگشت و عقیق یمنی
چرا داری دست عمو مو...انگشت عمومو چرا داری جدامیکنی نانجیب؟؟؟
آخ بمیرم😭 واااااااای
▪️یا رب این نوگل خندان که سپردی به منم
▪️میسپارم به تو از دست حسود چمنم
چه حسودی...چه نانجیبی ..سه تا تیر بیشتر نیاورد ... درست نشونه گیری کرد
یه دونه به حلقوم علی اصغر زد
یه دونه به چشم ابالفضل زد
اینجا آخرین تیر و داره نشونه میگیره نانجیب
▪️وای از بال وپرش رفت به غارت باتیغ
▪️وای از حنجره اش حرمله شد راهزنش
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
✍️تایپ
خادمه خانم احمدی
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
↩️شب ششم (حضرت قاسم)
https://eitaa.com/fatemi8/546