🕯 شمعها در چراغدانها میسوختند و کاخ را روشن میکردند. کفپوشهای مرمرین کاخ در میان نور و سایۀ شمعها میرقصیدند.
✨ در این میان مردی با عبای قهوهای و دستاری سفید روبهروی قیس ایستاده بود. پیک دربار معاویه، منتظر بود که جواب نامه را به شام ببرد.
📜 قیس همانطور که نامه را میخواند، ابروهایش درهم رفته بود.
- اگر من در این جنگ پیروز شوم حکومت عراق را به تو خواهم سپرد و حجاز را هم به هر کدام از خویشانت که بخواهی. فقط باید در صفین مرا یاری کنی.
✍ قیس کاتب را فراخواند و دستور داد.
جواب اینطور تنظیم شد: «باید فکر کنم و نمیتوانم سریع جواب بدهم. اما اطمینان داشته باش از جانب من خطری تو را تهدید نمیکند.»
👳♂ سپس نامه را به پیک سپرد. همانطور که پیک به سوی شام میتاخت، روزگار در حال چیدن آزمونهایی تازه برای قیس بود و او نمیدانست روزی همان جواب نامه....
⚡️قسمتنهم
#فتحنامه
#برگی_از_تاریخ
#ماجرای_کوفه
🌐 کانال فتحنامه
@Fathnamee
فتحنامه
🕯 شمعها در چراغدانها میسوختند و کاخ را روشن میکردند. کفپوشهای مرمرین کاخ در میان نور و سایۀ شمع
🖐 سلام
🧐 شما متوجه نکته این قسمت شدین!
یه جاش میلنگه،نه؟
❓مگه قیس رو خود حضرت به حکومت مصر منصوب نکردن؟
🤔 مگه قیس آدم خوبی نبود، پس این چه جوابی بود به معاویه داد؟
😳 نکنه قیس منافقه؟
قدرت از آن مردمی است که بر محور ولایت اجتماع کردهاند.
✍ شهید سیدمرتضیآوینی
#فتحنامه
#سطر_طلایی
#جنگ_رمضان
🌐 کانال فتحنامه
@Fathnamee
از زخم به نور،
از دل به گنبد طلاییات،
ما را ببین، ای نگین آسمان!
ما را ببین که موج پرچمهایمان چقدر شبیه توست؛
شبیه آن روزی که سر به سر، تن به نیزهها دادید
و از آن زمان، تنها ما ماندیم و دوباره همان نیزهها که اینبار در دستان ما جا خوش کردهاست.
و امروز برمیخیزیم،
سرود کربلا میخوانیم،
و نقش خون دشمانانمان را بر تیغِ برندهٔ این نیزهها تماشا میکنیم.
پس نگاه کن ای جهان، ببین چطور
نور از پلهٔ آسمان میتازد و سیاهی شب را میشکافد؛ ببین که چه زیبا خاکستر مینشیند و دوباره آتش زبانه میکشد.
پردههای شب کنار میرود و تنها یک خورشید در قلبِ این آسمان میدرخشد و
سوار بر اسب طلوع میکند،
و این ما هستیم که همراه او، علمِ
«یا حسین» را به دوش میکشیم.
#فتحنامه
#علم_یاحسین
#جنگ_رمضان
🌐 کانال فتحنامه
@Fathnamee