سلام فرشته اگه تازه وارد کاناا شدی باید بگم ممنونم به ما اعتماد کردی اینجا من کلی پارت دادم که میتونی و فعالیتمم زیاد شده اگه میشه برامون بمون حامیمی 🤍🖤
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غریبه ترین ادما بودی برامن راهمونو زنگی باهم یکی کرد💔
کپی؟ فور بزنی قشنگ تره 🤍
https://eitaa.com/feelinghamim
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای بچه ها : 🎀🎈🎊
برای ما : 🤞🏻🤟👨🕶😎
کپی؟ فور بزنی قشنگ تره 🤍
https://eitaa.com/feelinghamim
حامیم : ارهه برش دار دیگه خوشگلم هست
هلیا : اوکی . واییییی حامیم
حامیم : بله
هلیا : اونو نگاه چه خوشگله تو روروعک خابیده
حامیم : اره خیلی
یک ماه بعد
حامیم : خب خب میبینم نزدیکه بریم بیمارستان بیا ساک هایا رو جمع کنیم
هلیا :ولی چه اسمه قشنگی براش انتخاب کردیم ((هایا ))
حامیم : اره
زبون حامیم
ساک روجمع کردیم راه افتادیم هلیا رو خیلی با دقت گذاشتم تو ماشین و سوار شدم
هلیا : چند روز دیگه با نینیمون میایم با هایا مون
حامیم : ایشاالله
زبون هلیا
رسیدیم بیمارستانو گفتن باید بستری شی تا فردا حامیم هم کارای بیمارستانو انجام داد شب نمیشد نه اینکه ذوق داشته باشم میترسیدم که زنده از اتاق عمل بیرون نیام بالاخره شب شد حامیمو فرستادم بره برای هایا لباس بیاره که صدای در شنیدم در باز شد دیدم مامانمو و مامان حامیمه یکم تعجب کردم
--_______________________________
مامان : اخ اخ مادر من فدای تو نشم قربونت برم خودت داری مادر میشی انشاالله فردا بچم و بغل کنم وایی .
مامان لیلا: وای سلام مادر فدات بشه عروسم قربونت برم نوه مو تو بغلت ببینم من سالیان سال کناره پسرم و نوه ام ببینمت فدات شم .
هلیا : سلام مامان، سلام مادرجون خوبید ممنونم کنار شما
مامان لیلا : هلیا جان فداتشم من غذا درست کردم با مامانت و خودت بخوری .
مامان: دستت درد نکنه لیلا خانم زحماتتو جبران کنیم واقعا کمک کردید واقعا شرایط درست کردن غذا رو نداشتم . خنده
مامان لیلا : خواهش میکنم مائده جان کاری نکردم که بالاخره فامیلیم
هلیا:ممنونم عزیزانم . انشاالله براتون جبران کنم .
نویسنده : پری🦋
پارت : ۴۲