#part65
آوا: بعد چند دقیقه رسیدم خونه فاطمه.
زنگ درو زدم و رفتم داخل
فاطمه: سلام عزیزم خوبی؟!
آوا: خوبم مرسی
فاطمه: چیشده؟
آوا: همه ی داستان رو برای فاطمه تعریف کردم و وقتی داشتم ماجرا رو تعریف میمرذم گریم گرفته بود
فاطمه: واقعا که من همیچین انتظاری اصلا از حامیم نداشتم که بخواد اینجور کنه اتفاقا امروز اومد پیش من تو شرکت گفت تو و آوا باید از آرام فاصله بگیرید خط قرمز من آرامه و این چیزا
آوا: من باید از حامی انتقام بگیرم
فاطمه: اگر بخوای میتونم به آدمام بگم آرامو گیر بیارن تهدیدش کنیم که دیگه دو رو بر حامی نگرده
آوا: نه آرام خودش وقتی فهمید من نامزد حامی ام از حامی فاصله گرفت
من میخوام از حامی انتقام بگیرم
فاطمه: خب یه نقشه ای دارم باید توی کنسرت جلوی همه آبروشو ببریم
آوا: نه اصلا فکرشم نکن
فاطمه: دختر تو از کی تاحالا انقدر مهربون شدی
آوا: من یه فکر دیگه دارم باید کاری کنیم آرام هم با ما همدست بشه باید چندتا مدرک علیه حامی گیر بیاریم که بتونه آرام رو قانع کنه حامی آدم خوبی نیست که آرام هم بیاد توی تیم ما
فاطمه: عوووو نمیدونستم همچین روی وحشتناکی هم داری
آوا: کجاشو دیدی
ادامه دارد...
نویسنده: غزل
هدایت شده از ...
https://eitaa.com/a7h7aa
وایب این چنل🛐
݁ ˒˓ pintsrast family ݁ ˒˓
﹢𓂃
ִֶָ 𖹭 ִֶָ 𖹭 ִֶָ 𖹭 ִֶָ 𖹭 ִֶָ 𖹭
توام به خانواده ی ما اضافه شو🍬💋
هرچی بخواید هست پیک کلیپ و...
💎 *کسب درآمد با دعوت*
🎁 با هر دعوت *120،000 تومان* دریافت کنید 👇
'https://ble.ir/Kasbpolibot?start=1042303852'
🚀 لینک بالا رو کپی کن و برای دوستات بفرست!
💰 هر نفر = 120،000 تومان پول واقعی 🤑
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
پارت های جدییییید😍🤏💖
عزیزمممم چرا از من یزید تر شدیی🦦😀