eitaa logo
فروغ؛
175 دنبال‌کننده
44 عکس
10 ویدیو
0 فایل
وقت آن است که سبز شویم از میانِ خاکِستر. _محتوا؟فی‌الحال. _کپی؟خیر. _هَرچه میخواهَد دلِ تَنگَت بگو:) https://abzarek.ir/service-p/msg/4714434
مشاهده در ایتا
دانلود
‏بپذیریم یا نپذیریم آدمی که دوستمون داشته باشه نمیتونه ازمون بی‌خبر باشه نمیتونه پیام نده نمیتونه زنگ نزنه نمیتونه توجه نکنه حتی اگه بتونه بعد از یه تایمی نمیتونه دووم بیاره اگه دووم آورد یعنی هیچوقت دوستمون نداشته تمام.
خوشبختی رو خیلی از ماها همیشه شاد بودن و داشتن رضایت کامل از زندگی تعریف میکنیم، در صورتیکه این تعریف اشتباه، باعث میشه فکر کنیم خوشبخت نیستیم. اما خوشبختی یعنی با اینکه جنبه‌هایی از زندگیت رو دوست نداری، هنوزم بهش عشق بورزی و با انرژی ادامه بدی. اگر‌ روزایی بی‌حوصله و دلتنگ میشی به خودت سخت نگیری، و بپذیری این هم جزئی از داستان زندگیه. در واقع خوشبختی یعنی با وجود همه حسرت‌ها، مشکلات، و رنج‌ها، باز هم برای رسیدن به آرامش بجنگی.
منِ عزیزم! ببخش که پیش از این‌ها با تو خوب رفتار نمی‌کردم، ببخش که وادارت کردم آدم‌هایی را دوست داشته‌باشی که ارزش فکر کردن هم نداشتند، ببخش که برای موفق‌تر شدنم، تو را نادیده می‌گرفتم و آزارت می‌دادم، ببخش که در کارزار بی‌رحم روزگار, با لجاجت برای خواسته‌هایم ایستادم، آنقدر که برف و بوران اندوه ببارد و موهایت زودتر از موعدش سپید شود. ببخش که نادیده‌ات گرفتم و اجازه دادم غمگین باشی، ببخش که نوازشت نکردم، در آغوشت نگرفتم و تو از بی‌پناهی‌ات به آغوش سرد غریبه‌ها پناه بردی. قول می‌دهم تمام کنم؛ بیش از توانم جنگیدن را، بیش از ظرفیت آدم‌ها محبت کردن را، و بها دادن به آدم‌های اشتباه را. قول می‌دهم بیشترین زمانم برای تو باشد، روزی چندبار با تو در آیینه قرار بگذارم، روزی چندبار در آغوشت بگیرم، موهایت را شانه بزنم، غمگین که شدی آرامت کنم، برایت چای بریزم، دستانت را بگیرم و با تو تمام راه‌های آرام جهان را قدم بزنم. منِ عزیزم! بعد از این تو را بیشتر از هرکسی و هرچیزی دوست خواهم‌داشت و برای شادی‌ات، همه کار خواهم کرد. لطفا مرا به‌خاطر تمام کوتاهی و اشتباهاتم ببخش، دوستت دارم...
حسودِ عزیز! آدم‌ها نه وقتش را دارند، نه حوصله‌اش را تا برای تویی که تمام حواس و تمرکزت را روی زندگی آن‌ها گذاشته‌ای توضیح بدهند که عزیزم! سرت به کار خودت باشد، حسادت از پا درت می‌آوردها! که آب را به جای اینکه زیر پای آنان بریزی و منتظر باشی زمین خوردنشان را ببینی، بریزی روی آتش حرص خودت تا بیش از این‌ها نسوزی، که دیگران اکثرا کفش‌های آهنین دارند و روانی آرام که با پرتاب هر ریزه سنگی متلاطم نمی‌شود. ببین جانم! "حسادت" احساس نفرت‌انگیز و دردناکی‌ست. اینکه تو از موفقیت و شادی و آرامش دیگران دردت بگیرد، نفرت‌انگیز است، اینکه تاب دیدن حال خوبِ آدم‌های دیگر را نداشته باشی نفرت‌انگیز است، اینکه چین بالای پیشانی‌ات از شدت حرصی باشد که برای زندگی و رفتار دیگران خورده‌ای، نفرت‌انگیز است! آدم‌ها که اول و آخر، زندگی‌شان را می‌کنند، تو روی رفتار و دیدگاهت کمی کار کن، به خاطر خودت می‌گویم... این‌جوری زود از پا در می‌آیی. خیلی زود!
تیپیکالا مامانا وقتی دو دقیقه گوشیتو میگیری دستت:
قانون انتظار میگه منتظر هر چی باشی وارد زندگیت میشه! پس منتظر عالی ترین ها باش تا اتفاق بیفتن✨.
دعا می‌کنم هیچ‌وقت ذوقت کور نشود عزیزم! دعا می‌کنم هیچ‌وقت کنار کسانی نباشی که تو را نمی‌فهمند، قدر تو را نمی‌دانند و تو را حیف می‌کنند. دعا می‌کنم بتوانی به موقع بچه باشی، به موقع جوانی کنی، به موقع دیوانه باشی و به وقتش و با آدمِ درستی زندگی کنی. دعا می‌کنم طرد نشوی، بی‌توجهی نبینی و اگر هم دیدی؛ نشکنی! مقاوم باشی! دوام بیاوری! که هنر واقعی این است: تنهاشدن و جا نزدن، طرد شدن و نشکستن، زمین خوردن و برخاستن!!! هنر واقعی این است؛ در هر شرایطی، قبل از هرکسی، روی خودت حساب کردن...
من واقعا از دست خرجای این یارو (خودم) خسته شدم.
میدونین آدم قحط نیست آدمی که بشه براش صد بذاری و پشیمون نشی قحطه
خیلی از ما بزرگترین اشتباه زندگیمون رو نتیجه یک اعتماد می دونیم،اعتماد به کسی که از جفت چشمامون بیشتر قبولش داشتیم و از صفر تا صد زندگیمون با خبر بوده...تا اینکه یه روز به خودمون اومدیم و دیدیم اون آدمی که از همه ی دنیا بیشتر قبولش داشتیم تغییر کرده و حالا تبدیل به کسی شده که داره بیشترین ضربه رو به روح و روانمون می زنه چون از همه ی رازهامون با خبره و نقطه ضعفامون رو می شناسه ... ما رفتارهایی رو ازش دیدیم که فکر می کردیم از هر کسی سر بزنه جز اون...یه روز چشمامون رو باز کردیم و دیدیم تو زندگیمون پر از زخم های عمیقی هست که از خودی خوردیم ، از کسی که یه زمانی نزدیک ترین آدم زندگیمون بوده و بهش اعتماد داشتیم ولی حالا فقط یه غریبه ست ... اونجا بود که پشت دستمون رو داغ کردیم تا به هر کسی اعتماد نکنیم ، تا دیگه تمام رازهامون رو در گوش کسی نگیم ، تا دیگه نذاریم هر کسی اونقدر به ما نزدیک بشه که بتونه بهمون ضربه بزنه ... بعد از اون بزرگترین ترس ما شد اعتماد کردن به آدما... دیگه خیلی سخت اعتماد می کنیم ، به حرفایی که گوشامون می شنوه ، به احساساتمون ، حتی به جفت چشمامون ... خیلی از ما حالا تنهایی رو انتخاب می کنیم چون یه روزی یکی بهمون ثابت کرده « هیچ چیزی از هیچکس بعید نیست ... »
تو یه مرحله از زندگیمم که همه چیز داره بهم فشار میاره، از یه طرف استرس اینده و از یه طرف غصه دغدغه های خانوادمو میخورم از یه طرف باید به حرفایی که پشت سرم میزنن اهمیت ندم و من بین همه اینا گیر کردم…