eitaa logo
Foumani_ir
878 دنبال‌کننده
25 عکس
9 ویدیو
3 فایل
این کانال با هدف اطلاع‌رسانی و انتشار خلاصه‌ مطالب و به‌روزرسانی‌های سایت شخصی اینجانب محمد پور خوش سعادت به نشانی foumani.ir راه‌اندازی شده است.
مشاهده در ایتا
دانلود
🗒️ هیچ توافقی با آمریکا، نمی‌توانست جلوی جنگ را بگیرد ▪️روزنامه اعتماد | سعید لیلاز، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی و اقتصادی: _قطعا واکنش ایران برای امریکا و اسراییل غیرقابل باور بود و اینها تصور نمی‌کردند ایران تا این حد بتواند پاسخ در خور بدهد، مقاومت کند و به طرف مقابل ضربه بزند._ ➖ از نظر مادی (جدا از شهادت رهبر انقلاب که با هیچ عدد و رقمی نمی‌توان حدی برای خسارات آن متصور شد) مجموع خسارتی که ایران به طرف مقابل زده است بیشتر از خساراتی بوده که آنها به ایران زده‌اند. رهبر انقلاب ۴۸ ساعت قبل از شهادت در آخرین سخنرانی‌شان، صحبت‌های تاریخی را بیان کردند و با نظیرسازی حادثه عاشورا با شرایط فعلی و بیان این جمله امام حسین(ع) که فرمودند: «مثل منی با مثل یزیدی، بیعت نخواهد کرد» پیامی مهم به ایرانیان و جهانیان ارسال کردند. حادثه شهادت ایشان بسیار عجیب بود و یک درس آموزنده برای همه تاریخ به جای گذاشت. ➖ برخی رفتار امام (ره) در ماه‌های پایانی عمرشان را با رفتار رهبر شهید انقلاب مقایسه می‌کنند. امام قطعنامه آتش‌بس با عراق را امضا کردند، اما رهبری حاضر به پذیرش خواسته غرب نشدند اما این دو رخداد از نظر ژئوپلیتیک و سیاسی با هم تفاوت داشتند. امام خمینی آتش‌بس را پذیرفتند، چون دو راه پیش رویشان بود و امکانی برای انتخاب داشتند، در حالی که ایالات متحده امریکا جز تسلیم محض، راهی پیش پای ایران فعلی نگذاشته بود. ➖ با ذکر یک خاطره می‌گویم چرا راه دیگری وجود نداشت. در مهرماه ۱۴۰۴ از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتند و خواستند به دفتر ایشان بروم. عده‌ای از استادان و نخبگان و دانشگاهیان هم در این نشست بودند و در سوی مقابل هم اغلب مقامات اصلی شورای عالی امنیت ملی حضور داشتند. آقای لاریجانی گفتند: «موضوع این دعوت این است که به اطلاع شما برسانیم که در جریان مذاکراتی که در نیویورک به وساطت آقای مکرون با ویتکاف صورت گرفت (در پشت صحنه خود ترامپ هم حضور داشت) متوجه شدیم که طرف مقابل خیال توافق ندارد. در این مذاکرات هر اندازه ما امتیاز می‌دادیم، ابتدا مورد توجه ویتکاف و سایر مذاکره‌کنندگان امریکایی قرار می‌گرفت، سپس برای انجام هماهنگی می‌رفتند و باز می‌گشتند، می‌گفتند، کم است، باز هم امتیاز بدهید! این روند تکرار شد تا جایی که متوجه شدیم ایالات متحده اساسا به دنبال توافق با ایران نیست.» ➖ در آن جلسه علی لاریجانی رسما اعلام کرد: «حدس می‌زنیم تا پایان دسامبر ۲۰۲۵ یعنی تا آخر دی ماه یک تهاجم نظامی جدید علیه ایران صورت بگیرد.» می‌خواستند این موضوع با مردم در میان گذاشته شود. اهمیت این اطلاع‌رسانی‌ها در این است که مردم را آگاه می‌کند. برخی تصور می‌کنند، جمهوری اسلامی می‌توانست از جنگ جلوگیری کند. در حالی که به نظرم هیچ حاکمیتی در ایران، نمی‌تواند خواسته امریکایی‌ها را برآورده سازد، چون این خواسته‌ها مساوی با فروپاشی تمامیت ارضی و استقلال ایران است نه فروپاشی جمهوری اسلامی. باز هم این جمله را تکرار می‌کنم، در مواجهه با امپریالیسم یا برده‌اید یا دشمن! راه سومی وجود ندارد. ➖ هیچ گونه توافقی نمی‌توانست جلوی وضعیت امروز را بگیرد. رهبر انقلاب می‌خواست به همه ثابت کند که مساله امریکا، ایران است؛ نه رهبری و فلان فرد و حزب. رهبر شهید انقلاب این حقیقت را با جان خود پیش روی همه ایرانیان تصویرسازی کردند. رهبری اگر می‌خواستند زنده بمانند و از جنگ جلوگیری کنند باید ایران را دودستی تحویل امریکا می‌دادند. هیچ آدم باشرفی دست به چنین اقدامی نمی‌زند، چه برسد شخصیتی در حد و اندازه آیت‌الله خامنه‌ای که همواره بر آزادگی و حریت تاکید داشته است. من در سال ۱۴۰۱ گفتم که بدون قدرتمند شدن امکان زنده ماندن برای ایران وجود ندارد. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان
هدایت شده از خبرگزاری فارس
Mohsen Chavoshi Hasbi Allah (2).mp3
زمان: حجم: 11.3M
🎙 میان دشمن و وطن، ننگ بر آن که شک کند 🔹قطعه جدید محسن چاوشی برای وطن با نام «حسبی‌الله» منتشر شد. @Farsna
هدایت شده از لشکر قدس
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 جواد قارایی: آدم تن فروش باشه اما وطن فروش نباشه، این درد نیست سرطانه 🚨 اخبار دقیق جنگ را از لشکر قدس دنبال کنید https://eitaa.com/joinchat/542441666C7e7c280a3b
دکتر علی لاریجانی بالاخره احراز صلاحیت شد. 💠 باران عدل👇 🆔 @barane_adl
هدایت شده از خبرگزاری بسیج
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎦 سرلشکر پاسدار شهید غلامرضا سلیمانی: هیچ وقت از مرگ و ترور نترسیدم! ✅ @basijnewsir
هدایت شده از کانال مشرق
📣پیام تسلیت رئیس مجلس شورای اسلامی در پی شهادت دکتر علی لاریجانی بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا شهادت پیراهنی است که بر هر پیکری نمی‌نشیند، هنری است که مردان خدا را که بر عهود خود صادق و پایدارند از دیگران جدا می‌کند، عاقبت به‌خیری و آرزوی تمام مجاهدان راه حق است. برادر عزیزم، همسنگر روزهای جنگ با استکبار جهانی، مرد عرصه فرهنگ، رسانه، مدیریت و سیاست، رئیس شجاع ۳دوره مجلس شورای اسلامی و دبیر شورای عالی امنیت ملی، شهید دکتر علی لاریجانی این مقام عالی را درک کرد و با پیکری خونین به دیدار مولای خود، حسين‌بن‌علی علیه‌السلام رفت و انقلاب اسلامی را از نعمت مجاهدی نستوه و سربازی عاشق میهن محروم ساخت. شهادت ایشان، برگ زرین دیگری از افتخارات نهضت شهید پرور خمینی کبیر قدس الله نفسه الزکیه است که به جهانیان ثابت می کند خط سرخ شهادت با ترور متوقف نمی شود و تا نابودی جبهه کفر و نفاق و رفع تهدید و خطر از ایران عزیز و نظام مقدس جمهوری اسلامی ادامه دارد. یقینا مجاهدت‌ها و رشادت‌های این سرباز جان برکف رهبر انقلاب و ملت بزرگ ایران همواره در خاطره جمعی ما خواهد ماند و تاریخ صبوری و ولایت‌مداری او را ثبت خواهد کرد و نسل‌های آینده مردی را به خاطر می‌آورند که تمام طول حیات خویش را در دفاع از انقلاب اسلامی و ایران عزیز سپری کرد. ایشان در دوران پرتنش کشور و پس از جنگ ۱۲ روزه، فداکارانه مسئولیت دبیری شورای‌عالی امنیت ملی را پذیرفت و در انجام وظیفه، لحظه ای کوتاهی نکرد و در مدت زمان اندکی از عروج امام شهید انقلاب، به ایشان پیوست. بدون شک همان‌گونه که صالحی بعد صالح سرزمین ایران را هدایت می‌کند، جای خالی برادر شهیدمان نیز با سربازی رشید و شجاع پر خواهد شد و توطئه استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی به خودشان باز خواهدگشت، این وعده الهی است که خون شهدای ما متضمن پیروزی قطعی و نهایی ایران اسلامی خواهدبود. اینجانب شهادت سیاست‌مدار مظلوم و مقتدر ایران اسلامی، شهید دکتر علی لاریجانی، فرزند برومند ایشان دکتر مرتضی لاریجانی و دکتر علیرضا بیات، معاون امنیت داخلی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و تعدادی از محافظین ایشان را به رهبر معظم انقلاب، خاندان معزز لاریجانی به ویژه آیت الله صادق آملی لاریجانی رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایر اعضای این بیت شریف، با وی و سایر شهدا عهد می بندم راه ایشان را ادامه داده و منتقم عزیزان سفر کرده جنگ تحمیلی امریکایی-صهیونی باشم. محمد باقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی @mashreghnews_channel
یٰامُقَلِّبَ الْقُلوبِ وُالْابْصٰارْ،یٰامُدَبِّرَالَّیْلِ وَالنَّهارْ،یٰامُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَالْاَحْوالْ،حَوِّلْ حٰالَنٰااِلٰی اَحْسَنِ الْحٰالْ در سایه توجهات حضرت بقیه الله الاعظم و به یاد رهبری شهیدِ مظلوم و شهدای دفاع از ایرانِ عزیز،ان شاءالله سال جدید توام با سربلندی و عزت برای ملت شریف ایران و حضرتعالی باشد. ارادتمند محمد پور خوش سعادت
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ رفتار خلاف وحدت؛ یعنی سربازی برای آمریکا و اسراییل 💢 پلاکارد بنویسید، سخنان رهبر شهید و رهبر عزیز انقلاب را بنویسید؛ منتهی مهمترین سخنشان، همان چیزی که مکرر به ما توصیه کردند، همان چیزی که رمز قطعی پیروزی است، همان چیزی که مردم بر اساس آن مبعوث خواهند شد؛ وحدت، وحدت، وحدت... ☑️ @MeysamMotiee
ضرورت بازسازی «ما»ی ملی در ایران پساجنگ محمد پور خوش سعادت جامعه ایران در آستانه دو مناسبت مهم تاریخی ـ(دوم خرداد و سوم خرداد) ـ بار دیگر با یک پرسش بنیادین مواجه است: چگونه می‌توان میان حافظه مقاومت و مطالبه اصلاح، میان امنیت ملی و کرامت اجتماعی، و میان هویت تاریخی و نیازهای نسل جدید، نوعی پیوند پایدار برقرار کرد؟ در چهار دهه گذشته، بخشی از منازعات سیاسی در ایران بر پایه نوعی دوگانه‌سازی شکل گرفته است؛ گویی «ایرانِ مقاومت» و «ایرانِ جامعه» دو پروژه متعارض‌اند. در این روایت تقلیل‌گرایانه، دفاع از استقلال و ایستادگی منطقه‌ای، گاه در برابر خواست مشارکت، آزادی‌های مدنی و اصلاحات اجتماعی قرار گرفته و در مقابل، هرگونه سخن گفتن از جامعه مدنی و مطالبات نسل جدید، به فاصله گرفتن از هویت ملی و مقاومت تعبیر شده است. حال آنکه تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد جامعه ایرانی، هرگز این دو را در تعارض با یکدیگر نفهمیده است. سوم خرداد، صرفاً یک پیروزی نظامی نبود؛ لحظه‌ای بود که جامعه ایرانی توانست از دل بحران، نوعی «همبستگی ملی» تولید کند. خرمشهر را صرفاً ساختارهای رسمی آزاد نکردند؛ این مردم بودند که با اتکا به سرمایه‌های معنوی، حس تعلق ملی و مشارکت اجتماعی، از یک شهرِ اشغال‌شده، نماد عزت ملی ساختند. در سوی دیگر، دوم خرداد نیز تنها یک رخداد انتخاباتی نبود. آن واقعه، بیانگر مطالبه بخشی از جامعه برای شنیده شدن، مشارکت در تعیین سرنوشت و بازتعریف نسبت دولت و جامعه بود. در واقع، جامعه ایرانی در هر دو مقطع تاریخی، یک مطالبه مشترک داشت: حفظ ایران، همراه با حفظ شأن و نقش مردم. حتی در تجربه‌های متأخرتر، از جمله در دوره جنگ رمضان و فضای تنش و تهدید منطقه‌ای، بار دیگر مشاهده شد که جامعه ایرانی، در بزنگاه‌هایی که احساس کند موجودیت، استقلال یا کرامت ملی‌اش هدف قرار گرفته، ظرفیت بالایی برای همبستگی و حضور اجتماعی دارد. حضور و ایستادگی بخشی از مردم در خیابان‌ها در اعتراض به تهدیدات اسرائیل و آمریکا، فارغ از تحلیل‌های سیاسی روزمره، حامل یک معنا بود: هنوز پیوندی عمیق میان جامعه ایرانی و مفهوم استقلال و عزت ملی وجود دارد. مسئله اساسی امروز اما این است که چگونه می‌توان این سرمایه اجتماعی و معنوی را حفظ و بازتولید کرد؟ هیچ جامعه‌ای تنها با اتکا به سازوکارهای امنیتی یا اداری پایدار نمی‌ماند. پایداری سیاسی، پیش از هر چیز، نیازمند «اعتماد عمومی» است؛ اعتمادی که از احساس مشارکت، عدالت، دیده شدن و تعلق به آینده مشترک شکل می‌گیرد. جامعه‌ای که در آن گروه‌های مختلف اجتماعی احساس حذف یا نادیده‌گرفته‌شدن داشته باشند، به تدریج دچار فرسایش سرمایه اجتماعی خواهد شد؛ حتی اگر در سطح رسمی، انسجام ظاهری حفظ شود. از همین رو، ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازسازی یک «روایت ملی جامع» است؛ روایتی که نه حافظه جنگ و مقاومت را انکار کند و نه مطالبات مدنی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را. نسل جدید باید بتواند هم خرمشهر را بفهمد و هم دوم خرداد را؛ هم معنای استقلال را درک کند و هم ضرورت آزادی، رفاه، کرامت اجتماعی و حق مشارکت را. در این میان، نقش نهادهای میانجی ــ از رسانه‌ها و نظام آموزشی گرفته تا دانشگاه، هنر و روشنفکری عمومی ــ اهمیتی تعیین‌کننده دارد. اگر این نهادها نتوانند تعریفی مشترک و غیرحذفی از «ایران» ارائه کنند، شکاف نسلی و گسست اجتماعی عمیق‌تر خواهد شد. جامعه ایران نیازمند بازتعریف مفهوم «عزت» است؛ عزتی که هم استقلال سیاسی را شامل شود و هم کیفیت زندگی شهروندان، امید اجتماعی و احساس امنیت روانی و اقتصادی را. ایرانِ قدرتمند، صرفاً با مؤلفه‌های سخت قدرت ساخته نمی‌شود. قدرت پایدار، زمانی شکل می‌گیرد که جامعه احساس کند بخشی از یک «ما»ی مشترک است؛ «ما»یی که در آن، تفاوت‌های سیاسی و فرهنگی به حذف متقابل منجر نمی‌شود. خرمشهر را مردم آزاد کردند و دوم خرداد را نیز مردم ساختند. نادیده گرفتن هر یک، نادیده گرفتن بخشی از حقیقت جامعه ایرانی است. شاید اکنون، پس از سال‌ها فرسایش سیاسی و اجتماعی، زمان آن رسیده باشد که ایران دوباره بر محور یک «ما»ی ملی بازسازی شود؛ «ما»یی که نه بر حذف دیگری، بلکه بر پیوند میان استقلال، مشارکت، عدالت و کرامت انسانی استوار باشد. http://foumani.ir/post/151 https://eitaa.com/foumani
پایداری و وسوسه «فشار از خیابان» محمد پورخوش سعادت در هر نظام سیاسی، اپوزیسیون برانداز یک نشانی مشخص دارد؛ تلاش برای بی‌اعتبار کردن نهادهای تصمیم‌گیر، تخریب اعتماد عمومی و القای این گزاره که هیچ سازوکار رسمی‌ای دیگر صلاحیت تصمیم‌گیری ندارد. عجیب آنجاست که امروز بخشی از این ادبیات نه از بیرون مرزها، بلکه از سوی جریانی شنیده می‌شود که خود را وفادارترین مدافع نظام معرفی می‌کند. وقتی رئیس‌جمهور خائن است، مجلس منفعل است، شورای عالی امنیت ملی ناتوان است، تیم مذاکره‌کننده سازشکار است، فرماندهان نظامی اهل مماشات‌اند و تقریباً همه مدیران کشور متهم به انحراف و خیانت هستند، سؤال ساده‌ای باقی می‌ماند؛ اگر همه چیز این‌چنین فاسد و منحرف شده، پس این جریان دقیقاً از چه نظامی دفاع می‌کند؟ ادبیات سیاسی پایداری در سال‌های اخیر از نقد عبور کرده و به مرحله نفی مشروعیت تصمیمات رسمی رسیده است. هر تصمیمی که مطابق خواست آنان نباشد، محصول نفوذ، ترس، سازش یا خیانت معرفی می‌شود. در چنین چارچوبی، صندوق رأی، مجلس، دولت، شوراهای عالی و حتی تصمیمات مبتنی بر مصالح کلان کشور، همگی فاقد اعتبار تلقی می‌شوند؛ مگر آنکه دقیقاً همان چیزی را بگویند که این جریان می‌خواهد. این دیگر رقابت سیاسی نیست؛ نوعی تلاش برای تحمیل اراده یک اقلیت پرصدا بر کل ساختار تصمیم‌گیری کشور است. فراخوان‌های مکرر برای فشار خیابانی علیه تصمیمات رسمی، حملات سازمان‌یافته به مسئولان، تحریک افکار عمومی علیه نهادهای قانونی و تصویرسازی از کشوری که گویا تمام مدیران آن به صف خیانت پیوسته‌اند، بیش از هر چیز یادآور پروژه فرسایش اقتدار ملی است. تناقض ماجرا آنجاست که همین جریان، خود را مدافع ولایت معرفی می‌کند اما در عمل چنان تصویری از کشور ارائه می‌دهد که گویی هیچ‌یک از نهادهای زیر نظر رهبری، هیچ‌یک از فرماندهان منصوب رهبری و هیچ‌یک از سازوکارهای قانونی نظام، شایستگی تصمیم‌گیری ندارند. حاصل این روایت، نه تقویت رهبری، بلکه القای ضعف ساختار سیاسی و تخریب اعتماد عمومی است. جامعه‌شناسان از پدیده‌ای سخن می‌گویند به نام «رادیکالیسم خودویرانگر»؛ جایی که یک جریان سیاسی آن‌قدر در حذف و تخریب دیگران افراط می‌کند که در نهایت پایه‌های همان ساختاری را می‌زند که مدعی دفاع از آن است. امروز نشانه‌های این بیماری به‌وضوح در رفتار سیاسی پایداری قابل مشاهده است. جریانی که هر مخالفی را خائن می‌نامد، هر تصمیمی را سازش می‌خواند، هر توافقی را تسلیم معرفی می‌کند و هر نهادی را متهم به انحراف می‌سازد، عملاً در حال تولید بی‌اعتمادی سازمان‌یافته است. بی‌اعتمادی نیز اگر فراگیر شود، نه دولت را زمین می‌زند و نه مجلس را؛ بلکه کلیت نظام سیاسی را با بحران سرمایه اجتماعی مواجه می‌کند. تندروهایی که امروز از تریبون‌های مختلف مردم را به مقابله با تصمیمات رسمی فرا می‌خوانند، باید پاسخ دهند که مرز میان کنش سیاسی و فشار بر حاکمیت کجاست؟ مرز میان نقد و بی‌اعتبارسازی نهادهای کشور کجاست؟ و مرز میان دفاع از نظام و تضعیف مستمر آن در برابر افکار عمومی کجاست؟ واقعیت این است که بخشی از جریان پایداری سال‌هاست خود را نه یک بازیگر درون نظام، بلکه قیم نظام تصور می‌کند؛ گویی تنها آنان حق تشخیص مصلحت دارند و سایر نهادها صرفاً تا زمانی معتبرند که با آنان هم‌نظر باشند. این نگاه، بیش از آنکه انقلابی باشد، نوعی انحصارطلبی سیاسی است که در بزنگاه‌های حساس می‌تواند به خطرناک‌ترین شکل ممکن، انسجام ملی را هدف قرار دهد. هیچ تهدیدی برای یک کشور بزرگ‌تر از آن نیست که گروهی در درون آن، به نام دفاع از نظام، اعتماد مردم به همه ارکان نظام را تخریب کنند. تاریخ نشان داده است که فروپاشی سرمایه اجتماعی، همیشه از بیرون آغاز نمی‌شود؛ گاهی از درون و به دست کسانی رقم می‌خورد که خود را مالک حقیقت مطلق می‌پندارند. http://foumani.ir/post/152 https://eitaa.com/foumani
پسا تفاهم؛ چه کسانی با وحدت ملی مسئله دارند؟ محمد پور خوش سعادت در علم سیاست، میان اپوزیسیون بیرونی و مخالفت درون‌ساختاری تفاوتی روشن وجود دارد؛ اولی اصل نظام را هدف می‌گیرد و دومی در چارچوب آن به نقد راهبردها می‌پردازد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که یک جریان درون‌ساختاری، نه در مقام نقد، بلکه در هدف‌گیری سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام ملی، رفتاری شبیه اپوزیسیون در پیش می‌گیرد. پس از تفاهم راهبردی اخیر، با پدیده‌ای فراتر از یک اختلاف سیاسی مواجهیم. برخی جریان‌ها اختلاف نخبگانی را به شکاف اجتماعی تبدیل کرده‌اند؛ شکافی که در آن رقیب نه صاحب نظر متفاوت، بلکه خائن، منحرف و سازشکار معرفی می‌شود. جامعه‌ای که اختلاف نظر را به خیانت ترجمه کند، ظرفیت گفت‌وگو را از دست داده و به سمت نزاع هویتی حرکت می‌کند. این در حالی است که رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی بر انسجام ملی و پرهیز از اختلافات پوچ تأکید کردند. اما برخی دقیقاً در مسیر معکوس حرکت می‌کنند؛ به جای بازسازی همبستگی، شکاف می‌آفرینند؛ به جای اعتمادسازی، بی‌اعتمادی تولید می‌کنند . سرمایه اجتماعی مهم‌ترین پشتوانه هر کشور در شرایط بحران است؛ اما برخی رفتارها در مسیر فرسایش آن قرار دارد. تصویری از حکمرانی ارائه می‌شود که گویی همه نهادها منحرف‌اند و تنها یک جریان خاص بر حق ایستاده است. نتیجه چنین رویکردی، القای چندپارگی در ساختار سیاسی و تضعیف اعتماد عمومی به نهادهای رسمی است. تلخ‌تر آنکه همان کسانی که سال‌ها فشار خیابانی را فتنه می‌نامیدند، امروز خود به استراتژی فشار از خیابان روی آورده‌اند. تجمع، تهییج افکار عمومی و دوقطبی‌سازی جامعه ناگهان به کنشی انقلابی تبدیل شده است. اگر فشار خیابانی خطا بود، چگونه امروز فضیلت شده است؟ این دوگانگی، بازی با امنیت روانی جامعه و انسجام ملی است. در این منطق، تحمل تکثر ناممکن شده است. هرکس با تحلیل آنان درباره مذاکره، دولت یا مجلس همراه نباشد، متهم می‌شود. اختلاف نظر به خیانت و نقد به حذف ترجمه می‌شود؛ رفتاری که بیش از هر چیز از هراس نسبت به صدای متفاوت حکایت دارد. کشور به ثبات نیاز دارد، اما آنان از التهاب ارتزاق می‌کنند و با بازتولید ادبیات بحران، فضای عمومی را در اضطراب نگه می‌دارند. حمله همزمان به دولت، مجلس، مجمع تشخیص، شورای عالی امنیت ملی و چهره‌های باسابقه انقلاب، صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه به مشروعیت‌زدایی از نهادهای تصمیم‌گیر می‌انجامد. جامعه چنین پیام می‌گیرد که گویا هیچ مرجعی جز این جریان خاص صلاحیت تصمیم‌گیری ندارد. ریشه این رفتار را باید در انحصارطلبی در تعریف انقلابی‌گری جست‌وجو کرد؛ گویی تنها مرجع تشخیص حق و باطل، همین جریان است و دیگران باید از صافی تأیید آنان عبور کنند. طنز تلخ ماجرا آنجاست که سال‌ها مجلس ششم به دلیل تحصن و فشار سیاسی محکوم شد، اما امروز همان روش‌ها با ادبیاتی متفاوت بازتولید می‌شود. تفاوت در شعارهاست، نه در شیوه‌ها؛ فشار سیاسی، بی‌اعتبارسازی نهادها و استفاده از خیابان برای تحمیل اراده. هزینه این رفتارها، فرسایش سرمایه اجتماعی است. مردم با مشاهده این نزاع‌ها، دعوا را بیش از آنکه بر سر آرمان‌ها بدانند، رقابتی بر سر قدرت تلقی می‌کنند. نتیجه، کاهش اعتماد عمومی، سرخوردگی بدنه اجتماعی و افت مشارکت است. اقتصاد توجه در شبکه‌های اجتماعی نیز به این روند دامن می‌زند. هرچه سخن تندتر باشد، بیشتر دیده می‌شود و رادیکالیسم به سرمایه سیاسی تبدیل می‌گردد؛ اما هزینه این جنجال‌آفرینی را مردمی می‌پردازند که بیش از هر چیز به آرامش، امید و عقلانیت نیاز دارند. امروز کشور با تهدیدهای پیچیده خارجی روبه‌روست. دوگانه‌سازی میان «انقلابی واقعی» و «غیرواقعی» چیزی جز تضعیف همبستگی ملی نیست. انرژی کشور باید صرف مقابله با تهدیدهای بیرونی شود، نه فرسایش در نزاع‌های درونی. در نهایت، دعوای امروز صرفاً بر سر مذاکره نیست؛ نزاع بر سر آینده قدرت و گفتمان انقلاب است. مخالفت‌های سازمان‌یافته با چهره‌های باتجربه را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. برخی برای حفظ جایگاه انحصاری خود در آینده، حاضرند هزینه‌های سنگینی را بر کشور تحمیل کنند. امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به اعتماد، عقلانیت و انسجام نیاز دارد. معیار روشن است؛ هر کنشی که سرمایه اجتماعی را تقویت کند، در خدمت منافع ملی است و هر رفتاری که شکاف را تعمیق بخشد، در مسیر تضعیف آن قرار دارد. مسئله، پیروزی یک جناح نیست؛ مسئله، حفظ ایران و صیانت از سرمایه اجتماعی ملت است. سیاست‌ورزی مسئولانه یعنی ترجیح منافع ملی بر منافع گروهی، عقلانیت بر هیجان و وحدت بر تفرقه. اکنون زمان انتخاب است؛ میان ساختن یا شکستن، انسجام یا شکاف، و ایران یا منافع یک جریان سیاسی. http://foumani.ir/post/153 https://eitaa.com/foumani
پسا تفاهم؛ رهبری در برابر سیاستِ شکاف محمد پور خوش سعادت مهم‌ترین بخش پیام رهبر معظم انقلاب درباره تفاهم‌نامه میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا شاید نه اصل تفاهم، بلکه آنجاست که رهبر انقلاب با صراحت می‌فرمایند: «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم.» این جمله کوتاه، حامل یکی از عمیق‌ترین درس‌های حکمرانی است. رهبری نظام نه نظر شخصی خود را بر همه ارکان کشور تحمیل می‌کند و نه اختلاف دیدگاه را به بحران سیاسی تبدیل می‌سازد. ایشان در عین داشتن دیدگاه متفاوت، به تعهد مسئولان کشور، سازوکارهای قانونی و مسئولیت‌پذیری نهادهای رسمی اعتماد می‌کنند و تصمیم را در چارچوب منافع ملی مدیریت می‌نمایند. اینجاست که مرز میان رهبری ملی و سیاست‌ورزی جناحی آشکار می‌شود. سیاست‌ورز جناحی جهان را از دریچه پیروزی و شکست گروه خود می‌بیند؛ اما رهبر یک ملت ، امنیت، اقتصاد، انسجام اجتماعی، تهدیدهای خارجی و آینده کشور را به صورت همزمان در نظر میگیرد. او مسئول یک جریان سیاسی نیست؛ مسئول یک ملت است. پیام در واقع بیانیه‌ای در دفاع از عقلانیت حکمرانی است. پیامی که نشان می‌دهد حتی در حساس‌ترین موضوعات نیز می‌توان اختلاف نظر داشت اما کشور را وارد نزاع و دوگانگی نکرد. می‌توان نظر متفاوت داشت اما اعتماد عمومی را تخریب نکرد. می‌توان منتقد بود اما نهادهای تصمیم‌گیر کشور را بی‌اعتبار نساخت. متأسفانه دقیقاً در همین نقطه است که بخشی از جریان‌ها دچار خطای راهبردی شده‌اند. سال‌هاست که ادبیاتی در فضای سیاسی کشور شکل گرفته که هر تصمیمی خارج از دایره مطلوب آنان را با برچسب‌هایی نظیر سازش، نفوذ، خیانت و انحراف مواجه می‌کند. در این روایت، دولت مشکل دارد، مجلس مشکل دارد، شورای عالی امنیت ملی مشکل دارد، تیم مذاکره‌کننده مشکل دارد و هر شخصیت که با آنان هم‌نظر نباشد نیز متهم به عدول از اصول می‌شود. واقعیت آن است که چنین رویکردی نوعی مشروعیت‌زدایی مستمر از ساختار حکمرانی است. نتیجه طبیعی این رفتار نیز چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی نخواهد بود. رهبر انقلاب در این پیام دقیقاً در نقطه مقابل این رویکرد ایستاده‌اند. ایشان به جای تعمیق شکاف‌ها، بر مسئولیت‌پذیری نهادها تأکید می‌کنند؛ به جای دامن زدن به اختلافات، کشور را به سمت انسجام هدایت می‌کنند و به جای تشدید دوقطبی‌ها، منافع ملی را محور قرار می‌دهند. ، پیام رهبر انقلاب را باید پیامی برای آینده نیز دانست. پیامی که نشان می‌دهد در دوران پیچیده پیش‌رو، کشور بیش از هر چیز به عقلانیت، خویشتنداری و انسجام نیاز دارد. این پیام در عین حال آزمونی برای همه مدعیان ولایت‌مداری نیز هست. اگر رهبر انقلاب با وجود داشتن نظر متفاوت، در چارچوب مصالح کشور از تصمیم نهادهای مسئول حمایت می‌کنند، آیا کسانی که خود را پیرو ولایت می‌دانند نیز حاضرند همین منطق را بپذیرند؟ آیا ولایت‌مداری صرفاً در تکرار شعارها معنا پیدا می‌کند یا در تبعیت از عقلانیت و مصلحتی که رهبری در مدیریت کشور به نمایش می‌گذارند؟ امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به آرامش نیاز دارد. مردم از نزاع‌های فرسایشی، دوقطبی‌سازی‌های بی‌پایان و رقابت‌های پرهزینه سیاسی خسته‌اند. آنچه افکار عمومی مطالبه می‌کند امید، ثبات، عقلانیت و مسئولیت‌پذیری است 29-3-1405 http://foumani.ir/post/154 https://eitaa.com/foumani