eitaa logo
𝖵𝗂𝗌𝗂𝗈𝗇
42 دنبال‌کننده
12 عکس
9 ویدیو
1 فایل
04'40
مشاهده در ایتا
دانلود
راستش نمیدونم امروز چه رنگی بود. آبیِ آسمونی؟ یشمی؟ سبزِنعنایی؟ نارنجیِ غروبی؟ زرشکی؟ و یا حتی خاکستری؟ نمیدونم. هم‌ بی‌رنگ بودم و هم‌‌رنگی،انگاری تمام عواطفی که ممکن بود رو توی امروز و ساعاتی که گذروندم تجربه کردم. هنوزم توی همون باتلاقی که ساخته‌‌م یا شایدم برام ساخته شده دست و پا میزنم و تلاش میکنم که خودم رو بیرون بکشم،نمیدونم این‌بار قراره چجوری موفق بشم و اون دستی که به سمتم دراز شده چی میتونه باشه؛اما من هنوز زندم،این‌جام و روشنایی رو می‌سازم.
و منتظر طلوع خورشید میمونم تا همه‌چیز رو به تاریکی شب بسپرم.
کل کائنات هرشب دست به دست هم میدن که ما نخوابیم
هدایت شده از غینِ غم
شبها تصمیمات حیاتی‌ای می‌گیرم. صبح‌ها یادم میرود.
هدایت شده از UN
اگر خونت در مخفی داشت ، پشتش اتاقی بود که دیوارهاش با نقشه‌های قدیمی پوشیده شده بود . تو وارد که میشی ، بوی کاغذ زردشده و جوهر محو‌شده کل بینیتو پر می‌کنه . میز بزرگی توی وسط اتاق قرار داره و روش پرگار و قطب‌نما و مدادهایی با نوک‌های ساییده دیده میشه . هر نقشه به یه جایی اشاره میکنه که یا هرگز نبوده و یا در خاطره‌ای گم شده . توهم گم شدی . پخ : https://eitaa.com/fourtyfour
وای ممنونم،خیلی دوستش داشتم خیلی جالب میشد اگه واقعا همچین اتاقی رو توی پشت خونم داشتم و اینکه عاشق نقشه های قدیمی‌ام:(
دیگه حتی برنامه‌ریزی معکوس هم برای تنظیم ساعت خوابم اثر نمیکنه
شاید مثلا من خیلی پرتوقع‌ام که فکر میکنم بعد از ماه‌ها پنج صبح خوابیدن میتونم در یه شب تصمیم بگیرم که ساعت ده خواب باشم
بلااستثنا هرشب غصه این رو میخورم که پنجره‌ام دید خیلی خوبی به آسمون نداره
طبق محاسباتی که چندروز پیش روی بالاپشت‌بوم انجام دادم اگه توی طبقه آخر ساختمون روبه‌روییمون زندگی میکردم دید فوق‌العاده‌ای به آسمون و طلوع آفتاب داشتم
حداقل الان میتونم قسمتی از آسمون رو ببینم،خونه‌ی قبلی‌ تنها چیزی که معلوم بود دیوار بلندِ ساختمون بغلی بود