بنده لباس گشاد پوشیدم، و در حال انجام کار های دخترونه ( پاسور بازی کردن و متال گوش دادن ) بودم
بعدشم پرده ها رو زدم کنار دیدم به به عجب نوری، جون میده برای رسیدگی به گل و گیاها (گیسوکمندای نازم)
نمایشنامه گوش دادم و با معلمای مورد علاقم کلاس داشتم (حتی اشتباه جواب دادم گفت اشکال نداره دخترممم😭😭😭😭😭)
تازه اتاقمم جمع کردم که برای خودش معجزه ای محسوب میشد، نهارمونم خیلی خوشمزه بود برام.
اره خلاصه که زندگی جریان دارد
ایدهای ندارم.
نصفه شب هم تا صبح به رسم تابستون میشینیم ریاضی مینویسیم
ریاضی تو چه آواری بودی که بر سرم خراب شدی.
اینجا کجاست تو کیای من چرا اینجا عضوممشیعتسعیحسقهفسحعع۶فف۶ف؟؟﷼_#/__=_#
-------
من خودم از اینجا میترسم =)
سلام،
شما یه نامه از طرف ایده ای ندارم دارید!
این پیام رو فور کنید و یه کلمه دلخواه بگید☆ تا من:
🏙 ~درمورد کلمه ای که انتخاب کردید براتون بنویسم
🌃~یه بریده کتاب تقدیمتون کنم
🌠~و بگم اگه شما یه جرم آسمانی بودید، چی میشدید.
پیشاپیش از همکاریتون متشکرم!
لینکاتونو شوت کنید اینجا
پ.ن: من برای تقدیمیا وقت میذارم ، برا همین زمانبره و در نتیجه ممکنه اماده کردنشون طول بکشه.