تنها روشم برای مقابله با این بحرانِ زجر کش کننده اینه که به همین پلن روضه گوش دادن و چایی خوردن ادامه بدم
گاها اشکا گوشه پیرهنمو خیس میکنن یا مثلا چایی تو حلقم گیر میکنه واسه خاطر همون مقدار عظیمِ سنگِ بغض
الان باید به کدومیک از ائمه متوسل بشم؟ افرین کل ۱۴ معصومو گرو میزارم که امشب به خیر و شادی بگذره
جاحرفی
این اتیش غممو بیشتر شعله ور میکنه
جدی جدی این امام حسین و کربلاش با ما چیکار کرد :))))))))))))))))))))))
از چی کربلا بگم که این ذهن مشوش آروم بگیره؟ هرچی بگم که هی بیشتر دوز غممو میبره بالاتر
"خاطره بازی میکنم با خاطراتم
فرقی نداره شب و روز تو کربلاتم
نفس به نفس میگم حسین
منو ببرم حرم حسین
عزیزم حسین" :)
"کمکم کن که یه جور بشم خودت حظ کنی حسین :)
من سر به هوام سر به زیرم کن
تو راه همین روضه پیرم کن"