جاحرفی
این اتیش غممو بیشتر شعله ور میکنه
جدی جدی این امام حسین و کربلاش با ما چیکار کرد :))))))))))))))))))))))
از چی کربلا بگم که این ذهن مشوش آروم بگیره؟ هرچی بگم که هی بیشتر دوز غممو میبره بالاتر
"خاطره بازی میکنم با خاطراتم
فرقی نداره شب و روز تو کربلاتم
نفس به نفس میگم حسین
منو ببرم حرم حسین
عزیزم حسین" :)
"کمکم کن که یه جور بشم خودت حظ کنی حسین :)
من سر به هوام سر به زیرم کن
تو راه همین روضه پیرم کن"
میگن اگه تو کربلا رفتن مصر باشین دعوت میشین حتما
میشه دعوت کنین دوباره منو؟ لطفا :)
جاحرفی
احوالاتم مقبول بود. انگار نه انگار که صبح امروز غافل از تمام مشقت های این جهان فانی سرگرم و مست در
اینکه گذشت ولی امیدوارم این یکی دیگ فقط نگذره بلکه درست شه..
از روی نگاها و خنده ها میشه فهمید طرف باهات چند چنده
اون خطوط کنار چشاش که خیلی مشتاق دیدنشونم ولی نصیبم نمیشه حتی اگرم ببینمش واسه من نیس من ادمی نبودم که بتونم باعث ایجاد این حالات تو طرف مقابل بشم..