13.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاه رزمایش کشورم ایران، رزمایش دلاورمردان نظامی با سلاح سخت در آب و خاک و هواست و گاه رزمایشش، در موسیقی و شعر و اثر هنری است.
امروز در رزمایش سخت و نرم وطن ببینید که قلم و بیان ما نیز همچون سلاح سخت نظامی، تیز و بران است و به دشمنان هشدار میدهد...
اینجا ایران است نه ...
@ghalamenajib
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر تا دیروز تردید داشتم که مسئله حجاب در جامعه امروز ما بیش از آنکه سیاسی باشد فرهنگی است؛ امروز قاطعانه عرض میکنم که مقولهی حجاب در دنیای کنونی یکی از مهمترین عناصر سیاسی جامعهی ما و حتی جوامع دیگر است.
حتی به جرأت میتوان گفت مسئلهی حجاب رابطهی تنگی با ایران قوی دارد. یعنی جنگی با پیشرفت در ایران به سبک مسئلهی زن و حجاب صورت گرفته است.
وقتی شاهد این هستیم که فرد معتقد یا علاقهمند به حجاب را تهدید به مرگ و نابودی میکنند؛ نمیتوان به این نتیجه نرسید که مقولهی حجاب به یک مقولهی سرنوشتساز تبدیل شده، تمرکز و توجه به آن اهمیت دارد و کشف راهکارهای حفظ و ترویج آن در شرایط کنونی جهادی بس عظیم است.
از سوی دیگر به نظر میرسد افراد تخریب و تهدید کننده، لزوماً همهی افراد مخالف حجاب نیستند چرا که بسیاری از بدحجابها و بیحجابها که ظاهرا به مخالفت با حجاب برخاستهاند افراد بیدین و بیاعتقاد به انقلاب اسلامی نیستند. بسیاری از این بانوان اهل مذهب و دیانتند.
پس این افراد چه کسانی هستند و از کجا تغذیه میشوند؟
به نظر میرسد که این افراد تهدیدکننده جریانی هدایت شدهاند که مقابله با آنها پیگرد قانونی و امنیتی میطلبد.
✍زينب نجيب
@ghalamenajib
غربت رمضان در برخی مدارس
اولین، مهمترین و موثرترین نهاد هر جامعهای به طور قطع، بعد از خانواده، مراکز آموزشی و پرورشی آن جامعه است. چرا که مهمترین عنصرِ پیشرفت هر کشور افراد آن جامعه است. در میان تمامی مراکز تربیتی، نهاد آموزش و پرورش والاترین و عمدهترین نقش در هویتسازی را ایفا میکند زیرا در سنین ابتدایی حیات بشر وارد زندگی او شده و نقش بسزایی خواهد داشت.
حال سؤال اینجاست که در جامعهی ما آموزش و پرورش کجای نقشهی تمدنسازی و هویتسازی ایستاده است؟ گفته نشد؛ کجا قرار گرفته است؟ زیرا آشکار است که در این نقشه باید در رأس باشد و هست. اما پرسیده شد؛ کجا ایستاده است؟ یعنی؛ تا به امروز خود را تا کجا رشد داده و چقدر در این مسیر موفق بوده است؟
سؤالات از این دست در مقولهی عملکرد آموزش و پرورش، بسیار است اما در این فرصت نگارنده قصد تحلیل و بررسی دقایق این مسئله را ندارد و تنها با هدف مقدمهای بر ضرورت بررسی عملکرد این نهاد از آن عبور کرده و به بررسی مصداقی ملموس بهنام روزهخواری علنی در برخی مدارس میپردازد. ناگفته نماند که نگارنده هرگز نگاه صفر و صدی به عملکرد این نهاد ندارد و به وجود نقاط قوت بسیاری در کارنامهٔ آن از جمله تلاش در تأمین محتوای مناسب در کتب درسی و غیر درسی، برگزاری مسابقات و جشنهای مناسبتی و ...اذعان دارد.
اما مسئلهی امروز، روزهخواریِ آشکار دانشآموزان در فضای به اصطلاح تربیتی مدارس است. در این رابطه چند سؤال پرسیده میشود و قضاوت آن را به عهدهی مخاطب میگذاریم.
۱. آیا یک انسان که در مهمترین مرکز آموزش و پرورش کشور به تربیت آن مبادرت ورزیده شده است و برای شکلگیری و رشد هویت او تلاش و هزینه میشود نباید با اوّلیات احترام به ماه مبارک رمضان آشنا باشد؟ قطعا افراد در امر روزهداری آزادند و تکلیف و تشخیص آن حکمی فردی میطلبد. مسئله این است که آیا افرادی که به هر دلیل در جرگهی روزهداران نیستند؛ نباید به این میزان از فهم و شعور برسند که در مقابل افراد روزهدار و در ملأ عام به خوردن و آشامیدن نپردازند؟ اگر در مدرسه این اصول را نیاموزند؛ کجا برای آنها نهادینه شود؟ آیا وجود معضل روزهخواری علنی در جامعهی امروز نتیجهی کوتاهی نهادهایی همچون آموزش و پرورش نیست؟
۲. تا بهحال دقت کردهاید که در بیمارستانها اتاق کوچک و دور افتاده را برای استراحت و سیگار کشیدن پرسنل آنجا تعبیه کردهاند؟ این کار به دلیل حفظ سلامت بیماران است. خب، فکر کردن و خرج کردنِ کمی خلاقیت برای حل معضل روزهخواریِ علنی دانش آموزان در مدارس برای سلامت روحی و اخلاقی دانشآموزان و در مرحله بعدی سلامتی اخلاقی جامعه ضروری نیست؟ شاید مثال، مثال مناسبی نبوده باشد، چرا که روزهداران یک جامعه از کوچکترین تا بزرگترین آنها قطعا از سالمترین افراد جامعه چه از نظرجسمی و چه از نظر فکری هستند و نباید با بیماران بیمارستان مشتبه شوند اما به قول اهل فن در مثال مناقشه نیست. هدف تنها بیان ضرورت تلاش و غیرت و مسئولیتپذیری افراد در جهت حفظ فضای شایسته برای یک جامعهی اسلامی است. بهنظر میرسد حتی پیشنهاد مکانی برای روزهخواران در مدرسه پیشنهاد مناسبی نباشد چرا که باز هم حرمت ماه مبارک حفظ نخواهد شد و شاید بسترساز تشویق به روزهخواری شود. پس متولیان امر باید به دنبال راهکار مناسبی باشند.
۳.همهی ما به وفور شاهد عزم و ارادهای جدی در مدارس برای پیشرفت تحصیلی دانشآموزان و رقابتهای دیگر مثل مسابقات علمی_فرهنگی و... بین مدارس بودهایم تا آنها در بحث رتبهبندیها و گزارشات به مناطق از یکدیگر کم نیاورند. حتی گاهی با طرحهایی مواجه بودهایم که نهتنها تربیتی نبوده بلکه فقط دانشآموزان را در یک رقابت بیامان قرار میدهد. بدینترتیب، چطور مدارس نمیتوانند با همین اراده درس انسانیت به فرزندان خود دهند؟ آیا روزهخواری در مقابل چشم همکلاسی، که اغلب با بوی غذا و خوراکی همراه است رنگی از انسانیت دارد؟ آیا باز بودن بوفهی مدارس در ایام ماه مبارک، محلی از اعراب دارد؟ آیا خود این عمل نیز نوعی تشویق به روزهخواری نیست؟
درخواست نگارنده و بسیاری از دغدغه مندان در این مسئله این است که:
✅مدرسه تنها مرکز یادگیری پیچیدهترین فرمولهای منطق، ریاضی، فیزیک، شیمی و یا حفظ چند شعر و وزن، کلمه ترکیب و اطلاعات تاریخی و جغرافیایی نیست مدرسه نماد و نهاد هویتسازی یک جامعه است شاید بتوان با چند فرمول توسعه یافت اما هرگز پیشرفت بهمعنای دقیق و حقیقی آن حادث نخواهد شد زیرا پیشرفت در گرو تحقق انسانیت و معنویت است.
✍زينب نجیب
@ghalamenajib
به جز از علی نباشد به جهان گره گشایی
طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی
چو به کار خویش مانی در رحمت علی زن
به جز او به زخم دل ها ننهد کسی دوایی
ز ولای او بزن دم که رها شوی ز هر غم
سر کوی او مکان کن بنگر که در کجایی
بشناختم خدا را چو شناختم علی را
به خدا نبرده ای پی اگر از علی جدایی
علی ای حقیقت حق علی ای ولی مطلق
تو جمال کبریایی تو حقیقت خدایی
نظری ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن
تو که یار دردمندی تو که یار بینوایی
همه عمر هم چو شهری طلب مدد از او کن
که به جز علی نباشد به جهان گره گشایی
شعر از عباس شهری
@ghalamenajib
همتراز با ۲۲ بهمن
روز قدس همتراز و همپایه با روز ۲۲ بهمن به چه معناست؟ این عبارت چه قصدی دارد و چه آرمانی را دنبال میکند؟
این جملهایست که بارها به مناسبتهای مختلف از زبان شهید سلیمانی عزیز شنیده شد. توجه ایشان به مسئلهی فلسطین و نقش ایران در حمایت از ملت و مقاومت فلسطین تا جایی است که او را شهید قدس مینامند.
بررسی خدمات این مرد بزرگ به جهان اسلام بالاخص، فلسطین عزیز و کمک و تجهیز آنها با تلاش و ابتکارِ او، بر کسی پوشیده نیست. با یک جستجوی ساده میتوان به اطلاعات برخی از عملیاتهای ایشان و قهرمانیهای او دست یافت. هرچند سالها باید بگذرد که به عمق شخصیت ایشان دست یابیم و به کُنه سخنان او پیبریم.
در این یادداشت سعی شده است تا در حد بضاعت به تحلیل یکی از بیانات ایشان بپردازیم.
از آنجا که حاج قاسم شاگرد مکتب خمینی کبیر بود؛ به نظر میرسد با سیری در سخنان امام خمینی(ره) راه برداشتی شایسته برویمان باز شود.
امام خمینی در روز مقابله مستضعفین با مستکبرین، به عنوان روز جهانی قدس می فرماید:
"«روز قدس» یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلۀ مستضعفین با مستکبرین است. روز مقابلۀ ملتهایی است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر امریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند... روز قدس روزی است که باید سرنوشت ملتهای مستضعف معلوم شود، باید ملتهای مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. باید همانطور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید و خواهد مالید، تمام ملتها قیام کنند و این جُرثومههای فساد را به زبالهدانها بریزند." (صحیفه امام جلد ۹ ص ۲۷۶)
چند نکته از این بیاناتِ امام قابل احصاء است:
۱. روز قدس مخصوص فلسطین نیست؛ روز همهی آزادیخواهان جهان است زیرا تنها، روز مبارزهی مردم یک منطقه با دشمنانش نیست، بلکه روز مقابله ملتهایی است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر آمریکا هستند یعنی مبارزه در مقابل ابرقدرتها.
۲. روز آماده شدن و تجهیز در مقابل مستکبران جهان است. زیرا وحدت در اعلام برائت از دشمنان انسان و انسانیت خود بستری برای آمادگی و تجهیز مادی و معنوی انسانهاست.
۳. روز اعلام و ابراز وجود ملتهای مستضعف است زیرا با حضور سیل جمعیتهای استکبارستیز در تمام نقاط این کرهی خاکی، وحشتی خانمانسوز بر دل دشمنان حاکم میشود.
۴. روز الگوگیری از قیام ملت ایران در انقلاب ۵۷ و پایداری در این مسیر در به خاک مالیدن بینی دشمنان اسلام است.
زیرا همانطور که ملت ایران توانست با وحدت و مقاومت عامل بیرون راندن طاغوت از مرزهای سرزمینی خود شود فلسطین و فلسطینیان و همه مظلومان جهان خواهند توانست.
بدینترتیب، با توجه به اشتراک آرمانهای قیام ملت ایران و پایداری ملت فلسطین، روز قدس برای ما به همان اندازه اهمیت دارد که روز پیروزی ما در ۲۲ بهمن ۵۷.
بنابراین، با عنایت به بیانات امام و جملهی ناب سردار رشید حاج قاسم سلیمانی میگوییم:
نه ۲۲ بهمن ایران متعلق به یک کشور است و نه روز قدس متعلق به یک مکان کوچک در غرب آسیا، بلکه هردو، انقلابی است در مسیر انقلاب مهدوی و متعلق به همه آزادیخواهان جهان.
✍زينب نجیب
@ghalamenajib
شب جمعه، شب قدر، در آستانهی روز جهانی قدس، در لحظات آسمانی شدنش یادی کنیم از او و گریههایش...شاید شفاعتی کند و مرگ ما را هم شهادت رقم زنند...
اللهم صل علی محمد و آل محمد
@ghalamenajib
اندر احوالات مقولهی دینداری مردم
قسمت اول
امروز در برخی محافل به اصطلاح روشنفکرانه و به قلم تاریکاندیشانِ روشنفکرنما مطالبی شنیده و خوانده میشود که نه به طرز ماهرانه و هنرمندانه که به شیوهای ناشیانه و مغرضانه چنان مغالطات را به هم تنیدهاند که تنها تشویق همقطاران خود را با خود همراه میکنند و همیشه سوسوی امیدی به پذیرش آن از سوی عموم مردم دارند. البته در بسیاری از موارد، این مردم هستند که در بزنگاهها مسیری خلاف آنچه آنان ترسیم کردهاند انتخاب میکنند.
و اما سخن ایشان درباب جایگاه دین در جامعه ایرانی👇
موارد استدلال ایشان بدین گونه است:
۱. فرود دینداری در سالهای اخیر آن هم با شیب تند.👈 البته هیچ سندی بر این قول ارائه نمیشود و صرفاً در مقام یک ادعا باقی میماند.
۲. عدم باور و پذیرشِ حکومت بر این موضوع که مردم فاصله زیادی با دین گرفتهاند.👈 بر این ادعا هم هیچ سندی ارائه نمیشود و تنها به عدم رفراندوم توسط خود حکومت و عدم نظرسنجی از مردم اشاره میشود. که البته این جنابانِ جامعهشناس، خود بهتر میدانند که این نظریه چقدر مضحک مینماید. اما نگارنده برای مخاطب، این نکته را یادآور میشود که در هیچ جای دنیا و در هیچ حکومتی در طول سالهای حیاتِ آن حکومت، هیچگونه رفراندومی برگزار نمیشود. این در حالیست که جمهوری اسلامی ایران به مناسبت برخی مناسک ملّی مانند ۲۲ بهمن و روز قدس و به دلیل انتخابات به تعدادِ حداقل دو برابر سالهای حیاتش، خود را به رفراندم گذاشته است. از سوی دیگر، رفراندوم در حکومت اسلامی معنا ندارد. یعنی اگر افراد یک سرزمین مسلماناند یا باید در حال تشکیل حکومت اسلامی باشند یا اگر این حکومت تشکیل شده باید در مسیر حفظ آن و آرمانهایش و البته رفع نواققصش حرکت کنند نه اینکه آن را به رأی بگذارند.
۳. کاهش حضور در مساجد، روزهخواری، عدم پرداخت خمس از دیگر استدلالهای این جنابان است.👈این مطلب را هم بدون سند و آمار دقیق مطرح کردهاند که البته نگارنده کامل رد نمیکند اما فراگیر نمیداند.
۴. از دیگر دلایل ایشان این است که👈پیادهروی اربعین و یا حضور میلیونی مردم در زیارتگاهها مانند مشهد و قم و جمکران نمیتواند به معنای دینداری مردم باشد. زیرا این مناسک حواشی دین است و نه خود دین.👈این مطلب را با شماره ۵ با هم پاسخ میدهم.
۵. تمسک به برخی شاخصها مانند آمار انتخاب اسامی غیراسلامی بر کودکان.👈سؤال میپرسم چطور چنین آماری میتواند شاخص دینداری باشد و مثلا استفاده از اسامی ایرانی بهجای اسامی ائمه نشان از بیدینی تلقی شود اما حضور میلیونی مردم در اربعین، اعتکاف، کمکهای مؤمنانه، حضور در حرم رضوی در لحظه تحویل سال و... نمیتواند نشان از علاقه مردم به دینداری باشد؟
این عالیجنابان، بعد از کلی آسمانریسمان کردن، از هدف اصلی نگارش و سخن خود پرده برداشته و به نقد تقابل با مسئلهی کشف حجاب در جامعهی ایران میپردازند. از نگاه این آقایان، قانون حجاب ضربهی مهلکی به دین میزند و از آنجا که در ایراد استدلالهای بهاصطلاح آبکی دستی بر آتش دارند؛ کشف حجاب را با قتل و دزدی مقایسه کرده و معتقدند دزدی و قتل حرام شرعی نیستند و فقط برای حفظ نظم اجتماعی جرم شناخته شدهاند و به عبارتی عرف عقلا آنها را جرم میانگارند نه حکم خداوند. لذا امروز که عرف، کشف حجاب را پذیرفته است جرم نیست و قوانین از این زاویه باید تصویب شود.👈 عجبا بر این استدلال! 🤔
به نظر میرسد این نکته آخر را مخاطب خود پاسخ خواهد داد....
پایان قسمت اول
ادامه دارد...
✍زينب نجیب
@ghalamenajib
اندر احوالات مقولهی دینداری مردم
قسمت دوم...
خب با توجه به آنچه دربارهی دینداری ملت ایران مطرح شد در ادامه باید گفت:
💫دینداری به چه معناست؟ آیا دینداری تنها به معنای داشتن یکسری اعتقادات و انجام یکسری واجبات است؟ اگر دینداری فقط در اینها بود که بسیاری از دشمنان پیامبر و ائمه معصومین اهل دین و دینداری بودند. آیا آنها سعی در انجام ظاهری واجبات نداشتند؟ آیا نمایش پرهیز از محرمات نداشتند؟ آیا بسیاری از آنها که در بالا رفتن سر امام حسین بر نیزه ها نقش داشتند؛ نماز و روزه و حجشان قضا میشد؟ یا زنانشان بیحجاب بودند؟ یا اسامی فرزندانشان خارج از عرف جامعهی دینی بود؟ مگر نه اینکه ابنملجم حافظ قرآن و اهل نماز شب بود و معاویه کاتب وحی؟مگر نه اینکه شمر چهل بار به حج رفته بود و بالاتر از آن جانباز جنگ صفین بود؟ و باز هم از همه اینها بالاتر مگر طلحه و زبیر روزگاری زیر تابوت حضرت فاطمه را دوشادوش حضرت علی علیه السلام نگرفته بودند؟
💫پس چه شد عاقبت این دینداران؟ چه بسیاراند به اصطلاح مسلمانانی که یک عمر انجام واجبات داشتند و پرهیز از محرمات اما آنچه نداشتند؛ فهم درست از دینی بود که فلسفه بعثت نبیاکرم نام نهاد. دینی که ایمانش بالاتر از اعتقاد است و تعهد ایمانیش شاخص دینداری. تعهدی که مسئولیت ایجاد میکند مسئولیت در قبال بشری که تحت ظلم است مسئولیت در برابر مردمی که تشنهی عدالتند و در یک کلام، مسئولیت در جهت نفی طاغوت.
💫آن روز که پیامبر اسلام مبعوث شد نه برای احیای حج بود و نه برای احیای پرستش خدا چرا که هم مراسم حج به قدرت خودش باقی بود و هم مسئلهی بتپرستی در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام حل شده بود. پس پیامبر با چه هدفی مبعوث شد که اینچنین مورد دشمنی قرار گرفت، تحریم شد و آزار و اذیت دید؟
💫بهطور قطع پیامبر تنها برای دو رکعت نماز و سی روز روزهداری و گرفتن زکات با قافلهای از مهاجرینِ دلکنده از مال و فرزند، راهی یثرب نشد و قطعا انصار فقط برای رونق مناسک عبادیشان پذیرای پیامبر اکرم و مهاجران نشدند. البته درست است که حفظ شعائر و ظواهر دین لازم است و باید در مسیرش کوشا بود زیرا یکی از راههای حفظ دین حفظ مناسک و شعائر آن است، اما با کمی تأمل در تاریخ صدر اسلام و فلسفه جنگها و صلحها میتوان فهمید که فلسفه ارسال رُسل و بعثت نبی مکرم اسلام چیزی جز تشکیل حکومت و تمدن اسلامی نبود. حکومتی که در بستر آن توحید حقیقی یعنی نفی طاغوت و حکومت خدا بر مردم شکل گیرد.
💫حال شما قضاوت کنید با این تفاسیر، بزرگترین عبادت چیست؟ اگر هدف از آفرینش بندگیست و بندگی جز در سایه حکومت اسلامی محقق نمیشود؛ آیا تشکیل حکومت اسلامی و پس از آن حفظ و یاری آن در برابر دشمنان، بندگی و دینداری به معنای دقیق و حقیقیاش نیست؟
آیا ایجاد بستری که آرمانش نفی تضاد طبقاتی و تحقق عدالت است، عین دیانت نیست؟ آیا استقامت در برابر دشمنیها و سعی در حل مشکلات درونی به گونهای که استقلال حفظ شود آزادی و آزادگی نیست؟
💫مسلماً نگارنده قصد ندارد اذعان کند همه آنچه گفته شد تحقق یافته که به طور حتم خود این ادعا دور از عدالت است بلکه سعی دارد این فهم را ایجاد کند که معنای دینداری نفس کشیدن در فضایی است که مهمترین عناصر آن اسلام است و مردم. مردمی که اگر مسلماناناند باید در طول حیاتشان، یا همچون پیامبر اسلام و یارانش در مسیر تشکیل حکومت اسلامی باشند یا اگر این حکومت تشکیل شده است در مسیر حفظ آن و حفظ اصول و آرمانهای آن باشند و البته در رفع نواقص و خلأهای آن بکوشند.
این همان مردم سالاری دینی است که به عنوان جمهوری اسلامی در جامعه ظهور و بروز کرد.
💫در یک کلام، اگر انسانی ساعتها، سر بر سجده گذارد و روزها روزه باشد و شبها شبزندهداری کند اما در حکومت طاغوت تنفس کند دیندار نیست ولو همه عالم به دینداری او شهادت دهند. همچون اسلام آمریکایی که مسلمانان را تنها در همین وضع میپسندد و نه در وضعی که قدرت از آنِ او باشد. بنابراین بستگی دارد شما دین را چه بدانید، شاخصهای آن را چه تعیین کنید و کدام شاخص را اولویت دهید.
💫بنابراین، به طور قطع با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی و تلاش در راه ساخت دولت اسلامی و پس از آن، جامعه اسلامی و انشاالله تمدن نوین اسلامی نسبت به دوران طاغوت و پیش از آن دیندارتریم هرچند وجود کاستیها را کتمان نمیکنیم.
☘امام باقر عليه السلام فرمود: خداي تبارك و تعالي فرموده است: هر آينه عذاب ميكنم هر رعيتي را كه در اسلام با پيروي از امام ستمگري كه از جانب خدا نيست دينداري كند، اگر چه آن رعيت نسبت به اعمال خود نيكوكار و پرهيزگار باشد و هر آينه در ميگذرم از هر رعيتي كه در اسلام با پيروي از امام عادل از جانب خدا دينداري كند، اگر چه آن رعيت نسبت بخود ستمگر و بدكردار باشد.
✍زينب نجیب
@ghalamenajib
5.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پخش زندهی دینداری مردم
عالیجنابانی که خیلی علاقمند هستند میزان دینداری مردم را اندازه بگیرند لطفا فردا با چشمانی باز، همراه با دوربینهایشان به مصلای تهران تشریف بیاورند و ببینند ترقی دینداری مردم را ...
البته یادآوری میکنم، دینداری علاوه بر حضور در صفوف نماز جماعت و حفظ شعائر دینی، حضور و نقشآفرینی در نقشهی ولایت است. بهعبارتی فردا با گوش سپردن به خطبههای رهبر معظم انقلاب و اقامهی نماز پشت سر ایشان و انشاءاللّه عمل به فرامینشان مهر تأیید دیگری خواهیم زد بر دینداری خود.
✍زينب نجیب
@ghalamenajib