اعلام برنامه
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣
💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠
جلسه ۴۲
✅ با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
⏳زمان برگزاری:
سه شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۱ _ ساعت ۱۶
🖇️لینک شرکت آنلاین در دوره :
https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23
(شرکت برای عموم آزاد است )
✅ https://eitaa.com/ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
اعلام برنامه 📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣 💠 دوره شرح مثنو
🎙️هم اکنون کلاس درحال برگزاری است .
📎لینک ورود :
https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙️| فایل صوتی کامل |
▶️ جلسه ۴۲ شرح مثنوی معنوی (دفتر اول )
✅با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
🗓️تاریخ جلسه :
سه شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۱
🕝 مدت زمان : ۱ ساعت و ۳۰ ثانیه
✍️ درسگفتار شرح مثنوی معنوی جلسهٔ ۴۲ ابیات:
۵۷۵ تا ۶۰۰
سیر بیرونیست قول و فعل ما
سیر باطن هست بالای سما
حس خشکی دید کز خشکی بزاد
عیسی جان پای بر دریا نهاد
سیر جسم خشک بر خشکی فتاد
سیر جان پا در دل دریا نهاد
چونک عمر اندر ره خشکی گذشت
گاه کوه و گاه دریا گاه دشت
آب حیوان از کجا خواهی تو یافت
موج دریا را کجا خواهی شکافت
موج خاکی وهم و فهم و فکر ماست
موج آبی محو و سکرست و فناست
تا درین سکری از آن سکری تو دور
تا ازین مستی از آن جامی نفور
گفت و گوی ظاهر آمد چون غبار
مدتی خاموش خو کن هوشدار
۲۷ - مکرر کردن مریدان کی خلوت را بشکن
جمله گفتند ای حکیم رخنهجو
این فریب و این جفا با ما مگو
چارپا را قدر طاقت بار نِه
بر ضعیفان قدر قوّت کار نِه
دانهٔ هر مرغ اندازهٔ ویست
طعمهٔ هر مرغ انجیری کیست
طفل را گر نان دهی بر جای شیر
طفل مسکین را از آن نان مرده گیر
چونک دندانها بر آرد بعد از آن
هم بخود گردد دلش جویای نان
مرغ پَر نارسته چون پران شود
لقمهٔ هر گربهٔ دران شود
چون بر آرد پر بپرّد او بخوَد
بیتکلف بیصفیر نیک و بد
دیو را نطق تو خامش میکند
گوش ما را گفت تو هش میکند
گوش ما هوشست چون گویا توی
خشک ما بحرست چون دریا توی
با تو ما را خاک بهتر از فلک
ای سماک از تو منور تا سمک
بیتو ما را بر فلک تاریکیست
با تو ای ماه این فلک باری کیست
صورت رفعت بود افلاک را
معنی رفعت روان پاک را
صورت رفعت برای جسمهاست
جسمها در پیش معنی اسمهاست
۲۸ - جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمیشکنم
گفت حجتهای خود کوته کنید
پند را در جان و در دل ره کنید
گر امینم، متهم نبوَد امین
گر بگویم آسمان را من زمین
گر کمالم، با کمال انکار چیست
ور نیَم، این زحمت و آزار چیست
من نخواهم شد ازین خلوت برون
زانک مشغولم باحوال درون
✅ https://eitaa.com/ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙️|فایل صوتی کامل |
▶️درسگفتار شَرحُ الأَسماءِ الحُسنیٰ
جلسه : ۴۶
🌍 محل تدریس :
شیراز ، حوزه علمیه شهید محمد حسین نجابت ( ره )
📅 تاریخ :
۱۳۹۱/۱۰/۹
🕝مدت زمان صوت :
۳۴ دقیقه و ۵۹ ثانیه
درسگفتار شرح الاسماء الحسنی، جلسهٔ ۴۶:
سبحانک
موجود لا بعد عدم فاعل لا باضطرار مقدر لا بجول فكرة مدبر لا بحركة مريد لا بهمامة شاء لا بهمه مدرك لا بمحسه سميع لا بالة بصير لا باداة لا تصحبه الاوقات ولا تضمنه الاماكن ولا تأخذه السنات ولا تحده الصفات ولا تقيده الادوات سبق الاوقات كونه والعدم وجوده والابتداء ازله بتشعيره المشاعر عرف ان لا مشعر له وبتجهيره الجواهر عرف ان لا جوهر له وبمضادته بين الاشياء عرف ان لا ضد له وبمقارنته بين الامور عرف ان لا قرين له ضاد النور بالظلمة والجلايه بالبهم والجسو بالبلل والصرد بالحرور مؤلف بين متعارياتها مفرق بين متدانياتها دالة بتفريقها على مفرقها وبتاليفها على مؤلفها ذلك قوله عزوجل ومن كلشيئ خلقنا زوجين لعلكم تذكرون ففرق بها بين قبل وبعد ليعلم ان لا قبل له ولا بعد شاهدة بعزايزها ان لا غريزة لمعززها دالة بتفاوتها ان لا تفاوت لمفاوتها مخبرة بتوقيتها ان لا وقت لموقتها حجب بعضها عن بعض ليعلم ان لا حجاب بينه وبينها غيرها له معنى الربوبية إذ لا مربوب وحقيقة الالهية إذ لا مالوه ومعنى العالم ولا معلوم ومعنى الخالق ولا مخلوق وتاويل السمع ولا مسموع ليس منذ خلق استحق معنى الخالق ولا باحداثه البرايا استفاد معنى البارئية كيف ولا تغيبه مذولا تدنيه قدولا يحجبه لعل ولا توقته متى ولا يشمله حين ولا يقارنه مع
✅https://eitaa.com/ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙️باز نشر فایل صوتی کلاس
شرح مثنوی گلشن راز
اثر منظوم شیخ محمود شبستری ( ره)
▶️ جلسه ۴۳
🕝مدت زمان صوت :
۳۷ دقیقه و ۲۹ ثانیه
🗓️تاریخ تدریس :
۱ آذر ۱۳۹۰
✅تدریس شده در حوزهٔ علمیهٔ شهید محمد حسین نجابت( ره)
درسگفتار شرح گلشن راز، جلسهٔ ۴۳:
از آن دانستهای تو جمله اسما
که هستی صورت عکس مسما
ظهور قدرت و علم و ارادت
به توست ای بندهٔ صاحب سعادت
سمیعی و بصیری، حی و گویا
بقا داری نه از خود لیک از آنجا
زهی اول که عین آخر آمد
زهی باطن که عین ظاهر آمد
تو از خود روز و شب اندر گمانی
همان بهتر که خود را میندانی
چو انجام تفکر شد تحیر
در اینجا ختم شد بحث تفکر
بخش ۱۴ - سال از ماهیت من
که باشم من مرا از من خبر کن
چه معنی دارد اندر خود سفر کن
بخش ۱۵ - جواب
دگر کردی سؤال از من که من چیست
مرا از من خبر کن تا که من کیست
چو هست مطلق آید در اشارت
به لفظ من کنند از وی عبارت
حقیقت کز تعین شد معین
تو او را در عبارت گفتهای من
من و تو عارض ذات وجودیم
مشبکهای مشکات وجودیم
✅ https://eitaa.com/ghkakaie
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣
💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠
جلسه ۴۳
✅ با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
⏳زمان برگزاری:
سه شنبه ۶ دی ۱۴۰۱ _ ساعت ۱۶
🖇️لینک شرکت آنلاین در دوره :
https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23
(شرکت برای عموم آزاد است )
✅https://eitaa.com/ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣 💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠 جلسه
🎙️هم اکنون کلاس درحال برگزاری است .
📎لینک ورود :
https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23
✍️⬛ ظلمت به هر کرانه سراسر شروع شد
حجت الاسلام و المسلمین دکتر کاکایی:
در ایام فاطمیه دو شعر از جناب سید حمیدرضا برقعی در رثای صدیقۀ طاهره سلامالله علیها به دستم رسید. به قدری تأثیرگذار بود که قلم دست گرفتم و به اقتفای او هر دو مرثیه را ادامه دادم.
شعر اول
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیبها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلا این صحنه را… نمیدانم
در من انگار میشود تکرار
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم…
دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمیکند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بیتفاوت ما
نالههایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضهی کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانهای مشکی است…
——————————-
در و دیوار هم حزین شدهاند
از غم و نالهٔ زنی انگار
بیگنه در وَ بیگنه دیوار
هر دو گشته شریکِ جرم این بار
مردی اِستاده بر کمر دستش
اشک از دیدگان وی جاری
چقَدَر آشناست سیمایش
خودِ کرّارْحیدر است آری
رو به سوی رسول میگوید:
«ای پیامبر علی است شرمنده
خوشصدا بلبلِ فدک اکنون
اینچنین بیصداست پرکنده!»
پرکشیده به سوی تو ای جان
بلبل خوشصدای خوشالحان
با تو حتما به ناله خواهدگفت
ظلم و جور جماعت نادان»
شعر دوم
آقا سلام، روضهٔ مادر شروع شد
باران اشکهای مکرر شروع شد
آقا اجازه هست بخوانم برایتان؟
این اتفاق از دمِ یک در شروع شد
تا ریشههای چادر خاکیِّ مادرت
آتش گرفت، روضهٔ معجر شروع شد
فریادهای مادر پهلو شکستهات
تا شد فشارِ در دو برابر شروع شد
این ماجرا رسید به آنجا که نیمه شب
بی اختیار گریهٔ حیدر شروع شد
وقتی رسید قصه به اینجای شعرِ من
ایام خانهداریِ دختر شروع شد …
دختر رسید تا خودِ آن لحظه ای که ظهر
یک ماجرا به قافیهٔ سر شروع شد
——————————-
شعر حمید چون که به قاسم رسیده باز
از سوز سینه، نوحهٔ دیگر شروع شد
خون میگریست جملهٔ ذرّات کائنات
چون رنج و دردِ دخت پیمبر شروع شد
هم لحظهٔ مصیبت و اندوه زینبَین
هم گاهِ ماتمِ دو برادر شروع شد
از عینِ «هل اتی» چو که نوشیده مرتضی
شُربِ شرنگِ غصه به ساغر شروع شد
سروَر علی است در دو جهان بهرِ جنّ و انس
از انس و جنّ تسلّیِ سروَر شروع شد
آتش نهاد فاطمه بر قلب مرتضی
چون غسل او به چشمِ ز غم، تر شروع شد
همسر مگو، آینهدارِ محمد است
هنگام کوچِ احمد و همسر شروع شد
ظلمی که رفت بر دل او هیچ حد نداشت
ظلمت به هر کرانه سراسر شروع شد
#شعر #سروده
✅https://eitaa.com/ghkakaie