eitaa logo
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
894 دنبال‌کننده
526 عکس
139 ویدیو
15 فایل
🔺 کانال اختصاصی اطلاع رسانی برنامه‌ها و نشر آثار حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی 🔺 کانال اطلاع رسانی دکتر قاسم کاکایی در تلگرام: https://t.me/ghkakaie ارتباط با مدیر کانال : @Admin_ghkakaie
مشاهده در ایتا
دانلود
شرح_مثنوی_معنوی_جلسه_۱۶۷_حجت_الاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان: حجم: 44M
🎙| فایل صوتی کامل | جلسه ۱۶۷ (دفتر دوم) ⬜️با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی 🗓تاریخ جلسه : دوشنبه ۱۹ آبان  ۱۴۰۴ 🕝 مدت زمان ۶۱دقیقه و ۸ثانیه @ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙| فایل صوتی کامل | جلسه ۱۶۷ #شرح_مثنوی_معنوی (دفتر دوم) ⬜️با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قا
درسگفتار  شرح مثنوی معنوی جلسه۱۶۷، دفتر دوم، ابیات ۲۰۶۴ تا ۲۱۲۳: بخش ۴۴ - ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را آن مسلمان ترک ابله کرد و تفت زیر لب لاحول گویان باز رفت گفت چون از جد و بندم وز جدال در دل او بیش می‌زاید خیال پس ره پند و نصیحت بسته شد امر اعرض عنهم پیوسته شد چون دوایت می‌فزاید درد پس قصه با طالب بگو بر خوان عبس چونک اعمی طالب حق آمدست بهر فقر او را نشاید سینه خست تو حریصی بر رشاد مهتران تا بیاموزند عام از سروران احمدا دیدی که قومی از ملوک مستمع گشتند گشتی خوش که بوک این رئیسان یار دین گردند خوش بر عرب اینها سرند و بر حبش بگذرد این صیت از بصره و تبوک زانک الناس علی دین الملوک زین سبب تو از ضریر مهتدی رو بگردانیدی و تنگ آمدی کندرین فرصت کم افتد این مناخ تو ز یارانی و وقت تو فراخ مزدحم می‌گردیم در وقت تنگ این نصیحت می‌کنم نه از خشم و جنگ احمدا نزد خدا این یک ضریر بهتر از صد قیصرست و صد وزیر یاد الناس معادن هین بیار معدنی باشد فزون از صد هزار معدن لعل و عقیق مکتنس بهترست از صد هزاران کان مس احمدا اینجا ندارد مال سود سینه باید پر ز عشق و درد و دود اعمیی روشن‌دل آمد در مبند پند او را ده که حق اوست پند گر دو سه ابله ترا منکر شدند تلخ کی گردی چو هستی کان قند گر دو سه ابله ترا تهمت نهد حق برای تو گواهی می‌دهد گفت از اقرار عالم فارغم آنک حق باشد گواه او را چه غم گر خفاشی را ز خورشیدی خوریست آن دلیل آمد که آن خورشید نیست نفرت خفاشکان باشد دلیل که منم خورشید تابان جلیل گر گلابی را جعل راغب شود آن دلیل ناگلابی می‌کند گر شود قلبی خریدار محک در محکی‌اش در آید نقص و شک دزد شب خواهد نه روز این را بدان شب نیم روزم که تابم در جهان فارقم فاروقم و غلبیروار تا کِه کَهْ از من نمی‌یابد گذار آرد را پیدا کنم من از سبوس تا نمایم کین نقوشست آن نفوس من چو میزان خدایم در جهان وا نمایم هر سبک را از گران گاو را داند خدا گوساله‌ای خر خریداری و در خور کاله‌ای من نه گاوم تا که گوسالم خرد من نه خارم که اشتری از من چرد او گمان دارد که با من جور کرد بلک از آیینهٔ من روفت گرد بخش ۴۵ - تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس گفت جالینوس با اصحاب خود مر مرا تا آن فلان دارو دهد پس بدو گفت آن یکی ای ذو فنون این دوا خواهند از بهر جنون دور از عقل تو این دیگر مگو گفت در من کرد یک دیوانه رو ساعتی در روی من خوش بنگرید چشمکم زد آستین من درید گرنه جنسیت بدی در من ازو کی رخ آوردی به من آن زشت‌رو گر ندیدی جنس خود کی آمدی کی به غیر جنس خود را بر زدی چون دو کس بر هم زند بی‌هیچ شک در میانشان هست قدر مشترک کی پرد مرغی مگر با جنس خود صحبت ناجنس گورست و لحد بخش ۴۶ - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود آن حکیمی گفت دیدم هم تکی در بیابان زاغ را با لکلکی در عجب ماندم بجستم حالشان تا چه قدر مشترک یابم نشان چون شدم نزدیک من حیران و دنگ خود بدیدم هر دوان بودند لنگ خاصه شه‌بازی که او عرشی بود با یکی جغدی که او فرشی بود آن یکی خورشید علیین بود وین دگر خفاش کز سجین بود آن یکی نوری ز هر عیبی بری وین یکی کوری گدای هر دری آن یکی ماهی که بر پروین زند وین یکی کرمی که در سرگین زید آن یکی یوسف‌رخی عیسی‌نفس وین یکی گرگی و یا خر با جرس آن یکی پران شده در لامکان وین یکی در کاهدان همچون سگان با زبان معنوی گل با جعل این همی‌گوید که ای گنده‌بغل گر گریزانی ز گلشن بی گمان هست آن نفرت کمال گلستان غیرت من بر سر تو دورباش می‌زند کای خس ازینجا دور باش ور بیامیزی تو با من ای دنی این گمان آید که از کان منی بلبلان را جای می‌زیبد چمن مر جعل را در چمین خوشتر وطن حق مرا چون از پلیدی پاک داشت چون سزد بر من پلیدی را گماشت یک رگم زیشان بد و آن را برید در من آن بدرگ کجا خواهد رسید یک نشان آدم آن بود از ازل که ملایک سر نهندش از محل یک نشان دیگر آنک آن بلیس ننهدش سر که منم شاه و رئیس پس اگر ابلیس هم ساجد شدی او نبودی آدم او غیری بدی هم سجود هر ملک میزان اوست هم جحود آن عدو برهان اوست هم گواه اوست اقرار ملک هم گواه اوست کفران سگک ✅ @ghkakaie
📢اعلام برنامه 💡 سلسله نشست هایِ (طلب و اخلاق طلبگی) 🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی 🎥بستر های پخش از فضای مجازی : ۱ http://Dastgheibqoba.info/live ۲ https://www.aparat.com/dastgheib/live 🗓️زمان : پنجشنبه ها هر دو هفته یک بار پس از نماز مغرب و عشاء جلسهٔ هفتاد و ششم ۲۲ آبان ۱۴۰۴ 🕌مکان : شیراز_ مسجد قبا (آتشیها) ✅ @ghkakaie
حجت الاسلام المسلمین کاکاییطلب و اخلاق طلبگی جلسه ۷۶.mp3
زمان: حجم: 15.1M
🎙️|فایل صوتی کامل| 💡 🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی جلسهٔ ۷۶ 🗓️تاریخ برگزاری :۲۲آبان ۱۴۰۴ ⏳ مدت زمان : ۴۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه ✅ @ghkakaie
«بسم الله الرحمن الرحیم» 🗒 فصل هفتم: قسمت ششم (پیاپی هفتاد و سوم) 🖋روز جهانی فلسفه، مکتب شیراز ۱- چندین سال است که از سوی یونسکو، در ماه نوامبر، روز جهانی فلسفه برگزار می‌شود. امسال هم روز جهانی فلسفه مصادف است با ۳۰ آبان ماه. همه سال مراسم مختلفی در نقاط مختلف جهان از جمله در ایران، به‌مناسبت این روز برگزار می‌شود. امسال در شیراز این مراسم به معرفی مکتب فلسفی شیراز و یکی از دست پروردگان این مکتب، یعنی ملا عبدالله یزدی، صاحب کتاب معروف حاشیه در منطق اختصاص دارد. ۲- در تاریخ فلسفه اسلامی، مکتب شیراز به قرون بین قرن هفتم تا دهم هجری اختصاص دارد. در این مدت، شیراز برج الاولیا و دارالعلم ایران و پاسدار فرهنگ، ادب و به‌خصوص حکمت اسلامی بوده است. حقیر از سال ۱۳۷۰ به بعد پروژه‌ای جدی را برای معرفی مکتب فلسفی شیراز در دست داشته‌ام. این پروژه را هم در حوزهٔ علمیه شیراز و هم در دانشگاه شیراز پی گرفته‌ام که در هر دو، بجز موارد نادر، حکمت و عرفان به‌معنای خاص آن رخت بر بسته بود. حاصل این پروژه، ایجاد چندین درس فلسفه در مدارس علمیهٔ شیراز، تاسیس رشته فلسفه و کلام در دانشگاه شیراز و نگارش سلسله مقالات نگارنده تحت‌عنوان «آشنایی با مکتب شیراز» در مجلهٔ خردنامه صدرا، بود؛ که این آخری باعث فتح بابی در زمینهٔ کاوش دربارهٔ این مقطع از تاریخ فلسفهٔ اسلامی شد. چنان‌که از آن پس، علاوه بر انتشار مقالات و کتاب‌های پراکنده در این باب، شاهد تکاپوی علمی در این زمینه در سطح دانشگاه‌های کشور بودیم. ده‌ها رسالهٔ دکتری و پایان نامهٔ ارشد راجع به اندیشمندان مکتب شیراز در دانشگاه‌های تهران، اصفهان، مشهد، قم و شیراز بود که حقیر سِمَت راهنمایی یا مشاورهٔ بسیاری از آنان را بر عهده داشتم. ۳- در اردیبهشت ۱۳۸۳ در دانشگاه شیراز، همایش بین‌المللی مکتب فلسفی شیراز برگزار شد که حقیر سِمَت دبیر علمی این همایش را به‌عهده داشتم. این همایش با پیام دکتر سیدحسین نصر افتتاح شد. علاوه‌بر بزرگ‌ترین استادان فلسفه داخل کشور، استادانی نیز چون کارل ارنست از آمریکا، آنابل کیلر از انگلستان، زابینه اشمیتکه از آلمان و محمد سهیل عمر از دانشگاه اقبال لاهوری پاکستان، در این همایش، به ارائه مقاله و سخنرانی پرداختند. ۴- پس از انتشار سلسله مقالات بنده تحت‌عنوان «آشنایی با مکتب شیراز» استادان و اندیشمندان مختلفی نگارنده را در تداوم چنین پروژه‌ای مورد تشویق قرار دادند، به‌خصوص جناب آقای دکتر سیدحسین نصر با ارسال چند نامه، ضمن تشویق نگارنده به تداوم این کار، راهنمایی‌هایی نیز برای ادامه کار، ارائه دادند و در یکی از این نامه‌ها گفتند که: «اخیرا حقیر مقاله‌ای درباره مکتب شیراز به انگلیسی نگاشته‌ام که اتکای زیادی به مقالات جناب‌عالی دارد». همین امر سبب شد که آن پروژه با جدیت بیش‌تری تداوم یابد و به‌صورت یکی از کلان پروژه‌های بخش فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شیراز درآید. ۵- اواخر سال ۱۳۸۴ از طرف فرهنگستان هنر جمهوری‌اسلامی با حقیر تماس گرفتند و گفتند که قرار است از سوی فرهنگستان هنر همایش بزرگ و بین‌المللی مکتب شیراز در آذر ماه ۱۳۸۷ در تهران و شیراز برگزار شود. از حقیر نیز برای همکاری در برگزاری این همایش دعوت به‌عمل آمد. این فرهنگستان، بنا داشت که هر دوسال یک بار، همایش‌هایی در معرفی مکاتب بزرگ فکری و هنری ایران برگزار کند؛ مثل مکتب خراسان، مکتب مراغه، مکتب شیراز، مکتب اصفهان و مکتب تهران. در آذر ماه ۱۳۸۵، همایش بزرگ مکتب اصفهان در تهران و اصفهان برگزار شد. همایش مکتب شیراز که قرار بود در آذرماه ۱۳۸۷ برگزار شود دارای هشت شاخه در هشت رشته بود. در واقع، هشت همایش، هم‌زمان در دل یک کنگره بزرگ برگزار می‌شد. این هشت شاخه عبارت بودند از: نگارگری، خوش‌نویسی، هنرهای صناعی، موسیقی، ادبیات و زبان‌شناسی، حکمت و عرفان هنری، معماری و شهرسازی، و نسخه شناسی. دبیر کنگره بزرگ مکتب شیراز آقای دکتر بهمن نامور مطلق بودند که در فرهنگستان هنر عضویت داشتند. برای هرکدام از آن شاخه‌ها نیز دبیر تخصصی در نظر گرفته بودند؛ مثلاً دبیر شاخه ادبیات جناب آقای دکتر کاووس حسن‌لی و دبیر شاخهٔ نگارگری مرحوم دکتر حبیب‌الله نعمت‌اللهی بودند. دبیری شاخهٔ حکمت و عرفان نیز به‌عهده حقیر نهاده شد. ریاست فرهنگستان هنر در آن زمان و بالتبع، رئیس این کنگرهٔ بزرگ نیز آقای مهندس میرحسین موسوی بودند؛ که البته به اصرار خودشان هیچ جا نامشان تا به امروز مطرح نشد. ۶- برای برگزاری همایش مکتب شیراز تقریباً سه سال به طور مستمر کار شد. هر دو هفته یک بار جلسات هماهنگی در تهران برگزار می‌شد و بنده و آقای دکتر کاووس حسن‌لی نیز از دانشگاه شیراز برای شرکت در جلسات به تهران می‌رفتیم. از جمله کارهایی که تا زمان برگزاری همایش صورت می‌گرفت عبارت بودند از:
شناسایی شخصیت‌ها و اندیشمندان داخلی و خارجی که در موضوع مورد بحث در مکتب شیراز صاحب نظر باشند، فراخوان مقاله، داوری مقالات، شناسایی کتاب‌هایی که مربوط به این حوزه است، تهیه و انتشار کتاب‌شناسی مربوط به هر شاخه و حوزه، برگزاری پیش‌نشست‌ها و مصاحبه‌ها توسط اعضای هیئت‌علمی همایش و به‌خصوص سردبیرها، سفارش تالیف کتاب و انتشار کتاب‌های پژوهشی مربوط به هر شاخه. این همایش از معدود همایش‌های داخل کشور بود که هم‌زمان با برگزاری همایش، مجموعه مقالات آن نیز منتشر می‌شد. می‌توانم بگویم که با شناختی که از این نوع همایش‌ها و کنگره‌ها در ایران دارم، این کنگره به‌لحاظ جنبه‌های علمی و اجرایی در ایران کم نظیر و بلکه بی‌نظیر بود. تمام مخارج همایش را نیز فرهنگستان هنر عهده‌دار بود. ۷- طبعاً آن حجم از کار، بسیار هزینه‌بر بود و باید سعی می‌شد تا از نهادهای دیگری نیز دعوت به همکاری شود و منابع مالی دیگری نیز برای برگزاری همایش پیدا شود. فرهنگستان هنر تا قبل از برگزاری همایش، غیر از مخارج دیگر، حداقل بین ۲۰ تا ۳۰ عنوان کتاب علمی مربوط به همایش را نیز منتشر ساخته بود. قطعاً کمک‌های دیگر نهادها می‌توانست کار را پررونق‌تر و عمیق‌تر نماید. به‌علت حجم کارها، برای پیگیری امور مربوط به همایش در شیراز، قائم مقامی برای دبیرکل همایش در شیراز در نظر گرفتند که در این میان قرعهٔ کار به نام حسپت (حقیر سراپا تقصیر) زدند! در طول این دو سه سال، چندین نامه از طرف رئیس فرهنگستان به استاندار وقت فارس نوشته شد و ضمن دعوت به همکاری از آن نهاد کمک نیز خواسته شد. همایش مزبور مربوط به مکتب شیراز بود و قطعا استانداری می‌بایست بیش‌ترین همت را در برگزاری آن داشته باشد و زیرمجموعه‌های خود را نیز دعوت به همکاری نماید. حتی چند بار افرادی از تهران از طرف فرهنگستان هنر به شیراز آمده و به استانداری رجوع کردند، ولی افاقه نکرد و استانداری هیچ روی خوشی نشان نداد. البته دانشگاه شیراز و برخی ارگان‌های فرهنگی دیگر همکاری لازم را به عمل می‌آوردند. در اواخر آبان ۱۳۸۷، که کمتر از یک ماه به برگزاری همایش بین‌المللی و بسیار بزرگ مکتب شیراز مانده بود، همه‌چیز آماده شده بود؛ آگهی و پوستر همایش همه‌جا پخش شده بود. ناگهان از طرف استاندار فارس با فرهنگستان هنر تماس گرفتند و گفتند برای برگزاری همایش حاضر به همکاری هستیم، به شرطی که مراسم افتتاحیه کلاً در اختیار ما باشد! خبر که به تهران رسید ما در تهران جلسهٔ هماهنگی همایش را داشتیم. در جلسه به آقای مهندس میرحسین موسوی که سمت ریاست همایش را عهده‌دار بودند گفته شد که آقا شما این همه خرج کرده و به نحو مطلوب کارهای همایش را پیش برده‌اید، حال فکر می‌کنید که استانداری چه‌قدر کمک مالی خواهد کرد؟ نهایتا ۲۰ یا ۳۰ میلیون تومان (با پول سال ۸۷)‌. در برابر خرج‌هایی که شما کرده‌اید این پول هیچ است. معلوم است که آن‌ها فقط مراسم افتتاحیه را می‌خواهند تا تبلیغات خاص خودشان را بکنند؛ لذا با توجه به این‌که کم‌تر از یک ماه به برگزاری همایش مانده است، وجهی برای پذیرش این همکاری نمی‌بینیم. آقای مهندس میرحسین موسوی خیلی ناراحت و تقریباً عصبانی شدند و گفتند مگر هدف ما غیر از معرفی مکتب شیراز به مردم و محافل علمی استان فارس است؟ بنابر‌این، معرفی به اسم هر کس که می‌خواهد تمام شود مهم نیست. این‌که مقامات استان، از جمله استاندار و امام جمعه به میدان بیایند و از مکتب شیراز بگویند بسیار تأثیرگذار خواهد بود. بدین ترتیب با همکاری استانداری موافقت شد. ۸- استاندار محترم فارس، نامهٔ مورد اشاره را در روزهای آخر آبان‌ماه به فرهنگستان فرستادند و خواستار آن شدند که هرچه زودتر نمایندگان فرهنگستان هنر در محل استانداری فارس با ایشان جلسه‌ای داشته باشند. دو نفر از مدیران اجرایی فرهنگستان هنر و بندهٔ حقیر معرفی شدیم تا خدمت آقای استاندار و معاونین محترم ایشان برسیم و راجع‌به برنامه‌های علمی و اجرایی همایش صحبت کنیم. روز اول آذر خدمت ایشان رسیدیم. جزو اولین سوالات استاندار محترم این بود که مکتب شیراز چیست و اصلاً مکتب شیراز یعنی چه؟ توضیحاتی را خدمت ایشان و معاونین محترم دادیم. بیش‌تر از یک ساعت موضوع مکتب شیراز را به لحاظ علمی تبیین کردیم. محتوای جلسه، هم ضبط و هم مکتوب شد. سه روز بعد، یعنی در چهارم آذر ماه دیدیم که روزنامه‌های محلی و هم‌چنین خبرگزاری‌ها با تیتر درشت و با آب و تاب در صفحه اول، مصاحبه استاندار محترم و معاون امنیتی و سیاسی ایشان را با اصحاب رسانه، همراه با عکس و تفصیلات منتشر کردند.
عنوان این بود که: کنگرهٔ بزرگ و بین‌المللی مکتب شیراز در شیراز برگزار خواهد شد. در این مصاحبه، استاندار محترم و معاون امنیتی و سیاسی ایشان به تفصیل به این پرداخته بودند که مکتب شیراز به چه دوره تاریخی اطلاق می‌شود و معنای آن چیست! دقیقاً همهٔ آن یک ساعتی را که ما در خدمتشان بودیم ایشان برای رسانه‌ها تبیین کردند! این همان چیزی بود که مطلوب و قابل پیش‌بینی بود. گوشه‌ای از خبر خبرگزاری جمهوری اسلامی به تاریخ ۴ آذر ۸۷ را در ادامه می‌آورم: «استاندار فارس در نشست هماهنگی برگزاری این گردهمایی گفت: این همایش که با پشتوانه دو سال مطالعات ارزشمند فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد، می‌تواند زمینه‌ساز بسیاری دیگر از فعالیت‌ها و پژوهش‌های فرهنگی در رابطه با تاثیر مکتب شیراز بر فرهنگ و هنر این سرزمین باشد. استاندار فارس گفت: مجموعه رسانه‌های استانی و جرائد باید با انعکاس ابعاد مختلف این همایش و دیدگاه‌های صاحب نظران، نقش به‌سزایی در معرفی و عمق و گستره تاثیر این مکتب ایفا کنند. استاندار فارس با اشاره به نزدیک بودن زمان برگزاری گردهمایی بزرگ مکتب شیراز گفت: شایسته است تاثیرات این مکتب بر فرهنگ و هنر این مرز و بوم تبیین شود. معاون سیاسی و امنیتی استاندار فارس هم در این نشست گفت: گردهمایی مکتب شیراز شامل ۸ همایش از جمله حکمت و عرفان، ادبیات و زبان‌شناسی، موسیقی، نگارگری، خوش‌نویسی، هنرهای صناعی، معماری، و نسخه‌شناسی است. وی گفت: این گردهمایی به مدت چهار روز در تاریخ‌های ۱۳ و ۱۴ آذر ماه امسال در تهران و روزهای ۱۶ و ۱۷ ماه جاری در شیراز برگزار خواهد شد و در آن حدود ۱۵۰ نفر از استادان برجسته فرهنگی و اندیشمندان ایرانی و سایر کشورهای جهان از کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان، آمریکا، روسیه، لبنان و کشورهای آسیای میانه شرکت دارند‌. وی گفت: در این گردهمایی، آثار فرهنگی، ادبی، علمی و هنری شیراز در سده‌های هفتم، هشتم و نهم هجری مورد بررسی و تبیین قرار می‌گیرد. وی ادامه داد: در سده‌های یاد شده، شیراز به‌عنوان دارالعلم جهان اسلام تاثیر گسترده‌ای در فرهنگ، هنر و تمدن اسلامی از خود برجا گذاشته است». نمی‌دانم که چرا باید این مطالب را معاون امنیتی و سیاسی استاندار مطرح کنند و نه مثلاً معاون فرهنگی! با توضیحات ایشان، دیگر بی‌نیاز از توضیح دست‌اندرکاران علمی همایش بودیم. البته صدا و سیمای فارس، به دستور استاندار محترم، مصاحبه مفصلی را با بنده دربارهٔ مکتب شیراز داشتند و آن را ضبط کردند و قرار شد در زمان همایش، از سیمای فارس پخش شود. چراکه استاندار محترم هم متوجه شده بودند که حقیر تا آن زمان بیش از هفده سال بود که راجع به مکتب شیراز، کار عمیق علمی کرده‌ بودم. ۹- روزهای ۱۳ و ۱۴ آذر در تهران، همایش بزرگ مکتب شیراز افتتاح شد؛ بسیار پرشکوه و پرمحتوا. بنده از آقای مهندس میرحسین موسوی خواهش کردم که ایشان در مراسم افتتاحیهٔ شیراز نه‌تنها به‌عنوان رئیس همایش، بلکه حداقل به‌عنوان یک سخنران، در روز ۱۵ آذر، حضور داشته باشند. ایشان قبول نکردند، با آن‌که رئیس همایش بودند. گفتم پس حداقل به شیراز بیایید و در مراسم افتتاحیه حضور داشته باشید و حداقل صندلی ردیف اول بنشینید. این را هم قبول نکردند و شاید هم تاکنون کسی نداند که بانی آن همایش بزرگ آقای مهندس میرحسین موسوی بودند. این را عرض کردم تا این یقین را ارائه بدهم که در فاصلهٔ کمتر از ۵ ماه برای تبلیغات ریاست‌جمهوری سال ۸۸، ایشان هیچ تصمیمی به کاندیداتوری نداشتند و هیچ به‌دنبال تبلیغ و حضور در مراسم پرجمعیت نبودند. حتی در آن زمان، ایشان کاندیدای اصلاح‌طلبان هم نبودند. بلکه حجت‌الاسلام والمسلمین سید‌محمد خاتمی مطرح شده بود. اما چه شد که بعداً مهندس موسوی کاندیداتوری ریاست‌جمهوری را پذیرفت و چرا حوادث سال ۸۸ پیش آمد، مسئله‌ای است که به این سلسله از یاد ایام مربوط نمی‌شود؛ چراکه این خاطرات صرفا به‌عنوان گوشه‌ای از تاریخ شفاهی مطرح می‌شود. ۱۰- بالاخره روز موعود ۱۶ آذر و مراسم افتتاحیهٔ همایش در شیراز فرا رسید. کل برنامه در اختیار استانداری فارس بود. برنامه در تالار بزرگ حافظ که متعلق به اداره ارشاد فارس است برگزار می‌شد. برنامه‌های متنوعی از سرود و قرآن و سرود جمهوری‌اسلامی در نظر گرفته شده بود. سخنرانی استاندار فارس، سخنرانی امام جمعه شیراز و برخی از مقامات استان جزو مراسم افتتاحیه بود‌. آقای دکتر حداد عادل نیز سخنران کلیدی این افتتاحیه بودند. دکتر غلام‌رضا کافی، شاعر آیینی و عضو بسیج اساتید دانشگاه نیز مجری برنامه شدند. بنده هم در ردیف آخر سالن نشسته بودم. شروع برنامه را ساعت ۸ صبح اعلام کرده بودند. اما طبق معمول، جمعیت زیادی در آن ساعت اول وقت حضور پیدا نکردند. سالن هم خیلی بزرگ بود و تعداد جمعیت چشم پرکن نبود.
عادت مسئولین ما نیز در هر برنامه، تبلیغات و تشریفات است ولو آن‌که یک همایش علمی باشد. لذا برنامه را شروع نکردند. پس از گذشتن عقربهٔ ساعت از ساعت ۹، سالن تقریباً پر شده بود. در این هنگام افتتاحیه را آغاز کردند. سه سخنران اصلی این افتتاحیه به‌ترتیب عبارت بودند از استاندار فارس، امام جمعهٔ شیراز و جناب آقای دکتر حداد عادل. برنامه‌های جنبی دیگر هم اجرا شد. معمولا مدت برنامه‌ها از آن چیزی که در سین برنامه پیش بینی شده بود فراتر می‌رفت. مجری هم در بین برنامه‌ها شعری می‌خواند و نکته‌ای می‌گفت. استاندار فارس شروع به سخنرانی کرد. سخنرانی ایشان هم طولش بیش از مدت پیش‌بینی شده بود. در بین سخنرانی استاندار محترم، امام جمعهٔ محترم شیراز به سالن آمدند؛ نزدیک همان ساعتی که قرار بود سخنرانی داشته باشند. نوعی خویشاوندی سببی هم بین استاندار و امام جمعه بود. اما گویا استاندار متوجه آمدن امام جمعه نشدند. امام جمعه هم گوشه‌ای رفتند و همراه با هم‌راهان خویش، در ردیف‌های وسط نشستند. منتظر شروع سخنرانی خودشان بودند. عمامه را هم برداشته و روی زانو گذاشته بودند. همین امر باعث شد که باز هم استاندار محترم ایشان را نبیند و سخنان خود را ادامه دهد. سخنان استاندار خیلی به درازا کشید. آقای دکتر حداد عادل که نمایندهٔ مجلس، بلکه رئیس مجلس شورا بودند، مجری برنامه را فراخوانده و گفته بودند که من ساعت ۱۱ به تهران پرواز دارم، اگر ممکن است سخنرانی من زودتر انجام شود تا به پرواز برسم. بنده هم‌چنان در ردیف آخر مجلس نشسته بودم. از آن‌جا دیدم که آقای دکتر کافی، مجری برنامه سراغ امام جمعه رفت و مطلبی را گفت و بعد هم با خوش‌حالی دور شد و پس از اتمام سخنرانی استاندار، پشت تریبون قرار گرفت و چند بیت شعر خواند. سپس ضمن تشکر از امام جمعهٔ محترم، گفت که امام جمعه لطف کردند و قبول نمودند که به‌علت پرواز آقای دکتر حداد عادل، ابتدا دکتر حداد سخنرانی کنند و سپس ایشان. ولی گویا سوء تفاهمی صورت گرفته بود. امام جمعهٔ محترم هم جای دیگری جلسه داشتند. دکتر کافی جواب منفی ایشان در جابه‌جایی ترتیب سخنرانان، را مثبت تلقی کرده بود. قبل از آن که دکتر حداد که در ردیف اول نشسته بود، از جای برخیزد، امام جمعهٔ محترم با عصبانیت از جای برخاستند و به طرف در خروجی سالن رفتند. همه، از جمله معاون سیاسی و امنیتی استاندار، سخت نگران شده و به تکاپو افتاده بودند. البته کسانی که در ردیف جلو نشسته بودند از جمله آقای دکتر حداد، صحنه را نمی‌دیدند. معاون سیاسی استاندار و بعضی دیگر از مسئولان و حتی برخی از استادان دانشگاه شیراز (از جمله آقای دکتر س.س.ز.ز.)، خیلی سعی کردند تا امام جمعهٔ محترم را منصرف کنند ولی موفق نشدند. امام جمعه از سالن خارج شدند و سخنرانی نکردند. با آن‌که همهٔ برنامه و اجرای آن دست استانداری بود، ولی همهٔ کاسه و کوزه‌های این حادثه را بر سر فرهنگستان هنر شکستند و از جمله بر سر حَسپت (حقیر سراپا تقصیر). شاهدش آن‌که مصاحبهٔ حقیر در مورد چیستی مکتب شیراز که قرار بود از سیمای فارس پخش شود، توقیف شد. اگرچه حتی اگر این اتفاق هم نمی‌افتاد، از عهد الست این مصاحبه جزو توقیف شده‌ها قرار داشت! از مکتب شیراز و جریان علمی آن چه می‌خواستیم و اکنون در جریان تشریفات و مسائل سیاسی چه شد! دکتر حداد هم سخنرانی مناسبی انجام دادند و افتتاحیه پایان یافت‌. ۱۱- بعد از ظهر همان روز ۱۶ آذر، پنل‌های همایش با موفقیت تمام شروع به کار کردند. در چندین سالن مختلف از جمله در سالن‌های دانشگاه شیراز. در سراسر روز هفدهم نیز هشت پنل مجزا با برنامه‌ریزی و دقت خاصی برگزار شد؛ هر پنل برای یک رشته. تمام خلاصه مقاله‌ها و قسمتی از مجموعه‌ مقاله‌های پنل، بین حضار و شرکت‌کنندگان پخش شد. کاری که در کم‌تر همایشی در ایران مشاهده می‌شود. راجع به سخنرانی‌های پنل حکمت و عرفان هم که دبیری علمی آن به‌عهده حقیر بود، مطالب علمی زیادی دارم که این‌جا فرصت بیان آن‌ها نیست. ۱۲- در اسفند ۱۳۹۶، همایش علامه شمس‌الدین محمد خفری، یکی از بزرگ‌ترین نمایندگان مکتب فلسفی شیراز در دو شهر جهرم و خفر برگزار شد که باز هم حقیر دبیری علمی آن همایش را به‌عهده داشتم. در این همایش، برخی از آثار خفری تصحیح، چاپ و منتشر شد. کتاب‌شناسی آثار خفری نیز منتشر شد و در اختیار محققان قرار گرفت. این همایش با پیام پربار حضرت آیت‌الله جوادی آملی افتتاح شد. جناب آقای دکتر غلام‌رضا اعوانی رئیس وقت انجمن حکمت و فلسفه ایران، سخنران افتتاحیه بودند. فیلسوفان، منطق‌دانان و اهل هیئت و نجوم مطرح کشور در این همایش به سخنرانی و ارائه مقاله پرداختند. وزیر محترم ارشاد، آقای دکتر صالحی نیز در این همایش حضور یافتند. مجموعه مقالات این همایش نیز چاپ شد و در اختیار اهل علم قرار گرفت.
این همایش علاوه‌بر تاثیرات بسیار مثبت فرهنگی در دو شهر جهرم و خفر، در مجموع، همایش بسیار پرباری بود و گوشهٔ دیگری از مکتب فلسفی شیراز را مورد کاوش قرار داد و بر غنای تاریخ فلسفه در این دوران افزود. اکنون نیز در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۲۸ و ۲۹ آبان ۱۴۰۴، همایش دیگری در باب مکتب شیراز با تاکید بر آرای ملا عبدالله یزدی خواهیم داشت. این همایش با پیام حکیم متأله حضرت استاد آیت‌الله جوادی آملی دام ظله در دانشگاه شیراز افتتاح خواهد شد. این همایش گام دیگری است در شناساندن این مکتب فلسفی که سال‌ها مغفول مانده بود. الحمدلله اولاً و آخراً و ظاهراً و باطناً@ghkakaie
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣 💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠 ✅ با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی جلسه: ۱۶۸ ⏳زمان برگزاری : دو شنبه، ۲۶ آبان ۱۴۰۴ _   ساعت ۱۶ 🖇️لینک شرکت آنلاین در دوره : https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23 📌(شرکت برای عموم آزاد است) ✅ @ghkakaie