eitaa logo
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
898 دنبال‌کننده
526 عکس
139 ویدیو
15 فایل
🔺 کانال اختصاصی اطلاع رسانی برنامه‌ها و نشر آثار حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی 🔺 کانال اطلاع رسانی دکتر قاسم کاکایی در تلگرام: https://t.me/ghkakaie ارتباط با مدیر کانال : @Admin_ghkakaie
مشاهده در ایتا
دانلود
درسگفتار شرح مثنوی معنوی جلسهٔ ۶۴ ارائه شده در تاریخ ۱۴۰۲/۶/۲۱ مدن زمان: ۶۳:۰۹ دقیقه دفتر اول ابیات ۱۱۴۹ تا ۱۱۸۴ پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتیست مصطفی فرمود دنیا ساعتیست فکر ما تیریست از هو در هوا در هوا کی پاید آید تا خدا هر نفس نو می‌شود دنیا و ما بی‌خبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوی نو نو می‌رسد مستمری می‌نماید در جسد آن ز تیزی مستمر شکل آمده‌ست چون شرر کش تیز جنبانی بدست شاخ آتش را بجنبانی بساز در نظر آتش نماید بس دراز این درازی مدت از تیزی صنع می‌نماید سرعت‌انگیزی صنع طالب این سِرّ اگر علامه‌ایست نک حسام‌الدین که سامی نامه‌ایست بخش ۶۳- رسیدن خرگوش به شیر شیر اندر آتش و در خشم و شور دید کان خرگوش می‌آید ز دور می‌دود بی‌دهشت و گستاخ او خشمگین و تند و تیز و ترش‌رو کز شکسته آمدن تهمت بود وز دلیری دفع هر ریبت بود چون رسید او پیشتر نزدیک صف بانگ بر زد شیر، های ای ناخلف من که پیلان را ز هم بدریده‌ام من که گوش شیر نر مالیده‌ام نیم خرگوشی که باشد که چنین امر ما را افکند او بر زمین ترک خواب غفلت خرگوش کن غرهٔ این شیر ای خر گوش کن بخش ۶۴- عذر گفتن خرگوش گفت خرگوش الامان عذریم هست گر دهد عفو خداوندیت دست گفت چه عذر ای قصور ابلهان این زمان آیند در پیش شهان مرغ بی‌وقتی سرت باید برید عذر احمق را نمی‌شاید شنید عذر احمق بتر از جرمش بود عذر نادان زهر هر دانش بود عذرت ای خرگوش از دانش تهی من نه خرگوشم که در گوشم نهی گفت ای شه ناکسی را کس شمار عذر استم دیده‌ای را گوش دار خاص از بهر زکات جاه خود گمرهی را تو مران از راه خود بحر کو آبی به هر جو می‌دهد ر خسی را بر سر و رو می‌نهد کم نخواهد گشت دریا زین کرم از کرم دریا نگردد بیش و کم گفت دارم من کرم بر جای او جامهٔ هر کس برم بالای او گفت بشنو گر نباشم جای لطف حق سر نهادم پیش اژدرهای عنف من به وقت چاشت در راه آمدم با رفیق خود سوی شاه آمدم با من از بهر تو خرگوشی دگر جفت و همره کرده بودند آن نفر شیری اندر راه قصد بنده کرد قصد هر دو همره آینده کرد گفتمش ما بنده شاهنشهیم خواجه تاشان کُه آن درگهیم گفت شاهنشه که باشد شرم دار پیش من تو یاد هر ناکس میار هم ترا و هم شهت را بر درم گر تو با یارت بگردید از درم گفتمش بگذار تا بار دگر روی شه بینم برم از تو خبر گفت همره را گرو نه پیش من ور نه قربانی تو اندر کیش من لابه کردیمش بسی سودی نکرد یار من بستد مرا بگذاشت فرد یارم از زفتی دو چندان بد که من هم به لطف و هم به خوبی هم به تن
🎙️باز نشر فایل صوتی کلاس شرح مثنوی *گلشن راز* اثر منظوم *شیخ محمود شبستری ( ره)* ▶️ جلسه *۶۷* 🕝مدت زمان صوت : ۳۳ دقیقه و ۳۳ ثانیه 🗓️تاریخ تدریس : ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ ✅تدریس شده در حوزهٔ علمیهٔ شهید محمد حسین نجابت( ره) درسگفتار شرح گلشن راز، جلسهٔ ۶۷: ز طول و عرض و از عمق است اجسام وجودی چون پدید آمد ز اعدام از این جنس است اصل جمله عالم چو دانستی بیار ایمان و فالزم جز از حق نیست دیگر هستی الحق هوالحق گو و گر خواهی انا الحق نمود وهمی از هستی جدا کن نه ای بیگانه خود را آشنا کن *بخش ۳۳ - سوال از معنی وصال* چرا مخلوق را گویند واصل سلوک و سیر او چون گشت حاصل *بخش ۳۴- جواب* وصال حق ز خلقیت جدایی است ز خود بیگانه گشتن آشنایی است ✅ @ghkakaie
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣 💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠 ✅ با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی جلسهٔ ۶۵ ⏳زمان برگزاری: سه شنبه ۲۸ شهریور، ساعت ۱۷ 🖇️لینک شرکت آنلاین در دوره : https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23 📌(شرکت برای عموم آزاد است ) ✅ @ghkakaie
درسگفتار شرح مثنوی معنوی جلسهٔ ۶۵ ارائه شده در تاریخ ۱۴۰۲/۶/۲۸ مدت زمان: ۶۰:۵۰ دفتر اول ابیات ۱۱۸۵ تا ۱۲۳۲ بعد ازین زان شیر این ره بسته شد حال ما این بود و با تو گفته شد از وظیفه بعد ازین اومید بر حق همی گویم ترا والحق مر گر وظیفه بایدت ره پاک کن هین بیا و دفع آن بی‌باک کن بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او گفت بسم الله بیا تا او کجاست پیش در شو گر همی گویی تو راست تا سزای او و صد چون او دهم ور دروغست این سزای تو دهم اندر آمد چون قلاووزی به پیش تا برد او را به سوی دام خویش سوی چاهی کو نشانش کرده بود چاه مغ را دام جانش کرده بود می‌شدند این هر دو تا نزدیک چاه اینت خرگوشی چو آبی زیر کاه آب کاهی را به هامون می‌برد آب کوهی را عجب چون می‌برد دام مکر او کمند شیر بود طرفه خرگوشی که شیری می‌ربود موسیی فرعون را با رود نیل می‌کشد با لشکر و جمع ثقیل پشه‌ای نمرود را با نیم پر می‌شکافد بی‌محابا درز سر حال آن کو قول دشمن را شنود بین جزای آنک شد یار حسود حال فرعونی که هامان را شنود حال نمرودی که شیطان را شنود دشمن ار چه دوستانه گویدت دام دان گر چه ز دانه گویدت گر ترا قندی دهد آن زهر دان گر بتن لطفی کند آن قهر دان چون قضا آید نبینی غیر پوست دشمنان را باز نشناسی ز دوست چون چنین شد ابتهال آغاز کن ناله و تسبیح و روزه ساز کن ناله می‌کن کای تو علام الغیوب زیر سنگ مکر بد ما را مکوب گر سگی کردیم ای شیرآفرین شیر را مگمار بر ما زین کمین آب خوش را صورت آتش مده اندر آتش صورت آبی منه از شراب قهر چون مستی دهی نیستها را صورت هستی دهی چیست مستی بند چشم از دید چشم تا نماید سنگ، گوهر پشم، یشم بخش ۶۶- قصۀ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود چون سلیمان را سراپرده زدند جمله مرغانش به خدمت آمدند هم‌زبان و محرم خود یافتند پیش او یک یک بجان بشتافتند جمله مرغان ترک کرده چیک چیک با سلیمان گشته افصح من اخیک همزبانی خویشی و پیوندی است مرد با نامحرمان چون بندی است ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان پس زبان محرمی خود دیگرست همدلی از همزبانی بهترست غیر نطق و غیر ایما و سجل صد هزاران ترجمان خیزد ز دل جمله مرغان هر یکی اسرار خود از هنر وز دانش و از کار خود با سلیمان یک بیک وا می‌نمود از برای عرضه خود را می‌ستود از تکبر نه و از هستی خویش بهر آن تا ره دهد او را به پیش چون بباید برده را از خواجه‌ای عرضه دارد از هنر دیباجه‌ای چونک دارد از خریداریش ننگ خود کند بیمار و کر و شل و لنگ نوبت هدهد رسید و پیشه‌اش و آن بیان صنعت و اندیشه‌اش گفت ای شه یک هنر کان کهترست باز گویم گفتِ کوته بهترست گفت بر گو تا کدامست آن هنر گفت من آنگه که باشم اوج بر بنگرم از اوج با چشم یقین من ببینم آب در قعر زمین تا کجایست و چه عمقستش چه رنگ از چه می‌جوشد ز خاکی یا ز سنگ ای سلیمان بهر لشگرگاه را در سفر می‌دار این آگاه را پس سلیمان گفت ای نیکو رفیق در بیابانهای بی آب عمیق بخش ۶۷- طعنهٔ زاغ بر دعوی هدهد زاغ چون بشنود آمد از حسد با سلیمان گفت کو کژ گفت و بد از ادب نبود به پیش شه مقال خاصه خودلاف دروغین و محال گر مر او را این نظر بودی مدام چون ندیدی زیر مشتی خاک دام چون گرفتار آمدی در دام او چون قفس اندر شدی ناکام او ✅ @ghkakaie
طلب و اخلاق طلبگی جلسهٔ بیستم 🎙️ سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی ▫️ پنجشنبه ۳۰ شهریور بعد از نماز مغرب و عشاء ▫️به همراه قرائت دعای کمیل ◻️مسجد قبا (آتشی‌ها) 📱 پخش زنده در: http://Dastgheibqoba.info/live https://www.aparat.com/dastgheib/live@ghkakaie
درسگفتار شرح الاسماءالحسنی ارائه شده در حوزهٔ علمیهٔ شهید محمدحسین نجابت جلسهٔ ۶۸ تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۱۶ یا خیرالحامدین، یا خیرالذاکرین فقد ذكرنا في سدرة المنتهى وفى المعلقات على زبور ال محمد صلى الله عليه واله ان الحمد في قوله تعالى كبرياؤه الحمد لله رب العالمين هو ذات كل موجود بما هو موجود وهوية كل جوهر عقلي بحسب مرتبته في الوجود وقسطه من صفات الكمال ولذلك كان عالم الامر وهو عالم الجواهر المفارقة عالم الحمد وعالم التسبيح والتمجيد ومنه في القران الحكيم له الملك وله الحمد انتهى وكونه تعاالى خير الحامدين بتقريب ان الحمد منوط بمعرفة كمال المحمود ولا يعلم كمال ذاته كما هو الا هو فهو خير حامد ومحمود كما هو خير شاهد ومشهود انت كما اثنيت على نفسك يا خير الذاكرين حقيقة الذكر حضور المذكور لدى الذاكر اما بذاته أو بوجهه فذكره تعالى في مرتبة ذاته كلامه الذاتي وعلمه بذاته الذى حضور ذاته بذاته لذاته بمعنى عدم انفكاك ذاته عن ذاته وفى مرتبة فعله وصنعه ذكره امره الايجادى وكلمة كن وفى مرتبة العقل انشاء الكلمات التامات التى هي عالم الذكر الحكيم وهكذا حتى في عالم المادة ذكرنا مرتبة من اذكاره بمعنى انا ذاكروه بحوله وقوته ولولاه لم يتات لنا ذكره ولعله مراد من قال من العرفاء لقد كنت دهرا قبل ان يكشف الغطا * اخالك انى ذاكر لك شاكر * فلما اضاء الليل اصبحت عارفا بانك مذكور وذكر وذاكر وهو تعالى خير الذاكرين بحسب ذاكريته لنفسه لان علمه بنفسه اتم من علمنا به لكون الاول بالكنه والثانى بالوجه وان كان للوجه مراتب وبحسب ذاكريته لنا المشار إليها في قوله تعالى فاذكروني اذكركم وفى الحديث القدسي انا مع عبدى إذ اذكرني من ذكرني في نفسه ذكرته في نفسي ومن ذكرني في ملاء ذكرته في ملاء خير منه لان ظهورنا في الاكوان السابقة اتم من ظهورنا في هذا الكون الطبيعي فنوه تعالى باسمنا في اللاهوت كما في الجبروت المعبر عنه في الحديث القدسي المذكور بملاء خير من ملاء عالمنا وكيف لا يكون ذاكريته لنا خيرا من ذاكريتنا والعلة حد تام للمعلول بخلاف المعلول فانه حد ناقص للعلة ✅ @ghkakaie
حجت الاسلام والمسلمین کاکاییKakaei [1402-06-30].mp3
زمان: حجم: 17M
🎙️|فایل صوتی کامل| 💡 🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی جلسهٔ بیستم 🗓️تاریخ برگزاری : ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ ⏳ مدت زمان : ۳۵ دقیقه و ۲۰ ثانیه ✅ https://eitaa.com/ghkakaie
شرح_گلشن_راز_جلسه_۶۸_حجت‌الاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان: حجم: 34.9M
🎙️باز نشر فایل صوتی کلاس شرح مثنوی گلشن راز اثر منظوم شیخ محمود شبستری ( ره) ▶️ جلسه ۶۸ 🕝مدت زمان صوت : ۳۲ دقیقه و ۱۷ ثانیه 🗓️تاریخ تدریس : ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ✅تدریس شده در حوزهٔ علمیهٔ شهید محمد حسین نجابت( ره) درسگفتار شرح گلشن راز، جلسهٔ ۶۸: بخش۳۳- سؤال از معنی وصال چرا مخلوق را گویند واصل سلوک و سیر او چون گشت حاصل بخش ۳۴- جواب وصال حق ز خلقیت جدایی است ز خود بیگانه گشتن آشنایی است چو ممکن گرد امکان برفشاند به جز واجب دگر چیزی نماند وجود هر دو عالم چون خیال است که در وقت بقا عین زوال است نه مخلوق است آن کو گشت واصل نگوید این سخن را مرد کامل عدم کی راه یابد اندر این باب چه نسبت خاک را با رب ارباب عدم چبود که با حق واصل آید وز او سیر و سلوکی حاصل آید ✅@ghkakaie
سلام علیکم. به اطلاع علاقمندان می‌رسانیم که با توجه به آغاز فصل پاییز، درسگفتار شرح مثنوی معنوی هر سه‌شنبه ساعت ۱۶ برگزار خواهد شد👇