قاسم کاکایی:
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣
💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠
✅ با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
جلسهٔ ۶۷
⏳زمان برگزاری:
سه شنبه ۱۱ مهر، ساعت ۱۶
🖇️لینک شرکت آنلاین در دوره :
https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23
📌(شرکت برای عموم آزاد است )
✅ @ghkakaie
شرح_مثنوی_مولانا_جلسه_۶۷_حجتالاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
29M
🎙️| فایل صوتی کامل |
▶️ جلسه ۶۷ شرح مثنوی معنوی (دفتر اول )
✅با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
🗓️تاریخ جلسه :
سه شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۲
🕝 مدت زمان : ۶۰ دقیقه و ۲۵ ثانیه
✅@ghkakaie
✍🏻 درسگفتار شرح مثنوی معنوی جلسه ۶۷، دفتر اول ابیات ۱۲۷۸ تا ۱۳۳۲:
گفت پیغامبر به تمییز کسان
مرء مخفی لدی طیاللسان
رنگ رو از حال دل دارد نشان
رحمتم کن مهر من در دل نشان
رنگ روی سرخ دارد بانگ شکر
بانگ روی زرد دارد صبر و نکر
در من آمد آنک دست و پا برد
رنگ رو و قوت و سیما برد
آنک در هر چه در آید بشکند
هر درخت از بیخ و بن او بر کند
در من آمد آنک از وی گشت مات
آدمی و جانور جامد نبات
این خود اجزا اند کلیات ازو
زرد کرده رنگ و فاسد کرده بو
تا جهان گه صابرست و گه شکور
بوستان گه حله پوشد گاه عور
آفتابی کو بر آید نارگون
ساعتی دیگر شود او سرنگون
اختران تافته بر چار طاق
لحظه لحظه مبتلای احتراق
ماه کو افزود ز اختر در جمال
شد ز رنج دق او همچون خیال
این زمین با سکون با ادب
اندر آرد زلزلهش در لرز تب
ای بسا کُه زین بلای مردریگ
گشته است اندر جهان او خرد و ریگ
این هوا با روح آمد مقترن
چون قضا آید وبا گشت و عفن
آب خوش کو روح را همشیره شد
در غدیری زرد و تلخ و تیره شد
آتشی کو باد دارد در بروت
هم یکی بادی برو خواند یموت
حال دریا ز اضطراب و جوش او
فهم کن تبدیلهای هوش او
چرخ سرگردان که اندر جست و جوست
حال او چون حال فرزندان اوست
گه حضیض و گه میانه گاه اوج
اندرو از سعد و نحسی فوج فوج
از خود ای جزوی ز کلها مختلط
فهم میکن حالت هر منبسط
چونک کلیات را رنجست و درد
جزو ایشان چون نباشد رویزرد
خاصه جزوی کو ز اضدادست جمع
ز آب و خاک و آتش و بادست جمع
این عجب نبود که میش از گرگ جست
این عجب کین میش دل در گرگ بست
زندگانی آشتی ضدهاست
مرگ آنک اندر میانش جنگ خاست
لطف حق این شیر را و گور را
الف دادست این دو ضد دور را
چون جهان رنجور و زندانی بود
چه عجب رنجور اگر فانی بود
خواند بر شیر او ازین رو پندها
گفت من پس ماندهام زین بندها
پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوس
شیر گفتش تو زداسباب مرض
این سبب گو خاص کاینستم غرض
گفت آن شیر اندرین چه ساکنست
اندرین قلعه ز آفات آمنست
قعر چه بگزید هر که عاقلست
زانک در خلوت صفاهای دلست
ظلمتِ چَه بِه که ظلمتهای خلق
سر نبُرد آنکس که گیرد پای خلق
گفت پیش آ زخمم او را قاهرست
تو ببین کان شیر در چَه حاضرست
گفت من سوزیدهام زان آتشی
تو مگر اندر برِ خویشم کشی
تا به پشت تو من ای کان کرم
چشم بگشایم بِچَه در بنگرم
بخش ۷۲- نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوس را در آب
چونک شیر اندر بر خویشش کشید
در پناه شیر تا چه میدوید
چونک در چه بنگریدند اندر آب
اندر آب از شیر و او در تافت تاب
شیر عکس خویش دید از آب تفت
شکل شیری در برش خرگوش زفت
چونک خصم خویش را در آب دید
مر ورا بگذاشت و اندر چه جهید
در فتاد اندر چهی کو کنده بود
زانک ظلمش در سرش آینده بود
چاه مظلم گشت ظلم ظالمان
این چنین گفتند جملهٔ عالمان
هر که ظالمتر چهش با هولتر
عدل فرمودست بتر را بتر
ای که تو از جاه ظلمی میکُنی
دانک بهر خویش چاهی میکَنی
گرد خود چون کرم پیله بر متن
بهر خود چه میکنی اندازه کن
مر ضعیفان را تو بیخصمی مدان
از نبی ذا جاء نصر الله خوان
گر تو پیلی خصم تو از تو رمید
نک جزا طیرا ابابیلت رسید
گر ضعیفی در زمین خواهد امان
غلغل افتد در سپاه آسمان
گر بدندانش گزی پر خون کنی
درد دندانت بگیرد چون کنی
شیر خود را دید در چه وز غلو
خویش را نشناخت آن دم از عدو
عکس خود را او عدو خویش دید
لاجرم بر خویش شمشیری کشید
ای بسا ظلمی که بینی در کسان
خوی تو باشد دریشان ای فلان
اندریشان تافته هستی تو
از نفاق و ظلم و بد مستی تو
آن توی و آن زخم بر خود میزنی
بر خود آن دم تار لعنت میتنی
در خود آن بد را نمیبینی عیان
ورنه دشمن بودیی خود را بجان
حمله بر خود میکنی ای ساده مرد
همچو آن شیری که بر خود حمله کرد
چون به قعر خوی خود اندر رسی
پس بدانی کز تو بود آن ناکسی
✅@ghkakaie
طلب و اخلاق طلبگی
جلسهٔ بیست و یکم
🎙️ سخنران: حجتالاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
▫️ پنجشنبه ۱۳ مهر بعد از نماز مغرب و عشاء
▫️به همراه قرائت دعای کمیل
◻️مسجد قبا (آتشیها)
📱 پخش زنده در:
http://Dastgheibqoba.info/live
https://www.aparat.com/dastgheib/live
✅ @ghkakaie
حجت الاسلام والمسلمین کاکایی4_5834799065451204727.mp3
زمان:
حجم:
12.6M
🎙️|فایل صوتی کامل|
💡#سلسله_نشست_ها_طلب_و_اخلاق_طلبگی
🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی
جلسهٔ بیست و یکم
🗓️تاریخ برگزاری : ۱۳ مهر ۱۴۰۲
⏳ مدت زمان : ۳۵ دقیقه و ۳ ثانیه
✅ https://eitaa.com/ghkakaie
شرحالاسماء_الحسنی_جلسه_۷۰_حجتالاسلام_والمسلمین_دکتر کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
35.9M
🎙️|فایل صوتی کامل |
▶️درسگفتار شَرحُ الأَسماءِ الحُسنیٰ
جلسه : *۷۰*
🌍 محل تدریس :
شیراز ، حوزه علمیه شهید محمد حسین نجابت ( ره )
📅 تاریخ :
۱۸ بهمن ۱۳۹۱
🕝مدت زمان صوت :
۳۳ دقیقه و ۱۴ ثانیه
✅@ghkakaie
درسگفتار شرح الاسماءالحسنی ، جلسهٔ ۷۰:
يا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَالْجَمالُ، يا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَالْكَمالُ، يا مَنْ لَهُ الْمُلْكُ وَالْجَلالُ،
يا مَنْ هُوَ الْكَبيرُ الْمُتَعالُِ، يا مُنْشِىءَ الْسَّحابِ الثِّقالِ، يا مَنْ هُوَ شَديدُ الْمِحالِ،
يا مَنْ هُوَ سَريعُ الْحِسابِ، يا مَنْ هُوَ شَديدُ الْعِقابِ، يا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ،*يا مَنْ عِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ
سبحانک یا لا اله الا انت الخ
يا من له العزة والجمال تقديم الظرف هنا وفيما بعده يفيد الاختصاص لان كل جمال رشح من بحر جماله وكل كمال ظل كما له فهو الحقيقة وما عداه مجازاته وهو النير وما سواه اشر اقاته وهو الاصل وما وراه فروعه ما اليق بالمقام ما قال الشاعر ارأيت جسن الروض في اصاله ارايت بدر التم عند كماله ارايت كاسا شيب صفو شمولها ارايت روضا ريض خيل شماله ارايت طيب العيش في عهد الصبى ارايت عيش الصب لميل وصاله ارايت رايحة الخزامى سحرة فغمت خباشيم العليل الواله هذا وذاك وكل شئ رايق اخذ التجمل من فروع جماله هلك القلوب باسرها في اسره شعفا وشد عقولنا بعقاله له الملك وله الحمد العزة القوة أو ندرة الوجود قال في القاموس عز يعز عز أو عزة بكسر هما وعزازة صار عزيزا كتعزز وقوى بعد ذلة واعزه وعززه والشئ قل فلا يكاد يوجد فهو عزيز فالاول من باب التجريد إذ لا بعدية لعزته تعالى للذله والثانى يراد باعتبار مظاهره الاكملين النادرى الوجود والجمال صفات اللطف والرحمة والجلال صفات القهر والنقمة وايضا الجمال صفات التشبيه والدنو والجلال صفات التنزيه والعلو وايضا الجمال صفات ثبوتية والجلال صفات سلبية والتفصيل انه كما ان لزيد مثلا صفات سلبية ككونه ليس بحجر وليس بمدر وصفات ثبوتية اما اضافية محضة ككونه ابا لعمرو وجارا لبكر واما حقيقية فاتا محضة ككونه حيا واما حقيقية ذات اضافة كعلمه الملزوم للعالمية وقدرته الملزومة للقادرية وهاتان اللازمتان مضافتان حقيقيتان كذلك لمبدئه صفات سلبيته كلها يرجع إلى سلب واحد هو سلب الامكان عنه تعالى وصفات اضافية محضة كمفهوم العلية والخالقية والرازقي
✅ @ghkakaie
شرح_گلشن_راز_جلسه_۷۰_حجتالاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
34.5M
🎙️باز نشر فایل صوتی کلاس
شرح مثنوی گلشن راز
اثر منظوم شیخ محمود شبستری ( ره)
▶️ جلسه ۷۰
🕝مدت زمان صوت :
۳۱ دقیقه و ۵۷ ثانیه
🗓️تاریخ تدریس :
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
✅تدریس شده در حوزهٔ علمیهٔ شهید محمد حسین نجابت( ره)
ببین ماهیتت را بی کم و بیش
نه معدوم و نه موجود است در خویش
نظر کن در حقیقت سوی امکان
که او بیهستی آمد عین نقصان
وجود اندر کمال خویش ساری است
تعینها امور اعتباری است
امور اعتباری نیست موجود
عدد بسیار و یک چیز است معدود
بخش ۳۵- تمثیل در اطوار وجود
بخاری مرتفع گردد ز دریا
به امر حق فرو بارد به صحرا
شعاع آفتاب از چرخ چارم
بر او افتد شود ترکیب با هم
کند گرمی دگر ره عزم بالا
در آویزد بدو آن آب دریا
چو با ایشان شود خاک و هوا ضم
برون آید نبات سبز و خرم
جهان را نیست هستی جز مجازی
سراسر کار او لهو است و بازی
✅@ghkakaie
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣
💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠
✅ با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
جلسهٔ ۶۸
⏳زمان برگزاری:
سه شنبه ۱۸ مهر، ساعت ۱۶
🖇️لینک شرکت آنلاین در دوره :
https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23
📌(شرکت برای عموم آزاد است )
✅ @ghkakaie
معاونت فرهنگی دانشگاه شیراز به مناسبت ۲۰ مهر، یادروز حافظ، برگزار میکند.
زمان: چهارشنبه، ۱۸ مهر ۱۴۰۲
مکان: شیراز، میدان ارم، دانشگاه شیراز، تالار فجر
✅ @ghkakaie
1_7117105720.mp3
زمان:
حجم:
28.4M
🎙️| فایل صوتی کامل |
▶️ جلسه ۶۸ شرح مثنوی معنوی (دفتر اول )
✅با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
🗓️تاریخ جلسه :
سه شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۲
🕝 مدت زمان : ۵۹ دقیقه و ۰۵ ثانیه
✅@ghkakaie
درسگفتار شرح مثنوی معنوی ، جلسهٔ ۶۸، دفتر اول، ابیات ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۶(تصحیح نیکلسون):
شیر را در قعر پیدا شد که بود
نقش او، آنکش دگر کس مینمود
هر که دندان ضعیفی میکند
کار آن شیر غلطبین میکند
میببیند خال بد بر روی عم
عکس خال تست آن از عم مرم
مؤمنان آیینهٔ همدیگرند
این خبر می از پیمبر آورند
پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود
زان سبب عالم کبودت مینمود
گر نه کوری این کبودی دان ز خویش
خویش را بد گو مگو کس را تو بیش
مؤمن ار ینظر بنور الله نبود
غیب مؤمن را برهنه چون نمود
چون که تو ینظر بنار الله بدی
در بدی از نیکوی غافل شدی
اندک اندک آب بر آتش بزن
تا شود نار تو نور ای بوالحزن
تو بزن یا ربنا آب طهور
تا شود این نار عالم جمله نور
آب دریا جمله در فرمان تست
آب و آتش ای خداوند آن تست
گر تو خواهی آتش آب خوش شود
ور نخواهی آب هم آتش شود
این طلب در ما هم از ایجاد تست
رستن از بیداد یا رب داد تست
بیطلب تو این طلبمان دادهای
گنج احسان بر همه بگشادهای
مژده بردن خرگوش سوی نخجیران که شیر در چاه افتاد
چونک خرگوش از رهایی شاد گشت
سوی نخچیران دوان شد تا به دشت
شیر را چون دید در چه کُشته، زار
چرخ میزد شادمان تا مرغزار
دست میزد چون رهید از دست مرگ
سبز و رقصان در هوا چون شاخ و برگ
شاخ و برگ از حبس خاک آزاد شد
سر برآورد و حریف باد شد
برگها چون شاخ را بشکافتند
تا به بالای درخت اشتافتند
با زبان شطاه شکر خدا
میسراید هر بر و برگی جدا
که بپرورد اصل ما را ذوالعطا
تا درخت استغلظ آمد و استوی
جانهای بسته اندر آب و گل
چون رهند از آب و گلها شاددل
در هوای عشق حق رقصان شوند
همچو قرص بدر بینقصان شوند
چشمان در رقص و جانها خود مپرس
وانک گرد جان از آنها خود مپرس
شیر را خرگوش در زندان نشاند
ننگ شیری کو ز خرگوشی بماند
درچنان ننگی و آنگه این عجب
فخر دین خواهد که گویندش لقب
ای تو شیری در تک این چاه فرد
نقش چون خرگوش خونتریخت و خورد
نفس خرگوشت به صحرا در چرا
تو به قعر این چَه چون و چرا
سوی نخچیران دوید آن شیرگیر
کابشروا یا قوم اذ جاء البشیر
مژده مژده ای گروه عیشساز
کان سگ دوزخ به دوزخ رفت باز
مژده مژده کان عدو جانها
کند قهر خالقش دندانها
آنک از پنجه بسی سرها بکوفت
همچو خس جاروب مرگش هم بروفت
✅ @ghkakaie