حجت الاسلام والمسلمین کاکاییطلب و اخلاق طلبگی ۳۴.mp3
زمان:
حجم:
15M
🎙️|فایل صوتی کامل|
💡#سلسله_نشست_ها_طلب_و_اخلاق_طلبگی
🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی
جلسهٔ سی و چهارم
🗓️تاریخ برگزاری : ۱ فروردین ۱۴۰۳ _ ۹ رمضان ۱۴۴۵
⏳ مدت زمان : ۴۱ دقیقه و ۲۸ ثانیه
✅ @ghkakaie
شرحالاسماء_الحسنی_جلسه_۸۹_حجتالاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
38.6M
🎙️|فایل صوتی کامل |
▶️ #درسگفتار_شرح_الاسماء_الحسنی
جلسه : ۸۹
🌍 محل تدریس :
شیراز ، حوزه علمیه شهید محمد حسین نجابت ( ره )
📅 تاریخ :
۲۰ اسفند ۱۳۹۱
🕝مدت زمان صوت :
۳۵ دقیقه و ۴۵ ثانیه
✅@ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙️|فایل صوتی کامل | ▶️ #درسگفتار_شرح_الاسماء_الحسنی جلسه : ۸۹ 🌍 محل تدریس : شیراز ، حوزه علمیه
درسگفتار شرح الاسماءالحسنی، جلسهٔ ۸۹:
یا مستعان یا ذاالمن والبیان
ومن اسراره ان مساوقه الذى هو القول الذى عدده ماة وستة وثلثون وهو مبلغ عدد مساحة مربع زوج الزوج الاول موافق لعدد محيى كل حى وهو عدد المؤمن وفى مجمع البيان قال الصادق (ع) البيان الاسم الاعظم الذى علم به كلشئ سبحانك یا لا اله الا انت الخ يا من تواضع كلشئ لعظمته أي تطامن لها يا من استسلم كلشئ لقدرته الشئ بمعنى المشيئ وجوده وهو المهية أي طاوع كل مهية مشيئ وجودها لقدرته الفعلية يا من ذل كلشئ لعزته يا من خضع كلشيئ لهيبته يفرق في اللغة بين الخضوع والخشوع بان الخضوع في البدن والخشوع في الصوت والبصر والهيبة لغة المخافة يا من انقاد كلشئ من خشيته الخشية على ما قال المحقق نصير الملة والدين س وان لا فرق بينها وبين الخوف في اللغة الا انها عند اهل السلوك خاصة بالعلماء انما يخشى الله من عباده العلماء والخوف مسلوب عنهم لا خوف عليهم ولا هم يحزنون فالخشية تحصل لهم بسبب الاستشعار بعظمة الله وهيبته والوقوف على قصور هم عن اداء حق العبودية فهى خوف خاص ويدل عليه قوله تعالى يخشون ربهم ويخافون سوء العذاب وههنا جارية على طريق اهل اللغة ولكن لما كانت الهيبة اعلى من الخشية كما سيأتي في السلاك كالخشية من الخوف قدمت الهيبة على الخشية وهى على المخافة يا من تشققت الجبال من مخافته اصل تكون الجبال على ما قال بعض الحكماء من تلاطم امواج البحار واصطكاكاتها فيحجر بعض الارض فان البر كان بحرا والبحر كان برا في الادوار والاكوار ويؤيده ما يقال من ان الشمس كما تميل إلى الجنوب فانجذبت الرطوبات بحرارتها إلى جانب الجنوب ولذا وقعت البحار هناك وورد ان مجارى العيون من مهب الشمال كذلك يحبئ وقت يكون ميلها إلى الشمال وعند هذا تنجذب الرطوبات إلى جانب الشمال وتتفق البحار هنا ويتحقق البراري والبلاد هناك والانسان والحيوانات يتخذها المساكن فيعيشون هناك
✅@ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
📢اعلام برنامه 💡 سلسله نشست هایِ (طلب و اخلاق طلبگی) 🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی 🎥بست
هماکنون سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی :
http://Dastgheibqoba.info/live
حجت الاسلام والمسلمین کاکاییطلب و اخلاق طلبگی ۳۵ .mp3
زمان:
حجم:
17.7M
🎙️|فایل صوتی کامل|
💡#سلسله_نشست_ها_طلب_و_اخلاق_طلبگی
🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی
جلسهٔ سی و پنجم
🗓️تاریخ برگزاری : ۲ فروردین ۱۴۰۳ _ ۱۰ رمضان ۱۴۴۵
⏳ مدت زمان : ۴۸ دقیقه و ۵۶ ثانیه
✅ @ghkakaie
دمی با حافظ در محضر حضرت آیت الله نجابت«ره» جلسه ۹.mp3
زمان:
حجم:
16.3M
🎙️| فایل صوتی کامل |
درسگفتار #دمی_با_حافظ_در_محضر_حضرت_آیت_الله_نجابت(ره)
⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
جلسهٔ نهم
🗓️تاریخ جلسه :
شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳
🕝 مدت زمان: ۱۶ دقیقه و ۵۸
درسگفتار دمی با حافظ، جلسهٔ نهم
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخر صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مِشکینش چه خون افتاد در دلها
شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها
#شرح_شعر
#حافظ #عرفان #عشق
#شمس_الدین_محمد
✅ @ghkakaie
شرح_گلشن_راز_جلسه_۹۱_حجتالاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
23.8M
🎙️باز نشر فایل صوتی #درسگفتار_شرح_گلشن_راز
اثر منظوم شیخ محمود شبستری ( ره)
▶️ جلسه ۹۱
🕝مدت زمان صوت :
۲۲ دقیقه
🗓️تاریخ تدریس :
۲۱ فروردین ۱۳۹۱
✅تدریس شده در حوزهٔ علمیهٔ شهید محمد حسین نجابت( ره)
درسگفتار شرح گلشن راز، جلسهٔ ۹۱:
مرکب چون شود مانند یک چیز
ز اجزا دور گردد فعل و تمییز
بسیط الذات را مانند گردد
میان این و آن پیوند گردد
نه پیوندی که از ترکیب اجزاست
که روح از وصف جسمیت مبراست
چو آب و گل شود یکباره صافی
رسد از حق بدو روح اضافی
چو یابد تسویت اجزای ارکان
در او گیرد فروغ عالم جان
شعاع جان سوی تن وقت تعدیل
چو خورشید و زمین آمد به تمثیل
تمثیل در نکاح معنوی جسم و جان
اگرچه خور به چرخ چارمین است
شعاعش نور و تدبیر زمین است
طبیعت های عنصر نزد خور نیست
کواکب گرم و سرد و خشک و تر نیست
عناصر جمله از وی گرم و سرد است
سپید و سرخ و سبز و آل و زرد است
بود حکمش روان چون شاه عادل
که نه خارج توان گفتن نه داخل
چو از تعدیل شد ارکان موافق
ز حسنش نفس گویا گشت عاشق
نکاح معنوی افتاد در دین
جهان را نفس کلی داد کابین
از ایشان می پدید آمد فصاحت
علوم و نطق و اخلاق و صباحت
✅@ghkakaie
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣
💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠
✅ با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
جلسهٔ ۹۱
⏳زمان برگزاری :
سهشنبه، ۷ فروردین ۱۴۰۳ _ساعت ۱۶
🖇️لینک شرکت آنلاین در دوره :
https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23
📌(شرکت برای عموم آزاد است )
✅ @ghkakaie
🌸🍀 امام حسن مجتبی علیه السّلام:
" رَأْسُ الْعَقْلِ مُعَاشَرَةُ النَّاسِ بِالْجَمِیلِ"
اساسِ عقل، معاشرت زیبا با مردم است.
✅@ghkakaie
📢اعلام برنامه
💡 سلسله نشست هایِ
(طلب و اخلاق طلبگی)
🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی
🎥بستر های پخش از فضای مجازی :
۱ http://Dastgheibqoba.info/live
۲ https://www.aparat.com/dastgheib/live
۳ https://heyatonline.ir/masjed.ghoba
🗓️زمان در ماه مبارک رمضان :
هر هفته، چهارشنبهها و پنجشنبهها
پس از نماز ظهر و عصر
جلسهٔ سی و ششم ۸ فروردین ۱۴۰۳_ ۱۶ رمضان ۱۴۴۵
🕌مکان :
شیراز_ مسجد قبا (آتشیها)
✅ @ghkakaie
شرح مثنوی معنوی جلسهٔ ۹۱_ حجت الاسلام و المسلمین دکتر کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
15.1M
🎙️| فایل صوتی کامل |
جلسه ۹۱ #شرح_مثنوی_معنوی (دفتر اول)
⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
🗓️تاریخ جلسه :
سه شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۳
🕝 مدت زمان: ۱ ساعت و۲ دقیقه و ۴۵ ثانیه
#شرح_شعر
#مولانا
✅ @ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙️| فایل صوتی کامل | جلسه ۹۱ #شرح_مثنوی_معنوی (دفتر اول) ⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاس
درسگفتار شرح مثنوی معنوی، جلسهٔ ۹۱، ابیات ۲۱۱۳ تا ۲۱۷۹:
نالیدن ستون حنانه
استن حنانه از هجر رسول
ناله میزد همچو ارباب عقول
گفت پیغامبر چه خواهی ای ستون
گفت جانم از فراقت گشت خون
مسندت من بودم از من تاختی
بر سر منبر تو مسند ساختی
گفت خواهی که ترا نخلی کنند؟
شرقی و غربی ز تو میوه چنند
یا در آن عالم، حقت سروی کند؟
تا تر و تازه بمانی تا ابد
گفت آن خواهم که دایم شد بقاش
بشنو ای غافل کم از چوبی مباش
آن ستون را دفن کرد اندر زمین
تا چو مردم حشر گردد یوم دین
تا بدانی هر که را یزدان بخواند
از همه کار جهان بیکار ماند
هر که را باشد ز یزدان کار و بار
یافت بار آنجا و بیرون شد ز کار
آنک او را نبود از اسرار داد
کی کند تصدیق او نالهٔ جماد
گوید آری نه ز دل بهر وفاق
تا نگویندش که هست اهل نفاق
گر نیندی واقفان امر کن
در جهان رد گشته بودی این سخن
صد هزاران ز اهل تقلید و نشان
افکندشان نیم وهمی در گمان
که به ظن تقلید و استدلالشان
قایمست و جمله پر و بالشان
شبههای انگیزد آن شیطان دون
درفتند این جمله کوران سرنگون
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بیتمکین بود
غیر آن قطب زمان دیدهور
کز ثباتش کوه گردد خیرهسر
پای نابینا عصا باشد عصا
تا نیفتد سرنگون او بر حصا
آن سواری کاو سپه را شد ظفر
اهل دین را کیست سلطان بصر
با عصا کوران اگر ره دیدهاند
در پناه خلق روشندیدهاند
گر نه بینایان بدندی و شهان
جمله کوران مردهاندی در جهان
نه ز کوران کشت آید نه درود
نه عمارت نه تجارتها و سود
گر نکردی رحمت و افضالتان
در شکستی چوب استدلالتان
این عصا چه بود قیاسات و دلیل
آن عصا که دادشان بینا جلیل
چون عصا شد آلت جنگ و نفیر
آن عصا را خرد بشکن ای ضریر
او عصاتان داد تا پیش آمدیت
آن عصا از خشم هم بر وی زدیت
حلقهٔ کوران به چه کار اندرید
دیدبان را در میانه آورید
دامن او گیر کاو دادت عصا
در نگر کادم چهها دید از عصا
معجزهٔ موسی و احمد را نگر
چون عصا شد مار و استن با خبر
از عصا ماری و از استن حنین
پنج نوبت میزنند از بهر دین
گرنه نامعقول بودی این مزه
کی بدی حاجت به چندین معجزه
هرچه معقولست عقلش میخورد
بی بیان معجزه بی جر و مد
این طریق بکر نامعقول بین
در دل هر مقبلی مقبول بین
همچنان کز بیم آدم دیو و دد
در جزایر در رمیدند از حسد
هم ز بیم معجزات انبیا
سر کشیده منکران زیر گیا
تا به ناموس مسلمانی زیند
در تَسلُّس تا ندانی که کیند
همچو قلابان بر آن نقد تباه
نقره میمالند و نام پادشاه
ظاهر الفاظشان توحید و شرع
باطن آن همچو در نان تخم صرع
فلسفی را زهره نه تا دم زند
دم زند دین حقش بر هم زند
دست و پای او جماد و جان او
هر چه گوید آن دو در فرمان او
با زبانشان گرچه تهمت مینهند
دست و پاهاشان گواهی میدهند
اطهار معجزهٔ پیغامبر علیه السلام، به سخن آمدن سنگریزه در دست ابوجهل
سنگها اندر کف بوجهل بود
گفت ای احمد بگو این چیست زود
گر رسولی چیست در مشتم نهان
چون خبر داری ز راز آسمان
گفت چون خواهی بگویم آن چههاست
یا بگویند آن که ما حقیم و راست
گفت بوجهل این دوم نادرترست
گفت آری حق از آن قادرترست
از میان مشت او هر پاره سنگ
در شهادت گفتن آمد بی درنگ
لا اله گفت و الا الله گفت
گوهر احمد رسول الله سفت
چون شنید از سنگها بوجهل این
زد ز خشم آن سنگها را بر زمین
بقیهٔ قصهٔ مطرب
بار گرد و حال مطرب گوش دار
زانکه عاجز گشت مطرب ز انتظار
بانگ آمد مر عمر را کای عمر
بندهٔ ما را ز حاجت باز خر
بندهای داریم خاص و محترم
سوی گورستان تو رنجه کن قدم
ای عمر بَرجه ز بیت المال عام
هفتصد دینار در کف نه تمام
پیش او بر کای تو ما را اختیار
این قدر بستان کنون معذور دار
این قدر از بهر ابریشمبها
خرج کن چون خرج شد اینجا بیا
پس عمر زان هیبت آواز جست
تا میان را بهر این خدمت ببست
سوی گورستان عمر بنهاد رو
در بغل همیان دوان در جست و جو
گرد گورستان دوانه شد بسی
غیر آن پیر او ندید آنجا کسی
گفت این نبود دگر باره دوید
مانده گشت و غیر آن پیر او ندید
گفت حق فرمود ما را بندهایست
صافی و شایسته و فرخندهایست
پیر چنگی کی بود خاص خدا
حبذا ای سر پنهان حبذا
بار دیگر گرد گورستان بگشت
همچو آن شیر شکاری گرد دشت
چون یقین گشتش که غیر پیر نیست
گفت در ظلمت دل روشن بسیست
آمد او با صد ادب آنجا نشست
بر عمر عطسه فتاد و پیر جست
مر عمر را دید ماند اندر شگفت
عزم رفتن کرد و لرزیدن گرفت
گفت در باطن خدایا از تو داد
محتسب بر پیرکی چنگی فتاد
چون نظر اندر رخ آن پیر کرد
دید او را شرمسار و رویزرد
پس عمر گفتش مترس از من مرم
کت بشارتها ز حق آوردهام
✅ @ghkakaie