شرحالاسماء_الحسنی_جلسه_۹۳_حجتالاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
37M
🎙️|فایل صوتی کامل |
▶️#درسگفتار_شرح_الاسماء_الحسنی
جلسه : ۹۳
🌍 محل تدریس :
شیراز ، حوزه علمیه شهید محمد حسین نجابت ( ره )
📅 تاریخ : ۱۹ فروردین ۱۳۹۲
🕝مدت زمان صوت :
۳۴ دقیقه و ۱۵ ثانیه
✅ @ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙️|فایل صوتی کامل | ▶️#درسگفتار_شرح_الاسماء_الحسنی جلسه : ۹۳ 🌍 محل تدریس : شیراز ، حوزه علمیه شه
درسگفتار شرح الاسماء الحسنی، جلسهٔ ۹۳:
یا من لا یعتدی علی اهل مملکته
فالسؤال بانه لم اعطى الالف الاستقامة والدال الانحناء باطل من اصله لان الاستقامة ذاتية للالف وبدونها لا يبقى الالف الفا وانت فرضتها الفا بدون الاستقامة وكذا الانحاء ذاتي للدال وبدونه لا يبقى الدال والا وانت فرضتها والا بدونه وان جعلت الشئ العام ما يعطى له الاستقامة أو الانحناء فهذا من باب خلط الذهن والخارج لانه في الذهن فقط وليس في الخارج شيئا خاصا حتى نرى ان أي شيئ يليق به من الاستقامة والانحناء وكذا إذا قيل لم جعل شيئ من الاشياء الفا وشئ والا ففرض السائل شيئين متماثلين والحال انه لم يكن شيئ ولم يكن الفا ثم جعل الفا ولا شئ ولم يكن دالا ثم جعل دالا والحاصل ان الذاتي غير معلل والجعل المركب في الذاتيات باطل وفى العرضيات وان كان جايزا لكن كل العرضيات ذاتي بالنسبة إلى الهوية وان كان عرضيا للمهية النوعية فبعد تعيين الموضوع ينقطع السؤال والحاصل ان كل شئ يظهر في الوجود على طبق ما كمن في عينه الثابت كما هو طريقة العرفاء الشامخون قال صدر المتألهين س ان الله عزوجل لا يولى احدا الا ما تولاه طبعا وارادة وهذا عدل منه ورحمة وقد ورد ان الله تعالى خلق كلهم في ظلمة ثم قال لهم ليتخير كل منكم لنفسه صورة اخلقه عليها وهو قوله تعالى خلقناكم ثم صورناكم فمنهم من قال رب اخلقنى قبيحا ابعد ما يكون في التناسب واوغله في التنافر حتى لا يكون مثلى في القبح والبعد من الاعتدال احد ومنهم من قال خلاف ذلك وكل منهما احب لنفسه التفرد فان حب الفردانية فطرة الله السارية في كل الامم التى يقوم بها وجود كلشيئ فخلق الله كلا على ما اختياره لنفسه فتحت كل منكر ومعروف وقبل كل لعثه رحمة وهى الرحمة التى وسعت كلشيئ فان الله يولى كلاما تولى وهو قوله تعالى ومن يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدى نوله ما تولى ونصله جهنم وسائت مصيرا فان شك في ذلك شاك فليتل قوله تعالى انا عرضنا الامانة على السموات والارض والجبال فابين ان يحملنها الاية ليعلم ان الله تعالى لا يحمل احدا شيئا قهرا وقسرا بل يعرضه اولا فان تولاه ولاه والا فلا وهذا من رحمة الله و عدله
✅ @ghkakaie
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
سرودهٔ دکتر کاکایی به مناسبت اول اردیبهشت روز سعدی علیهالرحمة:
سعدی چو ما به شهر تو شیراز اندریم
اردیبهشت با غزلت بس معطریم
نوشیم شعر ناب تو همچون شرابِ ناب
مست از قصایدت ز غزلهات حظ بریم
رو سوی خاکِ پاک و سرای تو ای عزیز
مستانه این غزل به ترنم درآوریم:
«بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم»
✅@ghkakaie
دمی با حافظ در محضر حضرت آیت الله نجابت«ره» جلسه ۱۳.mp3
زمان:
حجم:
17M
🎙️| فایل صوتی کامل |
درسگفتار #دمی_با_حافظ_در_محضر_حضرت_آیت_الله_نجابت(ره)
⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
جلسهٔ سیزدهم
🗓️تاریخ جلسه :
شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
🕝 مدت زمان: ۱۷ دقیقه و ۴۳ ثانیه
از ثبات خودم این نکته خوش آمد که به جور
در سر کوی تو از پای طلب ننشستم
#شرح_شعر
#حافظ #عرفان #عشق
#شمس_الدین_محمد
✅ @ghkakaie
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸️به مناسبت اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی. علیهالرحمه
مقایسهٔ ظریف مرحوم استاد شجریان بین غزلیات سعدی و غزلیات حافظ در راحتی فهم آنها برای عامهٔ مردم و نیز آسانی و سختی بیان مفهوم آنها برای خوانندهٔ آواز.
همین مقایسه را مرحوم آیتالله نجابت«ره» از قول مرحوم آیت سید علی قاضی«ره» البته از بُعدی دیگر بیان میکردند. حضرت آیتالله قاضی فرموده بودند که سیر سعدی بیشتر آفاقی و ناسوتی و سیر حافظ بیشتر انفسی و ملکوتی بوده است.
به نظر حقیر، دو تفاوتی که مرحوم استاد شجریان بیان میکند ناشی از همان تفاوتی است که مرحوم آیتالله قاضی رضوان الله تعالی علیه بیان کردند.
#آیت_الله_نجابت
#سعدی #عرفان #عشق
#بزرگداشت_سعدی
✅ @ghkakaie
شرح_گلشن_راز_جلسه_۹۵_حجتالاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
36M
🎙️ باز نشر فایل صوتی #درسگفتار_شرح_گلشن_راز
اثر منظوم شیخ محمود شبستری (ره)
▶️ جلسه ۹۵
🕝مدت زمان صوت:
۳۳دقیقه و ۱۸ ثانیه
🗓️تاریخ تدریس:
۲۸ فروردین۱۳۹۱
✅تدریس شده در حوزهٔ علمیهٔ شهید محمد حسین نجابت( ره)
درسگفتار شرح گلشن راز، جلسهٔ ۹۵:
چو کل از روی ظاهر هست بسیار
بود از جزو خود کمتر به مقدار
نه آخر واجب آمد جزو هستی
که هستی کرد او را زیردستی
وجود کل کثیر واحد آید
کثیر از روی کثرت مینماید
عرض شد هستیی کان اجتماعی است
عرض سوی عدم بالذات ساعی است
به هر جزوی ز کل کان نیست گردد
کل اندر دم ز امکان نیست گردد
جهان کل است و در هر طرفةالعین
عدم گردد و لا یبقی زمانین
دگر باره شود پیدا جهانی
به هر لحظه زمین و آسمانی
به هر لحظه جوان و کهنه پیر است
به هر دم اندر او حشر و نشیر است
در آن چیزی دو ساعت مینپاید
در آن ساعت که میمیرد بزاید
ولیکن طامةالکبری نه این است
که این یوم عمل وان یوم دین است
از آن تا این بسی فرق است زنهار
به نادانی مکن خود را گرفتار
✅ @ghkakaie
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣
💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠
✅ با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
جلسهٔ ۹۵
⏳زمان برگزاری :
سهشنبه، ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ _ساعت ۱۶
🖇️لینک شرکت آنلاین در دوره :
https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23
📌(شرکت برای عموم آزاد است )
✅ @ghkakaie
شرح مثنوی معنوی جلسهٔ ۹۵_ حجت الاسلام و المسلمین دکتر کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
14.7M
🎙️| فایل صوتی کامل |
جلسه ۹۵ #شرح_مثنوی_معنوی (دفتر اول)
⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی
🗓️تاریخ جلسه :
سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
🕝 مدت زمان: ۱ ساعت و ۱ دقیقه ۱۱ ثانیه
#شرح_شعر
#مولانا
✅ @ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙️| فایل صوتی کامل | جلسه ۹۵ #شرح_مثنوی_معنوی (دفتر اول) ⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاس
درسگفتار شرح مثنوی معنوی، جلسهٔ ۹۵، دفتر اول، ابیات ۲۳۲۲ تا ۲۳۷۷:
این قناعت نیست جز گنج روان
تو مزن لاف ای غم و رنج روان
تو مخوانم جفت کمتر زن بغل
جفت انصافم نیم جفت دغل
چون قدم با میر و با بگ میزنی
چون ملخ را در هوا رگ میزنی
با سگان زین استخوان در چالشی
چون نی اشکم تهی در نالشی
سوی من منگر بخواری سست سست
تا نگویم آنچ در رگهای تست
عقل خود را از من افزون دیدهای
مر من کمعقل را چون دیدهای
همچو گرگ غافل اندر ما مجه
ای ز ننگ عقل تو بیعقل به
چونک عقل تو عقیلهٔ مردمست
آن نه عقلست آن که مار و کزدمست
خصم ظلم و مکر تو الله باد
فضل و عقل تو ز ما کوتاه باد
هم تو ماری هم فسونگر این عجب
مارگیر و ماری ای ننگ عرب
زاغ اگر زشتی خود بشناختی
همچو برف از درد و غم بگداختی
مرد افسونگر بخواند چون عدو
او فسون بر مار و مار افسون برو
گر نبودی دام او افسون مار
کی فسون مار را گشتی شکار
مرد افسونگر ز حرص کسب و کار
در نیابد آن زمان افسون مار
مار گوید ای فسونگر هین و هین
آن خود دیدی فسون من ببین
تو به نام حق فریبی مر مرا
تا کنی رسوای شور و شر مرا
نام حقم بست، نی آن رای تو
نام حق را دام کردی وای تو
نام حق بستاند از تو داد من
من به نام حق سپردم جان و تن
یا به زخم من رگ جانت برد
یا که همچون من به زندانت برد
زن ازین گونه خشن گفتارها
خواند بر شوی جوان طومارها
نصیحت کردن مرد مر زن را که در فقیران به خواری منگر؛
گفت ای زن تو زنی یا بوالحزن
فقر فخر آمد مرا بر سر مزن
مال و زر سر را بود همچون کلاه
کل بود او کز کله سازد پناه
آنک زلف جعد و رعنا باشدش
چون کلاهش رفت خوشتر آیدش
مرد حق باشد بمانند بصر
پس برهنه به که پوشیده نظر
وقت عرضه کردن آن بردهفروش
بر کند از بنده جامهٔ عیبپوش
ور بود عیبی برهنهش کی کند
بل بجامه خدعهای با وی کند
گوید این شرمنده است از نیک و بد
از برهنه کردن، او از تو رمد
خواجه در عیبست غرقه تا به گوش
خواجه را مالست و مالش عیبپوش
کز طمع عیبش نبیند طامعی
گشت دلها را طمعها جامعی
ور گدا گوید سخن چون زر کان
ره نیابد کالهٔ او در دکان
کار درویشی ورای فهم تست
سوی درویشی بمنگر سست سست
زانک درویشان ورای ملک و مال
روزیی دارند ژرف از ذوالجلال
حق تعالی عادلست و عادلان
کی کنند استمگری بر بیدلان
آن یکی را نعمت و کالا دهند
وین دگر را بر سر آتش نهند
آتشش سوزا که دارد این گمان
بر خدا و خالق هر دو جهان
فقر فخری از گزافست و مجاز
نه هزاران عز پنهانست و ناز
از غضب بر من لقبها راندی
یارگیر و مارگیرم خواندی
گر بگیرم برکنم دندان مار
تاش از سر کوفتن نبود ضرار
زانک آن دندان عدو جان اوست
من عدو را میکنم زین علم دوست
از طمع هرگز نخوانم من فسون
این طمع را کردهام من سرنگون
حاش لله طمع من از خلق نیست
از قناعت در دل من عالمیست
بر سر امرودبن بینی چنان
زان فرودآ تا نماند آن گمان
چون که بر گردی تو سرگشته شوی
خانه را گردنده بینی و آن توی
در بیان آن که جنبیدن هر کسی از آنحا که ویست هر کس را از چنبره وجود خود بیند
دید احمد را ابوجهل و بگفت
زشت نقشی کز بنیهاشم شکفت
گفت احمد مر ورا که راستی
راست گفتی گرچه کار افزاستی
دید صدیقش بگفت ای آفتاب
نی ز شرقی نی ز غربی خوش بتاب
گفت احمد راست گفتی ای عزیز
ای رهیده تو ز دنیای نه چیز
حاضران گفتند ای صدر الوری
راستگو گفتی دو ضدگو را چرا
گفت من آیینهام مصقول دست
ترک و هندو در من آن بیند که هست
ای زن ار طماع میبینی مرا
زین تحری زنانه برتر آ
آن طمع را ماند و رحمت بود
کو طمع آنجا که آن نعمت بود
امتحان کن فقر را روزی دو تو
تا به فقر اندر غنا بینی دوتو
صبر کن با فقر و بگذار این ملال
زانک در فقرست عز ذوالجلال
سرکه مفروش و هزاران جان ببین
از قناعت غرق بحر انگبین
صد هزاران جان تلخیکش نگر
همچو گل آغشته اندر گلشکر
✅@ghkakaie
📢اعلام برنامه
💡 سلسله نشست هایِ
(طلب و اخلاق طلبگی)
🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی
🎥بستر های پخش از فضای مجازی :
۱ http://Dastgheibqoba.info/live
۲ https://www.aparat.com/dastgheib/live
۳ https://heyatonline.ir/masjed.ghoba
🗓️زمان :
پنجشنبه ها هر دو هفته یک بار
پس از نماز مغرب و عشاء
جلسهٔ چهلم ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
🕌مکان :
شیراز_ مسجد قبا (آتشیها)
✅ @ghkakaie
شرحالاسماء_الحسنی_جلسه_۹۴_حجتالاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان:
حجم:
35.1M
🎙️|فایل صوتی کامل |
▶️#درسگفتار_شرح_الاسماء_الحسنی
جلسه : ۹۴
🌍 محل تدریس :
شیراز ، حوزه علمیه شهید محمد حسین نجابت ( ره )
📅 تاریخ : ۲۰ فروردین ۱۳۹۲
🕝مدت زمان صوت :
۳۲ دقیقه و ۳۲ ثانیه
✅ @ghkakaie