▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۲)
عالم اظله در کتب فرقهشناسی
فرقنویسان معمولاً اعتقاد به اظله را با جریان غلو مرتبط دانستهاند. سعد بن عبدالله الأشعری (د. 299 یا 301 ق.) مینویسد:
«فلما قتل أبو مسلم، عبد الله بن معاوية في حبسه افترق أصحابه فرقا ففرقة منهم ثبتت على إمامة ابن الحرب والقول بالغلو والتناسخ والأظلة والدور وادعوا أن هذه المقالات كان يرويها جابر بن عبد الله الأنصاري وجابر بن يزيد الجعفي وأن مذهبهما كان هذا وأبطلوا جميع الفرائض والشرائع والسنن.» (المقالات والفرق، ص43)
و در ادامه نیز نوشته است:
«ومنهم من السبائية كان بدو الغلو في القول حتى قالوا أن الأئمة آلهة وملائكة وأنبياء ورسل وهم الذين تكلموا في الأظلة والتناسخ في الأرواح والدور والكور في هذه الدار وإبطال القيامة والبعث والحساب والجنة والنار.» (المقالات والفرق، ص44-45)
در فرق الشیعة که تحریر دیگری از المقالات والفرق سعد بن عبدالله الأشعری است، همین متن با کمی تفاوت و در برخی جهات، صریحتر آمده است. (فرق الشیعة، ص34-35، 36)
از این عبارات چند نکته به دست میآید:
1. اشعری دو بار اعتقاد به اظله را به غلو و تناسخ عطف کرده که به خوبی نشان میدهد آنها را مرتبط با هم میدانسته است.
2. اشعری مطلقاً از «الأظلة» یاد کرده بدون این که تفصیلی قائل شود؛ گویی آن را به کلی سخن باطلی میدانسته است. چنان که آن را جزو مقالاتی برشمرده که به ناروا به جابر بن عبدالله انصاری و جابر بن یزید جعفی منسوب شده است.
3. عبارت «وهم الذين تكلموا في الأظلة والتناسخ في الأرواح والدور والكور» نشان میدهد که مبدع این عقیده را گروهی از غلات میدانسته است.
با این حال باید توجه داشت که سعد بن عبدالله، دستِ کم در سند یکی از احادیثِ اظله حضور دارد. (علل الشرائع، ج1، ص118) البته نقل حدیث لزوماً به معنای پذیرش همه متن آن نیست؛ بلکه حضور در سند یک حدیث، همیشه بدین معنا نیست که راوی، آن حدیث را به طور خاص برای شاگرد خود، نقل کرده؛ بلکه ممکن است صرفاً کتابی را که آن حدیث در آن بوده، روایت کرده باشد.
در کتاب مسائل الإمامة منسوب به ناشئ اکبر (د. 293 ق.) نیز مشابه آن چه سعد بن عبدالله گفته، به اختصار آمده است: «فسمّوا الحربيّة و هم أصحاب عبد اللّه بن حرب و كان عبد اللّه بن حرب رئيسا من رؤسائهم، فلمّا قتل عبد اللّه بن معاوية استولى عبد اللّه بن حرب على أصحابه من الشيعة وأظهر القول بالغلوّ و الأظلّة و الأدوار.» (مسائل الإمامة، ص196، قم، 1428 ق.)
#اظله
@Gholow
ابوالحسن الأشعری (د. 324 ق.) اعتقاد به اظله را به مغیرة بن سعید که از بنیانگذاران غلو است، نسبت داده است:
«وذكر لهم كيف ابتدأ الله الخلق فزعم أن الله جل اسمه كان وحده لا شيء معه فلما أراد أن يخلق الأشياء تكلم باسمه الأعظم فطار فوقع فوق رأسه التاج قال: وذلك قوله: "سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى" [الأعلى: 1] قال: ثم كتب بإصبعه على كفه أعمال العباد من المعاصي والطاعات فغضب من المعاصي فعرق فاجتمع من عرقه بحران أحدهما مالح مظلم والآخر نير عذب ثم اطلع في البحر فأبصر ظله فذهب ليأخذه فطار فانتزع عين ظله فخلق منها شمساً ومحق ذلك الظل وقال: لا ينبغي أن يكون معي إله غيري ثم خلق الخلق كله من البحرين فخلق الكفار من البحر المالح المظلم وخلق المؤمنين من النير العذب وخلق ظلال الناس فكان أول من خلق منها محمداً صلى الله عليه وسلم قال: وذلك قوله: "قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ فأنا أول العابدين" [الزخرف: 81] ثم أرسل محمداً إلى الناس كافة وهو ظل ...» (مقالات الإسلاميين، ت زرزور، 1/ 27)
عبدالقاهر البغدادی (د. 429 ق.) (الفرق بين الفرق، ص229-231) و شهرستانی (د. 548) (الملل والنحل، ج1، ص177) شبیه همین متن را آوردهاند.
صاحب کتاب البدء والتاریخ در قرن 4 ق. نیز برخی از فرق غلات را یاد کرده و نوشته است:
«وعامة هؤلاء يقولون بالتناسخ والرجعة ومنهم من يزعم أن الأئمة أنوار من نور الله تعالى وأبعاض من أبعاضه وهذا مذهب الحلّاجيّة وأنشدنى أبو طالب الصوفىّ لنفسه [بسيط]
كادوا يكونون ............... .... لولا ربوبية الرحمن لم يكن
فيا لها أعينا بالغيب ناظرة … ليست كأعين ذات الماق والجفن
أنوار قدس لها باللَّه متصل … كما يشاء بلا وهم ولا فطن
هم الأظلة والأشباح إن بعثوا … لا ظلّ كالظلّ من فيء ومن سكن» (البدء والتاريخ، 5/ 129-130)
البته این گزارش تنها نشان میدهد که در قرن 4 ق. اعتقاد به اظله در بین برخی صوفیانِ غلوگرا وجود داشته؛ ولی نشاندهنده اختصاص آن به غلات یا صوفیه نیست؛ چرا که بنا بر منابع دیگر، در آن دوره شبیه این انگاره در بین برخی دیگر از طوائف نیز وجود داشته است.
شهرستانی (د. 548) همچنین درباره نصیریه و اسحاقه مینویسد:
«النّصيريّة و الإسحاقيّة من جملة غلاة الشيعة. و لهم جماعة ينصرون مذهبهم، و يذبون عن أصحاب مقالاتهم و بينهم خلاف في كيفية إطلاق اسم الإلهية على الأئمة من أهل البيت ... و ربما أثبتوا له شركة في الرسالة، ... و قلع باب خيبر لا بقوة جسدانية من أول الدليل على أن فيه جزءا إلهيا، و قوة ربانية. و يكون هو الذي ظهر الإله بصورته، و خلق بيديه، و أمر بلسانه، و عن هذا قالوا: كان موجودا قبل خلق السموات و الأرض. قال: كنا أظلة عن يمين العرش فسبحنا فسبحت الملائكة بتسبيحنا، فتلك الظلال، و تلك الصور التي تنبئ عن الظلال: هي حقيقته، و هي مشرقة بنور الرب تعالى إشراقا لا ينفصل عنها، سواء كانت في هذا العالم، أو في ذلك العالم، و عن هذا قال علي رضي اللّه عنه: أنا من أحمد كالضوء من الضوء، يعني لا فرق بين النورين إلا أن أحدهما سابق، و الثاني لاحق به، تال له. قالوا: و هذا يدل على نوع من الشركة. فالنصيرية أميل إلى تقرير الجزء الإلهي. و الإسحاقية أميل إلى تقرير الشركة في النبوة.» (الملل و النحل، ج1، ص219-221)
اما از این گزارش نیز جز این برنمیآید که اخبار اظله مورد استناد و تأکید نصیریه و اسحاقیه بوده است؛ بلکه احتجاج آنها به این اخبار، نشان میدهد که بین دیگر طوائف نیز کمابیش شناختهشده یا مقبول بوده است.
#اظله
@Gholow
هدایت شده از علی امیری
#مقاله_پژوهشی 1
💠 روایات کرمدندان در پرتوی کاوشهای اعتبارسنجی و اسطورهشناسی
✍️ علی امیری - یحیی میرحسینی
🆔 @ali_amiry_ir
•┈┈┈••✾••┈┈┈•
🌐 دریافت فایل pdf مقاله:
http://ali-amiry.ir/285
◀️ صفحه مقاله در سایت مجله پژوهشی «کتاب قیم»:
https://kq.meybod.ac.ir/article_3750.html
نقش ایدئولوژیک نسخهبدلها- شفیعی کدکنی.pdf
حجم:
731.3K
نقش ایدئولوژیک نسخه بدل ها
✍️ محمدرضا شفیعی کدکنی، 1383ش.
جوامع در طول تاریخ در معرض تحول فکری و اعتقادی بوده اند. این تحولات بسیاری اوقات گسترده بوده و گاه موجب اختلاف مذهب نسل ها می شده است. با این حال نسل های بعد غالباً مایلند تصویر مورد علاقه خودشان را از بزرگان پیشین ارائه دهند.
به عنوان نمونه در این مقاله با بررسی تاریخی نسخه های آثار چند تن از شاعران و بزرگان فارسی قدیم مانند عطار، سنایی، صفی الدین اردبیلی و... که سنی مذهب بودهاند، نشان داده که ناسخان دوران بعد از گسترش تشیع در ایران تلاش بسیاری کردهاند که در نسخه های متأخرتر، از قرائن تسنن شخصیت های مورد علاقه خود بکاهند! و حتی آنها را شیعه بنمایند! چنانکه بعد از زوال کرامیه، دیگرانی در پی از بین بردن نام و جایگاه محمد بن کرام در نسخه ها رفتهاند!
این دست بررسی ها در شناخت تطورات فرهنگی جوامع و برخی از حقائق نهان تاریخ نیز موثر است.
@Gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
نقش ایدئولوژیک نسخه بدل ها ✍️ محمدرضا شفیعی کدکنی، 1383ش. جوامع در طول تاریخ در معرض تحول فکری و اع
⚠️همسوسازی اخبار و شخصیتها با شرایط زمان و مکان خود
میتوان مطالعاتی مانند آنچه در مقاله «نقش ایدئولوژیک نسخه بدل ها» گذشت، را در مورد بسیاری از دیگر بزرگان تاریخ پی گرفت. تأثیر نگاههای ایدئولوژیک و تمامیتخواه در تحریف تاریخ به حدی است که حتی به عنوان نمونه تا عصر حاضر نیز برخی در لباس اهل علم در تلاش و تکاپو هستند تا از سنیان متعصب شیعه ستیزی چون ابن عربی و ملای رومی نیز شیعه بتراشند. و به جای توجه به هزاران قرینه در نسخه های اصیل و در دسترس آثار ایشان که به روشنی فضای فکری سنی و صوفیانه مؤلف را فریاد میزند، به دلخواه و البته با سختی عقیده ای مشترک میان فریقین و یا عبارتی نادر در نسخه ای مشکوک یا مجعول را شاهد تشیع شخصیت مورد علاقه خود میگیرند. و زحمت نوشتن آثاری چند صد صفحهای در اثبات امر بدیهی «تسنن ابن عربی» را به دوش برخی از محققان می افکنند. (نمونه نک: مرتضی، ابن عربی سنی متعصب) در نگاه ایدئولوژیک، بررسی های تاریخی رنگ میبازد، و دلپسند بودن فلان شخصیت یا کتاب یا روایت برای نسبت آن به گروه خود کفایت میکند.
از شاخههای همین بحث و نتایج رویکرد پیشگفته، مسأله انتساب های موازی اخبار به اشخاص مختلف است. که یکی دیگر از مشکلات اساسی است که ما در میراث حدیثی خود با آن روبرو هستیم، یعنی بسیاری از روایاتِ ما به چندین کس از معصوم و غیر معصوم نسبت داده شده است. نمونه در مورد توحید مفضل و مصباح الشریعه.
در ابتدا شاید به نظر برسد که این خاصیت روایات اسلامی است یا حتی بعضی که آشنایی کمتری با این مباحث دارند، ممکن است آن را صرفاً توطئه ای از دشمنان بپندارند که روایات اهل بیت ع را سرقت کرده و به غیر ایشان نسبت داده اند. اگر چه گاه این توطئهها هم بوده و هست؛ ولی بی تردید اصل این مشکل بسیار گستردهتر و اساسیتر است و به طبیعت جامعه بشری و اصل خصوصیات رایج گزارشها (چه شفاهی و چه کتبی) برمیگردد؛ زیرا پدیده انتساب های موازی به هیچ موضوع و محدوده و فضایی اختصاص ندارد. و در اطراف خودمان دائما با انتساب های موازی روبرو هستیم. حتی در لطیفهها و قصهها و حکایات عامیانه به طرز عجیبی با آن مواجهیم. می بینیم که کسان مختلفی از اقوام و شهرهای مختلف حکایت یکسانی را از اقوام و همشهریهای خود نقل می کنند به گونه ای که معلوم است اصل واحدی داشته و از روی آن گرته برداری شده و هر کسی بدون این که از این حقیقت خبر داشته باشند حکایت را آن گونه که شنیده باور و نقل کرده است. و یا بسیاری از متون زیبا در میان مذاهب مختلف به افراد گوناگون منسوب شده است.
یکی از فروع این پدیده نیز، به روزرسانی و بومی سازی روایات است. یعنی مردم هر زمان و هر شهر حکایتی کهن را متناسب با زمان و مکان خود پردازش میکنند. این پدیده همواره عمدی و دفعی نیست و بسیاری از موارد آن به نوعی ناخواسته و ناخودآگاه است و می توان گفت به طبیعت نقل برمی گردد. البته حتی در عین طبیعی بودن، علل و انگیزه های مختلفی دارد. لذا می بینیم که گاه یک روایت واحد از شرق تا غرب گسترش یافته و در هر جایی و هر زمانی شکلی خاص به خود گرفته است.
@Gholow
🤥 شنود ادامه دارد!
چند سال پیش در کانال غلوپژوهی (تلگرام) دروغ بودن داستان «شنود» را نشان دادیم.
«شنود» از سلسله داستانهایی است که انتشارات #ابراهیم_هادی درباره تجربه نزدیک به مرگ، منتشر کرده است. پس از استقبال زیاد از قصه ساختگی «سه دقیقه در قیامت»، داستان شنود روانه بازار شد.
برخی از توضیحات:
https://eitaa.com/Gholow/117
همان زمان توضیح دادیم که مشاهداتی که قصهپرداز «شنود» ادعا کرده با تاریخ وقایع سازگار نیست.
https://eitaa.com/Gholow/57
نشر ابراهیم هادی که متوجه خبط و خطای خود شد، بلافاصله در نسخه مجازی کتاب «شنود» در سایت طاقچه دست برد و داستان را مطابق نقدهای کانال غلوپژوهی تغییر داد! سپس در چاپهای بعدی کتاب «شنود» هم جزئیات داستان را تغییر داد تا اشکالات کانال غلوپژوهی به آن وارد نباشد!!
اما ماشین داستانپردازی «شنود» هرگز متوقف نشد و در فضای مجازی ادامه یافت و آقا صادق با رخداد برخی حوادث، ادعا کرد قبلاً آن را «شهود» کرده است.
بالاخره آش به قدری شور شد که خان هم فهمید و صدای کانالهایی هم که چندان، دغدغه سنجش راست و دروغ ندارند، درآمد!
#شنود
#سه_دقیقه_در_قیامت
@Gholow
هدایت شده از خبرسنج
🔍 کاسبی با عالم غیب؛ چگونه یک «تجربهگر مرگ» به «پیامبری جدید» تبدیل میشود؟
در سالهای اخیر با انتشار کتابهای پرتیراژی نظیر «سه دقیقه در قیامت» و «شنود»، موجی از توجه به مقوله «تجربههای نزدیک به مرگ» (NDE) ایجاد شده است. اما بررسیِ انتقادیِ این کتابها، پرسشهای جدی و بیپاسخی را دربارهٔ هویت راویان، شواهد اصالت این مکاشفات، و فرایند ثبت آنها مطرح میکند؛ تا جایی که شواهد متعددی بر ساختگیبودن دستکم بخشهایی از این داستانها دلالت دارد (نمونهٔ انتقادات).
اما ماجرا درباره کتاب و مستند «شنود» ابعاد پیچیدهتر و خطرناکتری پیدا کرده است:
💢 تغییر هویت از «راوی» به «پیشگو»
راوی کتاب «شنود» (با نام مستعار «آقا صادق» که توسط مصطفی امینیخواه معرفی شد)، به روایتِ یک تجربهٔ ایستای عرفانی بسنده نکرده است. او اکنون در فضای مجازی، بهویژه شبکه ایتا، نقش یک «پیامبر» و «پیشگو»ی جدید را بازی میکند.
با هر رخداد سیاسی و اجتماعی —از کشتهشدن طلاب مشهدی و سقوط بالگرد رئیسجمهور، تا انتخابات ۱۴۰۳، مواضع چهرههای سیاسی و مداحان، و اخیراً شهادت رهبر انقلاب— او ناگهان ظاهر شده و ادعا میکند که تمام این جزئیات را سالها پیش در عالم کُما دیده بوده است! او حتی پا را فراتر گذاشته و برای جریانهای انقلابی، با ادبیاتی دستوری («باید چنین شود»)، تعیین تکلیف میکند.
💢 پیشگوییهای پس از وقوع و توهماتِ بینتیجه
یکی از بارزترین نشانههای کذببودن ادعاهای راوی «شنود»، تکیه بر تکنیک «پیشگویی پس از واقعه» است. اما هرگاه پای آینده به میان میآید، پیشبینیهای او به کلیگویی یا دستورالعملهای بیمبنا تقلیل مییابد.
برای نمونه در جریان درگیریهای اخیر (جنگ رمضان)، او صراحتاً دستور داد: «باید در ساعات اولیه، کلیه مقرهای منافقین در پاریس، سوئد و آلبانی با موشک و پهپاد زده شود!» پرسش اینجاست: اگر او در مکاشفهٔ خود، تحقق این امر را دیده است، صدور فرمانِ «باید» چه معنایی دارد؟ گذشت زمان و عدم درگیری ایران با این کشورها در آن مقطع، پوچبودن این بافتهها را ثابت کرد.
💢 تناقضات ویرانگر؛ رسوایی در دی ۱۴۰۴ و اردیبهشت ۱۴۰۵
ادعاهای «آقا صادق» حتی با خودش هم در تعارض است. او در دیداری با «منان رئیسی» (که در ۱ دی ۱۴۰۴ در کانال ایتای وی ثبت شد) صریحاً مدعی شد: «من دیدم که خود آقا تا زمان ظهور پرچمدار خواهند بود... و خود ایشان زمامداری را تحویل حضرت حجت (عج) خواهند داد».
اما پس از شهادت رهبر انقلاب و باطلشدن این پیشگویی، او در فایلی صوتی که در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ منتشر شد، بدون کمترین اشارهای به ادعای قبلی خود، بدون شرم گفت: «قبل از شهادت آقا، من گفتم آقا شهید میشوند و این را در سال ۹۳ در عالم کما دیده بودم!»
💢 گافهای تاریخی و دستکاریِ «مکاشفات»
شاید روشنترین سند برای اثبات داستانپردازیهای راوی «شنود»، زمانپریشیهای تاریخیِ آن باشد. او در کتاب مدعی است در اوایل سال ۱۳۹۳ در سیر برزخی خود دیده است که «عربستان حملات سختی را بر ضد مردم یمن آغاز کرده و یمن در محاصره کامل است... و رزمندگان یمنی میگویند هرگز اجازه نمیدهیم صعده سقوط کند».
این در حالی است که در اوایل سال ۹۳ حوثیها در اوج قدرت و پیشروی بودند و هیچ خبری از محاصره و حملات عربستان نبود! جنگ یمن و حملات ائتلاف سعودی یک سال بعد، یعنی در فروردین ۱۳۹۴ (مارس ۲۰۱۵) آغاز شد.
نکته جالب توجه اینکه، پس از افشای این گافِ تاریخی توسط کانال تلگرامی «غلوپژوهی»، نویسندگان کتاب در چاپهای بعدی، کل این بخش از داستان را تغییر دادند! مشخص نیست اگر این روایات، «مشاهدات عینی عالم غیب» هستند، چگونه با نقدِ تاریخیِ منتقدان در این دنیا، ویرایش و آپدیت میشوند؟!
@Khabarsanj
هدایت شده از خبرسنج
🔻 بروزرسانی مکرر «مکاشفاتِ آقا صادق» با استفاده از مفهوم کلامی «بداء»
به دنبال طرح نقدهای روشمند نسبت به تناقضات آشکار و پیشگوییهای ابطالشدۀ راوی مستند «شنود» پیرامون تحویل پرچم انقلاب به حضرت حجت (عج) توسط رهبر سابق (نمونه)، اخیراً رسانۀ وابسته به این جریان کوشیده است تا با توسل به مفاهیم کلامی، پاسخی برای این بنبست معرفتی فراهم آورد:
"آقا صادق، شهادت رهبر انقلاب را دیده بودند و به برخی از اطرافیان نزدیک هم گفته بودند، ولیکن مدام تأکید میکردند که برای ایشان صدقه دهید... به امید اینکه در این قضیه بداء شود. به آقای دکتر [منان] رئیسی هم گفته بودند انشاءالله رهبری هستند." (کانال مستند صوتی شنود)
🔍 اکنون جای این پرسش هست که آیا صورتبندیِ جدیدِ این جریان، با ادعاهای پیشینِ شخصِ راوی همخوانی دارد یا صرفاً تلاشی پسینی برای توجیه یک خطای فاحش تحلیلی است؟ برای روشن شدن ابعاد این ماجرا، بررسی دو گزاره ضروری است:
۱. ادعاهای متناقض در استفاده از مفهوم «بداء»؛ بداء در شهادت یا حیات رهبر؟
در مبانی کلامی شیعه، مفهوم «بداء» به معنای تغییر در مقدرات غیرحتمی در پی کنشهای انسانی (مانند صدقه یا دعا) است. بر اساس ادعایِ جدیدِ کانال شنود، راویِ محترم پیشتر «شهادت» را در عالم مکاشفه دیده بوده و صرفاً امید داشته است که با صدقه، در این تقدیر «بداء» رخ دهد و ایشان حیات یابند.
اما شگفتی ماجرا در مراجعه به اسناد پیشین آشکار میشود. در گزارش مکتوب آقای منان رئیسی (نماینده شهرستان قم در مجلس شورای اسلامی) از دیدار با این راوی (تصویر دوم)، صورتبندیِ مکاشفه کاملاً معکوس است:
"گفتند که آنچه من دیدم این بود که خود آقا تا زمان ظهور پرچمدار خواهند بود و اگر سستی مؤمنین سبب بداء نشود انشاءالله خود ایشان زمامداری را تحویل حضرت حجت (عج) خواهند داد."
در اینجا با یک پدیدۀ کمنظیر در تاریخ ادعاهای ماورایی مواجهیم: نه تنها در تحقق وقایع بداء شده که در اصل دیدههای سابق هم تغییر رخ داده! در ادعای نخست، راوی صراحتاً «حیات تا ظهور» را در عالم غیب رؤیت کرده و احتمالِ بداء را برای «شهادت» محفوظ دانسته است. اما در نسخۀ بهروزشده، ایشان «شهادت» را رؤیت کرده و احتمال بداء را برای «حیات» مطرح میفرماید! از منظر تحلیلی، گویا مشاهداتِ ماوراییِ ایشان از این انعطاف شگرف برخوردارند که بسته به رخدادهای سیاسیِ روز، نهتنها در زمان حال، بلکه در حافظۀ تاریخی نیز بازنویسی شوند.
۲. فقدان چشمانداز نسبت به دورهٔ پس از رهبری؛ کنسلشدن ظهور با شهادت رهبر؟
علاوه بر تناقض فوق، مواضع راوی در ایام انتخابات ریاستجمهوری نیز به وضوح ابطالکنندۀ ادعاهای فعلی است.
در فایل صوتی منتشرشده توسط مصطفی امینیخواه در ایام انتخابات، «آقا صادق» با صراحتِ تمام، تحلیلی آخرالزمانی از شرایط ارائه میدهد:
"انتخابات یک دو راهی است برای امت؛ یک سرش [انتخاب جلیلی/ قایباف میشود که] میتواند به ظهور برسد یا [انتخاب پزشکیان میشود که] به ته دره. هر امتحانی تایم دارد. ما اندازهای که حضرت آقا هست وقت داریم چون عکسی را که من در ماجرای ملائکۀ الهی دیدم، عکسی را پشت سر حضرت آقا ندیدم و احتمال اینکه مهلت نظام و امت برای رساندن به ظهور با رفتن حضرت آقا به پایان برسد هست. شیطان کار آن طرفیها را ساده کرده و آنها اجماع دارند بر پزشکیان"
این بیانات بهروشنی نشان میدهد که راوی، هیچ چشمانداز و امتدادی برای نظام پس از حیات رهبر انقلاب متصور نبوده است. در واقع، به نظرش اگر پزشکیان که کاندید مورد اجماع «شیاطین» است انتخاب شود، دیگر ظهور کنسل میشود و بعد از حیات رهبری، امت دیگر فرصتی برای ظهور ندارد. کاملاً بر خلاف ادعاهایی که بعد از حیات رهبری و جنگ رمضان کرد که گفت این جنگ تا نابودی اسرائیل پیش میرود و باید آلبانی را زد!
@Khabarsanj
هدایت شده از خبرسنج
💢 تصویر نخست: ورژن جدید «مکاشفات آقا صادق»
💢 تصویر دوم: گزارش منان رئیسی از ورژن قبلی «مکاشفات آقا صادق»
@Khabarsanj
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۲) عالم اظله در کتب فرقهشناسی فرقنویسان معمولاً اعتقاد به اظله
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۳)
تأکید منابع غلات بر عالم اظله
در بخش پیش، بر پایه گزارشهای کتب فرقهشناسی نشان دادیم که عالم اظله مورد توجه غالیان نخستین مانند پیروان عبدالله بن معاویه، مغیرة بن سعید و بعدها اسحاق بن محمد نخعی بوده است. امروزه به جز نصیریه از دیگر فرق غلات، آثار مستقل چندانی بر جای نمانده تا با استفاده از آنها دیدگاهشان بررسی شود.
در اندک آثار برجایمانده نشانههایی از اعتقاد به اظله دیده میشود. مثلاً در اثبات الوصیة که ظاهراً اصل آن نوشته شلمغانی است، حدیثی درباره اظله آمده است. (اثبات الوصية، ص180-181) همان حدیث به عیون المعجزات که کتابی متأثر از مخمّسه است، منتقل شده است. (عيون المعجزات، ص77) در ام الکتاب نیز که یک کتاب فارسی کهن و متعلق به یک جریان غالی و باطنی کمترشناختهشده است، از زاویه دید متفاوتی، ادعا شده است که ابلیس و پیروانش به خاطر امتناع از سجده بر آدم، به قالب «اظله» و ملائکه به سببِ اعتراض، به قالب «اشباح» درآمدند. (ام الكتاب، ص45-46)
«الهفت» منسوب به مفضل بن عمر نیز ظاهراً در اصل یک کتاب از غلات پیشانصیری است؛ زیرا در منابعِ قدیم نصیریه مانند حقائق اسرار الدین و حتی ظاهراً الهدایة الکبری از آن استفاده شده است و محتوای آن تفاوتهای قابلتوجهی با عقاید نصیریه دارد و سطح غلو آن پایینتر است. در الهفت نیز بارها موضوع اظله مطرح شده است (الهفت، سلسلة التراث، ج6، ص293-297، 301، 303، 304، 306، 307، 310، 315، 316، 331، 409، 412، 413) تا آن جا که اساساً این کتاب را به نام «الهفت والأظلة» میشناختهاند و ابن شعبه از آن به همین عنوان روایت کرده است. (حقائق أسرار الدین، سلسلة التراث، ج4، ص60، 65، 68، 69) عارف تامر نیز آن را با نام الهفت والأظلة نشر داده است.
ابن شعبه از کتاب دیگری به نام الأظلة الکبیر منسوب به یونس بن ظبیان نیز نام برده (حقائق أسرار الدین، سلسلة التراث، ج4، ص41، 45، 71، 168، 173) و مطالب جالب و خاصی درباره اظله از آن کتاب نقل کرده است. (حقائق أسرار الدین، سلسلة التراث، ج4، ص72-73) این کتاب اشتراکاتی با الهفت منسوب به مفضل دارد. ابن شعبه همچنین از کتاب الأشباح والأظلة یاد کرده است. (سلسلة التراث، ج4، ص157) و در جایی تعبیر «الهفت والأظلة والأشباح الکبیر» را آورده است. (سلسلة التراث، ج4، ص63) عمیدرضا اکبری درباره این عناوین و اشتراک و افتراق آنها بحث کرده است. (اکبری، نصیریه، ص178-183)
بیشترین آثار برجایمانده از غلات، به فرقه نصیریه تعلق دارد که البته تا حد زیادی میراث دیگر غالیان را نیز در خود جای داده است. از آن جا که «اظله» محمل خوبی برای تناسخ و حلول است، در جایجایِ آثار این فرقه، مورد بحث قرار گرفته است.
خصیبی به عنوان مؤسس اصلی نظامِ فکری نصیریه، در الرسالة الرستباشیة، «یوم الأظلة» را پس از «الأکوان الستة» دانسته است. (سلسلة التراث، ج2، ص45) او بارها از یوم الأظلة و ندای آن روز در الرسالة الرستباشیة (سلسلة التراث، ج2، ص61، 63، 64) و فقه الرسالة (سلسلة التراث، ج2، ص101، 140) یاد کرده است.
همچنین در الهدایة الکبری احادیثی درباره اظله آورده و مراحل تکوینی آن را به تفصیل توضیح داده است. (الهداية الكبرى، ص240، 380، 408، 437-439) خصیبی در الهدایة، حدیثی طولانی منسوب به مفضل درباره رجعت آورده که در بخشی از آن به تبیین اظله و اشباح میپردازد. (الهداية الكبرى، ص437-439) همین متن با اختلافات جزئی در کتاب الهفت منسوب به مفضل نیز آمده است. (سلسلة التراث، ج6، ص294، و نیز نک: 331) چنان که همین متن یا مضمون آن در حقائق أسرار الدین (سلسلة التراث، ج4، ص60-61)، الدلائل میمونِ طبرانی (سلسلة التراث، ج3، ص147-148) نیز تکرار شده است. احتمالاً الهفت، در این جا منبع الهدایة بوده است.
شاگردان و پیروان خصیبی نیز به پیروی از او در آثار متعدد خود به اظله پرداختهاند. (برای نمونه: سلسلة التراث، ج2، ص138، 205، 208-209، 275؛ ج3، ص147-148؛ ج6، ص435؛ الرسالة المصریة، ص4، 27، 120، 574)
این مقدار تأکید بر اظله در میان طیف اعتدالی شیعه دیده نمیشود. حتی در منابع اسماعیلی شاید اشاراتی به عالم اظله یافت شود (كنز الولد، ص261) اما پررنگ نیست. در کتب اسماعیلیه ظاهراً تعبیرِ اظله چندان به کار نرفته است. مثلاً کتاب زهر المعانی داعی ادریس (د. 872 ق) که تفصیلاً به آفرینش و مراتب تکوین پرداخته، با این که متأثر از غلات است؛ اما اصطلاح اظله در آن یافت نشد.
بر اساس شواهد پیشگفته، اعتقاد به اظله در زمره تعالیم اصلی غالیان نخستین بوده و همین اعتقاد در میان غالیان قرون بعد مانند نصیریه حفظ شده و بخشی از جهانبینی آنها را تشکیل داده است. اهمیت اظله در میان غالیان به طور ملموسی بیشتر از اهمیت آن در میان شیعه است که این نیز لزوم بازبینی دقیقتر روایات اظله را گوشزد میکند.
#اظله
@Gholow
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
توجیهات جدید «آقا صادق» راوی «شنود» که در شب ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در کانال خود مدعی منتشر شده است.
پاسخ در فرسته زیر
@Gholow