eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
1.2هزار دنبال‌کننده
83 عکس
15 ویدیو
126 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۴) نگاه انتقادی برخی از متکلمان شیعه در مقدمه بحث، نام چند تن از
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (5) اظله در منابع رجالی و فهارس در فهارس و کتب رجال، چند کتاب با نام الأظلة یاد شده است: ۱. «الأظلة» مفضل بن عمر در اختیار معرفة الرجال آمده است: « فِي عَلِيِّ بْنِ حَمَّادٍ اَلْأَزْدِيِّ‌: مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ، قَالَ: عَلِيُّ بْنُ حَمَّادٍ مُتَّهَمٌ وَ هُوَ الَّذِي يَرْوِي كِتَابَ الْأَظِلَّةِ.» (رجال الكشي، ص375) ابن داود نوشته است: «عليّ بن حماد الأزدي متهم غال.» (رجال ابن داود، ص483) علامه حلی نیز نوشته است: «علي بن حماد الأزدي: قال محمد بن مسعود إنه متهم بالغلو الذي روى كتاب الأظلة.» (رجال العلامة، ص234) در متن کشی، لفظ «غالی» یا «غلو» نیامده است. شاید برداشت ابن داود و علامه حلی از تعبیر «متهم»، متهم به غلو بوده؛ یا این که روایت کردن کتاب الأظلة را نشانه غلو دانسته‌اند. چنان که کشی از عیاشی، نقل کرده، علی بن حماد، راوی کتاب الأظلة بوده نه مؤلف آن. با جستجو در روایاتِ علی بن حماد، دو حدیث می‌یابیم که درباره اظله است. علی بن حماد هر دو حدیث را از مفضل از امام صادق (ع) روایت کرده است. (التوحيد، ص128؛ الكافي، ج‌1، ص441) از این جا می‌توان دریافت که تألیف کتاب الأظلة به مفضل منسوب بوده است؛ چرا که پیش از علی بن حماد، واسطه دیگری در سند نیست تا تألیف به او نسبت داده شده باشد و خود علی بن حماد نیز راوی کتاب شمرده شده است؛ نه مؤلف آن. چنان که می‌دانیم مفضل نزد جمعی از متقدمان، به غلو متهم شده است. (برای نمونه نک‍: رجال العلامة الحلی، ص258) نکته قابل توجه دیگر آن که راوی علی بن حماد در هر دو حدیث اظله، ابو سمینة محمد بن علی بن ابراهیم الصیرفی است. بنابراین شاید ابوسمینه، کتاب الأظلة را از طریق علی بن حماد از مفضل نقل کرده است. خود ابوسمینة به کذب و غلو شهرت داشته است. (رجال العلامة الحلی، ص253) درباره علی بن حماد باید افزود که در میانِ راویانِ علی بن حماد، ابوسمینه بیشترین روایات را از او نقل کرده است. (المحاسن، ج1، ص119؛ قراءات السیاری، ص89، 147؛ الکافی، ج1، ص441؛ ج4، ص288؛ ج7، ص436؛ التوحید، ص128؛ ثواب الأعمال، ص226) ابوسمینه دو روایت از علی بن حماد از عمرو بن شمر از جابر در فضای تأویل باطن نقل کرده است. (قراءات السیاری، ص89، 147؛ تأویل الآیات، ص318) علی بن العباس الجراذینی، راوی دیگر علی بن حماد نیز متهم به غلو است (نجاشی، الرجال، ص255؛ و نیز نک‍: ابن الغضائری، الرجال، ص79) و او نیز یک حدیث در فضای تأویل باطن از علی بن حماد از عمرو بن شمر از جابر روایت کرده است. (الکافی، ج8، ص379) چنان که پیش‌تر گفتیم در میانِ فرق غلات نیز کتابی با عنوان الهفت والأظلة به مفضل منسوب است. متن دو روایت علی بن حماد در این کتاب، وجود ندارد؛ ولی پیوندهای کهنه‌ای در ریشه و هسته نخستین این متون، دیده می‌شود که ان شاء الله در آینده به آن خواهیم پرداخت. @Gholow
۲. کتاب الأظلة عبد الرحمن بن کثیر کتابی به نام الأظلة به عبدالرحمن بن کثیر الهاشمی منسوب بوده که ابوغالب زراری آن را از حمید بن زیاد از علی بن صالح از علی بن حسان از عبدالرحمن بن کثیر روایت کرده است. (رسالة ابي غالب الزراری، ص175) نجاشی نیز این کتاب را برای عبدالرحمن بن کثیر برشمرده ولی سندی به آن ارائه نداده است. (رجال النجاشي، ص235) نجاشی در وصف این کتاب نوشته است: «كتاب الأظلة كتاب فاسد مختلط.» (رجال النجاشي، ص235) نجاشی درباره خود عبدالرحمن بن کثیر نیز گفته است: «كان ضعيفا غمز أصحابنا عليه و قالوا: كان يضع الحديث.» (رجال النجاشي، ص234-235) غالباً راوی عبدالرحمن بن کثیر، علی بن حسان است که او را نیز به عبارات شدید، به غلو و وضع حدیث و فساد مذهب متهم کرده‌اند. (رجال الکشی، ص748؛ رجال ابن الغضائري، ص77؛ رجال النجاشي، ص251) بر اساس گفته ابوغالب زراری، کتاب الأظلة را نیز علی بن حسان از عبدالرحمن بن کثیر روایت کرده است. با واکاوی روایاتِ علی بن حسان از عبدالرحمن بن کثیر به ویژه در زمینه تفسیر باطن، می‌توان وجه تضعیف این طریق از سوی رجالیانِ متقدم را دریافت. در سند ابوغالب زراری، راویِ علی بن حسان، علی بن صالح است که در واقع تصحیف علی بن ابی صالح است. زیرا طبق متنِ ابوغالب، حمید بن زیاد دو کتاب «الأظلة» و «فضل إنا أنزلناه» را از علی بن صالح از علی بن حسان روایت کرده است (رسالة أبي غالب الزراري، ص175)؛ در حالی که نجاشی نوشته است: «علي بن أبي صالح‌ و اسم أبي صالح محمد يلقب بزرج، يكنى أبا الحسن، كوفي، حناط، و لم يكن بذاك في المذهب و الحديث، و إلى الضعف ما هو. و قال حميد في فهرسته: سمعت منه كتبا عدة، منها: كتاب ثواب إنا أنزلناه [في ليلة القدر]، كتاب الأظلة، كتاب البداء و المشيئة، كتاب الثلاث و الأربع، كتاب الجنة و النار، كتاب النوادر، كتاب الملاحم، و ليس أعلم هذه الكتب له أو رواها عن الرجال.» (رجال النجاشي، ص257) بنابراین طبق تصریح نجاشی، حمید بن زیاد، همان دو کتاب «الأظلة» و «فضل إنا أنزلناه» را از علی بن ابی صالح روایت کرده است؛ نه علی بن صالح. نجاشی تردید دارد که این کتب، تألیف خود علی بن ابی صالح است یا از دیگران روایت کرده است؛ اما همان طور که محقق شوشتری دریافته (قاموس الرجال، ج7، ص282) با توجه به متن رساله ابی غالب زراری، دست کم در مورد دو کتاب «الأظلة» و «فضل إنا أنزلناه»، شکی باقی نمی‌‌ماند که تألیف او نبوده؛ بلکه همان کتابهای منسوب به عبدالرحمن بن کثیر است که از طریق علی بن حسان روایت کرده است. به هر حال علی بن ابی صالح نیز به گفته نجاشی در مذهب و حدیث، تا حدی ضعیف است. از او روایات اندکی با عنوان «علی بن بزرج» در منابع فعلی، باقی مانده است. در منابع موجود، روایتی از عبدالرحمن بن کثیر که در آن الفاظ أظلة، ظل، ظلال یا ظلة باشد یافت نشد؛ بنابراین فعلاً تصویر روشنی از متن کتاب الأظلة او نداریم؛ جز این که نجاشی آن را فاسد و مختلط خوانده است. @Gholow
۳. کتاب الأظلة محمد بن سنان نجاشی «كتاب الأظلة» را از تصنیفات محمد بن سنان شمرده و سند خود را به آن چنین یاد کرده است: «أخبرنا جماعة شيوخنا عن أبي غالب أحمد بن محمد عن عم أبيه علي بن سليمان عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عنه بها.» (رجال النجاشي، ص328) محمد بن سنان نزد برخی از متقدمان به ضعف و غلو متهم شده است. (رجال النجاشي، ص328؛ فهرست الطوسی، ص406؛ رجال ابن الغضائری، ص92؛ المسائل السرویة، ص38؛ رجال الکشی، ج4، ص613؛ ج5، ص687؛ ج6، ص795، 823) هر چند مدح و تبرئه او نیز گزارش شده است. درباره محتوای کتابِ محمد بن سنان، اطلاع دقیقی نداریم. احادیثی درباره اظله به محمد بن سنان منسوب است (نمونه: الكافي، ج‌1، ص442) اما دلیلی وجود ندارد که این احادیث در کتاب الأظلة او بوده باشد. همچنین شیخ مفید از کتابی به نام «الأشباح والأظلة» منسوب به محمد بن سنان یاد کرده است: «إن الأخبار بذكر الأشباح تختلف ألفاظها و تتباين معانيها و قد بنت الغلاة عليها أباطيل كثيرة و صنفوا فيها كتبا لغوا فيها و هذوا فيما أثبتوه منه في معانيها و أضافوا ما حوته الكتب إلى جماعة من‌ شيوخ‌ أهل الحق و تخرصوا الباطل بإضافتها إليهم من جملتها كتاب سموه كتاب الأشباح و الأظلة و نسبوا تأليفه إلى محمد بن سنان. و لسنا نعلم صحة ما ذكروه في هذا الباب عنه فإن كان صحيحا فإن ابن سنان قد طعن‌ عليه و هو متهم بالغلو. فإن صدقوا في إضافة هذا الكتاب إليه فهو ضال بضلاله عن الحق و إن كذبوا فقد تحملوا أوزار ذلك.» (المسائل السروية، ص37) اما روشن نیست که این کتاب، تا چه اندازه به کتابی که نجاشی یاد کرده، مرتبط بوده است. ۴. کتاب الأظلة احمد بن محمد بن عیسی اشعری نجاشی کتابی به نام «الأظلة» برای احمد بن محمد بن عیسی الأشعري یاد کرده است. (رجال النجاشي، ص82) اشعری از ثقات و بزرگان امامیه بوده (رجال النجاشي، ص82) و نسبت به غلات نیز سختگیر بوده است. اشعری در سند برخی از احادیث اظله نیز حضور دارد (الكافي، ج‌1، ص203، 437؛ علل الشرائع، ج1، ص118؛ تفسیر القمی، ج2، ص391؛ بصائر الدرجات، ج1، ص73) که ممکن است برخی از آن‌ها با کتابِ او مرتبط باشد. بنا بر آن چه گذشت، می‌توان اطلاعات موجود‌ را این گونه جمع‌بندی کرد: در کتب رجال و فهرست، چهار کتاب با عنوان الأظلة یاد شده است که از آن میان، سه کتابِ مفضل، محمد بن سنان و عبدالرحمن بن کثیر، از نظر مؤلفان و راویان، با جریان متهم به غلو کاملاً مرتبط است. نجاشی درباره محتوای کتاب عبدالرحمن بن کثیر، داوری بسیار منفی دارد. نگاه شیخ مفید نیز به کتاب الأشباح والأظلة منسوب به محمد بن سنان -که ممکن است با کتاب الأظلة منسوب به او مرتبط باشد- شدیداً منفی است. اما یک کتاب که ظاهرا متأخرتر از سه کتاب دیگر است، متعلق به احمد بن محمد بن عیسی اشعری است که در برابر جریان غلو قرار داشته است. @Gholow
ابتذال عجیب در مداحی‌های غالیانه با صد افسوس امروزه در جامعه مداحی نورس، با ناآشنایی با معارف اهل بیت علیهم السلام به سادگی مبلّغ الوهیت امامان می‌شود؛ آن هم نه در پس پردۀ هنر شعر و آوای سنتی؛ بلکه با ترانه‌های بی‌محتوای عامیانه و با موسیقی اگزوزی و غربی! کودکانمان تکرارگر «اله ملبس» و «جل جلال هو علی»ی اینان شده، و کمتر کسی از این منکر آشکار دین‌برانداز نهی می‌کند. @Gholow
وثاقت محمد بن ‌سنان در ترازوی نقد و بررسی - حسین‌نژاد، ایزدی فر، علوم حدیث22، 1396ش.pdf
حجم: 633.3K
وثاقت محمدبن سنان در ترازوی نقد و بررسی مجتبی حسین‌نژاد، علی‌اکبر ایزدی و زینب السادات حسینی، علوم حدیث 84، 1399ش. بزرگان رجالی، در وثاقت محمدبن سنان اختلاف نظر شدیدی دارند. پس از تحلیل و بررسی عوامل تضعیف و توثیق، این نتیجه حاصل است که با توجه به نظریه اکثریت قدما همچون نجاشی و ابن غضائری و بلکه اجماع اصحاب بنا بر ادعای شیخ مفید بر تضعیف وی، به طور قطع، تمامی موانع وثاقت وی مفقود نیست؛ زیرا ممکن است موانع، منحصر در عواملی چون وجاده ای و یا غلو نباشد. بنابراین، عوامل تضعیف او که به دست ما رسیده، تمام نیست و بر حسب ظاهر، روایاتی بر توثیق او وجود دارد؛ با این حال، پذیرفتن مضمون این روایات و گذشتن از تضعیفات نجاشی و مشهور و بلکه اجماع اصحاب، به راحتی ممکن نیست و چه بسا اعراض قدما از مضمون این دسته از روایات و تضعیف محمدبن سنان از ناحیه آنها، موجب تضعیف سند این روایات می شود. پس، چاره ای نیست؛ جز اینکه با در نظر گرفتن تضعیف محمدبن سنان توسط رجالیون متقدم، قائل به تضعیف وی شویم. ______ این اثر در بررسی اقوال و مواجهه گذشتگان دربارۀ ابن سنان از بهترین آثار است. هرچند فارغ از این، برای قضاوت محکم دربارۀ راوی لازم است میراثش تخریج و نوع اشتراکات و افتراقات متون و مضامین روایاتش با راویان و نحل دیگر مقایسه شده و شاخصه‌های اسناد و متونش بررسی شود. @Gholow
نصیریه و انتقال میراث حدیثی غالیان کوفه به شام؛ بررسی موردی آثار منسوب به محمد بن سنان- حمید باقری، علوم حدیث، ش91، 1398ش.pdf
حجم: 695.5K
نصیریه و انتقال میراث حدیثی غالیان کوفه به شام؛ بررسی موردی آثار منسوب به محمد بن سنان حمید باقری، علوم حدیث، ش91، 1398ش. https://hadith.riqh.ac.ir/article_12917.html محمد بن سنان زاهری از آن دست راویان پُر روایتِ کوفی است که اعتبار وی میان رجال‌شناسان و فقیهان مورد گفت‌وگوست؛ گروهی وی را قابل اعتماد می‌دانند و برخی او را نامعتبر قلمداد می‌کنند. ظاهراً تمایلات غالیانۀ وی در بی‌اعتباری‌اش نزد رجالیان امامی بی‌تأثیر نبوده است. هرچند رگه‌های این تمایلات و گرایش‌ها در میراث روایی بازمانده از او در جوامع روایی امامیه چندان مشهود نیست، اما در میراث برجای مانده و منسوب به وی در میان گروه‌های غالی شام در سده‌های چهارم و پنجم هجری وجود عناصر غلوآمیز به روشنی قابل مشاهده است. در آثار برخی مؤلفان نصیری، از متونی با انتساب به ابن سنان یاد و مطالبی از آن‌ها نقل شده است که - در صورت درستی انتساب - از یک‌سو مؤید غالی بودن وی و از سوی دیگر، شاهدی در پالایش میراث حدیث امامیه توسط محدثان بزرگ از عناصر غلوآمیز خواهد بود. دیگر اثر مرتبط مؤلف: پژوهشی در تاریخ گذاری و شناسایی مولف کتاب الاظله، اثر بازمانده از غلات کوفه، علوم حدیث، ش77، 1394ش. @Gholow
پژوهشی در تاریخ گذاری و شناسایی مولف کتاب الاظله، حمید باقری، علوم حدیث، ش77، 1394ش.pdf
حجم: 6.2M
پژوهشی در تاریخ گذاری و شناسایی مولف کتاب الاظله حمید باقری، علوم حدیث، ش77، 1394ش hadith.riqh.ac.ir/article_12385.html بسیاری از آثار باقی مانده نصیریه از سده های میانه حاوی نقل قول‌های فراوانی از میراث مفقود غلات کوفه‌اند که می توان بدان به مثابه منابعی واسطه در بازیابی محتوای آن میراث و به تبع شناخت بی واسط تعالیم غلات تکیه کرد. کتاب الأظله یکی از همین میراث غالیان است که فقراتی از آن به واسط چهار متن کهن نصیری در دسترس است. تعیین تاریخ حدودی تألیف این منابعِ واسطه می‌تواند در تاریخ گذاری کتاب الأظلة وحتی شناسایی مؤلف آن راه‌گشا باشد. شواهد متنی موجود مؤید تألیف این منابع نُصیری در سده های سوم و چهارم است که بدین ترتیب، می‌توان در تاریخ گذاری کتاب الأظلة زمانی پیش از سده دوم و سوم را برآورد کرد. در منابع کتاب‌شناختی امامی از مؤلفِ کتاب الأظلة یاد شده است: احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی،عبدالرحمان بن کثیر هاشمی و دیگری ابوجعفر محمد بن سنان زاهری؛ مؤلفانی که دورۀ حیات آنها با بازه زمانی حدودی تألیف کتاب مورد بحث همخوانی دارد. بنا بر اسنادی که در منابع نصیری در باره کتاب الأظله در دست است، احتمال تعلق کتاب به محمد بن سنان بیش از دیگران است. @Gholow
بررسي ديدگاه شيخ مفيد درباره شهادت امام جواد، مصطفی صادقی، فصلنامه علمی پژوهشی تاريخ اسلام65، س17، ش1، بهار 1395.pdf
حجم: 425.6K
بررسی نظریه شیخ مفید درباره شهادت امام جواد (علیه السلام) مصطفی صادقی، تاریخ اسلام، ش65، 1395ش. مسأله شهادت یا مرگ طبیعی امامان شیعه(ع) از جمله مسائلی است که نظر شیعه پژوهان را به خود جلب کرده است. شیخ صدوق (م381ه .ق) شهادت همه ائمه(ع) را بخشی از اعتقادات شیعه شمرده است ولی شیخ مفید (م413ه .ق) با تردید در این حکم عام، شهادت بیشتر امامان: از جمله امام جواد(ع) را نپذیرفته و بر این باور است که امام(ع) به مرگ طبیعی رحلت کرده است. اختلاف نظر این دو عالم بزرگ، با توجه به جایگاه بلندی که دارند، منشأ بحث های گوناگونی در سال های اخیر شده است. این نوشتار با تفکیک سه رویکرد تاریخی، روایی و کلامی در بررسی این موضوع، کوشیده است با تکیه بر شواهد تاریخی، اختلاف این دو عالم بزرگ شیعی را نتیجه دو رویکرد متفاوت در بررسی موضوع بداند و نشان دهد این دو دیدگاه با یکدیگر قابل جمعند. @Gholow
🔸آیا پیکر امام جواد (ع) سه روز زیر آفتاب ماند؟ ✍️امیرحسن خوروش بررسی این گزارش [موجود در «جنات الخلود» محمدرضا مدرّس خاتون‌آبادی]: https://deraayaat.ir/maqtal_al-jawad/ 🔸اعتبارسنجی خبر عرضۀ امام جواد (ع) به قیافه‌شناسان دو نقل در کافی کلینی، الهدایه الکبری خصیبی، و دلائل الإمامه آمده که از تردید و طعن برخی در خصوص امام جواد (ع) می‌گوید و در آن دو گفته شده که امام جواد (ع) به قیافه‌شناس‌ها عرضه شدند. این دو خبر از سویی مورد توجه برخی از تاریخ‌پژوهان چون دکتر سید حسین مدرسی طباطبایی قرار گرفته است و از سوی دیگر مورد انتقاد شدید برخی از عالمان حدیث‌شناس چون آیت الله سید احمد مددی قرار گرفته است. در نوشتۀ حاضر به اعتبارسنجی این دو خبر توجه می‌کنیم. متن یادداشت دوم: https://deraayaat.ir/muhammad_al-jawad/ @Gholow
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (5) اظله در منابع رجالی و فهارس در فهارس و کتب رجال، چند کتاب با ن
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (6) نقد نامه امیرالمؤمنین (ع) به یارانش به روایت رسائل الأئمة کلینی پس از آن که مقدماتی درباره انگاره اظله بیان شد و این موضوع، تا حدی از زاویه کتبِ فرقه‌شناسی، منابع غلات، آراء متکلمین و مصادر رجال و فهرست، بررسی شد، اکنون نوبت به بررسی احادیث اظله در منابع شیعه می‌رسد. نخستین حدیثی که در این راستا، بررسی شد، نامه‌ای است منسوب به امیرالمؤمنین (ع) که در کشف المحجة ابن طاوس از رسائل الأئمة کلینی نقل شده است. این نامه با این عبارت آغاز می‌شود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌ إِلَى الْمُقَرَّبِينَ [الْمُقِرِّينَ‌] فِي الْأَظِلَّةِ ...» بر اساس آن چه در پیوند زیر آمده است، متن این نامه ظاهراً ترکیبی از چند متن دیگر است و احتمالاً برخی از فقرات آن نیز با فضای باطنی مرتبط است: https://deraayaat.ir/rasael/ @Gholow