eitaa logo
- کتابخانه ارواح🌬
2.2هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
193 ویدیو
17 فایل
سلام به روح سردرگمی که سر از اینجا درآورده ؛) ‌ 💤این کتابفروشی تعطیل شده ولی ارواحش هنوز نرفتن. . . اینجا با هم به دنیای کتابا سفر می‌کنیم چون ما متعلق به این دنیا نیستیم. .
مشاهده در ایتا
دانلود
چیزی که زمانی او را به شنا جذب می‌کرد حس ناپدید شدنش بود. وقتی وارد آب می‌شد، آن‌قدر تمرکز می‌کرد که هیچ فکر دیگری به ذهنش نمی‌رسید. 📖
و آیا من آماده هستم؟ خودم این رو میخوام؟ میگن لازمه که من رنج بکشم! اصلا این رنج کشیدن های بی معنی چه فایده ای داره؟ بعداً که زیر سختی و حماقت له شدم و بعد از بیست سال زندان با اعمال شاقه مثل یه پیرمرد ضعیف شدم، یعنی اون موقع بهتر میفهمم که فایده این چیز ها چی بوده؟ و اون موقع برای چی باید زندگی کنم؟ 📖
من بدجنسم، خودم میدونم. اما چرا اونها انقدر منو دوست دارن اگه من لیاقتشو ندارم؟ اوه، اگه فقط میشد تنها باشم و هیچکس منو دوست نداشت و من هم هیچوقت کسی رو دوست نداشتم چقدر عالی میشد! 📖
به کار مورد علاقه و قهرمان محبوب‌تان فکر کنید. آنها چه چیزی را از دست دادند؟ چه چیزی را ساختند؟ چه چیزی آنها را بهتر جلوه میداد؟ اگر امروز کماکان در قید حیات بودند ، چه چیزی می‌ساختند؟ اگر همه‌ی قهرمانان شما دورهم جمع شوند و تصمیم به همکاری بگیرند ، چه اثری خلق خواهند کرد؟ 📖
ما اثر هنری خلق می کنیم ، چون به هنر علاقه داریم. ما به انجام کارها به شیوه ای خاص توجه می کنیم ، زیرا پیش از ما عده ای این کار را کرده اند. در واقع تمام داستان ها از داستان هواداران نشات می گیرند. 📖
کاریکاتوریست مورد علاقه‌ی من ، لیندا بری ، این جمله را گفته است:«در عصر دیجیتال ، فراموش نکنید از ابزارهای دیجیتال خود استفاده کنید!» دستان شما ، ابزارهای اصلی دیجیتال شما هستند. آنها را به کار گیرید. 📖
تنها وجود دا‌شتن برای او همیشه کم بود؛ همیشه بیشتر میخواست. 📖
به هم سلولی هایش نگاه میکرد و برایش جای تعجب بود که آنها چگونه آنقدر عاشق زندگی هستند و زندگی برایشان ارزش دارد. به نظرش میرسید در زندان آن را بیشتر دوست دارند و قدر زندگی شان را بیشتر میدانند تا آزادی. 📖
شرمسار بود فقط بخاطر اینکه کورکورانه و احمقانه، بدون امید به دست محکومیت سرنوشتی کور نابود شده و مجبور بود در مقابل «حماقت» تسلیم شود تا بلکه هرجور است به آرامش برسد. 📖
تنها وجود دا‌شتن برای او همیشه کم بود؛ همیشه بیشتر میخواست. 📖
کتاب بود، یک کتاب احمقانه و معمولی، همین. 📖