به یک روز بعد از مُردَنَم فکر میکنم
به بغضِ مانده در صدایِ تو فکر میکنم
به وقتی که بخواهی بگویی "دوستت دارم"
به حسرتِ مانده رویِ لبهایِ تو فکر میکنم
به روزی که ناگه میانِ جمع،نامم بشنوی
من به لرزیدنِ آرامِ دستهای تو فکر میکنم...
تو رها در من و من محوِ سراپایِ توام
تو همه عمرِ من و من همه دنیایِ توام
دل و جانِ تو گرفتارِ نگاهِ من و من
بس پریشانِ رخ و صورتِ زیبایِ توام
دلم از شوقِ تو لبریز و تو دیوانهیِ من
ای تو دیوانهیِ من،عاشق و شیدایِ توام