my city
کسایی که انیمه شاهزاده نیمه شيطان رو دیدن این عکس رو درک میکنن
قطعا میرم نگاه میکنم
خود نفرین بخش ۶
از زبان سیلور:
یعنی همه قصر....
از اتاق پدرم میزنم بیرون و میرم پیش بچه ها
سیلور:ماه سرخ بعدی کیه؟
تیلز:فردا شب ...
خیل خب
ناکلز:خودمون میریم دنبالشون؟
سیلور:اره و بعد برمیگردیم و همه اعضای این امارت رو میندازیم هلوفدونی
تیلز و ناکلز:ها؟
سیلور:بعدا توضیح میدم
از عمارت خارج میشیم و به خونه امن اژانس میریم
الان وظیفه ماس که نزاریم سونیک و شدو دست هیچ کدوم از دو طرف برسه...
دلم برای سونیک کبابه...شبیه عروسک شده...
که چندتا بی عقل (حرصش گرفته) میخوان ازش سو استفاده کنن....
دوم بیارین میام دنبالتون...
با احتساب اینکه تمام کسایی که امروز توی مهمونی بودن به جز متو بچه ها جز مافیا بودن...پس بیلز هم....
پوف...اینم از خانواده من...خیلی هم عالی
از زبان سونیک:
به سختی چشمام رو باز میکنم...
پاهای مشکی؟!
یکم خودمو جابه جا میکنم تا شاید کسی که روی پاهاش ولو شدم یه صدایی از خودش در بیاره و بفهمم کیه.
؟:بیدار شدی سونیک؟
صداش....صورتمو برمیگردونم تا فیسشو ببینم...
سونیک:اوه شمایید قربان..
سعی میکنم بلند شم اما دوباره سرمو میزاره رو پاهاش..
سونیک:مچکرم اقای؟
؟:شدو صدام کن
سونیک:مچکرم اقای شدو
شدو:شدوعه خالی کافیه
سونیک:بله...
شدو:پس نفرین ماه ابی تو بودی؟
نمی دونستم با این حرفا میخواد به کجا برسه ... پس سکوت را پیشه ساختم..
شدو:اون شب واقعا خوب مبارزه کردی با اینکه پاهات سوخته بودن.
سونیک:زاغ سیاه منو چوب میزدی؟!
شدو:نه..تو توی ماموریتمون بودی...اولین بخش ماموریتمون دستگیری تو بود...
سونیک:پس پلیسی؟
شدو:یه جورایی.
سونیک:خب پس چرا وقتی فهمیدی همونجا تو عمارت گیرم ننداختی؟
شدو:شرمنده
سونیک:ها؟ بابت چی؟
شدو:گلوله ای که اون شب بهت زدم..
یا علی این مغزشو از دست داده؟
شدو:..سونیک..تو قرص مصرف میکنی؟
سونیک:چ..چطور ...؟!
شدو:توی اون قرصا ماده روانگردان بوده... کم..ولی تاثیر گذار..
سونیکمچرا میخوای گناهامو تبرعه کنی
شدو:چون نمیخوام تنها خانوادم رو از دست بدم...
سونیک:خانوادت به من چه ربطی داره
شدو:شاسگول ..اون...خودتی...چطور بگم..تو برادرمی...
ادامه دارد