eitaa logo
my city
85 دنبال‌کننده
3هزار عکس
458 ویدیو
22 فایل
سلامممممم اینجا فعالیت از همه چیز داریم انیمه بیوگرافی نقاشی انیمیشن فن فکیشن سونیک کپی با ذکر منبع ازاده اتحاد: @Mitsuri_2025 https://eitaa.com/knoosh https://eitaa.com/otaku_senpaii
مشاهده در ایتا
دانلود
خود نفرین کجا بودیم؟
خود نفرین بخش ۶ از زبان سیلور: یعنی همه قصر.... از اتاق پدرم میزنم بیرون و میرم پیش بچه ها سیلور:ماه سرخ بعدی کیه؟ تیلز:فردا شب ... خیل خب ناکلز:خودمون میریم دنبالشون؟ سیلور:اره و بعد برمیگردیم و همه اعضای این امارت رو میندازیم هلوفدونی تیلز و ناکلز:ها؟ سیلور:بعدا توضیح میدم از عمارت خارج میشیم و به خونه امن اژانس میریم الان وظیفه ماس که نزاریم سونیک و شدو دست هیچ کدوم از دو طرف برسه... دلم برای سونیک کبابه...شبیه عروسک شده... که چندتا بی عقل (حرصش گرفته) میخوان ازش سو استفاده کنن.... دوم بیارین میام دنبالتون... با احتساب اینکه تمام کسایی که امروز توی مهمونی بودن به جز متو بچه ها جز مافیا بودن...پس بیلز هم.... پوف...اینم از خانواده من...خیلی هم عالی از زبان سونیک: به سختی چشمام رو باز میکنم... پاهای مشکی؟! یکم خودمو جابه جا میکنم تا شاید کسی که روی پاهاش ولو شدم یه صدایی از خودش در بیاره و بفهمم کیه. ؟:بیدار شدی سونیک؟ صداش....صورتمو برمیگردونم تا فیسشو ببینم... سونیک:اوه شمایید قربان.. سعی میکنم بلند شم اما دوباره سرمو میزاره رو پاهاش.. سونیک:مچکرم اقای؟ ؟:شدو صدام کن سونیک:مچکرم اقای شدو شدو:شدوعه خالی کافیه سونیک:بله... شدو:پس نفرین ماه ابی تو بودی؟ نمی دونستم با این حرفا میخواد به کجا برسه ... پس سکوت را پیشه ساختم.. شدو:اون شب واقعا خوب مبارزه کردی با اینکه پاهات سوخته بودن. سونیک:زاغ سیاه منو چوب میزدی؟! شدو:نه..تو توی ماموریتمون بودی...اولین بخش ماموریتمون دستگیری تو بود... سونیک:پس پلیسی؟ شدو:یه جورایی. سونیک:خب پس چرا وقتی فهمیدی همونجا تو عمارت گیرم ننداختی؟ شدو:شرمنده
سونیک:ها؟ بابت چی؟ شدو:گلوله ای که اون شب بهت زدم.. یا علی این مغزشو از دست داده؟ شدو:..سونیک..تو قرص مصرف میکنی؟ سونیک:چ..چطور ...؟! شدو:توی اون قرصا ماده روانگردان بوده... کم..ولی تاثیر گذار.. سونیکمچرا میخوای گناهامو تبرعه کنی شدو:چون نمیخوام تنها خانوادم رو از دست بدم... سونیک:خانوادت به من چه ربطی داره شدو:شاسگول ..اون...خودتی...چطور بگم..تو برادرمی... ادامه دارد
ناشناسا رو نترکونین پارت بعدی رو نمی دم
شوهرم ۱۱ سال ازم بزرگ‌تره. رفته بودیم برج میلاد، من کلا آدم هیجانی‌ای هستم و چون رفتیم موزه بعدش من گفتم وای چقدر بی حسی. همسرمم منو به زور با بانجی جامپبنگ انداخت پایین گفت الان برو تو حس🫥😂 +سقوط درمانی کرده @khaterat_motahelha