eitaa logo
گلچین شعر
15.9هزار دنبال‌کننده
940 عکس
319 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
کافر به چشم‌های تو باور می‌آورد آن چشم‌ها که آه مرا برمی‌آورد من در پِیِ تو هستم و مردم پی بهشت ایمان شهر، کفر مرا درمی‌آورد عطر تو خوش‌تر است از آن عطرها که باد از سوی باغ‌های معطر می‌آورد آتش بزن به خاطره‌هایی که در قفس پرواز را به یاد کبوتر می‌آورد عاشق شدم، که تلخی ایام سرنوشت بی یاد عشق، حوصله را سرمی‌آورد... @golchine_sher
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
با چِرکِ حسد عاملِ موساد شدند جلّادِ جوان و جانِ نوزاد شدند با حادثه ی کور تِرور در کرمان دیدیم حرام لقمه ها شاد شدند @golchine_sher
تمام ثانیه‌هایم به انتظار گذشت ببین چگونه بر این خسته روزگار گذشت برای داشتن تو گذشتم از دنیا جوانی‌ام همه پای همین قمار گذشت تمام پنجره‌ها بسته‌اند از آن شب شبی که از سرِ من نقشه‌ی فرار گذشت بدون خنده‌ی تو بزم شاعرانه‌ی من به صرف چای و غزل‌خوانی سه‌تار گذشت به حرمت غم من چشم آسمان ابری‌ست هنوز وانشده غنچه‌ها، بهار گذشت ...! @golchine_sher
هیولا طعمِ جز خونِ تنِ انسان نمی‌فهمد مبادا انتظاری داشت غیر از آن نمی‌فهمد خرِ جفتک زنان در هرطرف این روزها صهیون سگ هاری که هرگز منطق و برهان نمی‌فهمد ملالی نیست مزدوری اگر آدم کشد دائم برای اینکه آن بیچاره غیر از نان نمی‌فهمد نشد تا بگذرد از کوچه‌ی احساس اهریمن غم کشتار دسته جمع را شیطان نمی‌فهمد به گوش دیو بیگانه‌است آه و ضجه ی کابل چه درد سوزناکی می‌کشد «کرمان» نمی‌فهمد ازین که کاخ ظلم از تکه های کودک غزه به سرعت می‌شود روی سرش ویران نمی‌فهمد به وهم خام می‌کاهد سپاه حضرت مهدی (عج) سلیمانی فراوان است! در ایران نمی‌فهمد @golchine_sher
کاش پایانِ یکی از این روزها شب نباشد، تو باشی... @golchine_sher
آمده بود با مادرش! مکتب حاج قاسم مشقِ عاشقی کند مادرش که رفت او را هم با خودش بُرد آخر ! بچه که بدون مادرش جایی نمی رود @golchine_sher
ما منتظریم یارمان برگردد آن صاحب انتظارمان برگردد هر لحظه جنایتی کند دشمن دین ایکاش که صاحب الزمان برگردد @golchine_sher
کم به دست آوردمت، افزون ولی انگاشتم بیش از این‌ها از دعای خود توقع داشتم بید مجنون کاشتم، فکر تو بودم، خشک شد زرد می‌شد مطمئناً کاج اگر می‌کاشتم آن که زد با تیغ مکرش گردنم را، خود شمرد چند گامی سوی تو بی‌سر قدم برداشتم ای شکاف سقف ِبر روی سرم ویران شده کاش از آن اول تو را کوچک نمی‌پنداشتم آه ِمن دیشب به تنگ آمد، دوید از سینه‌ام داشت می‌آمد بسوزاند تو را، نگذاشتم @golchine_sher
فقط خدا نکند عشق آرزو باشد دلیلِ این همه اندوه کاش او باشد! چو دیگران خبر از داستانِ ما دارند در این میانه کجا بیمِ آبرو باشد؟ بیا زِ عشق طریقِ سخن بیاموزیم خوشا که بوسه سرآغازِ گفت‌وگو باشد سخن زِ چشمِ پر از حیرتِ تو می‌شنوم که برخلافِ تو آیینه راست‌گو باشد همین کسی که دل از او بریده‌ای می‌خواست کسی شود که برای تو آرزو باشد @golchine_sher
برپا شده در دلِ وطن ولوله‌ها از دور شنیده می‌شود هلهله‌ها از کینه‌ی طوفانُ الاقصی پر بود در خانه‌ی عنکبوت شد زلزله‌ها _______________________________‌ بودند همه یارِ اباعبدالله سرمست و گرفتارِ اباعبدالله در راهِ زیارتِ مزارِ سردار رفتند به دیدارِ اباعبدالله _______________________________ رفتند بهشت از مسیری کوتاه رهیافتگانِ مکتب روح الله از پا ننشستند سلیمانی‌ها این ملتِ عاشق اباعبدالله @golchine_sher