eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
333 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
این چند وقت زهرا مشغول دوختن بود دلواپسِ علی و  در فکرِ پیرهن بود   در خانه کار کردم  اما به دل نچسبید از بسکه دستم از صبح  بر شانه‌ی حسن بود با جبرئیل گفتم جانِ تو و علی‌جان من را زِ پا در آورد  زخمی که در بدن بود روزیِ خویش را صبح  از دست من گرفته‌است شهری که هیزمِ آن  پشت حیاط من بود شهری که آتش آورد جای عیادت و دید زهرا بجای آن در مشغول سوختن بود آنکه دلیلِ ایجادِ عالم است مردم بر دستْ ریسمان و بر گردنش رسن بود ماندم علی نیاُفتد بین مدینه‌ای که مردی نداشت غیر از یک زن که شیرزن بود گفتم گواه دارم گفتم که ارث دارم گفتم علی است شاهد اما جواب "لَن" بود می‌گفت بین مسجد با من : دروغگویی آنکه میانِ کوچه بدجور بد دهن بود اصلا جدا نمی‌شد دستم, ولی  شکستش از خانه تا به مسجد  یک جنگِ تن به تن بود قنفذ که خسته می‌شد جایش مغیره می‌زد این پشتِ هم زدن‌ها پیشِ ابالحسن  بود در گوشِ گهواره دیشب به گریه گفتم ای کاش قدِ محسن در خانه‌ام کفن بود... شعر: حسن لطفی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
نیمه‌شب مهتاب می‌شوید علی آب را با آب می‌شوید علی مثل این تنها ندیده هیچ‌کس شستنِ دریا ندیده هیچ‌کس چشمه را آیینه را مهتاب را مرتضی باید بشوید آب را غسلِ این دریا نمی‌آید به من شستنِ زهرا  نمی‌آید به من خواب می‌بینم که تعبیرش کنی آب می‌ریزم که تطهیرش کنی آب می‌ریزم که آبت کرده‌اند خانه‌ی عمرم خرابت کرده‌اند اشک از این چشمانِ محزون می‌چکد آب می‌ریزم چرا خون می‌چکد مثل اشکی مثل آهی یا خیال سخت می‌بینم تو را در این هلال زیرِ نورِ ماه شستن مشکل است آه را با آه شستن مشکل است چشمه را گفتی که بی‌ شیون بِشوی آب را از زیرِ پیراهن بِشوی مرتضی هم دست و پا گم می‌کند زخم گاهی هم  تورم می‌کند ای زلالِ من مضافت کرده‌اند زخمی از ضربِ غلافت کرده‌اند لرزه بر زانو نمی‌آید به من شستنِ پهلو نمی‌آید به من در عوض رفتن نمی‌آید به تو رفتنت بی من نمی‌آید به تو ضربه‌هایی سهمگین زد داغِ تو زانویم را بر زمین زد داغِ تو آب را آیینه را آتش زدند وایِ من این سینه را ... خانه تر  دیوار تر  مسمار تر در کفن پیجاندنت دشوار تر آه اقیانوسِ نا آرامِ من جان ندارد جان بده بر گام من حال من یا حال طفلان دیدنی است آستین‌ها بینِ دندان دیدنی است ضجه‌ها بالا نمی‌آید چرا جان بر این لبها نمی‌آید چرا بال اگر کوبی قفس وا می‌شود پا اگر کوبی نفس وا می‌شود بر زمین بسیار می‌کوبد علی سر بر این دیوار می‌کوبد علی سینه‌ها سنگین همه دق می‌کنیم بی صدا بی ضجه هق‌هق می‌کنیم چشمهای نا امیدش را ببین با حسن مویِ سفیدش را ببین با حُسینت ناله‌ای سوزنده است جای شکرش هست زینب زنده است... بعد از این غمهای تکفین مانده است وایِ من سختی تدفین مانده است ای زده هر روز و شب از قوت خویش روی دوشم می‌کشم تابوت خویش شعر: حسن لطفی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حضرت زهرا س آزار داده‌اند ز بس در جواني‌ام بيزار از جواني و از زندگاني‌ام جانانه‌ام که رفت، چرا جان نمي‌رود؟ اي مرگ! همتي که به جانان رساني‌ام هر شب به ياد ماه رخت تا سحرگهان هر اختري‌ست شاهد اخترفشاني‌ام بر تيرهاي کينه، سپر گشت سينه‌ام آرَم گواه پيش تو پشت کماني‌ام ياري ز مرگ مي‌طلبم، غربتم ببين امت پس از تو کرد عجب قدرداني‌ام! موي سپيد و فصل جواني خبر دهد کز هجر خود به روز سيه مي‌نشاني‌ام ديوار مي‌کند کمکم راه مي‌روم ديگر مپرس از من و از ناتواني‌ام سوزنده‌تر ز آتش غم غربت علي‌است اي‌مرگ! مانده‌ام که ز غم‌ها رهاني‌ام حاج علی انسانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حضرت زهرا سلام الله علیها) علی است کعبه و بیت گلین اوست مطاف در این مَطافِ گلین فاطمه است گرم طواف طواف اوّل او از کنار حیدر بود شروعش از وسط حجره تا دم در بود کسی که رُکن و حرم خشتی از حیاتش بود طواف دوّم او بین دود و آتش بود طواف سوّم او شعله بر جگر می زد نفس شمرده شمرده به پشت در می زد طواف چارم او جان به کف نهادن بود دم از علی زدن و پشت در ستادن بود طواف پنجم او شد شهادت پسرش که گشت در بر مادر فدائی پدرش ششم طواف چه گویم زضربت آن دست به گوش مادر سادات گوشواره شکست طواف هفتم، دادند اجر مولا را در این طواف شکستند دست زهرا را در این طواف به بازوی او نشانه زدند در این طواف به حوریّه تازیانه زدند اگر چه بعد نبی همچنان علی تنهاست همیشه حفظ ولایت به عهده ی زهراست حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(السّلام علیكِ یا فاطمةالزهراء) من بضعه‌ی قلب احمد مختارم من همسر و یار حیدر کرّارم من فاطمه مام زینبین و حسنین مقتوله‌ی ظلم دشمن غدّارم ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا ‌ ‌بین در و دیوار تنم را خستند پس راه فرار را به رویم بستند تا سِقط کنند کودکم محسن را با ضربت در سینه و تن بشکستند ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا بیزاری من از در و دیوار بپرس بیماری من ز نوک مسمار بپرس گر علّت سقط محسنم می‌خواهی از ضربت پای خصم خونخوار بپرس ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا مظلومی من جنّ و بشر می‌دانند درد دل من فضّه و در می‌دانند اسرار شهادت جگرسوز مرا... بیش از همه قنفذ و عمر می‌دانند ا─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─ا دشمن نه فقط به فکر قتل من بود ویرانگر دین خالق ذوالمن بود چون حامی همسر و امامم بودم با همسر و رهبرم علی، دشمن بود ‌شادروان سید علیرضا شمس قمی https://eitaa.com/shamseqomi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(السّلام علیكِ یا فاطمةالزهراء) چنان ز سیلی ، نیلی عِذار فاطمه شد که دهر، تیرہ به حال نزار فاطمه شد میانه ی در و دیوار و ناوَک مسمار نشانه، محسن نیکوعِذار فاطمه شد ز ضرب در، که عدو زد به پهلوی زهرا فغان فضّه فقط ، غمگسار فاطمه شد ز سقط محسن معصومِ فاطمه نه عجب که میخ غرقه به خون شرمسار فاطمه شد عدو به رغم ولای علی و غصب فدک زمینه ساز غم بی شمار فاطمه شد علی که بعد نبی بود جانشین رسول ز غصّه خانه‌‌نشین در کنار فاطمه شد کنار چشمه‌ی کوثر ، پیمبر خاتم (ص) غمین و مویه کُنان داغدار فاطمه شد نهان اگرچه بظاهر مزار فاطمه است میان قلب محبّان ، مزار فاطمه شد نه (شمس قم) شدہ گریانِ این غم جانکاہ که چشم جنّ و بشر ، اشکبار فاطمه شد شادروان سید علیرضا شمس قمی https://eitaa.com/shamseqomi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کشتی عمرت اگر از ضربِ در پهلـو گرفت ابــر غــم در آسمان خانه از هر سـو گرفت گشت ویـران خانه ی مولا ز طـوفـان اجل خانه نه! دنیا سراسر خم شد و زانو گرفت سید محمدرضا شمس (ساقی) @shamssaghi