هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(عید قربان عید چیرگی بر نفس مبارک باد.)
#عید_قربان
حاجيـا گر نفس دون را ذبـح و قربانی کنی
سـیـنه را خــالـی گر از امیــال نفسانی کنی
گر خلیــل آسا گــذر کردی ز اسماعيـل نفس
بعـد از آن درک حضـور فیــض ربـــانی کنی.
سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
یک نگاه از تو و در باختن جان از من
یک اشارت ز تو و بردن فرمان از من
جان بهکف منتظر عید لقایت تا کی؟
روی بنمای جمال از تو و قربان از من
#رباعی
#فیض_کاشانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
عیدسعید قربان
...................
خلیل یَأمُرُنی وَ الجَلیل یَنهانِی
کویر خشک حجاز است و سرزمین مناست
مقام اشک و مناجات و سوز و شور و دعاست
به هرکه می نگرم در لباس احرامش
دلش به جانب کعبه ست، رو به سوی خداست
یکی به جانب مسلخ برای قربانی
یکی روانه به دنبال یوسف زهراست
یکی بهشت خدا را به چشم خود دیده
یکی به یاد جهنم ز تابش گرماست
یکی به خیمه ندای الهی العفوش
یکی دو دیده اش از اشک شوق چون دریاست
یکی به امر خداوند سر تراشیده
یکی دو دست دعایش به سوی حق بالاست
سلام باد بر آن مُحرم خداجویی
که روح بندگی از اشک دیده اش پیداست
سلام باد بر آن کاروان صحراگرد
که لحظه لحظه به دنبال سیدالشهداست
سلام باد به عباس و اکبر و قاسم
که حج واجبشان در زمین کرب وبلاست
سلام باد به اخلاص و صدق ابراهیم
که بهر ذبح پسر همچو کوه، پابرجاست
سلام باد به ایثار و عشق اسماعیل
که سر به دست پدر داد و خویش را آراست
وجود او همه تسلیم محض پا تا سر
که دست شست ز جان و سر و، خدا را خواست
کشید تیغ ولی آن گلو بریده نشد
فتاده بود به حیرت که عیب کار کجاست
به تیغ گفت ببر! تیغ گفت ابراهیم!
خدات گفته نبر! گر برم خطاست خطاست
«خلیل یَأمُرُنی وَ الجَلیل یَنهانِی»
هوالعزیز، همانا که حکم، حکم خداست
چه امتحان عظیمی چه صدق و اخلاصی
پتو از خدا و خداوند از تو نیز رضاست
مباد تیغ کشی بر گلوی اسماعیل
که این پسر پدر بهترین پیمبر ماست
درست اگر نگری در وجود این فرزند
جمال نفس رسول خدا، علی پیداست
گذار خنجر و دست ذبیح خود بگشا
که ذبح اعظم ما ظهر روز عاشوراست
بدان خلیل که تنها ذبیح ماست حسین
که پیکرش به زمین، سر به نیزه اعداست
ذبیح ماست حسینی که جلوه گاه رخش
تنور و نیزه و دیر و درخت و تشت طلاست
ذبیح ماست شهیدی که تا صف محشر
تمام وسعت ملک خداش بزم عزاست
سلام خالق و خلقت به خون پاک حسین
که زخم نیزه و خنجر به پیکرش زیباست
گلوی تشنه، سرش را ز تن جدا کردند
که بهر داغ لبش چشم عالمی دریاست
به جز ز اشک غمش دل کجا شود آرام
به غیر تربت پاکش کدام خاک، شفاست؟
به یاد دست علمدارش آهِ ماست علم
برای آن لب خشکیده چشم ما سقاست
به غیر وجه خدا «کُلُّ مَن عَلیها فان»
یقین کنید همانا حسین، وجه خداست
به یاد خون گلوی حسین تا صف حشر
سرشک «میثم» اگر خون شود همیشه رواست
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
✅ بهمناسبت آتشسوزی مهیب چادرهای حجاج در روز پنجشنبه مورخ 1354/09/20 در صحرای منای عربستان که منجر به مرگ حدود 300 نفر شد که دهها تن از آن تعداد، حجاج ایرانی بودند که در سرزمین وحی جان به جان آفرین تسلم کردند. اگرچه در اخبار، تعداد کشتهشدگان و مفقودین به شدت سانسور شد..
#حریق_در_منا
در منا خیمهای از پرتو یک اخگر سوخت
خیمهها ز آتش آن اخگر آتشگر سوخت
بس سراپرده و چادر که در آن دشت مخوف
همچنان کورهی حدادی از آن اخگر سوخت
گر بسی سوخت اثاثیهی حجاج چه غم
که بسی مَرد و زن و طفل، در آن آذر سوخت
آوخا ، کز اثر شعله و ، موج آتش...
همسری نیز به پیش نظر شوهر سوخت
یا که بس مَرد سیهبخت در آن کورهی مرگ
پیش چشم اَب و اُمّ و پسر و همسر سوخت
شیعه و سنّی، از مَرد و زن و پیر و جوان
عالم و جاهل و اِسپید و سیه یکسر سوخت
خوب و بد سوخت در آن دشت، بدون تبعیض
آری آتش نکند رحم، که خشک و تر سوخت
هر کسی بهر نجات تن و جان میکوشید
زآن سبب بود که هر مضطرب و مضطر سوخت
برق بیداد فلک، از شجر دین، ناگاه ـ
در بیابان منا ، شاخه و برگ و بر سوخت
همه گفتند پی دفع خطر ، وااسفا
چونکه مسطورهای از منظرهی محشر سوخت
آتش روز جزا پس چه کند با تن ما
شرر دشت منا ، گر به چنین کیفر سوخت
با گنهکار، چهسان داوری آرد آتش؟
حاجیان را چو کنار حرم داور سوخت
انتقام فلک و کیفر اعمال، سزاست
به مکافات عمل گر همه بحر و بر سوخت
صاحب سیم و زر ار سوخت قلوب فقرا
زآه گرم فقرا صاحب سیم و زر سوخت
ما و من کرد به پا آتش دوزخ به منا
زآن همه ما و من آنسان پدر و مادر سوخت
کاش این حادثه بر شیعه شود عبرت از آنک
شیعیان را دل از این صاعقه افزونتر سوخت
مکه یادآوری از کرب و بلا کرد و یزید
که خیام شه دین، زادهی پیغمبر سوخت
آه از آن دم که ز بیداد یزید ملعون
جان احمد، دل زهرا، جگر حیدر سوخت
نه فقط خلق زمین سوخت ز بیداد یزید
که مَه و مِهر و سپهر و فلک و اختر سوخت
(شمس قم) ضایعهی مکّه چنان کرب و بلا
نه عجب دار ، اگر بارگه داور سوخت.
شادروان سید علیرضا شمس قمی
آذرماه 1354
https://eitaa.com/shamseqomi
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
┄┅✿﷽✿┅┄
#حضرت_زهرا_سلامالله_علیها
آن زهرهای که مهر به نورش منور است
دردانهی پیمبر و زهــرای اطهر است
بر تارک زنان جـهان تاج افتخـار
بر گردن عروس فلک عِقد گوهر است
بانوی بانوان جـهان ســرور زنان
درج عفاف و عصمت کبرای داور است
او را پدر رسول خدا صـدر کائنات
او را علی ولی خـداوند همسـر است
بحریاست پر ز درّ و گهـرهای شاهوار
یزدان وراستوده به قرآن که کوثر است
کیهان تابش دو فـروزنده آفتاب
گردون گردش دو رخشنده اختر است
خونی که داد سـرور آزادگان حسین
مرهون حسن تربیت و شیر مادر است
تا روزگار بـوده و تا هسـت پایدار
عرش خدا ز زهرهی زهـرا منور است
نوری که زیببخش مکان است ولامکان
از باختـر فروغ رخش تا به خاور است
حورای انسی است و ز مشکینشمیم او
گیسوی حورو روضهی رضوان معطراست
شهبانوی حجـاز ولی کار خـانه را
با فضهی کنیز، شریک و برابر است
در خانهای که جــای قدمهای جبرئیل
گاه نزول وحی خـدا زیب و زیور است
از رنــــج کار آبله میزد به دسـت او
دستی که بوسهگاه لبان پیمبر است
در منتهای اوج بلاغت خطابهاش
آهنگ چون پیمبرومنطق چوحیدر است
این افتخار بس که«ریاضی»به درگهش
عبد و غلام و بنده و مولا و چاکر است
شعر:سید محمد علی ریاضی یزدی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
〖 کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث 〗
━━═━═━━━═━═━═━═━━━
قصیدهواره
#عید_قربان
#حضرت_مسلمعلیه_السّلام
ده ذیالحجه، عید قربان است
دل به یادت، بهشت رضوان است
کاش قربان راه دوست شویم
عید اهدای جان به جانان است
فقر محضیم و دستمان خالی؛
آنچه داریم ما فقط جان است
عید ما مرگ آرزوهامان
مرگ فرعون نفس و طغیان است
چه کنم چشم تو مرا نگرفت!
چشم قربانی تو حیران است
ناگزیرم به کشتن نفس و،
از من او دائماً گریزان است!
دل من کوفهای شده که در آن
مسلمی چند روز مهمان است
کوفه باید که کربلا بشود
کربلا وعدهگاه جانان است
دل من کوفهای شده که در آن
دعوت و نامهها فراوان است
پای امضای اقتدا به حسین
دست من مثل بید لرزان است
نکند پای مرگ در کار است
دلم از دعوتش پشیمان است
مسلمی در من است مهمان و
عهد من بایزید پنهان است
بایزیدیم یا به رسم حسین؟
قصه ارتداد و ایمان است
باز هم خوان مرگ گستردند
رزق از شام، تیغ برّان است
خوان اول سلام و دعوت شد
خوان مهمانکشی پر از نان است
خط کوفی چقدر ناخواناست
او مسلمان و نامسلمان است!
شبح مرگ میوزد در شهر
گردباد است و فتنه باران است
شتک فتنه روی برگ دعا
دشتها ظاهراً گلستان است
هر زبان است در دهان خنجر
چشمها چشم نیست، پیکان است!
استخوان لای زخمهای فریب
چه جگرها به زیر دندان است
مسلمی در دل من آواره
میزبان است یا که مهمان است؟
آه از این میزبان بی تدبیر
دلم از شرم او پریشان است
دل من با شریح قاضی بست!
عهد من با فلان و بهمان است
دل من آه کربلایی باش
کربلا مأمن شهیدان است
کربلا وعدگاه میثمها
ارض موعود اهل ایمان است
***
آه آه ای برادران عزیز
یوسفی هست و رو به کنعان است
باز این شهر بیتالاحزان و،
یوسف آواره در بیابان است...
دهم ذیالحجه 1403
#سیدمهدیحسینیرکنآبادی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شب و روزم گذشت به هزار آرزو
نه رسیدم به خویش ، نه رسیدم به او
نه سلامم سلام ، نه قیامم قیام
نه نمازم نماز، نه وضویم وضو
دل اگر نشکند به چه ارزد نماز
نه بریز اشک چشم، نه ببر آبرو
نه به جانم شرر، نه به حالم نظر
نه یکی حسب حال، نه یکی گفتگو
نه به خود آمدم، نه ز خود می روم
نه شدم سربلند ، نه شدم سرفرو
همه جا زمزمه ست، همه جا همهمه ست
همه جا "لاشریک..."، همه جا " وحده..."
نبرد غیر اشک ، دل ما را به راه
نکند غیر آه، دل ما را رفو
نشوی تا حزین هله با می نشین
هله سر کن غزل، هله تر کن گلو
به سر آمد اجل، نسرودم غزل
همه اش هوی و های همه اش های و هو
هله امشب ببر به حبیبم خبر
که غمش مال من ، که دلم مال او
هِله از جانِ جان چه نوشتی؟ بخوان !
هله گوش گران! چه شنیدی؟ بگو !
ببریدم به دوش، به کوی می فروش
که شرابم شراب، که سبویم سبو
#علیرضا-قزوه
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث