هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(از غدیر تا کربلا)
فـراز دست نبی، گرچه دست مـولا رفت
ولی حسین سرش سوی عرش اعلا رفت
یکی به کرب و بلا و یکی به دشت غدیر
بــرای دیــن خـــداونــد حـیّ یکتــا رفت
سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
#عید_ولایت
ایـن عیــد ، مبــارک و مُهنّــا باشد
روز شعـف و نشـاط دل هــا باشد
فرمود محمد که پس از رحلت من
بر خلق (علی) امیــر و مــولا باشد
سید محمّدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(از غدیر تا عاشورا)
آن دسـت که در غــدیــر خــم بالا رفت
بــا امــر خــــدای خــالــق یکتــــا رفت
دسـتیسـت کـه آوازهی آن در تــاریــخ
تا عــرش خـــدا به روز عــاشـورا رفت
سید محمدرضا شمس (ساقی)
@shamssaghi
هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
((اَلسَّلامُ عَلَیكَ یَـا اَمِیرالْمـُؤمِنـِین))
ا࿐❁❈❁࿐✿࿐❁❈❁࿐ا
#مدح
#عید_ولایت
#عید_غدیر_خم
#امیرالمؤمنین
(اکسیر ولایت)
تا ز دست ساقی بزم ولا ، ساغر زدم
پشت پا بر زمزم و بر چشمۀ کوثر زدم
تا که از دامان مادر ، اوفتادم بر زمین
دست بر دامان میر مؤمنین حیدر زدم
آری از روز ازل مهر علی بر قلب خود
کیمیاسان، بهر اکسیر ولایت بر زدم
چون به چشم دل خُم پاک غدیرش دیدهام
تا که مست معرفت گردم یکی ساغر زدم
نشئة الاولیٰ عیان دیدم به چشم معرفت
تا صبوحی ، از کف ساقیِ مَه پیکر زدم
از مِی خمخانهی عشقش چشیدم زآن سپس
بَر جم و جامش از آن می، تا ابد آذر زدم
تا شدم از بادهی مِهر و ولایش جرعه نوش
پرچم فرزانگی ، بر گنبد اخضر زدم
محور عدل و کرامت چون علی مرتضاست
چرخ عرفان و طریقت را بر این محور زدم
چون نهادم سر به خاک پای مولا از خلوص
نی عجب کز تاج «کرّمنا» به سر، افسر زدم
در طریق عشقِ آن دلبر ، ز اخلاص عمل
از همه دل بر گرفتم، دم از آن دلبر زدم
چونکه احمد شهر عِلم است و علیاش باب آن
من به کسب علم، سر بر حلقهی آن در زدم
صارم "نصرُ منَ اللَّه" از طفیل لافتیٰ
بر میان فرق بدخواهانِ بد اختر زدم
چون به سر دارد علی فرخنده تاج «هل اتیٰ»
من هم از «مُلکاً کبیرا» افسری بر سر زدم
اژدهای نفس روبَه کیش را غالب شدم
تا دم از شیر خدا ، مولای اژدر در ، زدم
قلعهی اندوه و حرمان را بر افکندم ز بُن
چون قدم ، اندر طریق فاتح خیبر زدم
پرچم «انّا فتحنا» را نمودم پایدار
زآنکه با «فتحاً مُبینا» بر صف لشکر زدم
تا علیٰرغم حسودان برکشیدم تیغ مدح
بر صف هیجا به عشق حیدر صفدر زدم
چون «یداللَّه فوق ایدیهم» بود شایان او
بوسه بر دست خدای اعظم اکبر زدم
ناخدا و رهبر کشتی عالم چون علیست
دل به بحر معرفت ، با مِهر آن رهبر زدم
دم زدم از مدح سلطان سریر ِ «انّما»
از طریق بندگی ؛ نی بهر سیم و زر زدم
زَاسب پیل آسای عشقم مات شد شاه و وزیر
شهسواران را پیاده ، بس ز میدان در زدم
نردبازان وفا را در قِمار عشق دوست
مهرهی آمالشان را جمله بر ششدر زدم
این مباهی بس بوَد کز راه عشق و معرفت
این رقم در مِدحتِ داماد پیغمبر زدم
تا بدانند اهل دل با بیدلی در راهِ دوست
دل به دریای ولای ساقی کوثر زدم
(شمس قم) نور ولا ، تابید دوش اندر دلم
کاین فروغ ایزدی از شمس، روشنتر زدم.
شادروان سید علیرضا شمس قمی
https://eitaa.com/shamseqomi
...........عید سعید غدیر............
عید غدیر ، روز ظهورِ ولایت است
فصل گشایش همه دَرهای رحمت است
کامل کند ولایت مولا، نظام دین
یعنی ولای اوست که اتمام نعمت است
فرمود مصطفی ،که علی حقّ و حق علیست
عالم بدون نور علی ،غرق ظلمت است
راه علی طریق فلاح است و بندگی
هر راه دیگری بجز از این ،ضلالت است
بی حبّ مرتضی نرسد کس به قرب حق
شرط قبول هر عملی قصد قربت است
نام علی گره بگشاید ز کار خلق
این اسم اعظمیست که اسرار خلقت است
در آیه ی مباهله او جان مصطفاست
یک روح در دو تن که تجلیّ حکمت است
نصب علی برای امامت به امر حق
تا روز حشر بر همه اتمام حجّت است
روز غدیر ساقی کوثر به سر نهاد
تاج ولایتی که شکوه امامت است
هر کس که بود همره احمد در آن مکان
بیعت نمود و گفت که این راه عزت است
کردند حاجیان همه بیعت در آن مکان
اما چه سود در دلشان بغض و نفرت است
بغضی که شعله زد به در خانه ی علی
یک تن نگفت بیت علی جای عترت است
آوخ که سوخت پشت در خانه کوثرش
آن سوره ای که معنی و تفسیر عصمت است
با آن جماعتی که شکستند عهد خود
دارم یقین، غدیر، سر آغاز نهضت است
هر کس شکست بیعت خود ، شد سقیفه ای
این ماجرا هنوز پر از درد و محنت است
روز غدیر دست علی گر بلند شد
در کربلا جدا ز تن مجد و غیرت است
در وادی غدیر ، علی شد امیر خلق
در کربلا حسین ولی غرق غربت است
چشم انتظار مانده "شقایق"،رسد ز راه
مولای ما که برق نگاهش ،عدالت است
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
۱۴۰۳/۴/۴
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
🪴❣﷽❣🪴
🌿🌱🍃🪴
🌿🌱🪴
🌿🪴
🌿
#سلام
🌼💫: #مدح_امیرالمومنین_حیدر
امیرُالحق، امیرُالعشق، امیرُالمومنینی تو
خدایی یا بشر؟ حیدر! نه آنی تو، نه اینی تو
تو را خواندند بیهمتا و رقصیدند در آتش
علی! تقصیر اینان چیست؟ وقتی اینچنینی تو
زبان شاعرانت میشوم، میپرسم از خالق:
چگونه آفریدت؟ کاینچنین شورآفرینی تو
گواهی میدهد خاتم، که خاتمبخشِ عشّاقی
الا یا ایها السّاقی! سخاوت را نگینی تو
من از میلاد تو در کعبه، از معراج، دانستم:
علیِ آسمانها اوست، اعلای زمینی تو
تو را نفسِ نبی خواندند و حیرانم، غدیر خم
امیر است او؟ امیری تو؟ امین است او؟ امینی تو؟
من از گمراهی بعضی به حیرت آمدم، آخر
گواهی داد حتی دشمنت، که بهترینی تو
فقط بر «لافتی الا علی» باید پناه آورد
چو با «لاسیف الا ذوالفقار»ت در کمینی تو
در ایمان و نبرد و هر فضیلت، اولین هستی
فقط در بازگشت از جنگ، حیدر! آخرینی تو
چه جای حیرت؟ او باید که شیر کربلا باشد
اگر استاد پیکار یل امالبنینی تو
امیدت شاید از این چاه کندن، آه! روزی بود
که از نخلی برای کوثرت، خرما بچینی تو
تو را با دستهای بسته میبردند و میپرسم:
دلیل خلق عالم! پس چرا تنهاترینی تو؟
فراریهای خیبر، پیش یک زن، نعره زن، اما
بمیرم فاتح خیبر! بلاگردان دینی تو
چه حکمتهاست در این قصه؟ ای مولای نازک دل!
که هر روز، این در و این کوچه را باید ببینی تو
«یمین» را میشمارم، تا صد و ده میرسم، یعنی:
که معنای یمین، مولای اصحابالیمینی تو
تو فاروقی، تو فرقانی، تو میثاقی، تو میزانی
صراطالمستقیمی تو، امامالمتّقینی تو
قسیمُ النّار و الجنّت، امیر هیبت و غیرت
امانی تو، امینی تو، علی! حِصن حصینی تو
تو شیر حق، تو کراری، ولیالله و قهاری
درِ علم نبی و نفس ختمالمرسلینی تو
یداللهی و سیفالله، روحالله و سرّالله
امیناللهی و یعسوبی و حبلالمتینی تو
معالحقی و وجهالله، نورالله و عینالله
چه میماند دگر از حق؟ همین است او، همینی تو
همه یک سو، تویی ساقی، تو در عینالبقا، باقی
علی! عینالحیاتی تو، علی! عینالیقینی تو
خراب آباد شعر من کجا؟ ناز قدمهایت؟
چرا اینگونه شاها! با گدایان مینشینی تو؟
📚 #قاسم_صرافان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
🌿
🌿🪴
🌿🌱🪴
🌿🌱🍀🪴🍃
ولادت با سعادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام مبارک باد
ای هفتمین شمس فروزان ولایت
جان تمام عاشقان بادا فدایت
باب الحوائج هستی ای باب کرامت
حاجات ما را با نگاهی کن عنایت
موسی به دربانی تو دارد مباهات
بی شک حریمت طور سینای هدایت
هفت آسمان و ساکنانش زائر تو
نومید هرگز کس نرفته از سرایت
لبخند تو آیینه ی مهر خداوند
حاتم گدای جود و احسان وسخایت
تفسیر کاظم میکنی با هر تبسم
عالم همه شیدای خُلق با صفایت
در روز میلاد تو ای ماه دل آرا
دارد شقایق دم بدم مدح وثنایت
حمید رضازاده "شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)