احوالنا ¹²⁸ :)
-
من روضه تورا شنیدم و زندهام هنوز ؛
این رسم عاشقی نبود ، خاك بر سرم .. !
احوالنا ¹²⁸ :)
-
خيلي بايد بلا سرت بياد تا بفهمي اين شعر و ؛
حسين ، آقام .. همه ميرن تو ميموني برام : )
احوالنا ¹²⁸ :)
از آدم بودن خستهم ، کاش نخلی بودم وسط بینالحرمین .
از آدم بودن خستهم ،
کاش سنگی بودم از سنگ های کنار ضریحت .
احوالنا ¹²⁸ :)
-
بعضی شبا دلم میخواد از خونه بزنم بیرون .
برم تو اتوبان تو خیابونااا یا هرجا ..
با صدای بلند داد بزنم ، بلند بلند گریه کنم و بعدش برگردم خونه و به زندگیه مزخرفم ادامه بدم ولی یادم میاد که من یه دخترم ..💔 : ) !
آوردن یه آدم جدید توی زندگیم ؟؟ .
نه ممنون ..
من هنوز زیر آوار ِکسیم که فکر میکردم قلبش خونمه .. 💔 :)